.... این موضوع جای بحث دارد امید که با طرح مطالب زیر اطلاعات مفیدی عاید شود.... شما عزیزان هم اگر مطالب بهتر و کاملتری دارید اضافه بفرمایید... ممنون
کلیدواژه: امی بودن، درس نخوانده، بیسواد.
پرسش: امی بودن به چه معناست؟ چرا به پیامبر ـ صلیاللهعلیهوآله ـ امی میگفتند؟
پاسخ: واژه امی یکی ازالقاب رسول اکرم ـ صلیاللهعلیهوآله ـ است که در قرآن سوره اعراف دوبار ذکر شده است.
معنای لغوی امی
کلمه امی از ماده «ام» است. به معنای مادر و «امی» در لغت به معنای، «درس نخواندن و ننوشتن»است و «ی» در این کلمه به معنای نسبت است مانند ایرانی
معانی مختلف امی
دانشمندان اسلامی معانی مختلفی را برای این واژه ارائه دادهاند. که میتوان به آنها اشاره کرد:
الف) امی یعنی کسی که از نظر خواندن و نوشتن به همان حالتی است که از مادر متولد شده به؛
ب) امی به معنای - امالقری - یعنی کسی که وطن او ام القرای است(مکه)؛
ج) امی به معنای امت باشد، یعنی کسی که از میان امت برخاسته نه از میان یک طبقه خاص.
تفاوت بی سوادی و جهل
و سؤال دیگری که مطرح است؛ آیا امی به معنای بی سوادی است؟ درست است که امی بودن بهمعنای درس نخواندن است، ولی میان درس نخواندن و بیسواد بودن با جاهل بودن ملازمهای نمیباشد؛ درست است که راه متعارف برای کسب دانش درس خواندن است، ولی علم پیامبر ـ صلیاللهعلیهوآله ـ از این روش متعارف و معمول به دست نیامده است، بلکه علم و دانش پیامبر ـ صلیاللهعلیهوآله ـ از طریق وحی الهی بوده که کاملترین و عالیترین روش هاست. به قول حافظ: نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت * به غمزه مسئلهآموز صد مدرس شد.
دیدگاه شهید مطهری
در اینباره شهید مطهری (ره) مینویسد: یکی از نکات روشن زندگی رسول اکرم ـ صلیاللهعلیهوآله ـ این است که درس نخوانده و مکتب ندیده است، نزد هیچ معلمی نیاموخته و با هیچ نوشته و دفتر و کتابی آشنا نبوده است، احدی از مورخان مسلمان و یا غیر مسلمان مدعی نشده است که آن حضرت در دوران کودکی یا جوانی چه رسد به دوران کهولت و پیری که دوران رسالت است، نزد کسی خواندن یا نوشتن آموخته است.
مردم عرب بالاخص اعراب حجاز در آن عصر به طور کلی مردمی بی سواد بودند افرادی از آنها که می توانستند بخوانند و بنویسند انگشت شمار بودند، امکان نداشت کسی که در آن زمان و محیط این فن را بیاموزد و در میان مردم به این صنعت معروف نشود.
دیدگاه کارلایل
و از طرفی خاورشناسان که به این امر اعتراف کرده اند چنانکه کارلایل در کتاب معروف الابطال میگوید: «یک چیزی را نباید فراموش کنیم و آن اینکه محمد ص هیچ درسی از هیچ استاد ی نیاموخته است، صنعت خط تازه در میان مردم عرب پیدا شده بود.»
فلسفه امی بودن پیامبر
فلسفه درس نخواندن پیامبر همانطوری که قرآن، به آن در سوره عنکبوت اشاره کرده است که اگر پیامبر ـ صلیاللهعلیهوآله ـ میتوانست بخواند و بنویسد مورد تهمت قرار میگرفت و میگفتند که این آیاتی که برای مردم میخواند، وحی الهی نیست؛ بلکه یا آنها را از خود میگوید یا کسی به او آموخته است، که این خود میتوانست در اذهان مردم شک و تردید ایجاد کند، که قران این را از زبان مخالفان بیان کرده است «و لقد نعلم انهم یقولون انما یعلمه بشر» ولی نخواندن و ننوشتن پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ این تهمت را خنثی کرد.
سخن امام رضا(ع) خطاب به عالم یهودی
چنانچه امام رضا ـ علیهالسلام ـ در مناظره با علمای ادیان مختلف خطاب به رأس الجالوس (عالم یهودی) فرمودند: «از جمله دلایل صدق پیغمبر ما آن است که او شخصیتی یتیم، تهیدست و چوپان بود، هیچ کتابی نخوانده و نزد هیچ استادی نرفته؛ با این حال کتابی آورد که حکایات پیامبران و خبر گذشتگان و آیندگان در آن آمده بود.»
نتیجه بحث
بنابراين امی بودن پيامبر به اين معناست كه آن حضرت قبل از وحی خواندن و نوشتن بلد نبود و جزء افراد باسواد مكه نبود؛ ولی پس از وحی بهسبب وحی به سرچشمه علوم متصل شد.
منبع: سایت اندیشه قم