0

کی آمد؟ کی در زد؟

 
papeli
papeli
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1388 
تعداد پست ها : 12866
محل سکونت : قم

کی آمد؟ کی در زد؟

تابستان

 

کی آمد؟ کی در زد؟

تق تق تق

 کی آمد؟

کی در زد؟

به باغ ما کی سر زد؟

 تابستان

با خورشید و آفتاب داغ

رسید و گفت: منم، منم

خورشید خانم یواشکی

نشسته روی دامنم

تابستان از راه رسید و دویدیم

تا که به سایه ای خنک رسیدیم

ما دویدیم توی اتاق

خنده کنان، خوشحال و شاد

مادر جونم فوری به ما

لباس تابستانی داد

وای که چقدر قشنگ و زیبا شدیم

مهمان تابستان و گرما شدیم

دنبال هم صف کشیدند

گل و گیاه و سبزه ها

سبزی و سیب زمینی داد

مزرعه قشنگ ما

نگاه کنید، سیب زمینی چه ها شد!

بزرگ تر از مشت من و شما شد!

تابستان از راه که رسید

انگور دانه دانه داشت

او مهربان بود و با خود

گرمک و هندوانه داشت

نشستیم و حسابی خوردیم از آن

داد کشیدیم: چه خوبی، ای تابستان!

گرما رسید از راه و ما

همه دویدیم سوی آب

ماهی شدیم، یکی یکی

شالاپ، پریدیم توی آب

کی آمد؟ کی در زد؟

مانند قورباغه شناگر شدیم

به! توی آب جو همه تر شدیم

جرجر و جر، جرجر و جر

باران چکید از آسمان

چکید توی حیاط و ما

هی دویدیم در زیر آن

باران، حسابی جر و جر کرد و رفت

لباس ما را، خیس و تر کرد و رفت

صدای ساز جیرجیرک

پیچید توی باغچه ما

انگاری قایم شده بود

آن بالا زیر شاخه ها

می خواستیم او را بگیریم که در رفت

از توی باغچه پر زد و سفر رفت

باز دویدیم تا مزرعه

به سوی گل های حنا

خواهر جونم گذاشت از آن

کجا؟ روی ناخن ما

داد کشیدم: وای که چه قدر قشنگ شد

ناخن ما مانند گل ها رنگ شد

شب شد و باز به گوش ما

ویز ویز پشه ها رسید

پشه یواش دور اتاق

چرخی زد و به ما رسید

ترسیدم از صدای ویز ویزش

وای که چه بد بود نیش ریز و تیزش

خورشید خانم از آن بالا

گرما می داد مثل چراغ

مثل کباب سوخته شدم

دوباره در آفتاب داغ

تابستان از وقتی که پیش ما بود

همبازی تمام بچه ها بود

kb9j_img_3241.jpg

شهر من یک گل به نام حضرت معصومه دارد.

پنج شنبه 23 دی 1389  4:09 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها