0

حجاب و تاریخ

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

حجاب و تاریخ

ریشه یابی تاریخی چالش حجاب بانوان در دنیای اسلام

موضوع پوشش بانوان و حجاب آنها در میان جامعه، یکی از مباحث بحث برانگیز در دوران معاصر است و سوالات فراوانی را در پی داشته است. اما سوال اساسی این است که مساله حجاب از چه زمانی به عنوان یک بحث چالشی در آمده است؟

حجاب، پوشش، چادر


مساله پوشش زن و مرد و میزان و اندازه آن که امروزه بیشتر از آن با عنوان «حجاب» یاد می شود، یکی از مباحث چالشی دوران امروز است که هم جوامع مختلف اسلامی به صورت ویژه و هم دیگر جوامع بشری به صورت عمومی با آن در ارتباط اند.
اگرچه موضوع حجاب یکی از موضوعات مورد وفاق تمامی مذاهب اسلامی است، اما در سده های اخیر، شبهات و پرسش های متعددی پیرامون آن مطرح گردیده است. اما باید دید که انبوه پرسش ها و شبهات کنونی از کجا شکل گرفته و روند تاریخی آن چگونه بوده است؟ چرا که شناخت تاریخی نسبت به این مساله پاسخگویی به بسیاری از پرسش های دیگر را نیز سهل و آسان خواهد نمود.
 

بررسی روند تاریخی القاء شبهات مرتبط با حجاب

همانطور که گفته شد موضوع پوشش بانوان و حجاب آنها در میان جامعه، یکی از مباحث بحث برانگیز در دوران معاصر است و سوالات فراوانی را در پی داشته است. اما سوال اساسی این است که مساله حجاب از چه زمانی به عنوان یک بحث چالشی در آمده است؟

آیا این موضوع از همان ابتدای تشریع و از همان دورانی که به عنوان یک وظیفه بر گردن مسلمانان قرار داده شد و به عنوان یک قانون شرعی از زبان قرآن به مسلمانان ابلاغ گردید، به عنوان یک موضوع چالشی مطرح بوده و یا اینکه پذیرش آن به راحتی انجام پذیرفته است؟ آیا گذر زمان در گسترش این شبهات نقشی داشته است؟

آیا بخشی از پرسش ها و شبهات و ایراداتی که امروزه بیان می شود، در دوران تشریع قانون حجاب نیز، از جانب مسلمانان و یا غیر مسلمانان و مخالفان اسلام ایراد شده است و یا اینکه انبوه سوالات امروزی در گذر زمان رشد کرده و به مرور زمان بر تعداد شبهات مرتبط با حجاب و پوشش بانوان افزوده شده است؟

به خدا قسم من برتر از زنان انصار ندیدم. آنها نسبت به کتاب خدا بیشترین پذیرش و تصدیق را داشتند. همین که آیات سوره نور در مورد حجاب و پوشش بانوان نازل شد، مردانشان این آیات را برای همسر و دختر و خواهر و دیگر نزدیکانشان تلاوت کردند. از آن پس حتی یک نفر از بانوان دیده نشد مگر آنکه با روپوش (روسری یا چادر) بیرون می آمد.

آیا رشد فزاینده این پرسش ها و شبهات امروزی از دوره ای خاص آغاز گردیده و با حادثه و یا تفکری خاص در ارتباط است؟
ریشه یابی تاریخی شبهات مطرح شده در این موضوع می تواند از یک سو انگیزه بسیاری از پرسش ها و شبهات را هویدا کند و از سوی دیگر پاسخی ریشه ای برای بسیاری از آنها باشد.
 

تشریع قانون حجاب و چگونگی مواجهه مردم با آن در دوران رسول خدا (صلی الله علیه و آله)

شواهد تاریخی متعدد نشان می دهد که جامعه دوران پیامبر(صلی الله علیه و آله) در برابر قانون متعالی پوشش بانوان، نه تنها موضع منفی نداشته بلکه پذیرش جامعه آن دوران نسبت به این مساله بسیار عادی و حتی پسندیده بوده است.

برای نمونه سیوطی از کتب متعدد روائی، تاریخی و تفسیری از عایشه همسر پیامبر(صلی الله علیه و آله) چنین نقل می کند:
«و الله ما رأيتُ أفضل من نساءِ الأنصارِ أشدّ تصديقاً لكتابِ الله و لا ايماناٌ بالتنزيلِ لقد أنزلت سورة النور ـ وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُيُوبِهِنَّ ـ انقَلَبَ رجالَهنّ إليهن يَتلون عَليهنّ ما أنزلَ إليهنّ فيها و يتلو الرجلُ على امرأتِهِ و بنتِهِ و أختِهِ و على ذى قرابتِهِ؛ فما مِنهنّ امرأةٌ الا قامت إلى مِرطِها فاعتجرت به تصديقا و ايمانا بما أنزل الله في كتابه فاصبحن وراء رسول الله صلى الله عليه و سلم للصبح معتجرات كأن على رؤوسهن الغربان.» (سیوطی، الدر المنثور فی التفسیر بالماثور، قم، کتابخانه آيت الله العظمی مرعشی نجفی (ره)، ۱۴۰۴، ج 5، ص42)
«به خدا قسم من برتر از زنان انصار ندیدم. آنها نسبت به کتاب خدا بیشترین پذیرش و تصدیق را داشتند. همین که آیات سوره نور در مورد حجاب و پوشش بانوان نازل شد، مردانشان این آیات را برای همسر و دختر و خواهر و دیگر نزدیکانشان تلاوت کردند. از آن پس حتی یک نفر از بانوان دیده نشد مگر آنکه با روپوش (روسری یا چادر) بیرون می آمد. بنابراین آنها معجر و روسری خود را به جهت پذیرش قول خدا و ایمان به آنچه که در قرآن نازل شده بود، بر سر کردند. صبح فردای آن روز، همگی برای نماز صبح حاضر شدند در حالی که سرهایشان (با روسری یا چادر مشکی) چنان پوشیده بود که گوئی کلاغ روی سرشان نشسته است.»

بنابراین پذیرش این قانون از سمت مسلمانان از همان ابتدا بدون چالش و درگیری و بحث و گفتگویی موضع گیرانه بوده و مسلمانان به راحتی هم با اصل این قانون و هم با مبنای قرآنی آن کنار آمده اند.
 

آیا بخشی از پرسش ها و شبهات و ایراداتی که امروزه بیان می شود، در دوران تشریع قانون حجاب نیز، از جانب مسلمانان و یا غیر مسلمانان و مخالفان اسلام ایراد شده است و یا اینکه انبوه سوالات امروزی در گذر زمان رشد کرده و به مرور زمان بر تعداد شبهات مرتبط با حجاب و پوشش بانوان افزوده شده است؟

 وضعیت حجاب پس از دوران رسول خدا(صلی الله علیه و آله)


نگاهی گذرا به وضعیت حجاب در دوران های مختلف و در بلاد گوناگون اسلامی نیز حاکی از ادامه تقریبی همین مسیر است. اگرچه ممکن است در برخی از دوران ها پایبندی به این مساله در میان مسلمانان کمتر و یا بیشتر شده باشد و یا اینکه در دربار سلاطین و یا اشراف جامعه، وضعیتی نه چندان مناسب گزارش شده باشد، اما گزارش قابل اعتنائی از رویاروئی فکری و اعتقادی و یا درگیری اجتماعی و یا فرهنگی پیرامون این مساله مشاهده نمی شود.
 

آغاز چالش بر سر مساله حجاب

از آنچه گفته شد روشن می شود که چالش های کنونی در مساله حجاب و پوشش بانوان، مساله ای نوپدید است که نه از لحاظ مبنائی و فکری و اعتقادی و نه از لحاظ اجتماعی و فرهنگی ریشه در گذشته مسلمانان ندارد.

اگرچه ممکن است در سرتاسر تاریخ اسلام تا دوران معاصر، برخی از به ظاهر مسلمانان پایبندی به مساله حجاب و عفاف نداشته اند اما با این حال در میان جوامع اسلامی هیچ مخالفت سازمان دهی شده فکری و اعتقادی در قالب شبهات و شایعات و اتهامات وجود ندارد و همچنین هیچ گونه جنبش اعتراضی اجتماعی و فرهنگی نیز قابل رویت نیست.

بنابراین ریشه اکثر قریب به اتفاق این پرسش ها و شبهات و ایرادات فکری و اعتقادی و همچنین پایه تمامی جنبش های ساختارشکنانه اجتماعی و فرهنگی در جوامع اسلامی، به حدود صد ساله اخیر باز می گردد و پیش از آن پیشینه قابل توجهی برای آن نمی توان یافت.
اما باید توجه داشت که این حوادث و رخدادها در میان جوامع اسلامی یک جنبش اصیل اجتماعی و سیاسی نبوده و تنها بازتابی از تحولات همه جانبه دنیای غرب بوده است. چرا که این رویدادهای نامبارک یا به صورت هجوم مستقیم تفکرات غرب گرایانه انجام پذیرفته و یا توسط عوامل خود فروخته و یا سردمداران فاسد در سه کشور ترکیه، ایران و افغانستان صورت پذیرفته است.
به همین جهت باید گفت که تحولات فرهنگی، اجتماعی و اعتقادی کشورهای اسلامی در صد ساله اخیر که خود را در مساله حجاب بانوان به عنوان مهمترین نماد مسلمانان ظهور و بروز داده است، مدلول تحولات گسترده جهان غرب در عرصه های مختلف اعتقادی و فرهنگی بوده و به عنوان یک حرکت اصیل اسلامی به حساب نمی آید.
ادامه دارد .....

دوشنبه 14 اسفند 1396  1:38 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:حجاب و تاریخ

ممنوعیت چادر در دانشگاه شیراز

محمدرضا شاه گمان می‌کرد تنها با پرهیز از اقدامات وحشیانه پدر و استفاده از قدرت رسانه‌ها و اقدامات ضدفرهنگی می‌تواند به دوران حجاب و مخصوصا چادر در ایران پایان دهد، اما تاریخ نشان داد که پهلوی دوم همان قدر ناموفق بود که پهلوی اول.

چادر

حجاب همواره مسئله‌ای بوده که در طول زمان‌های مختلف با فراز و نشیب‌های فراوانی همراه بوده است. فراز و نشیب‌هایی با رنگ و بوی منع و مخالف با حجاب. اما این رویه در دوران رضاشاه به اوج خود رسید تا جایی که به زور چادر از سر بانوان ایرانی برداشته شد. مخالفان منع حجاب در دوره رضاشاه به سختی زیر فشار و تهدید بودند و چاره‌ای جز سکوت نداشتند. اعتراضاتی همچون قیام مسجد گوهرشاد هم با تهاجم وحشیانه مزدوران روبرو شد و بسیاری از مردم مسلمان در کنار حرم امام رضا (علیه‌السلام) به خاک و خون کشیده شدند.
اول مهر ماه ۱۳۴۸، همزمان با بازگشایی مدارس و دانشگاه‌ها در سراسر کشور، دانشجویان دانشگاه شیراز با بخشنامه‌ای مواجه شدند که پوشیدن چادر را برای دختران ممنوع می‌کرد. در سال ۱۳۵۲ نیز وزیر آموزش و پرورش در برابر پوشیدن چادر از سوی دختران دبیرستانی ایستاد. همچنین نمونه‌های فراوان مشابهی از اینگونه حرکت‌ها می‌توان در دوره پهلوی دوم یافت.
محمدرضا شاه نتوانست و یا شاید نخواست سیاست‌های پدرش رضاشاه را درباره منع حجاب و چادر پی بگیرد، اما با روشی متفاوت به دنبال حذف چادر و پوشش اسلامی از جامعه بود. رضاشاه گرچه توانسته بود با سیاست‌های ظالمانه و به زور سرنیزه، حجاب بخشی از زنان جامعه را بردارد و زنان بسیاری را ناچار به ماندن در خانه‌ها کند، اما برکناری و تبعید او به جزیره موریس، بخش مهمی از کوشش‌های ۱۵ ساله او را بر باد داد.
مخالفان منع حجاب در دوره رضاشاه به سختی زیر فشار و تهدید بودند و چاره‌ای جز سکوت نداشتند. اعتراضاتی همچون قیام مسجد گوهرشاد هم با تهاجم وحشیانه مزدوران روبرو شد و بسیاری از مردم مسلمان در کنار حرم امام رضا علیه‌السلام به خاک و خون کشیده شدند. با این حال پایان دوران رضاخان دوباره مخالفان منع حجاب را به جنب و جوش انداخت و نامه‌نگاری به شاه جوان و ضعیف آغاز شد.

نامه‌هایی برای پایان قانون ضد حجاب

مهرماه ۱۳۲۰ آیت‌الله سید ابوالقاسم کاشانی در نامه‌ای شدیداللحن به نخست‌وزیر وقت خواستار کم کردن فشار بر زنان محجبه شد. آیت‌الله سید حسین طباطبایی بروجردی از مراجع وقت نیز در سال ۱۳۲۳ نامه‌ای به شاه نوشت و از او خواست قانون منع اجباری حجاب را لغو کند.

جشن هنر شیراز در سال ۱۹۷۷ از نظر کثرت صحنه‌های اهانت‌آمیز به ارزش‌های اخلاقی ایرانیان، از جشن‌های پیشین فراتر رفته بود.


زنان چادری دوباره به خیابان‌ها بازگشتند و دوران سیاه استفاده از قوه قهریه برای مبارزه با حجاب اسلامی به پایان رسید. دورانی که بر اساس منابع تاریخی، زنان باحجاب را به اتوبوس‌ها راه نمی‌دادند، پاسبان‌ها با بی‌رحمی تمام زنان چادری را کتک می‌زدند و به آنها اهانت می‌کردند و ماموران حتی با پارچه‌هایی که زنان به جای چادر بر سر می‌انداختند نیز به شدت برخورد می‌کردند و آنها را پاره می‌کردند.

عقب‌نشینی از زور؛ ادامه مبارزه با حجاب

پهلوی دوم در کتاب «ماموریت برای وطنم» که در سال ۱۳۴۱ نوشته شده است، با وجود تایید رویکرد پهلوی اول، به تلویح از روش رضاخان تبری می‌جوید و می‌گوید: «مسئله کشف حجاب نمونه‌ای از اقدامات اصلاحی پدرم بود و همین که پدرم از ایران خارج شد در اثر پاشیدگی اوضاع در دوران جنگ، بعضی از زنان مجددا به وضع اول خود برگشتند و از مقررات مربوط به کشف حجاب عدول کردند.»
او سپس به تفاوت رویکرد حکومت جدید اشاره می‌کند و می‌گوید: «ولی من و دولت من از این تخطی چشم‌پوشی کردیم و ترجیح دادیم که این مسئله را به سیر طبیعی خود واگذاریم و برای اجرای آن به اعمال زور متوسل نشویم. امروز در شهرها و قصبات ایران زنان با حجاب دیده می‌شوند ولی روز به روز از عده این زنان می‌کاهد و به تدریج از میان می‌رود.»
این بخش از کتاب شاه، به روشنی نشان دهنده اهداف او در جهت زدودن کامل حجاب از چهره جامعه اسلامی ایران بوده است که البته هیچ گاه به واقعیت نینجامید و در جریان انقلاب بهمن ۵۷، زنان چادری در بسیاری از تظاهرات‌ها دیده می‌شدند.

استفاده از سینما و فرهنگ به جای قوای قهریه

اعتراضات مخالفان منع حجاب به جایی رسید که ۱۰ دی ۱۳۲۲، سیاست ممنوعیت حجاب از اولویت‌های حکومت پهلوی خارج شد. با این حال حکومت پهلوی ساکت نننشست و از راه دیگری وارد شد. مقایسه قوانین مرتبط با سانسور در سینماها و موسسات نمایشی نشان می‌دهد که در سال ۱۳۲۱ مواردی از جمله «روابط نامشروع زنان شوهردار»، «زنان لخت» و موارد دیگر منع شده است، اما این نمونه‌ها در آیین‌نامه مصوب در سال ۱۳۴۴ حذف شده و به منع نمایش «جزئیات روابط جنسی منحصرا به منظور ارضای خواست‌های پست و جلب مشتری» و همچنین «آن قسمت از اندام برهنه زن و مرد، دختر یا پسر که عیان ساختن آن عفت عمومی را جریحه‌دار می‌کند.» اکتفا شده است.
با این حال همین قوانین هم با جدیت اعمال نمی‌شدند؛ چنان‌که نمایش روابط جنسی و بدن برهنه زنان در فیلم‌های داخلی و خارجی در سینماها سرانجام به جایی رسید که ساواک در گزارشی که در تاریخ ۲۸ آذر ۱۳۵۱ تنظیم شده می‌نویسد: «اخیرا سینماهای تهران فیلم‌هایی که باعث تحریک جوانان به فساد می‌شود بر روی اکران سینما آورده و این موضوع باعث عصبانیت اکثر مردم شده است.»

جشن‌های هنر شیراز؛ تابوشکنی از برهنگی

یکی دیگر از جلوه‌های روشن مبارزه آرام پهلوی دوم با حجاب و دیگر مظاهر اسلام در جامعه، برگزاری جشن‌های هنر شیراز بود. جشن‌هایی که در سال‌های اوج درآمدهای نفتی برگزار شد و شاه بیش از همیشه احساس قدرت و شکوه می‌کرد. اولین دوره جشن هنر شیراز در سال ۱۳۴۶ برگزار شد. در دوره هفتم این جشن‌های سالانه، بازیگر تئاتر «ملوس‌ها و نسناس‌ها» بر روی سن برهنه شد و تلاشی جدید برای تابوشکنی از برهنگی در جامعه ایرانی کلید خورد.
در ۹ دی ۱۳۵۵، سندی به تصویب دولت و شخص شاه رسید که در آن ضمن «حقیر کننده» خواندن پوشش چادر، در سه بخش اقدامات درازمدت، کوتاه‌مدت و جنبی، راهکارهایی برای مبارزه با چادر و حجاب اسلامی پیشنهاد شده بود.
ممنوع کردن چادر برای دانش‌آموزان و دانشجویان، ممنوعیت استفاده از چادر برای زنان کارمند، محرومیت زنان چادری کارمند از دسترسی به مقام و موقعیت‌های مختلف، ممنوعیت ورود زنان چادری به وزارتخانه‌ها و سازمان‌های دولتی، ممنوعیت مسافرت زنان چادری با شرکت هواپیمایی ملی ایران و...، بخشی از پیشنهادهای کوتاه‌مدت این سند است. این سند همچنین تاکید ویژه‌ای بر همکاری وسایل ارتباط جمعی و رسانه‌ها برای جایگزین کردن مانتو و روسری به جای چادر داشته است.
در همین سال بود که بیشترین تابوشکنی‌ها در جشن هنر شیراز رخ داد که برهنه شدن بازیگری به نام «آشور بانیپال بابلا» پشت ویترین یک مغازه و روی صحنه رفتن زنی کاملا برهنه در نمایش «کشتی جنون» بخشی از این اتفاقات بود.

اگر این نمایش در وینچستر انگلیس بود

شدت شوک این اقدامات زننده به حدی بود که آنتونی پارسونز، سفیر وقت بریتانیا در ایران، در کتاب خاطرات خود می‌نویسد: «جشن هنر شیراز در سال ۱۹۷۷ از نظر کثرت صحنه‌های اهانت‌آمیز به ارزش‌های اخلاقی ایرانیان، از جشن‌های پیشین فراتر رفته بود.»
پارسونز با بیان اینکه صحنه تجاوز به عنف به طور کامل و نه به طور نمایشی و وانمودسازی در پیاده‌رو خیابان و در برابر چشم همگان اجرا شده است، به گفت‌وگوی خود با محمدرضا پهلوی اشاره می‌کند و می‌گوید: «به او گفتم اگر چنین نمایشی به طور مثال در شهر وینچستر انگلیس هم اجرا می‌شد، کارگردان و هنرپیشگان آن جان سالم به در نمی‌بردند. شاه مدتی خندید و چیزی نگفت.»
محمدرضا شاه گمان می‌کرد تنها با پرهیز از اقدامات وحشیانه پدر و استفاده از قدرت رسانه‌ها و اقدامات ضدفرهنگی می‌تواند به دوران حجاب و مخصوصا چادر در ایران پایان دهد، اما تاریخ نشان داد که پهلوی دوم همان قدر ناموفق بود که پهلوی اول.
در شهريور 1356 و مصادف با ماه مبارك رمضان و آگوست 1977 میلادی، شهر شيراز یک هفته شاهد نمايش‌ها و صحنه‌هاي وقيحي بود كه حكومت شاه از آن به عنوان «جشن هنر» ياد كرده و هزينه‌هاي سنگيني را صرف اجراي آن نمود. هدف از برگزاري اين جشن كه همه ساله براي اجراي مجدد آن سعي و كوشش به عمل آمد، استحاله فرهنگي اسلامي مردم و باز كردن راه نفوذ فرهنگ غرب به داخل كشور بود.


منابع: خبرگزاری مهر / مشرق نیوز

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
دوشنبه 14 اسفند 1396  1:42 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:حجاب و تاریخ

نگاهی به مقدمات کشف حجاب؛

مقابله با حجاب از چه زمانی آغاز شد؟

به راستی مسئله کشف حجاب از چه زمانی آغاز شد و آیا پروژه کشف حجاب واقعا در زمان رضاشاه کلید خورد؟ و اگر قبل از آن شروع شده است، چه گروههایی در گسترش این انحراف مذهبی نقش داشته‌اند؟

حجاب زنان  ماجرای کشف حجاب در دوره رضاشاه به نوعی اعلام جنگ حکومت پهلوی اول با مردم بود. مردمی که تا پیش از این به هیچ‌وجه بدون پوشش نامتعارف در انظار جامعه ظاهر نمی‌شدند، به ناگه امر شدند که یکی از احکام دینی خود را به کنار بنهند. طبیعی است تحقق این خواسته حکومت ممکن نبود. حتی حکومت پهلوی نیز از این مسئله آگاه بود که جنگ سختی را با جامعه در پیش گرفته است. اما بر مبنای رویکرد سطحی‌ای که نسبت به مدرنیته داشت، تحقق این امر را اجتناب‌ناپذیر می‌دانست و آن را گامی مهم در رسیدن به جایگاهی که غرب در آن قرار داشت می‌دانست. بنابراین جنگ میان دولت و جامعه آغاز شد.
اما در این میان نکته‌ای که عمدتا مغفول می‌ماند چگونگی گرایش حکومت به سمت کشف حجاب است. طبیعتا هیچ اندیشه‌ای ناگهانی پدیدار نمی‌شود و وقوع و گرایش به اجرای آن نیازمند زمان است. این مسئله می‌تواند در درک بهتر چرایی اجرای این طرح در دوره پهلوی اول به ما کمک کند. بر همین اساس، در این نوشتار برآنیم تا این مسئله را بررسی کنیم که به راستی مسئله کشف حجاب از چه زمانی آغاز شد و آیا پروژه کشف حجاب واقعا در زمان رضاشاه کلید خورد؟ و اگر قبل از آن شروع شده است، چه گروههایی در گسترش این انحراف مذهبی نقش داشته‌اند؟

فرقه باب و نخستین کشف حجاب در ایران

نخستین تغییرات در نوع پوشش بانوان توسط شخص ناصرالدین شاه اتفاق افتاد، وی لباس بالرینهای مسکو را برای زنان دربار انتخاب کرد. اما این تغییرات تنها به دربار و خانه‌های عیاننشین محدود شد و در جامعه نتوانست نفوذ پیدا کند. به دنبال آن، نخستین گروهی که به صورت علنی در راستای کشف حجاب اقدام کرد فرقه باب بود.همانطور که گفتیم هدف اصلی فرقه بابیون حمله به ساختارهای فرهنگی، دینی و اجتماعی در جامعه ایران بود و نخستین جرقه‌های کشف حجاب توسط آنها رغم خورد. ماجرا از آنجا آغاز شد که طرفداران باب که آن زمان در زندان به سر می‌برد، برای ساختارشکنی در دشت بدشت شاهرود جمع شدند. در این گردهمایی قره‌العین دختر ملاصالح مجتهد برای نخستین‌بار در جمع عمومی بدون حجاب حاضر شد.

از آن پس قره‌العین در جمع بابیون بدون حجاب حضور می‌یافت و با حمله به شریعت اسلام، عملا آن را دین منسوخ شده‌ اعلام و در نشستهای خود عقاید بهائیان در مورد اشتراکات جنسی را تبلیغ می‌کرد و با شعارهایی در مورد آزادی زنان در اجتماع، سعی در ترویج بی‌حجابی در جامعه داشت.

وی در کنار تشویق زنان به کشف حجاب، روابط بین زن و مرد را آزاد و بدون مانع اعلام می‌کرد و خطاب به زنان می‌گفت «از حال تنهایی به جان اجتماع بیرون بیایید و این بی‌حجابی را که میان شما و زنان مانع از استفاده و استمتاع است پاره کنید.»
فرقه بابیون با نقشه‌برنامه‌ریزی شده توسط استعمار، در تلاش بود با از میان برداشتن محارم و حلال و حرام پایه‌های مذهبی را متزلزل کند، این فرقه در راستای اقدامات خود با نشان دادن روایتی جدید از دین، مسائل دینی را وارونه جلوه می‌داد و در این میان بی‌حجابی را هم ترویج می‌کرد.همچنین برای مشروع جلوه دادن اقدامات خود سعی داشت تا آنرا در راستای تساوی و برابری حقوق زن و مرد نشان دهد.

حجاب

ترویج بی‌حجابی در آثار روشنفکران

همانطور که اشاره کردیم نخستین زمزمه‌های تغییر و تحولی را که منجر به پیدایش انقلاب مشروطه در ایران گردید می‌توان در تماس با غرب جستجو کرد.در واقع آشنایی با غرب، کل چشم‌انداز فرهنگی و فکری ایران را دستخوش تغییرات اساسی کرد و بر این مبنا گروهی از روشنفکران سعی داشتند تا فرهنگ جامعه را بر مبنای سنت لیبرالی مدرن بازسازی کنند.برای تحقق چنین مقصودی، لازم بود که فرهنگ ایرانی با فرهنگ غربی پیوند یابد و از آنجایی که تا این زمان کما بیش قدرت فرهنگی و سنتی ایران در ساختار دولت متجلی بود و از طرف دیگر مذهب نیز به عنوان فرهنگ غالب، نقش عمده‌ای را ایفا می‌کرد، از دید روشنفکران و منتقدان اجتماعی، این دو مرکز قدرت می‌بایستی محل نقد و تغییر واقع می‌شدند تا پیشرفت و توسعه در ایران امکان داشته باشد.

برخی روشنفکران زمان مشروطه مانند ملکم‌خان، تقی‌زاده و آخوندزاده تصور می‌کردند برای پیشرفت و توسعه باید از نوک سر تا انگشت پا غربی شد.

با این تصورات بود که در دوره مشروطه به سنت و دین حمله گسترده‌ای صورت گرفت و در کنار آن مسئله آزادی زنان و رهایی زن از حجاب نیز به شدت در برخی از روزنامه‌ها و نشریات مطرح شد. در واقع طرح مساله حجاب، ابتدا در اندیشه‌های نظری مانند افکار آخوندزاده، طالبوف و میرزا آقاخان کرمانی مطرح شد.
برخی مطبوعات دوره انقلاب مشروطه با حضور همین طیف از روشنفکران و شعرا به کانونی برای حمله به حجاب تبدیل شد و با نوشتن گزارشهایی از نوع زندگی و وضعیت زنان در غرب، عملا سعی داشتند تا زن ایرانی را به سمت کشف حجاب تشویق کنند. بررسی مطبوعات و نوشته‌های موافق کشف حجاب در آن دوران نشان می‌دهد که بهبود وضعیت عمومی زندگی و فرهنگی زنان، حضور آنان در اجتماع، تحصیل علم، انکار رابطه دین و حجاب، عدم تاثیر حجاب بر عفت زنان از مهمترین موضوعاتی است که به آن پرداخته می‌شود. در نخستین مجله‌های زنان آن دوره هم، این موضوع به خوبی دیده می‌شود.در این مجلات زنان غربی تصویر غالب و برجسته‌ای دارند که آزاد و بدون محدودیت در جامعه حضور می‌یابند.
البته وضعیتی که در آن دوران در جامعه در زمینه حضور زنان با شرایط خاص در عرصه جامعه تا حدودی شکل می‌گیرد بیشتر حالت مقدماتی داشت و نمی‌توانست عملا شرایط کشف حجاب را به صورت گسترده درجامعه فراهم کند؛اما همین حرکت مقدماتی به تدریج فضا را برای کشف حجاب آماده می‌کند.با روی کارآمدن رضاشاه که نگرشهای معطوف به تجدد در ابعاد مختلف سرعت می‌گیرد، موضوع توجه به زنان نیز پررنگ‌ترشده ومسئله کشف حجاب از طرق مختلف مانند مجلات و مطبوعات، روشنفکران و برخی زنان با شدت بیشتری پیگیری می‌شود و نهایتا در سال 1314 به صورت رسمی و توسط حکومت کشف حجاب صورت می‌گیرد.

دو رویکرد در واکنش به کشف حجاب

واکنش روحانیان و نویسندگان متدین نسبت به ایده و عمل کشف حجاب را می‌توان در دو محور کلی خلاصه کرد: اول، فعالیتهای سیاسی و اجتماعی که با اعلان مخالفت آشکار در محافل دینی و منابر انجام می‌شد و به برخورد سیاسی با حکومت و درگیر شدن با مأموران حکومتی می‌انجامید. این گونه واکنشها، به‌ویژه با آغاز اجبارآمیز قانون کشف حجاب، پررنگ شد و نمونه عینی آن، حادثه قیام مسجد گوهرشاد مشهد بود. رویکرد دوم، بر اقدامات علمی و فرهنگی مبتنی بود. انتشار مباحثی در مطبوعات آن دوران، که ترقی کشور و نقش‌آفرینی موثر زنان در جامعه را مستلزم برداشتن نقاب، رفع حجاب، پوشیدن البسه اروپایی و حضور فعالانه و دوشادوش مردان می‌دانست، سبب شد برخی نویسندگان متدین و روحانی، به فکر نگارش رساله‌ها و کتابهایی برای مقابله علمی و فرهنگی با این پدیده بیفتند و آثار شایان توجهی پدید آورند.

رسائلی که باید بیشتر خوانده شود

این آثار با نامها و حجمهای گوناگون به زبانهای فارسی و به‌ندرت عربی منتشر می‌شد. حجت‌الاسلام رسول جعفریان مجموعه این نوشته‌ها را با عنوان «رسائل حجابیه؛ شصت سال تلاش علمی در برابر بدعت کشف حجاب» گردآوری کرده و با توضیحات کامل درباره مولفان و مضمون رسائل منتشر ساخت.

دفاع از حجاب پیش از کشف و رد رسمی آن!

از بعد زمانی، نخستین رساله‌ای که در این مجموعه به چاپ رسیده رساله «وجوب حجاب» نوشته محمدصادق ارومی، ملقب به «فخرالاسلام» است که در سال 1290 نگاشته شده و آخرین آنها نیز کتاب معروف شهید مرتضی مطهری، یعنی «فلسفه حجاب» است که در سال 1348ش منتشر شده است. وجود آثار چشمگیری که پیش از قانون کشف حجاب و حتی قبل از روی کارآمدن رضاشاه پهلوی نوشته شده است نشان می‌دهد تبلیغات و زمینه‌سازی گسترده برای کشف حجاب محدود به این دو مقطع زمانی نبوده است و ریشه‌های آن به آشفتگی فکری و فرهنگی پیش و پس از مشروطه می‌رسد. فضایی که تعدادی از روحانیان و نویسندگان متدین را به تکاپو واداشت پاسخهایی در خور و در حد توان در قبال ترویج اندیشه کشف حجاب و پیامدهای منفی  سبک زندگی غربی زنان فراهم آورند.
از سوی دیگر بیشترین تعداد رساله‌های حجابیه در سال 1307ش (هم‌زمان با تصویب قانون اتحاد البسه و هفت سال پیش از تصویب قانون کشف حجاب) نوشته شده است. این موضوع نشان‌دهنده این است که پیش از اقدام رسمی حکومت پهلوی برای کشف حجاب، تبلیغات فرهنگی گسترده‌ای با شدت و ضعف از سوی روشنفکران، نویسندگان و برخی روزنامه‌های تجددگرا بر «ضد حجاب» وجود داشته است؛ تبلیغاتی که با حمایت از روی کارآمدن رضاشاه و رویکرد فرهنگی او، زمینه‌های لازم را برای رسمیت یافتن قانون کشف حجاب در دی‌ماه 1314 فراهم ساخت.


منابع:موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران،کتاب رسائل حجابیه شصت سال تلاش علمی در برابر بدعت کشف حجاب:رسول جعفریان،

دوشنبه 14 اسفند 1396  1:43 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:حجاب و تاریخ

حجاب زنان؛

بی حجابی اجباری

مساله ی کشف حجاب توسط رضاخان سالیان قبل تر در دربار قاجار مطرح گردیده بود اما چون درباریان و نزدیکان شاه فقط به اروپا رفت و آمد داشتند، این مساله را اجرا نکردند تا اینکه رضاخان با برنامه هایی مدون این مساله را قانونی کرد و با اجبار سعی در بی حجابی زنان جامعه کرد.

رضاخان

در نخستین روزهای دی ماه سال ۱۳۰۷ هجری شمسی قانون لباس‌های متحدالشکل در مجلس شورای ملی به تصویب رسید. در پی این مصوبه پوشیدن کت و شلوار با کراوات و کلاه فرنگی برای مردان الزامی شد . سپس عده ای از دولتمردان و درباریان به اتفاق همسرانشان به هیبت غربی و به صورت بدحجاب یا بی حجاب در مجامع حکومتی و معابر عمومی ظاهر شدند. به همین دلیل از قانون لباسهای متحد الشکل به عنوان اولین گام عملی حکومت رضاخان در رویارویی با حجاب اسلامی زنان مسلمان ایران یاد شده است . مبارزه با حجاب اسلامی زنان مسلمان در کشورهای اسلامی هیچگاه یک پدیده درونی نبوده و منشأ بیرونی داشته است. این پدیده، تهاجمی استعماری با هدف مسخ هویت اسلامی مردم، ایجاد انشقاق و جدائی در میان ملل مسلمان، ترویج فرهنگ غرب، رواج ابتذال در جوامع اسلامی و نهایتاً انهدام اساس استقلال مسلمانان می‌باشد.
«همفری» کارشناس و جاسوس معروف انگلستان در کشورهای اسلامی که از فعالان رواج فرهنگ غربی در میان ملل مسلمان می‌باشد، در کتاب خاطرات خود به موارد متعددی از خصوصیات مسلمانان از جمله اعتقاد به مبانی اسلامی، حفظ حجاب اسلامی، استحکام کانونهای خانواده و تبعیت فرزندان از روش پدران و نیاکان اشاره کرده و لزوم مبارزه با این مبانی و ارزشها را مورد تأکید قرار داده است. وی که مأمور اعزامی وزارت مستعمرات انگلیس به کشورهای اسلامی بوده، از بی‌حجابی و برداشتن حجاب زنان و رواج بی‌بند و باری به عنوان یکی از مؤثرترین روشها در مبارزه با استقلال ملتهای مسلمان یاد کرده است.
اسماعیل پاشا در مصر که در 1863 میلادی بر تخت سلطنت نشست در 1870 به آزادی زنان با مفهوم اروپائی آن در کشورش رسمیت داد. در الجزایر نیروهای اشغالگر فرانسوی برای در هم شکستن انقلاب مردم، از جمله به مبارزه علیه حجاب زنان روی آوردند. در ترکیه، مقابله با حجاب اسلامی از نخستین برنامه‌های کمال آتاترک برای اسلام‌ زدائی بود. این برنامه‌ای بود که در کنار سایر تصمیمات از جمله منسوخ‌کردن دادگاههای شرعی، تعطیل مدارس علوم دینی، جایگزین کردن قوانین اروپایی به جای نظام شریعت، رواج رسم‌الخط لاتین، تغییر تاریخ هجری به میلادی، اعلام تعطیلی یکشنبه‌ها به جای جمعه‌ها و ... به اجرا گذارده شد. در افغانستان نیز امان‌الله خان با تأسیس «انجمن حمایت از نسوان» در 1928، بانی مبارزه با حجاب زنان مسلمان آن کشور گردید.

کشف حجاب در ایران

کشف حجاب در ایران نیز پدیده خودجوش داخلی نبود و محرک‌های خارجی داشت. این پدیده ناشی از تأثیر فرهنگ و آداب و رسوم غربی تحت عنوان «تجددخواهی» در میان ایرانیان، به ویژه کسانی است که افکار و زندگی غربی را تجربه کرده‌اند. در این بین اراده دولتمردان نقش مکمل داشته و در اشاعه آن تأثیر بسزایی داشته است.

در قسمتي از اين قانون آمده است: «كليه اتباع ذكور ايران كه بر حسب مشاغل دولتي داراي لباس مخصوص نيستند در داخله مملكت مكلف هستند كه ملبس به لباس متحدالشكل شوند».

براساس شواهد تاریخی اولین نشانه‌های کشف حجاب از دربار ناصرالدین شاه قاجار آغاز شد. مسافرتهای شاه به اروپا و مشاهدات وی از وضعیت پوشش زنان اروپائی در انتقال فرهنگ آن دیار به کشور و در ابتدا به دربار و دارالخلافه تأثیر به سزایی داشت. به تدریج موضوع کشف حجاب در قالب تجدد خواهی به محافل روشنفکری و اشعار شعرا نفوذ کرد و درمطبوعات منعکس شد.
این وضعیت کم و بیش تا پایان دوره قاجار ادامه داشت. میل حکام قاجار به کشف حجاب و مقاومت خانواده‌ها سبب شد تا پدیده کشف حجاب به غیر از دربار و محافل نزدیک به شاه، رشد چندانی نیابد. هر چند در اواخر دوره قاجار و در جریان نهضت مشروطه و پس از آن، سیاسیون «نوگرا» و «منور‌الفکر» گامهایی در حذف پوشش اسلامی بانوان و اشاعه بی‌حجابی در جامعه برداشتند و نویسندگان و شعرایی چون ایرج میرزا، میرزاده عشقی، عارف قزوینی و ملک‌الشعرای بهار در این زمینه‌ها قلم فرسایی کردند. آنان مشروطه را به معنای تجدد خواهی خوانده و بی‌حجابی را از مظاهر تجددخواهی قلمداد کردند.
از اینرو، برنامه‌های اولیه درجهت تغییر ذهنیت سرپرست خانواده تدوین شد و سپس جنبه رسمی و قانونی یافت. در وهله نخست از کارکنان دولت آغاز کردند، زیرا آنان در کنترل دولت بودند و دولت نظارت بیشتری بر رفتار آنان داشت. از سوی دیگر، پذیرش این تغییرات توسط آنان، می‌توانست راه را برای پذیرش سایر افراد جامعه نیز هموار کند.
بدین منظور و برای رسمیت یافتن کشف حجاب، قانون اتحاد شکل البسه و تبدیل کلاه در چهار ماده و هشت تبصره در جلسه 6 دی 1307 و در سومین سال پادشاهی رضاخان ـ دوره هفتم قانونگذاری مجلس شورای ملی ـ به تصویب رسید. گرچه بسیاری از روحانیون از جمله مراجع، ائمه جمعه، مفتی‌های اهل سنت و ... از این مقررات مستثنی شدند، امّا اجرای این قانون با مقاومت‌ گسترده‌ای در تهران و چند شهر دیگر روبرو شد و روحانیون نیز پیشتاز این مخالفتها بودند.
تشکیل جمعیت بیداری نسوان ـ دی 1305ـ ترویج دکلته و منع چادر از سوی ملکه، حضور خانواده سلطنتی با وضع زننده در قم ـ نوروز ۱۳۰۶ - ، مسافرت امان‌الله خان افغان به همراه همسرش ثریا به ایران ـ خرداد 1307ـ و حضور تعدادی از زنان افغانی همراه آنها که در میهمانیها حجاب را رعایت نمی‌کردند و در بازگشت به افغانستان نیز با لباس و کلاه اروپایی از شهرهای ایران عبور می‌کردند، از نشانه‌های گرایش دربار رضاخان به کشف حجاب بود.
در 1310 ش. مجلس شورای ملی ورود هیأتی از سوی «جامعه ملل» را برای جلوگیری از آنچه که «تجاوز به حقوق زن در شرق» خوانده می‌شد، صادر کرد.

در این سال به دستور رضاخان «زنان باید در برداشتن حجاب خود آزاد باشند و اگر فردی یا ملایی متعرض آنان شد، شهربانی باید از زنان بی‌حجاب حمایت کند.»

تشکیل «کنگره زنان شرق» در 1311 ش. در تهران و دعوت از زنان بی‌حجابِ کشورهای دیگر از دیگر گامهای رضاخان برای مبارزه با حجاب بانوان بود. در این کنگره که به ریاست «شمس پهلوی» برگزار شد، از بی‌حجابی به عنوان مظهری از تمدن یاد شد ودر مورد آن تبلیغات فراوان به عمل آمد.
استفاده از مراکز تعلیم و تربیت و ایجاد مدارس آموزشی به سبک اروپا از دیگر عوامل زمینه‌ساز کشف حجاب در ایران عصر رضاخان بود. گرچه سابقه ایجاد این مدارس نیز به دوره ناصرالدین شاه باز می‌گشت، امّا رضاخان در آستانه اعلام کشف حجاب، مشوق توسعه این مدارس بود. سفر رضاشاه به ترکیه در خرداد 1313 و مشاهدات وی از بی‌حجابی در آن کشور، او را در پی‌گیری روند مقابله با حجاب مصمم‌ تر ساخت. رضا شاه در جریان این سفر به سفیر کبیر ایران «مستشارالدوله صادق» گفت:«ما عقب هستیم و فوراً باید با تمام قوا به پیشرفت سریع مردم خصوصاً زنان اقدام کنیم.»
و در 11 آذر 1314 به محمود جم رئیس‌‌الوزرا گفت:«نزدیک دو سال است که این موضوع ـ کشف حجاب ـ سخت فکر مرا به خود مشغول داشته است، خصوصاً از وقتی که به ترکیه رفتم و زنهای آنها را دیدم که «پیچه» و «حجاب» را دور انداخته و دوش بدوش مردهایشان در کارهای مملکت به آنها کمک می‌کنند، دیگر از هر چه زن چادری است بدم آمده است. اصلاً چادر و چاقچور دشمن ترقی و پیشرفت مردم است.
رضا شاه در 22 اردیبهشت 1314 «جمعیت زنان آزادیخواه ایران» را تحت ریاست شمس پهلوی به عنوان گام تازه‌ای برای پیشبرد روند بی‌حجابی در کشور تأسیس کرد. در مرحله بعد وزارت داخله برای ایجاد هماهنگی بیشتر میان لباس متحدالشکل مردان و کشف حجاب زنان، مقررات جدیدی در مورد نوع پوشش وضع کرد. سپس شاه نیز به وزرا و نمایندگان مجلس اعلام کرد که حذف حجاب زنان را آغاز کنند. در قدم اول بی‌حجابی از زنان وزرا، معاونان، وکلا و مسئولان کشور آغاز شد.
حکومت، قانون کشف حجاب را پیش از اعلام رسمی آن در 17 دی 1314، به ولایت ابلاغ کرده بود. این قانون در مرحله اجرا با مقاومتهای خونینی روبرو شد و قیام در مسجد گوهر شاد در تیر 1314 از نمونه‌های آن است.
در قسمتي از اين بخشنامه چنين آمده است:
1ـ كلاه بلند كرك‎دار براق (مثل مخملهاي پر كرك) به رنگ سياه را ميتوان در كليه موارد استعمال نمود و اين كلاهيست كه قاعدتاً مأمورين بايد تهيه نموده و در مواقع رسمي با ژاكت به سر بگذارند.
2ـ كلاه بلند از جنس اطلس مات به رنگ سياه كه به شكل كتابي جمع مي‎شود مختص لباس شب (فراك) [است] و به هيچ وجه در روز استعمال نمي‎شود.
3ـ كلاه بلند خالي رنگ اختصاص به موارد ذيل داشته:
اسب دواني، نمايشات آرتشي، گاردن پارتي و بعباره اُخري فقط در هواي آزاد استعمال مي‎شود.

در 17 دی 1314 رضاشاه با همسر و دختران کشف ‌حجاب کرده خود، در مراسم جشن فارغ‌التحصیلی دختران دانشسرای مقدماتی حضور یافت. همة مسئولان کشوری که در این جشن دعوت شده بودند، طبق یک برنامه از پیش طراحی شده با همسران بدون حجاب خود شرکت کردند. رضاشاه در سخنانی در این مجلس اظهار داشت.
«باید خیاط‌ها و کلاه دوزها را تشویق کرد که مدهای قشنگ به بازار بیاورند. ما میله‌های زندان راشکستیم. حالا خود زندانی آزاد شده وظیفه دارد که برای خودش به جای قفس، خانه قشنگی بسازد.»
مراسم روز 17 دی 1314 در حقیقت رسمیت بخشیدن به کشف حجاب در کشور بود. پس از آن، مطبوعات به تجلیل از این رویداد پرداختند و بی‌حجابی را آزادی زن، تجدد او و همتایی‌اش باپیشرفت و ترقی مردم اروپا تلقی کردند.
کشف حجاب در سالهای باقی مانده حکومت رضاخان اجباری بود و حجاب اسلامی مظهر عقب‌ماندگی شمرده می‌شد. به همین دلیل نیز، برداشتن چادر از سر زنان به اجبار، بخشی از وظیفه مأموران انتظامی شده بود.


منابع:
تاریخ ایرانی
موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی

دوشنبه 14 اسفند 1396  1:44 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:حجاب و تاریخ

از کلاه شاپوری تا چادر و روسری


 

ده سال قبل از روی کار آمدن رضاخان، صحبت‌هایی از حجاب و حضور زنان جامعه توسط اندیشمندان و مشروطه‌خواهان و بانوان روشن فکر آن زمان مطرح شد، رفته رفته و با روی کارآمدن حکومت جدید این صحبت‌ها بیشتر بیان گردید تاجایی که انجمن‌ها و روزنامه‌هایی توسط بانوان و زنان راه‌اندازی شد.

فهیمه السادات آقامیری-بخش تاریخ ایران و جهان تبیان 

از کلاه شاپوری تا چادر و روسریاز کلاه شاپوری تا چادر و روسری

تبلیغات فکری برای نقد و رد حجاب زنان و تلاش گفتمان غرب‌گرا برای القای کهنگی این مقوله در دنیای امروز تا روی کارآمدن رضاشاه پهلوی در فضای فرهنگی و مطبوعاتی کشور ادامه داشت. با شروع سلطنت این شاه پهلوی، مدافعان کشف حجاب و آزادی زنان به سیاق غربی، زمینه مساعدی برای ترویج تفکرات خود یافتند؛ و رضاشاه خود با نگاهی ابزارگرایانه، سطحی و توأم با اجبار به دنبال تشبه هر چه بیشتر و عمیق‌تر جامعه ایران به دنیای غرب بود. نباید فراموش کرد که رویکرد از بالا به پایین و همراه با خشونت دستگاه پهلوی در تصویب و اجرای دو قانون «اتحاد شکل البسه و تبدیل کلاه» در سال 1307 و «کشف حجاب» در سال 1314 بدون این زمینه‌سازی و حمایت فکری اجرایی نبود . (١) آنان می خواستند جامعه ی عقب ایرانی را با زور شبیه جامعه ی آزاد کشورهای پیشرفته کنند ، حال که باید دانست ابتدای هر آزادی اختیار یک عمل است اگر حرف از آزادی باشداجباری در کار نیست . 

از ده سال قبل از روی کار آمدن رضاخان ، صحبت هایی از حجاب و حضور زنان جامعه توسط اندیشمندان و مشروطه خواهان و بانوان روشن فکر آن زمان مطرح شد.

رفته رفته و با روی کار آمدن حکومت جدید این صحبت ها بیشتر بیان شد تا جایی که انجمن ها و روزنامه هایی توسط بانوان و زنان تاسیس و تشکیل شد. هدف کلی از این فعالیتها برای اهمیت دادن به حقوق از دست رفته ی زنان بود. آنان فعالان جامعه ای بودند که بار بیشتر ازجامعه و مشکلاتش را به دوش داشتند اما در تمام دوران ها حضوری در سایه و پشت پرده داشتند. 

رضاخان و حکومت پهلوی برای زنان آن زمان حضور اجباری بی حجابی را می خواستند ، اما باز هم طبق روال تمام حکومت های دیکتاتوری و استبدادی حرکت از روی اجبار بود . او می خواست فرهنگ و خواسته ی زنان آن روز را با زور از آنان بگیرد برای این که ژست یک کشور مدرن را بگیرد.

دو رویکرد در واکنش به کشف حجاب

واکنش روحانیان و نویسندگان متدین نسبت به ایده و عمل کشف حجاب را می‌توان در دو محور کلی خلاصه کرد: اول، فعالیتهای سیاسی و اجتماعی که با اعلان مخالفت آشکار در محافل دینی و منابر انجام می‌شد و به برخورد سیاسی با حکومت و درگیر شدن با مأموران حکومتی می‌انجامید. این گونه واکنشها، به‌ویژه با آغاز اجبارآمیز قانون کشف حجاب، پررنگ شد و نمونه عینی آن، حادثه قیام مسجد گوهرشاد مشهد بود. رویکرد دوم، بر اقدامات علمی و فرهنگی مبتنی بود. انتشار مباحثی در مطبوعات آن دوران، که ترقی کشور و نقش‌آفرینی موثر زنان در جامعه را مستلزم برداشتن نقاب، رفع حجاب، پوشیدن البسه اروپایی و حضور فعالانه و دوشادوش مردان می‌دانست، سبب شد برخی نویسندگان متدین و روحانی، به فکر نگارش رساله‌ها و کتابهایی برای مقابله علمی و فرهنگی با این پدیده بیفتند و آثار شایان توجهی پدید آورند.

از جمله روحانیونی که در مساله حضور بانوان به خوبی سخن گفته و در دهه های قبل از انقلاب بسیار هوشمندانه از نقش زنان در جامعه پرده برداشته ،مرحوم آیت الله طالقانی می باشد. ایشان بسیار به حضور آزاد زن در جامعه تاکید داشتند. 

نگاه آیت الله طالقانی به بانوان از زبان دخترشان

از نظر آیت‌الله طالقانی زنان در جامعه چه جایگاهی دارند؟ در اندیشه مرحوم پدر من آنچه جایگاه والایی داشت، انسان بود. بدون توجه به زن یا مرد. من فکر می‌کنم نقطه کلیدی آرای ایشان درباره زنان در همین نکته است. پدر من جایگاه جنسی نه برای زنان قایل بود و نه برای مردان. او برای زن یا مرد، اگر به عنوان عضو آگاه، فعال و تاثیر‌گذار جامعه می‌توانست ایفای نقش کند، جایگاه ویژه‌ای قایل بود.(٢)

در خصوص مشارکت زنان در انقلاب و مبارزات سیاسی نظر او چه بود؟

در زمان انقلاب، در احزاب سیاسی و در تظاهرات خیابانی، ما شاهد مشارکت حداکثری آحاد جامعه بودیم. زنان دوشادوش مردان. افراد با اعتقادات مختلف در انقلاب شرکت داشتند. چه در تظاهرات و چه در میان مبارزان سیاسی. آیت‌الله طالقانی در مجموع موافق حضور زنان اما مشوق و معتقد به سادگی آنان بود. سادگی و ساده‌زیستی با هم. او در مجموع مشوق حضور زنان در تمام عرصه‌های جامعه بود اما همواره بر ساده‌زیستی و عدم آلایش زنان تاکید داشت. پدر، بار‌ها ‌گفت: «هرچه خانم‌ها از لحاظ فهم و اعتقاد خود را بالا بکشند، این مسایل را بیشتر رعایت می‌کنند.» کسانی که سنشان به درک زمان انقلاب می‌رسد، می‌دانند و تایید می‌کنند که زنان، چه محجبه و چه بی‌حجاب در آن روز‌ها با لباس ساده در تظاهرات شرکت داشتند.

آیت‌الله طالقانی در مورد حجاب زنان چگونه می‌اندیشیدند؟

همان‌طور که گفتم پدر مشوق و معید حضور زنان در جامعه بود اما داشتن حضوری امن و مثمر ثمر بر رعایت کردن حداقل‌های عرفی تاکید می‌کرد. پدرم یکی از هواداران سرسخت خانم ایندیرا گاندی بود و از او به عنوان یک زن موفق که با حفظ سنت‌های جامعه‌اش توانسته بود شرایط بهتری را برای مشارکت اجتماعی بیابد، نام می‌برد. پدر همواره به زنان توصیه می‌کرد پوششی را برگزینید که نشان دهد برای جلوه‌گری به خیابان نیامده‌اید. او بر حجاب به عنوان یک سنت که حافظ هویت زنان است، تاکید می‌کرد.

روزنامه کیهان و اطلاعات - ۲۰ اسفند ۱۳۵۷

«حتی برای زن‌های مسلمان هم در حجاب اجباری نیست، چه برسد به اقلیت‌های مذهبی. ما نمی‌گوییم زن‌ها به ادارات نروند و هیچ‌کس هم نمی‌گوید... زنان عضو فعال اجتماع ما هستند... اسلام و قرآن و مراجع دین می‌خواهند شخصیت زن حفظ شود. هیچ اجباری هم در کار نیست. مگر در دهات ما از صدر اسلام تاکنون زنان ما چگونه زندگی می‌کردند؟ مگر چادر می‌پوشیدند؟ کی در این راهپیمایی‌ها زنان ما را مجبور کرده که با حجاب یا بی‌حجاب بیایند؟ این‌ها خودشان احساس مسوولیت کردند اما حالا اینکه روسری سر کنند یا نکنند باز هم هیچ‌کس در آن اجباری نکرده است


پی نوشت :

(١)موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران

(٢)تاریخ ایرانی

(٣) روزنامه کیهان و اطلاعات

 

 

دوشنبه 14 اسفند 1396  1:45 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:حجاب و تاریخ

بانویی که با صلابتش تاریخ را دگرگون کرد

 
 

حضرت زینب (سلام ‌الله‌ علیها) شاگرد مکتب علی و فاطمه(علیهماالسلام) است. شاگردی که بر قله ‌های انسانیت ایستاده است. برخی در مقابل این بزرگی و بزرگواری، تنها لب به تمجید و تحسین باز می ‌کنند و از آن زندگینامه برای خود درسی نمی ‌گیرند. آنها زود از مسئولیت ‌ها شانه خالی کرده و می ‌گویند: ما کجا و دختر علی (علیه السلام) کجا؟!

البته کسی نگفته که باید به صورت تمام و کمال مانند حضرت زینب(سلام ‌الله‌ علیها) شد؛ ولی از آن دریاهای کمال و زیبایی، آیا نمی ‌توان قطره‌ ای هم بود؟ اگر نمی ‌توانیم زینب باشیم؛ آیا زینبی شدن هم محال است؟

حجة الاسلام معین شرافتی- کارشناس حوزه/ بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان
زینب، حضرت زینب، دختر علی

بصیرت و حرکت بر مدار ولایت

در هنگامی که جامعه اسلامی را خواب فرا گرفته بود، خواص و عوام شمشیرهایشان را به روی حضرت حسین (علیه ‌السلام) کشیدند و یا دست روی دست گذاشتند؛ تعداد بسیار اندکی بودند که مسیر درست بندگی را در اطاعت و همراهی ولی خدا دیدند. در بین آنها حضرت زینب (علیهاالسلام) سرآمد بصیرت و ولایتمداری بود. حضرت در طوفان سختی ‌ها، به امام سجاد(علیه السلام) می ‌گوید: «فَوَ اللَّهِ إِنَّ ذَلِكَ لَعَهْدٌ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ إِلَى جَدِّكَ وَ أَبِیكَ‏ وَ عَمِّك‏؛ به خدا قسم این عهدی از رسول خدا به جدّت (حضرت علی) و پدرت و عمه توست.» (بحارالانوار، ج 45، ص 179)

اگر پایه ‌های اعتقادی انسان برمدار خدا و کسب رضایت الهی شکل بگیرد و پیروزی را در همراهی با اهل بیت و دوری از فسق و گناه بداند؛ اهل بصیرت است و در راه حق و حقیقت، از هیچ کوششی دریغ نخواهد کرد.

این بانوی دلباخته ولایت و امامت، در نهایت شجاعت و صلابت، بصیرت خود را در مجلس ابن زیاد علنی ساخته و آن ظالمان کوردل را مفتضح ساخت. حضرت پیروزی نهایی را از آن جبهه حق می ‌دانست و فرمود: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَكْرَمَنَا بِمُحَمَّدٍ وَ طَهَّرَنَا تَطْهِیراً إِنَّمَا یَفْضَحُ اللَّهُ الْفَاسِقَ‏ وَ یُكَذِّبُ‏ الْفَاجِر؛ سپاس خدای را كه ما را با حضرت محمد‌ گرامی داشت و از پلیدی ‌ها پاك كرد. همانا خداوند فقط فاسق را رسوا می‌کند، و بدكار دروغ می‌ گوید.» (الامالی، شیخ صدوق، ص165) از این رو بود که حضرت فرزندان خود را در راه دفاع از ولایت فدایی ساخت و خودش رهبری کاروان بصیرت را برعهده گرفت و رسم آزادگی را علنی ساخت.

اگر پایه ‌های اعتقادی انسان بر مدار خدا و کسب رضایت الهی شکل بگیرد و پیروزی را در همراهی با اهل بیت و دوری از فسق و گناه بداند؛ اهل بصیرت است و در راه حق و حقیقت، از هیچ کوششی دریغ نخواهد کرد.

صبر و استقامت

نام حضرت زینب (سلام ‌الله‌ علیها) با صبر و استقامت پیوند خورده است. صبری که پاداش بی ‌حسابی دارد و خداوند درباره آن فرموده است: «إِنَّمَا یُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِسَابٍ (زمر/10) صابران پاداش خود را بدون حساب خواهند یافت.»

حضرت زینب (سلام ‌الله‌ علیها) با تمام سختی ‌هایی که دیدند؛ همواره صبر را خسته کرده و رسم استقامت را به همگان نشان دادند. حضرت تمام سختی‌ ها را پشت سر گذاشت و نه تنها تحمل نکرد؛ بلکه از آنها به زیبایی یاد کرد و به ابن زیاد فرمود: «ما رَأیتُ إلّا جَمیلاً هؤلاءِ قَومٌ کَتَبَ اللهُ عَلَیهِمُ القَتلَ فَبَرَزوا إلی مَضاجِعِهِم وَ سَیَجْمَعُ اللَّهُ بَیْنَكَ وَ بَیْنَهُمْ فَتُحَاجُّ وَتُخَاصَمُ فَانْظُرْ لِمَنِ الْفَلْجُ؛ به جز زیبایی ندیدم. اینان مردانی بودند که خداوند کشته شدن را برایشان مقرر فرموده بود و آنان نیز به آرامگاه خود شتافتند. ولی [بدان كه] به زودی خدا میان تو و ایشان جمع می ‌كند و تو را بازخواست می ‌كند. پس ببین كه در آن روز پیروزی از آن كیست؟» (ارشاد، شیخ مفید، ص244)

برخی کوچکترین صبری ندارند در حالیکه تعالیم اسلام همواره ما را به صبر جمیل سفارش کرده است. صبری که در معنای آن امام باقر(علیه ‌السلام) فرمودند: «ذَلِكَ صَبْرٌ لَیْسَ فِیهِ شَكْوَى‏ إِلَى النَّاس‏؛ آن صبری است که در آن به مردم گله و شکایتی نمی‌ شود.» (الکافی، کلینی، ج2، ص93)

از این روست که هیچگاه از زبان حضرت زینب هیچ شکایتی شنیده نشده و زبان و عمل ایشان همواره نمایانگر چهره یک بنده تسلیم در برابر اراده الهی بوده است.

حجاب، حیا و عفاف

برخی‌ ها حجاب را مانع حضور زن در اجتماع می ‌دانند و آن را باعث به انزوا کشیده شدن زن بر می ‌شمارند؛ اما حضرت زهرا و حضرت زینب (سلام ‌الله‌ علیهما) به خوبی به همگان نشان دادند که حجاب محدودیتی برای نقش آفرینی بانوان در اجتماع نیست. خطبه فدکیه فاطمی و حضور دلاورانه زینبی در عرصه دفاع از ولایت و امامت شاهد این گفتار است.

مورخین نحوه حجاب حضرت زینب (سلام ‌الله‌ علیها) را در اسارت اینگونه گفته‌ اند: «وَ هِیَ تَستُرُ وَجهَها بِكَفِّها لِاَنَّ قِناعَها اَخَذَ مِنها؛ او صورتش را با دستش می ‌پوشاند چون روبند را از او گرفته بودند.» (الخصائص الزینبیه، جزائری، ص 345)

در هنگامی که جامعه اسلامی را خواب فرا گرفته بود، خواص و عوام شمشیرهایشان را به روی حضرت حسین (علیه ‌السلام) کشیدند و یا دست روی دست گذاشتند؛ تعداد بسیار اندکی بودند که مسیر درست بندگی را در اطاعت و همراهی ولی خدا دیدند. در بین آنها حضرت زینب (علیها السلام) سرآمد بصیرت و ولایتمداری بود. حضرت در طوفان سختی ‌ها، به امام سجاد(علیه السلام) می ‌گوید: «فَوَ اللَّهِ إِنَّ ذَلِكَ لَعَهْدٌ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ إِلَى جَدِّكَ وَ أَبِیكَ‏ وَ عَمِّك‏؛ به خدا قسم این عهدی از رسول خدا به جدّت (حضرت علی) و پدرت و عمه توست.» (بحار الانوار، ج 45، ص 179)

حضرت پوشیده بودن صورت را بر خود امری لازم می ‌دانستند و با دست و آستین این مهم را عملی می‌ ساختند؛ آن هم در شرایط اسارت. ولی امروزه عده‌ای از روی اختیار بی حجابی و بد حجابی را انتخاب می ‌‎کنند؛ کاری که از فرهنگ زینبی فرسنگ ‌ها دور است.

تدبیر و مدیریت

حضرت زینب (علیهاالسلام) یکی از تلخ ترین و شدیدترین وقایع تاریخ را مدیریت کردند و چهره ‌ای پیروزمندانه را از خود به جا گذاشتند. اگر نهضت حسینی سبب بقای اسلام ناب محمدی است؛ رساندن پیام حسینی مهمترین بخش آن نهضت بود. حضرت پناهگاه کودکان و اسرا بودند و با دنیایی از عاطفه نقش حامی آنها را ایفا می‌ کردند. از روی دیگر این خطبه ‌های آتشین زینبی بود که کوفه و شام را بر سر یزید و یزیدیان خراب و نا امن ساخت. حضرت زینب (علیها السلام) بر سر یزید فریاد برآورد: «أَمِنَ الْعَدْلِ یا ابْنَ الطُّلَقَاءِ تَخْدِیرُکَ حَرَائِرَکَ وَ إِمَاءَکَ وَ سَوْقُکَ بَنَاتِ رَسُولِ اللَّهِ سَبَایا؛ ‌ای پسر آزاد شدگان آیا این عدالت است که تو زنان و کنیزان خود را پشت پرده بنشانی؟ و دختران رسول خدا‌ را به صورت اسیر به این سو و آن سو بکشانی؟» (لهوف، سید بن طاوس، ص 182)

مدیریت حضرت زینب (سلام ‌الله‌ علیها) نشان داد که می ‌توان در کوران مشکلات و سختی ‌ها، یک تدبیر درست داشت و شرایط را به نحو مطلوبی اداره کرد.

کلام آخر

ما می‌ توانیم از حضرت زینب (سلام ‌الله‌ علیها) درس بگیریم. فقط کافیست با بصیرت راه درست را انتخاب کنیم و سختی ‌های پیمودن آن راه را با صبوری مدیریت کنیم. می‌ توانیم مدافعان حیا و عفاف باشیم و قدرشناس تلاش ‌های زینبی برای بقای اسلام ناب محمدی باشیم.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
دوشنبه 14 اسفند 1396  1:45 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها