0

بازی جدید جریان فتنه؛ از تقابل با نظام تا امتیاز گیری و تعامل

 
mehdiballa
mehdiballa
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389 
تعداد پست ها : 144
محل سکونت : مازندران

بازی جدید جریان فتنه؛ از تقابل با نظام تا امتیاز گیری و تعامل

بازی جدید جریان فتنه؛ از تقابل با نظام تا امتیاز گیری و تعامل

خبرگزاری فارس: تاكتیك جدید جریان فتنه بر چند محور استوار شد. این محورها از «تقابل با نظام» - در شكل رادیكالی آن - «آشتی و امتیازگیری از نظام» تا «تعامل با نظام اسلامی» در سطح خرد، گسترش یافته است.

A0786513.jpg

با نگاهی هر چند گذرا به تحركات جریان فتنه به خصوص پس از حركت انقلابی 9 دی سال 88 از سوی ملت ایران، واقعیاتی چند حاصل می‌شود كه در این زمینه نكاتی قابل طرح است:

1 - حالت اغما و یأس:
حركت خروشان مردم متدین و انقلابی ایران اسلامی در 9 دیماه سال 88 كه به واسطه انباشت نفرت از حركات تفرقه افكانانه و براندازانه سران و اصحاب فتنه، بخصوص هتك حرمت عاشورا به وقوع پیوست كل جریان فتنه را برای ماهها به حالت اغما و یأُس مفرط كشانید.
این حالت به حدی شرایط فتنه‌گران را بغرنج كرد كه هیچگاه نتوانستند از خیمه سنگین افكار عمومی علیه خود فرار كرده و برنامه‌های از پیش طرحی شده خود در به راه‌اندازی سیاه لشگر علیه مردم و انقلاب اسلامی را به پیش برند.

این شرایط به گونه‌ای بود كه حتی فتنه‌گران كه از چند ماه قبل با برنامه‌ریزی وسیع خارجی و داخلی در صدد تحت تاثیر قرار دادن 22 بهمن 88 بودند و حتی در پایگاه‌های خبری وابسته به محافل صهیونیستی،انگلیسی و امریكایی خود ، وعده «اتمام انقلاب اسلامی» در 22 بهمن را داده بودند نه تنها نتوانستند برنامه‌های خود را عملیاتی كنند كه حتی با رسوایی تمام، اعلام كردند كه دیگر «اقدام خیابانی» برای آنان كارساز نخواهد بود.
این حالت یاس و اغما به حدی بود كه منجر به هو شدن پروژه «اسب تروا» مهاجرانی و نبوی توسط ضد انقلاب خارجی و داخلی شد و آنان در ملاء عام اعلام كردند كه جریان فتنه زین پس باید تدابیر دیگری برای براندازی نظام دنبال نماید.

2 - حالت سرخوردگی، انفعال و انشقاق:
شكست سنگین جریان فتنه از جریان انقلابی كه نماد آن در توده میلیونی ملت در خیابان‌ها و پای صندوق‌های رای و .... در در دفاع از انقلاب و نظام اسلامی متجلی می‌شود باعث ریزش شدید بدنه آنان شد. این ریزش تا بدانجا رسید كه از بدنه آنها تنها جریانات ضد انقلاب نظیر بهائیت، توده‌‌ای‌ها، وابستگان نهضت آزادی، جبهه ملی، منافقین، سلطنت‌ طلبان، ماركسیست‌هاو... باقی مانده و صف ملت و فریب خوردگان از صف فتنه‌گران به كلی جدا شد. این حالت باعث شد تا سران فتنه و اصحاب میانی آن كاملا با سرخوردگی روبرو شده و خلاء عمیق فقدان پشتیبانی سیاه لشگر را برای خود جدی بگیرند.

از سوی دیگر آنها نمی‌توانستند در برابر توهین‌ها، تمسخرها و حتی كاریكاتورهایی كه از بی‌عرضگی‌شان در فضای ضد انقلابی و رسانه‌های وابسته به آنان منتشر می‌شد مقاومت به خرج داده و به شدت منفعل شدند.بدنه ضد انقلابی باقیمانده خواستار رهایی از شكست جریان فتنه بوده و بیش از سران فتنه كه در كاخ‌های شیشه‌ای شمال شهر تهران یا در سفارت‌خانه‌های استعمار پیر و... با هم جلسه می‌گذاشتند، این شكست و تحقیر سنگین را حس می‌كردند. از اینرو بود كه باصطلاح رهبران خود را به باد انتقاد و تحقیر گرفته و بی‌كفایتی آنان را در ادامه مسیر ضد انقلابی به رخ آنان می‌كشیدند.

طراحی كاریكاتور از سران فتنه كه در آن، تنها به بیانیه دادن پس از گذشت سالیان سال اكتفا كرده‌ ،برخی دیگر از آنان نیز در ترس و لرز به سر می‌برند، از همین حالت حكایت داشت. از سوی دیگر این حالت، باعث شد تا حمایت‌های بیرونی كه به صورت ویژه از سوی آمریكا، صهیونیسم و انگلیس شامل حال جریان فتنه بود نیز روندی نزولی و شیبی رو به افول تجربه كند. دشمنان رسمی جمهوری اسلامی پس از ناكارآمدی فتنه‌گران بود كه دست به تحریم اقتصادی - سلاح كهنه و زنگ زده همیشگی‌شان كه بیش از ایران خودشان را تحت تاثیر قرار می‌داد - یازیدند و بدین وسیله پیغامی ضمنی به سران و اصحاب فتنه دادند كه شما كاری از پیش نبرده و می‌توان از این پس شما را محذوف تلقی كرد.

این مشكلات باعث شد تا در میان اصحاب و سران فتنه‌گران نیز انشقاق عمده‌ای رخ داده و هر جریان، مقصر اصلی را تندروی فلان شخص یا بی‌عرضگی و عدم همراهی بهمان كس یا استراتژی‌ها و تاكتیك‌های شخص دیگر بدانند.
در این مقطع بود كه با ترتیب دادن برخی محافل، دعوت از شخصیت‌های رأس فتنه، نشاندن آنها به دور یك میز و گرفتن عكس یادگاری و انتشار آن در فضای عمومی، اتاق فكر جریان در صدد برآمد تا به بدنه ضد انقلاب خود امیدواری دهد و باصطلاح انشقاق‌ها و اختلافات را كتمان كرده و امیدواری - هر چند اندك برای در صحنه ماندن - به آنان تزریق نماید.

گو آنكه این خود به رسوایی جدیدتری برای آنان تبدیل شد .تناقض میان اخبار درونی اختلاف و شكاف فتنه‌گران با اخبار بیرونی نشست‌های وفاق میان سران، خود به جنجالی از درون جریان فتنه علیه راس این جریان مبدل شد كه حتی بعضی از سران فتنه نیز با انتشار سخنرانی و اعلام مواضع خود ،در دبروغی محض ، نشست وفاق را «اتفاقی»! و انتشار عكس آن را نیز «اقدامی نابخردانه» دانسته و سعی كردند از شدت فشار بدنه جریان، شانه خالی نمایند.

3 - حالت فرار به جلو:
برای خروج از بن بست پدید آمده، سران جریان فتنه دست به تاكتیك جدیدی زدند. این جریان سعی نمودند، حداقل‌های ادامه حیات خود را برای «فرصت جدید» رهایی از بن‌بست اخذ نمایند. چنین بود كه به ساماندهی مجدد تشكیلاتی اقدام كرده و به سراغ پروژه دیگری به نام «زندانیان» خود رفتند. این پروژه به گونه‌ای طراحی شده بود تا با دمیدن در آن، افكار عمومی را تحریك كرده، روحیه عطوفت و دل رحمی ملت را به میان كشیده و بدین وسیله نظام و انقلاب اسلامی را به چالشی كشند كه چه زندانیان برانداز را آزاد نموده و چه آنان را دربند نگاه دارد، توجهات به این زاویه معطوف شده و از زاویه اصلی كه عمق فتنه جریان برانداز بود، غافل نمایند.
در پس پرده نیز راس جریان، فرصت می‌یافت تا فشار افكار عمومی را تقلیل داده، خود را ناصحی مشفق معرفی كرده و از ظرفیت بازیگر پنهان برای عدم مواجهه صریح با ایشان نیز جلوگیری بعمل آورد.

این طراحی‌های پیش گفته، تاكتیك‌ها و استراتژی‌هایی بود كه بر روی كاغذ توسط اتاق فكر جریان فتنه تدوین شده و قرار بر آن بود تا مو به مو عملیاتی شود، اما «بصیرت» عمومی ملت و «چشم به فرمان» بودن آنان نسبت به تعیین خطوط حركتی از سوی رهبر فرزانه انقلاب اسلامی - دام ظله - باعث شد تا همگی این تاكتیك‌ها و راهبردها در نطفه خفه شده و اساسا عمق فكری نیز نیابد تا چه رسد به عمق اجرایی آن.

در این حالت بود كه مردم و نظام اسلامی با خلق چند رویداد، عمق اقتدار، صلابت و استحكام خود را نسبت به دشمن بیرونی كه به عنوان ملجاء و پناه سران فتنه بازیچه به شمار می‌رفت، نشان داده و بدین وسیله قدرت ضربه نوازی و ضرب شست خود را به معرض دید همگان نهاد.
شكار عبدالمالك ریگی، عنصر خبیث و عامل مستقیم موساد و سیا در آلمان، استقبال تكان دهنده، تاریخی و پرشور مردم لبنان از رییس جمهور اسلامی ایران در بیخ گوش رژیم صهیونیستی، استقبال بی‌نظیر مردم، مراجع تقلید، علما و اعلام مهمترین مركز جهان اسلام از مقتدای بصیر و هوشمند انقلاب اسلامی و نیز اجرای هوشمندانه و موفقیت آمیز بزرگترین طرح اقتصادی كشور - هدفمندسازی یارانه‌ها - در اوج آرامش و ثبات، همچنین غلبه دادن نگاه استراتژیك انقلاب اسلامی بر طراحی‌های پیچیده دیپلماسی دنیای غرب در نشست اخیر 1 + 5 و دهها نمونه دیگر، پالس‌هایی جدی و دندان شكن به تاكتیك‌ها و راهبردهای دشمنان بیرونی و فتنه‌گران داخلی بود.

چنین بود كه نه تنها طراحی‌های گذشته آنان را با شكست مواجه كرد كه بار دیگر موجب شد تا آنان با تغییر دادن تاكتیك، به شكست جدیدی اعتراف كنند، چرا كه در نزد اهالی سیاست، نفس تغییر تاكتیك، خود به منزله اعتراف به شكست و دور زدنی باطل در مسیری بن‌بست تلقی می‌شود.

4 - حالت بازی چندگانه از تقابل تا تعامل:
سران و اصحاب فتنه در گذر زمان از 9 دی 88 تا 9 دی 89 به این نتیجه قطعی رسیدند كه ادامه یافتن حركت فتنه به صورت گذشته بی‌شك راهی كاملا به ته دره و سرنوشتی بی‌تردید مفتضحانه برایشان خواهد داشت. چرا كه از یكسو حتی منجر به تشدید اختلافات و انشقاقات درونی در راس جریان خواهد بود. از سویی دیگر نمی‌توان از ظرفیت تمامی افراد موجود در میان اصحاب فتنه كه بعضی حتی در بدنه نظام - نظیر مجلس و ... - حضور دارند بهره برد و از دیگر سو تیغ مواجهه مردم و نظام با آنان را كه منجر به حذف همیشگی آنان خواهد شد ، تیزتر خواهد كرد و نیز بدلیل آزموده شدن و سوخته بودن این راه، اقبال عمومی حتی در بدنه ضد انقلاب جریان نیز كسب نخواهد كرد.

چنین شد كه تاكتیك جدید جریان فتنه بر چند محور استوار شد. این محورها از «تقابل با نظام» - در شكل رادیكالی آن - «آشتی و امتیازگیری از نظام» تا «تعامل با نظام اسلامی» در سطح خرد گسترش یافته است. در این تقسیم‌بندی براساس روحیه و نوع جایگاه هر فرد یا جریان و نسبت آن با حاكمیت، مسئولیت‌های متناسب تعریف شده و قرار است از ظرفیت هر موقعیت در جایگاه خود بهره‌برداری شود.

طراحی اتاق فكر جریان فتنه در شیوه جدید به گونه‌ای تدوین شده تا از چانه‌زنی با نظام برای بقاء حضور جریان فتنه در مناصب تا تعبیه شرط برای نظام نسبت به حضور مجدد در حاكمیت و نیز بالا نگاه داشتن ابزار و چماق حركات رادیكالی علیه نظام بر سر حاكمیت - به زعم سران فتنه بازیچه - گسترش یابد. تا بدین وسیله - به گمان باطل‌شان - نظام نیز دچار سردرگمی نوع مواجهه با ایشان شده بدین ترتیب فضا برای ادامه جریان در لایه‌ای جدید فراهم آید.

چنین است كه از یكسو برخی از اصحاب فتنه حاضر در حاكمیت با یكی از سران فتنه دیدار كرده و برخی دیگر برای ادامه چانه‌زنی با نظام و ایفاگری نقش «موازن» از این دیدار خودداری نمودند. همچنین در همین محور، "تنزل " فتنه عمیق و پیچیده سال 88 از براندازی طراحی شده علیه نظام و جمهور مردم به دعوای دو تندرو! بر سر ریاست جمهوری كه هر دو هم مقصر بوده و باید تنبیه شوند! در دستور كار قرار گرفته است.

در محور بعدی یكی از سران فتنه كه البته از روحیه «ترس» نیز برخوردار است و نمی تـوان كارهای تند رادیكالی را - هنگامی كه هیچكس از مردم او را همراهی نمی‌كند - به وی سپرد، می‌بایست با پررویی و وقاحت تمام بازی با نظام ترتیب داده وبه شرط و شروط با نظام اسلامی - كه خود قصد براندازی آنرا داشته و در این راه متحمل شكست شده - پرداخته و بدین وسیله اولا در درون نظام و گروه‌های اصولگرا تشتتی مبنی بر احتمال سازش و پذیرش با بخشی از جریان برانداز را مطرح ساخته و حفره سیاسی در یكپارچگی و یك صدایی ضرورت برخورد با فتنه‌گران پدید آورد و ثانیا: این تهدید برای نظام پدید آید كه در صورت عدم پذیرش شروط، فضا برای طیف رادیكال مهیا شده و در آنصورت چماق آنان را كسی نمی‌تواند مهار كند!

در محور سوم هم برای حفظ تابلو تقابل با نظام اسلامی و نیز ادامه یافتن مستمری‌های بیرونی - چه در قالب دلار و پوند و چه در قالب حمایت‌های سیاسی و امنیتی و بین‌المللی - می‌بایست جماعت شعبان بی‌مخ فتنه وارد صحنه مجازی شده و به تحریك و اعمال حركات ساختار شكنانه بپردازند. این سطح اما همچنانكه پیش از این نیز بیان شد، نمی‌بایست از سطح ادعا و تحرك در فضای مجازی به سطح اجرایی و عملیاتی بیرونی كشیده شود چرا كه از آن سیاه لشگر تعبیه شده نه لشگری مانده و نه قدرتی، اما صرف وجود چنین ظرفیتی به عقیده «بازیگر پنهان» و دیگر سران فتنه به عنوان بازار چانه‌زنی با نظام اسلامی لازم و ضروری دانسته شده است.

افتضاح تاكتیك چند گانه تعبیه شده جریان فتنه برای مواجهه با نظام اسلامی مستظهر به قدرت عظیم ملت ایران، بیش از آنكه نیاز به تبیین و استدلال باشد واضح و آشكار است.
جماعتی كه در اوج باصطلاح اقتدار و طمطراق خود كه با ابهام افكنی در میان مردم از آنان نیز جمعیت قابل توجهی به امانت گرفته - و البته نتوانست آنانرا حفظ نماید - و دشمان بیرونی را پابرهنه به حمایت و حتی اسم آوردن از آنان به وسط میدان كشیده بود، نیز نتوانست اندك لرزشی در بنای مستحكم انقلابی نظام اسلامی پدید آورد، امروز و با تبدیل شدن به «موش» بی‌یال و دم و اشكم چه می‌تواند از پیش برد؟

جریانی كه مردم مهر «باطل شد» را بر كل جریان آنان از رأس تا پیكر و بدنه در 9 دیماه 88 و 89 نواخت و نفاق آنان را در پس لایه‌های بسیار پیچیده فتنه و غبار افكنی باز شناخت و محكومیت آنان را در فضای عمومی اعلام كرد، امروز با رنگ عوض كردن چه می‌تواند انجام دهد؟
آیا مردمی را كه قریب سی و چند سال پیش عمق بصیرت خود را به گونه‌ای نشان دادند كه با تعویض نخست وزیر از سوی پهلوی شعار پر مفهوم «ما می‌گیم شاه نمی‌خوایم نخست وزیر عوض می‌شه، ما می‌گیم ... نمی‌خوایم پالون ... عوض می‌شه» را در خیابان‌ها سر دادند، امروز و با تجربه اندوزی سی و دو ساله انقلاب اسلامی، می‌توان با تقسیم كاری چنین رسوا، فریب داد؟
بازی "احتیاط "، "میانه‌روی " و "رادیكالیسم "از سوی كسانی‌كه مردم آنان را به كلی طرد كردند،مفهومی جز بازی‌های كودكانه می‌تواند داشته باشد؟
آیا نظام اسلامی را كه امریكای جهان‌خوار را به گونه‌ای به زانو در آورده كه به التماس از او درخواست مذاكره كرده و در دنیا اعتراف به ناكارآمدی سیاست‌هایش بدون همكاری ایران اسلامی می‌كند را می‌توان با تدابیری چنین بچه‌گانه به زانو در آورد؟

سران و اصحاب فتنه بازیچه دشمن باید زین پس به عقل معاش روزانه خود نیز شك كنند و البته جای دوری نمی‌رود كه اطرافیان‌شان برای آنان من‌بعدازاین، حكم «زوال عقل» و «حجر» گرفته و قیم برای آنان تعیین نمایند.مردم كه به كلی آنان را مجنون می‌دانند.
یادداشت از: محمد سعید ذاكری

 

پایگاه اینترنتی سربازان رهبر

پنج شنبه 23 دی 1389  11:45 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها