0

چاقاله بادوم و گربه دیوانه

 
papeli
papeli
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1388 
تعداد پست ها : 12866
محل سکونت : قم

چاقاله بادوم و گربه دیوانه

گربه

چاقاله بادوم و باباش

رفتند به یک مغازه

با همدیگه خریدند

ماهی خوب و تازه

چاقاله گرفت به دستش

پاکت ماهیارو

بعد هم بدو بدو کرد

تنها گذاشت بابا رو

دلش می‏خواست با ماهی

زود برسه به خونه

ولی رسید از آن دور

یه گربه دیوونه

گربه هه ماهیا رو

دزدید و زود فرار کرد

پرید و رفت رو دیوار

ماهیا رو ناهار کرد

اول ماهی رو پاک کرد

با پنجه و ناخوناش

بعد هم نشست و اونو

قورت داد با استخوناش

گربه
kb9j_img_3241.jpg

شهر من یک گل به نام حضرت معصومه دارد.

پنج شنبه 23 دی 1389  4:15 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها