0

بايگاني شدن طرحي كه مي توانست بسياري از مسائل ايران را حل كند!: شوراي يافتن مديران شايسته

 
sadra_sn
sadra_sn
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 302
محل سکونت : زنجان

بايگاني شدن طرحي كه مي توانست بسياري از مسائل ايران را حل كند!: شوراي يافتن مديران شايسته

يكي از طرح هاي جالب دوران حكومت دكتر مصدق درست شش ماه پس از برانداخته شدن اين حكومت با كودتاي 28 امرداد 1332، به بايگاني سپرده شد كه اگر عملي شده بود به مسئله اي كه سهمي بزرگ در عقب ماندگي ايران دارد و زاينده مسائل ديگر است پايان داده مي شد.
     طبق اين طرح كه در اجراي تحقق دمكراسي واقعي، تامين پيشرفت كشور، پايان يافتن فساد اداري و خارج شدن امر انتخاب و بركناري مديران دولتي از دست وزيران و مقامات سياسي با مدتها مطالعه تهيه شده بود قرار بود يك شوراي دائمي خبرگان كه اعضاي آن از ميان كارشناسان بنام كشور بر حسب ضوابط دستچين و پس از تاييد مجلس منصوب شوند ايجاد گردد و كار آن، يافتن مديران شايسته، ميهندوست (نگران و در انديشه ملت) و ماهر در کار مربوط براي دستگاههاي عمومي پايين تر از معاون وزير باشد. مطابق اين طرح، قراربود اين مديران ازميان بهترين داوطلبان كه شايستگي آنان پس از بررسي كارشناسانه بر شورا محرز مي شد انتخاب و جهت انتصاب به دولت معرفي شوند و عزل آنان نيز به خواست دولت و ذكر دليل، از سوي همين شورا صورت گيرد. شورا اين اختيار را مي داشت كه پس از بررسي كامل دلايل دولت براي عزل با تشكيل جلسات علني حرفهاي فرد مورد نظر را بشنود و سپس تصميم بگيرد و اين اختيار را داشت كه با اكثريت آراء خواست دولت مبني بر عزل را رد كند و حكم به ادامه كار و ابقاء مدير بدهد. مرجع رسيدگي به شكايات مردم و كاركنان از عدم لياقت مدير نيز همين شورا بود كه قرار بود برحسب مورد و تخصص كميسيونهاي متعدد داشته باشد. اختيارات شورا اداري بود و تداخل در كار دادگستري به عنوان مرجع رسيدگي به تظلمات و اعلام جرم ها نبود.
    اگر اين طرح به همان صورت به اجرا درآمده بود، يك مدير دولتي ( مدير كل، مدير عامل و ...) مي توانست در برابر تصميم يك وزير و معاون وزير كه آن را خلاف قانون و قاعده و زيان آور به منافع كشور تشخيص مي داد بايستد و «اطاعت محض به دليل ترس از بركناري» از ميان مي رفت كه عامل انواع فساد اداري بوده است. به علاوه، مدير دولتي كه از سوي شورا معرفي مي شد، ضمن كار انتصاب خود را مديون وزير و مقامي ديگر احساس نمي كرد تا كور كورانه و نسنجده از دستورها اطاعت كند.
    دولت ژنرال زاهدي 29 بهمن 1332 تصميم گرفت از آنجا كه تهيه پيشنويس يك لايحه استخدام كشوري و قانون شوراي دولتي در دست تهيه است كه جانشين قانون سال 1301 استخدام و اصلاحيه هاي بعدي آن خواهند شد فعلا بررسي طرح ديگري در ميان نخواهد بود!.
     لايحه قانون استخدام كشوري که در بهمن 1332 به آن اشاره شده بود تا طرح زمان حكومت مصدق بايگاني شود، 13 سال بعد در خرداد 1345 به تصويب رسيد و در آن به شوراي مستقل «يافت، نصب و عزل مديران» هم اشاره نشده بود و مسائل اداري همچنان باقي ماند و پيچيده تر شد. در قانون مصوب 1345 عنوان ايجاد سازمان استخدام كشوري و بازنشستگي كه قبلا ضميمه وزارت دارايي بودند به ميان آمده بود كه اين سازمان راه حل مسئله استخدام و عزل و نصب مقامات نشده است كه مورد نظر طرح دوران دولت مصدق بود. لايحه قانوني سال 1345 قرار بود به صورت آزمايشي اجرا شود كه ماندگار شده است. در كشورهاي پيشرفته دقت در انتخاب مديران مياني كه مورد نظر در طرح زمان حكومت دكتر مصدق بود بسيار زياد است و هر انتصابي به صورت دادن اعلان در رسانه ها و پس از بررسي دقيق امتيازات داوطلبان و مصاحبه با آنان و اعلام نام برنده پيش از نهايي شدن انتصاب در جرايد، صورت مي گيرد تا مردم فرصت اظهار نظر داشته باشند و .... اصحاب فرضيه هاي مديريت هم نظر داده اند كه آسيب وارده از يك انتصاب نادرست براي جامعه بسيار وسيع و گاهي غير قابل جبران در طول يك نسل خواهدبود.

پنج شنبه 23 دی 1389  12:38 PM
تشکرات از این پست
sadra_sn
sadra_sn
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 302
محل سکونت : زنجان

کيفرخواست اعدام براي کريم پور شيرازي : شوراي يافتن مديران شايسته

پنجم اسفند 1332 دستگاه قضايي ارتش براي "اميرمختار كريم پور شيرازي" ناشر روزنامه توقيف شده "شورش" تقاضاي مجازات اعدام كرد. كريم پور كه پس از براندازي 28 امرداد خود را پنهان كرده و دو ماه بعد (در زرگنده قلهک) دستگير شده بود در روزنامه اش از وجود فساد ميان بستگان شاه مطلب نوشته و با واژه هاي صريح وي را مورد اهانت قرار داده بود. 24 اسفند 1332 (19 روز پس از صدور کيفرخواست) اعلام شد كه كريم پور در زندان آتش گرفته و سوخته است!. کريم پور در زندان دژبان مرکز بازداشت بود.

پنج شنبه 23 دی 1389  12:39 PM
تشکرات از این پست
sadra_sn
sadra_sn
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 302
محل سکونت : زنجان

کيفرخواست اعدام براي کريم پور شيرازي : شوراي يافتن مديران شايسته

پنجم اسفند 1332 دستگاه قضايي ارتش براي "اميرمختار كريم پور شيرازي" ناشر روزنامه توقيف شده "شورش" تقاضاي مجازات اعدام كرد. كريم پور كه پس از براندازي 28 امرداد خود را پنهان كرده و دو ماه بعد (در زرگنده قلهک) دستگير شده بود در روزنامه اش از وجود فساد ميان بستگان شاه مطلب نوشته و با واژه هاي صريح وي را مورد اهانت قرار داده بود. 24 اسفند 1332 (19 روز پس از صدور کيفرخواست) اعلام شد كه كريم پور در زندان آتش گرفته و سوخته است!. کريم پور در زندان دژبان مرکز بازداشت بود.

پنج شنبه 23 دی 1389  12:39 PM
تشکرات از این پست
sadra_sn
sadra_sn
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 302
محل سکونت : زنجان

کيفرخواست اعدام براي کريم پور شيرازي :

پنجم اسفند 1332 دستگاه قضايي ارتش براي "اميرمختار كريم پور شيرازي" ناشر روزنامه توقيف شده "شورش" تقاضاي مجازات اعدام كرد. كريم پور كه پس از براندازي 28 امرداد خود را پنهان كرده و دو ماه بعد (در زرگنده قلهک) دستگير شده بود در روزنامه اش از وجود فساد ميان بستگان شاه مطلب نوشته و با واژه هاي صريح وي را مورد اهانت قرار داده بود. 24 اسفند 1332 (19 روز پس از صدور کيفرخواست) اعلام شد كه كريم پور در زندان آتش گرفته و سوخته است!. کريم پور در زندان دژبان مرکز بازداشت بود.

پنج شنبه 23 دی 1389  12:39 PM
تشکرات از این پست
sadra_sn
sadra_sn
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 302
محل سکونت : زنجان

دستگيري سر لشكر زاهدي به اتهام چند توطئه ضد دولتي

ششم اسفند 1331 سرلشكر (بازنشسته) فضل الله زاهدي توسط ماموران آگاهي پليس بازداشت شد. اتهام وي تحريك افسران بازنشسته به اقدام مشترك برضد دولت وقت (حكومت دكتر مصدق) بود. وي متهم شده بود كه كانون افسران بازنشسته را تبديل به لانه توطئه بر ضد دولت منتخب مردم كرده و با برخي از دولتهاي بيگانه به ويژه انگلستان كه ايران را محاصره دريايي و تحريم اقتصادي كرده است در تماس است. دكتر مصدق كه پس از سلب بسياري از اختيارات نظامي شاه، وزير دفاع هم شده بود بسياري از افسران ارشد از جمله زاهدي را بازنشسته كرده بود ولي مانع تشكيل يك كانون از سوي آنان و دور هم جمع شدن و مذاكره كردنشان نشده بود زيرا كه به آزادي افراد به عنوان يك حق اساسي بشر وفادار مانده بود. از زاهدي كه شش ماه بعد پس از براندازي دولت دكتر مصدق، رئيس دولت شد درباره شورش مسلحانه ابوالقاسم خان بختياري در منطقه مسجد سليمان كه از اين رهگذر تلفاتي به نيروهاي مسلح وارد آمده بود نيز تحقيق شده بود. شايع شده بود كه عوامل انگلستان و نيز كانون افسران بازنشسته با ابوالقاسم خان تماس داشته و احتمالا محرك او در شورش مسلحانه، نافرماني از دولت متبوع و احيانا تصرف مناطق نفتخيز داشتند. در آن زمان دولت وقت واحدهاي لشكر دهم را براي سركوب ابوالقاسم خان و افراد مسلح او به مسجد سليمان فرستاده بود. زاهدي همچنين متهم شده بود كه شاه را تشويق به ترك كشور كرده تا نظاميان بر ضد دولت برانگيخته شوند و جوي به وجود آيد كه از محبوبيت دكتر مصدق كاسته شود و زمينه براندازي او فراهم گردد.
    گفته شده بود كه بيست نظامي بازنشسته و مقام ديگر و افراد سرشناس محلي در فهرست كساني هستند كه بايد دستگير مي شدند، ولي سرتيپ افشارتوس رئيس شهرباني وقت (پليس) دستگيري هاي ديگر را تاييد نكرد. وي گفته بود كه دستگيري زاهدي طبق دستور مقامات قضايي صورت گرفته است.
     در فهرست مورد بحث كه در برخي از نشريات تهران انتشار يافته بود، نام همان كساني برده شده بود كه در براندازي 28 مرداد (شش ماه بعد) دست داشتند از جمله «رشيديان» ها. موضوع تشويق شاه به خروج از كشور هم دو ـ سه روز بعد روشن شد و خود او اعلام كرد كه با همسرش ثريا وطن را ترك خواهد كرد (زيرا نمي تواند شرايط موجود را تحمل كند) كه ماجراي نهم اسفند 1331 روي داد و ....
    «تاريخ» نشان داد كه نرمش بعدي دولت در قبال ليست متهمان به توطئه و مجازات نشدن زاهدي سبب شد كه توطئه ادامه يابد و از جمله افشارتوس ربوده و مقتول و براندازي انجام شود.

پنج شنبه 23 دی 1389  12:40 PM
تشکرات از این پست
sadra_sn
sadra_sn
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 302
محل سکونت : زنجان

دستگيري سر لشكر زاهدي به اتهام چند توطئه ضد دولتي

ششم اسفند 1331 سرلشكر (بازنشسته) فضل الله زاهدي توسط ماموران آگاهي پليس بازداشت شد. اتهام وي تحريك افسران بازنشسته به اقدام مشترك برضد دولت وقت (حكومت دكتر مصدق) بود. وي متهم شده بود كه كانون افسران بازنشسته را تبديل به لانه توطئه بر ضد دولت منتخب مردم كرده و با برخي از دولتهاي بيگانه به ويژه انگلستان كه ايران را محاصره دريايي و تحريم اقتصادي كرده است در تماس است. دكتر مصدق كه پس از سلب بسياري از اختيارات نظامي شاه، وزير دفاع هم شده بود بسياري از افسران ارشد از جمله زاهدي را بازنشسته كرده بود ولي مانع تشكيل يك كانون از سوي آنان و دور هم جمع شدن و مذاكره كردنشان نشده بود زيرا كه به آزادي افراد به عنوان يك حق اساسي بشر وفادار مانده بود. از زاهدي كه شش ماه بعد پس از براندازي دولت دكتر مصدق، رئيس دولت شد درباره شورش مسلحانه ابوالقاسم خان بختياري در منطقه مسجد سليمان كه از اين رهگذر تلفاتي به نيروهاي مسلح وارد آمده بود نيز تحقيق شده بود. شايع شده بود كه عوامل انگلستان و نيز كانون افسران بازنشسته با ابوالقاسم خان تماس داشته و احتمالا محرك او در شورش مسلحانه، نافرماني از دولت متبوع و احيانا تصرف مناطق نفتخيز داشتند. در آن زمان دولت وقت واحدهاي لشكر دهم را براي سركوب ابوالقاسم خان و افراد مسلح او به مسجد سليمان فرستاده بود. زاهدي همچنين متهم شده بود كه شاه را تشويق به ترك كشور كرده تا نظاميان بر ضد دولت برانگيخته شوند و جوي به وجود آيد كه از محبوبيت دكتر مصدق كاسته شود و زمينه براندازي او فراهم گردد.
    گفته شده بود كه بيست نظامي بازنشسته و مقام ديگر و افراد سرشناس محلي در فهرست كساني هستند كه بايد دستگير مي شدند، ولي سرتيپ افشارتوس رئيس شهرباني وقت (پليس) دستگيري هاي ديگر را تاييد نكرد. وي گفته بود كه دستگيري زاهدي طبق دستور مقامات قضايي صورت گرفته است.
     در فهرست مورد بحث كه در برخي از نشريات تهران انتشار يافته بود، نام همان كساني برده شده بود كه در براندازي 28 مرداد (شش ماه بعد) دست داشتند از جمله «رشيديان» ها. موضوع تشويق شاه به خروج از كشور هم دو ـ سه روز بعد روشن شد و خود او اعلام كرد كه با همسرش ثريا وطن را ترك خواهد كرد (زيرا نمي تواند شرايط موجود را تحمل كند) كه ماجراي نهم اسفند 1331 روي داد و ....
    «تاريخ» نشان داد كه نرمش بعدي دولت در قبال ليست متهمان به توطئه و مجازات نشدن زاهدي سبب شد كه توطئه ادامه يابد و از جمله افشارتوس ربوده و مقتول و براندازي انجام شود.

پنج شنبه 23 دی 1389  12:41 PM
تشکرات از این پست
sadra_sn
sadra_sn
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 302
محل سکونت : زنجان

دستگيري سر لشكر زاهدي به اتهام چند توطئه ضد دولتي

ششم اسفند 1331 سرلشكر (بازنشسته) فضل الله زاهدي توسط ماموران آگاهي پليس بازداشت شد. اتهام وي تحريك افسران بازنشسته به اقدام مشترك برضد دولت وقت (حكومت دكتر مصدق) بود. وي متهم شده بود كه كانون افسران بازنشسته را تبديل به لانه توطئه بر ضد دولت منتخب مردم كرده و با برخي از دولتهاي بيگانه به ويژه انگلستان كه ايران را محاصره دريايي و تحريم اقتصادي كرده است در تماس است. دكتر مصدق كه پس از سلب بسياري از اختيارات نظامي شاه، وزير دفاع هم شده بود بسياري از افسران ارشد از جمله زاهدي را بازنشسته كرده بود ولي مانع تشكيل يك كانون از سوي آنان و دور هم جمع شدن و مذاكره كردنشان نشده بود زيرا كه به آزادي افراد به عنوان يك حق اساسي بشر وفادار مانده بود. از زاهدي كه شش ماه بعد پس از براندازي دولت دكتر مصدق، رئيس دولت شد درباره شورش مسلحانه ابوالقاسم خان بختياري در منطقه مسجد سليمان كه از اين رهگذر تلفاتي به نيروهاي مسلح وارد آمده بود نيز تحقيق شده بود. شايع شده بود كه عوامل انگلستان و نيز كانون افسران بازنشسته با ابوالقاسم خان تماس داشته و احتمالا محرك او در شورش مسلحانه، نافرماني از دولت متبوع و احيانا تصرف مناطق نفتخيز داشتند. در آن زمان دولت وقت واحدهاي لشكر دهم را براي سركوب ابوالقاسم خان و افراد مسلح او به مسجد سليمان فرستاده بود. زاهدي همچنين متهم شده بود كه شاه را تشويق به ترك كشور كرده تا نظاميان بر ضد دولت برانگيخته شوند و جوي به وجود آيد كه از محبوبيت دكتر مصدق كاسته شود و زمينه براندازي او فراهم گردد.
    گفته شده بود كه بيست نظامي بازنشسته و مقام ديگر و افراد سرشناس محلي در فهرست كساني هستند كه بايد دستگير مي شدند، ولي سرتيپ افشارتوس رئيس شهرباني وقت (پليس) دستگيري هاي ديگر را تاييد نكرد. وي گفته بود كه دستگيري زاهدي طبق دستور مقامات قضايي صورت گرفته است.
     در فهرست مورد بحث كه در برخي از نشريات تهران انتشار يافته بود، نام همان كساني برده شده بود كه در براندازي 28 مرداد (شش ماه بعد) دست داشتند از جمله «رشيديان» ها. موضوع تشويق شاه به خروج از كشور هم دو ـ سه روز بعد روشن شد و خود او اعلام كرد كه با همسرش ثريا وطن را ترك خواهد كرد (زيرا نمي تواند شرايط موجود را تحمل كند) كه ماجراي نهم اسفند 1331 روي داد و ....
    «تاريخ» نشان داد كه نرمش بعدي دولت در قبال ليست متهمان به توطئه و مجازات نشدن زاهدي سبب شد كه توطئه ادامه يابد و از جمله افشارتوس ربوده و مقتول و براندازي انجام شود.

پنج شنبه 23 دی 1389  12:41 PM
تشکرات از این پست
sadra_sn
sadra_sn
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 302
محل سکونت : زنجان

كشتار تيفوس در تهران اشغال شده

يازدهم اسفند 1321 رسما اعلام شد كه به علت دشواري هاي ناشي از اشغال نظامي ايران، كمبود خواروبار و درنتيجه سوء تغذيه (به سبب انتقال مواد غذايي به شوروي) و نيز استقرار نظاميان خارجي كه از جبهه هاي دوردست و آلوده منتقل شده بودند؛ در تهران بيماري تيفوس شيوع يافته است. اين بيماري از اواخر بهار آن سال مشاهده شده بود، ولي در آن زمان به حالت همه گير درنيامده بود. شدت تيفوس از تيرماه آغاز شده بود و در ماههاي بعد هر روز در تهران دهها تن از تيفوس جان مي سپردند. ماموران بهداشت با يافتن نشاني تيفوسي ها همسايگان را از رفت و آمد به منازل آنان و ديدارشان منع مي كردند. كمبود دارو هم مزيد برعلت شده بود و باعث افزايش تلفات مي شد. اين بيماري ناشي از فقر كه ناقل عمده آن «شپش» است تلفات سنگيني وارد ساخت. سوء تغذيه مردم به دليل حمل اجباري غلّه ايران به شوروي باعث گسترش بيماري هاي عفوني ديگرهم شده بود كه ضعف جسماني ناشي از كمبود غذا به رشد آنها كمك مي كند. اين تلفات سنگين استدلال آنان را كه مي گفتند اگر ارتش را مرخص نكرده و سربازان وطن دست به دفاع زده بودند شماري كشته مي شدند بي اعتبار كرد، زيرا كه تلفات جنگ به پايه مرگ از بيماري ها ناشي از اشغال نظامي نمي رسيد. تازه، جنگ دفاعي وظيفه مقدس يك ملت است حتي اگر شكست در چنين جنگي از قبل قابل پيش بيني باشد. در جنگ جهاني اول، تلفات در جبهه ها 5 ميليون و پانصد هزار و مرگ و مير از آنفلوآنزاي ناشي از آن جنگ 23 ميليون تن بود. از تيفوس تهران 65 سال گذشته است و هنوز روشن نشده كه چرا دولت وقت در تابستان آن سال (به جاي اسفندماه) شيوع آن را رسما اعلام نكرده، به مردم هشدار نداده و تدابير لازم را بعمل نياورده بود.

پنج شنبه 23 دی 1389  12:45 PM
تشکرات از این پست
sadra_sn
sadra_sn
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 302
محل سکونت : زنجان

اعتراض دكتر مصدق به شوروي

دكتر مصدق نماينده تهران در مجلس شوراي ملي در جلسه12 اسفند سال 1324 شديدا به شوروي كه حاضر به خارج ساختن نيروهايش از ايران نمي شد اعتراض كرد و سران مسكو را افرادي خواند كه به تعهد خود و ميثاقهاي جهاني و موازين بين المللي كه ضامن رعايت حقوق ملتهاست بي اعتنا هستند و بااين كار خود ، حاكميت ملتها و صلح جهاني را به مخاطره مي افكنند و كره زمين را به صورت جنگلي كه قوي ضعيف را پاره مي كند در مي آورند و تمدن بشر راتضعيف و نابود مي سازند. وي گفت كه مماشات با رهبران مسكو بر ميزان توقعات آنان مي افزايد ؛ جهان حساب و كتاب دارد بايد با سماجت قضيه را دنبال كرد. دكترمصدق گفت كه رهبران مسكو بايد بدانند كه ايران با تاريخ درخشان و مردم وطندوست خود اروپاي شرقي نيست. با انعكاس اين مطالب در رسانه هاي جهان ، كمتر از سه هفته بعد ترومن رئيس جمهوري آمريكا به شوروي اخطار كرد كه اگر نيروهايش را از ايران خارج نسازد آمريكا هم نيرو به ايران خواهد فرستاد.

پنج شنبه 23 دی 1389  12:47 PM
تشکرات از این پست
sadra_sn
sadra_sn
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 302
محل سکونت : زنجان

سالروز درگذشت دكتر مصدق احياء گر ناسيوناليسم ايراني و از مردان بزرگ تاريخ ايران

دكتر محمد مصدق استاد دانشگاه، سياستمدار، دولتمرد و ايراندوست نامدار، دشمن سرسخت استعمار ملل و سلطه گران، رهبر جنبش ملي كردن صنعت نفت ايران و رئيس دولت در سالهاي 1330، 1331 و پنج ماه اول سال 1332 چهاردهم اسفند 1345 در بيمارستان نجميه تهران (خيابان حافظ ـ نه چندان دور از چهار راه جمهوری اسلامی) فوت شد. در سالهاي حكومت او، ايران كه پرچم مبارزه با استعمار و سلطه را به دوش گرفته بود تحت فشار و تحريم اقتصادي و تهديد نظامي انگلستان بود كه يكي از سه قدرت آن زمان بشمار مي رفت. دكتر مصدق در تمامي طول عمر سياسي خود به دمكراسي، حقوق بشر و آزاديهاي مرتبط با آن عميقا وفادار بود. وي هنگام فوت 87 ساله بود.
     دولت دكتر مصدق كه مورد حمايت قاطبه ملت بود در كودتاي 28 امرداد سال 1332 که نتیجه توطئه مشترک انگلستان و آمریکا بود برانداخته شد، به زندان افتاد و پس از تحمل دوران زندان تا پايان عمر در روستاي احمد آباد ساوجبلاغ (نزديك كرج) به صورت غير قانوني تبعيد و در حصر قرار داشت.
     در روزهاي واپسين عمر كه شديدا بيمار بود اجازه داده شده بود به تهران و به بيمارستاني كه فرزندش در آن طبابت مي كرد منتقل شود. جز براي اعضاي فاميل، وي در اينجا هم ممنوع الملاقات بود و روزنامه نگاران حتي اجازه نزديك شدن به ساختمان بيمارستان را نداشتند و شبانه روز درخودروهاي خود مقابل ساختمان «پارك هتل» نشسته و گوش بزنگ خبر از داخل بيمارستان بودند. پس از فوت نيز دولت وقت، خود يك اطلاعيه چند سطري بسيار كوتاه دراين زمينه به روزنامه ها داد و از آنجا كه از مرده مصدق هم مي ترسيد اجازه برگزاري محلس ترحيم عمومي نداد. چون گروهي از مردم تهديد كرده بودند كه با پوشيدن لياس مشكي و يا گفتن تسليت به يكديگر با صداي نسبتا بلند ماتم خواهند گرفت؛ ساواك خبرچين هاي خود را مامور پرونده سازي، مخصوصا در مدارس و سازمانهاي دولتي كرده بود تا هركس از دكتر مصدق ياد كند و لباس مشكي پوشيده باشد نامش را گزارش كنند و بعدا دستگير شود.
     دكتر مصدق بر پايه عقيده خود كه شاه بايد سلطنت كند، نه حكومت در دوران زمامداري اش اختيارات حكومتي را از شاه گرفت. در زمان او انتشار نشريه، تشكيل حزب و برگزاري اجتماعات سياسي آزاد بود. وي تحرير و توزيع كتب درسي را از انحصار دولت خارج كرد تا كتابهاي تاريخ مدارس ديكته دولت و مبلّغ قدرتهاي خارجي مسلط بر ايران نباشند.
     مورخان معروف جهان دكتر مصدق را احياء گر ناسيوناليسم ايراني خوانده و نوشته اند كه به همين دليل، وي حاضر به سازش با بيگانگان بر سر منافع ايران نبود. به نوشته اين مورخان كه دكتر مصدق را از مردان بزرگ تاريخ ايران خوانده اند وي در جهان سوم چراغي را روشن كرد كه تا پايان «استعمار كهنه» روشن بود. وي به ملل تحت ستم هشدار داده بود كه پس از استعمار كهن (استعمار اروپايي كه از زمان يافتن راههاي دريايي ـ آغاز سده شانزدهم آغاز شده بود)، استثمار و سلطه با لباسی تازه برجاي آن خواهند نشست. به عبارت ديگر استعمارگران تنها لباس عوض مي كنند و .... پس از پيروزي انقلاب در بهمن ماه 1357، هرساله به مناسبت زادروز و وفات دكتر مصدق در آرامگاه او در احمدآباد كه از ابنيه ملي وطن بشمار آمده است مراسمي با حضور هزاران تن برگزار مي شود. در نخستين مراسم از اين دست كه در اسفندماه 1357 برگزارشد بيش از يكصد هزار تن از تهران و شهرهاي ديگر به احمدآباد رفته بودند. تا پايان سال 1356 بردن نام مصدق در رسانه هاي وطن، مدارس و سازمانهاي دولتي ممنوع بود.

پنج شنبه 23 دی 1389  12:48 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها