0

اعتقاد به حجاب

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

اعتقاد به حجاب

شرایط خاص برای حجاب بانوان در خارج از کشور

چند روزی است که فتوای آیت الله مکارم شیرازی پیرامون حجاب بانوان مسلمانی که در شرایط خاصی در خارج از کشور تحصیل می کنند، بر سر زبانها افتاده و پرسش و پاسخ های فراوانی را در پی داشته است. به همین جهت سوالات متعددی که در این زمینه در ذهن بسیاری از مردم ایجاد


مکارم

 البته ما نه در صدد نقد این فتوا هستیم که اساسا در جایگاه ما نیست و نه در مقام توجیه آن خواهیم بود که دور از شان دانستن حقایق و فهم صحیح معارف خواهد بود. بلکه ما می خواهیم پاسخگوی پرسش ها و شبهاتی باشیم که در کنار این مساله برای مردم به وجود آمده است. پرسش هایی که گاه به اصل معارف دین و حوزه فقاهت برمی گردد و خواستار دانستن محدوده فقاهت و مرجعیت است.
 

پیشینه این فتوا و انگیزه انتشار گسترده آن در دوران کنونی

نکته جالب توجه پیرامون انتشار این فتوا این است که بنابر گفته مسئول اطلاع رسانی پایگاه آیت الله مکارم پیشینه این فتوا به حدود پانزده سال پیش برمی گردد. بنابراین روشن نیست که انتشار کنونی آن با چه هدف و انگیزه ای انجام شده است.

نکته جالب توجه پیرامون انتشار این فتوا این است که بنابر گفته مسئول اطلاع رسانی پایگاه آیت الله مکارم پیشینه این فتوا به حدود پانزده سال پیش برمی گردد. بنابراین روشن نیست که انتشار کنونی آن با چه هدف و انگیزه ای انجام شده است

این فتوا افزون بر بخش استفتائات سایت ایشان، در کتاب «احکام خانواده در پرتو فقه اسلامی» نوشته آیت الله مکارم شیرازی، صفحه 30 سوال 72 نیز آمده است. باید توجه داشت که این کتاب بر اساس مقدمه آن به کوشش وحید علیان نژاد در اسفند 1387 تدوین شده و در سال 1388 توسط انتشارات امام علی بن ابی طالب ع به چاپ رسیده است. بنابراین پیشینه این پرسش به سالها پیش برمی گردد و روشن نیست رسانه ای کردن آن و انتشار گسترده این مطلب در فضای مجازی با چه انگیزه ای صورت گرفته است. با این حال برای ما انگیزه و اهداف انتشار دهندگان اهمیتی ندارد و روشن شدن اصل موضوع، بسیار ارزشمندتر می باشد. چراکه همین مساله می تواند بهانه ای برای روشن شدن برخی از حقایق دینی باشد.
 

اما اصل این فتوا چه بوده است؟

اصل فتوا: الزام دانشگاه خارج از کشور به ترک حجاب
همانطور که گفته شد این فتوا در قالب یک پرسش مطرح گردیده و هم در سایت و هم در کتاب منتسب به ایشان آورده شده است.
سوال: وظیفه خواهران دانشجوى مسلمان ترکیه و دیگر کشورها نسبت به رعایت حجاب در دو فرض زیر چیست؟
1. شرط گذراندن تمام ترمهاى دانشجویى در دانشگاه هاى تحت مدیریّت آنها (لائیک ها)، رعایت نکردن حجاب شرعى است.
2. شرط اتمام چند ترم باقیمانده از رشته خاصّى در دانشگاه ترک حجاب است.
پاسخ: با توجه به اینکه اگر دختران مسلمان و متدیّن دروس عالى را نخوانند تنها افراد بى بند و بار و لامذهب پست هاى مهم را اشغال مى کنند، به افراد متدیّن اجازه داده مى شود که حجاب را در خصوص مواردى که ضرورت دارد رعایت نکنند، ولى در غیر آن موارد حتماً مراعات نمایند.
لینک:

http://makarem.ir/main.aspx?typeinfo=21&lid=0&mid=23960

 
یک شنبه 13 اسفند 1396  4:46 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:اعتقاد به حجاب

آیا فقیه حق دارد حکم ضروری دین را تغییر دهد؟

 

با توجه به اینکه حجاب از ضروریات دین است، آیا فقیه حق دارد حکم الهی را کنار بگذارد و فتوای به خلاف آن بدهد؟

 

حجت الاسلام سیدمصطفی بهشتی- بخش احکام اسلامی تبیان

حجاب و بی حجابی

چند روزی است که فتوای آیت الله مکارم شیرازی پیرامون حجاب بانوان مسلمانی که در شرایط خاصی در خارج از کشور تحصیل می کنند، بر سر زبانها افتاده و پرسش و پاسخ های فراوانی را در پی داشته است. به همین جهت سوالات متعددی که در این زمینه در ذهن بسیاری از مردم ایجاد شده ما را بر آن داشت که قدری به واکاوی این مساله بپردازیم.
البته ما نه در صدد نقد این فتوا هستیم که اساسا در جایگاه ما نیست و نه در مقام توجیه آن خواهیم بود که دور از شان دانستن حقایق و فهم صحیح معارف خواهد بود. بلکه ما می خواهیم پاسخگوی پرسش ها و شبهاتی باشیم که در کنار این مساله برای مردم به وجود آمده است. پرسش هایی که گاه به اصل معارف دین و حوزه فقاهت برمی گردد و خواستار دانستن محدوده فقاهت و مرجعیت است.

پرسش 1:
   با توجه به اینکه حجاب از ضروریات دین است، آیا فقیه حق دارد حکم الهی را کنار بگذارد و فتوای به خلاف آن بدهد؟

پاسخ اجمالی:

هر مساله فقهی ممکن است از دو منظر مورد بررسی قرار گیرد. یکی حکم مساله در شرایط عادی و دیگر در شرایطی خاص مثل اضطرار و عسر و حرج. روشن است که امکان دارد حکم یک مساله در شرایط عادی با حکم آن در شرایط خاص متفاوت باشد. مثل اینکه ممکن است مساله ای مثل نماز و روزه و حج که در شرایط عادی واجب است، در شرایط خاص حرام باشد و مساله ای مثل خوردن گوشت مردار که در شرایط عادی حرام است، در شرایط خاص جایز و یا حتی واجب باشد. به حکمی که برای شرایط عادی در نظر گرفته می شود، حکم اولیه و به حکمی که برای شرایط خاص در نظر گرفته می شود، حکم ثانویه گفته می شود.
با این توضیح باید گفت که فقیه جامع الشرایط یا همان مرجع تقلید باید، در هر مساله ای حکم اولیه و حکم ثانویه را برای مکلف بیان کند. در موضوع حجاب نیز همه ما می دانیم که حجاب در شرایط عادی همانند نماز و روزه از واجبات دین به حساب می آید. اما ممکن است در شرایط خاص، حکم وجوب آن برداشته شود.

پاسخ تفصیلی:

احکام اولیه و احکام ثانویه

یک مساله، در شرایط عادی واجب و در شرایط غیر عادی مثل (اضطرار، ضرر و حرج) حرام باشد. مثل گرفتن روزه که در شرایط عادی واجب و در صورت ضرر داشتن، بر مکلف حرام است.
به بیان دیگر شرایط خاص، می تواند احکام اولیه را تحت تاثیر خود قرار داده و حکم دیگری برای آن مساله رقم زند.

علم فقه، دانشی است برای به  دست  آوردن احکام عملی یا تکالیف دینی انسان. اما بنا بر آموزه های اسلام، این تکالیف در شرایط متفاوت، ممکن است بسیار متغیر و متفاوت باشد.
به بیان دیگر یک مساله یا موضوع فقهی ممکن است دارای دو حکم شرعی باشد که یکی از این احکام مربوط به شرایط عادی و دیگری مربوط به شرایط خاص و ویژه است. بنابراین هر مساله ای مثل خوردن گوشت مردار ممکن است دارای یک حکم اولیه و یک حکم ثاویه باشد.
حکم اولیه، بیانگر حکم شرعی یک مساله در شرایط عادی است. مثل وجوب نماز، روزه و حج و حرمت خوردن گوشت مردار.
اما احکام ثانویه، بیانگر حکم شرعی یک مساله در شرایط خاصی مانند عسر و حرج و اضطرار است. مثل وجوب خوردن گوشت مردار در شرایط اضطرار و حرمت روزه گرفتن برای کسی که روزه گرفتن برایش ضرر دارد.
بنابراین ممکن است یک مساله، در شرایط عادی واجب و در شرایط غیر عادی مثل (اضطرار، ضرر و حرج) حرام باشد. مثل گرفتن روزه که در شرایط عادی واجب و در صورت ضرر داشتن، بر مکلف حرام است.
به بیان دیگر شرایط خاص، می تواند احکام اولیه را تحت تاثیر خود قرار داده و حکم دیگری برای آن مساله رقم زند.

فتوا بر اساس احکام ثانویه

هر مساله فقهی ممکن است از دو منظر مورد بررسی قرار گیرد. یکی حکم مساله در شرایط عادی و دیگر در شرایطی خاص مثل اضطرار و عسر و حرج. روشن است که امکان دارد حکم یک مساله در شرایط عادی با حکم آن در شرایط خاص متفاوت باشد

بدین ترتیب همه مسائل دینی نظیر حجاب، شامل این نکته اساسی می شود و از دو دیدگاه حکم اولیه و حکم ثانویه به آن توجه خواهد شد. بنابراین ممکن است فقیه جامع الشرایء حکم اولیه مساله ای مثل حجاب را واجب بداند اما این وجوب را در شرایطی خاص، از گردن مکلف برداشته و حکم ثانویه برای آن تعریف کند.
روشن است که این حکم ثانویه، به هیچ وجه نشان از تضعیف حکم اولیه و یا کم اهمیت دانستن آن ندارد. زیرا حکم اولیه حجاب از دیدگاه همه فقها، وجوب است و از دیدگاه اکثریت قریب به اتفاق آنها از جمله ضروریات دینی به حساب می آید. اما همان فقیهی که وجوب این مساله را از ضروریات دین دانسته و حتی انکار آن را به هیچ وجه برنتافته و تمام قد در برابر مخالفان و منکران وجوب حجاب می ایستد، حکم ثانویه این مساله در شرایط خاص را نیز مطرح کرده است.
البته در بخش های بعد در مورد اینکه آیا فرض مطرح شده در مساله ما از جمله شرایط خاص شرعی به حساب می آید و آیا شارع چنین فرضی را از جمله احکام ثانویه به حساب می آورد، به تفصیل سخن خواهیم گفت. اما اکنون سوال ما پیرامون جواز ورود فقیه به اصل مساله است که به روشنی پاسخ آن بیان گردید.
آیت الله مکارم در مورد وجوب اولیه مساله حجاب می گوید:
حجاب از ضروریات دین و برگرفته از قرآن مجید است، و همه مذاهب اسلامی آن را قبول دارند. و منظور از ضروری دین چیزی است که هر کس با مسلمین مقداری معاشرت داشته باشد، می فهمد مسلمانان به آن پایبند هستند. (مکارم شیرازی، ناصر، احکام خانواده در پرتو فقه اسلامی، سوال 54)

ریشه قرآنی احکام ثانویه

باید توجه داشت که احکام ثانویه نیز همانند احکام اولیه، از طرف خداوند قرار داده شده است و فقیه از جانب خود چنین حکمی را صادر نمی کند.
به عبارت دیگر، خداوند در قرآن برای شرایط خاصی نظیر اکراه، اضطرار و یا عسر و حرج به صراحت احکام دیگری در نظر گرفته است. این احکام گاهی به صورت کلی بیان شده است. برای نمونه خداوند در آیه 78 سوره حج، محدوده وجوب احکام الهی را در حدّ توان مکلفان دانسته است. خداوند در این آیه می فرماید:
«... وَ ما جَعَلَ عَلَیْكُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ ...»
«و در دین (اسلام) هیچ گونه دشوارى بر شما قرار داده نشد.» با توجه به کلمه «ما جَعَل» معلوم می شود که خداوند احکام حرجی را از مومنان برداشته است. یعنی خداوند، به هیچ وجه آنچه را که از طاقت انسان خارج است، بر گردن او واجب ندانسته است.

همانطور که حکم اولیه یک مساله از جانب خداوند قرار داده شده است، احکام ثانویه ای هم برای شرایط خاص از جانب پروردگار معین گردیده که فقیه بر اساس آن می تواند فتوای موقت و مشروطی را اعلام کند. اما این فتوا تنها برای شرایط خاص است و در دیگر شرایء این حکم اولیه است که باید اجرا گردد.

همچنین گاهی خداوند احکام ثانویه را پس از بیان حکم اولیه یک مساله خاص مطرح کرده است که می توان از آن کلیت این مساله را دریافت. برای نمونه خداوند در آیه 173 سوره مبارکه بقره در مورد شرایط اضطرار (نجات جان از مرگ) می فرماید:
«إِنَّما حَرَّمَ عَلَیْكُمُ الْمَیْتَةَ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنْزیرِ وَ ما أُهِلَّ بِهِ لِغَیْرِ اللَّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ باغٍ وَ لا عادٍ فَلا إِثْمَ عَلَیْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحیمٌ.»
خداوند، تنها (گوشت) مردار، خون، گوشت خوك و آنچه را نام غیرِ خدا به هنگام ذبح بر آن گفته شود، حرام كرده است. (ولى) آن كس كه مجبور شود، در صورتى كه ستمگر و متجاوز نباشد، گناهى بر او نیست (و مى تواند براى حفظ جان خود، در موقع ضرورت، از آن بخورد) خداوند بخشنده و مهربان است.
روشن است که در این آیه حکم تحریم گوشت مردار به دلیل اضطرار برداشته شده است. اما این حکم اختصاصی به گوشت مردار ندارد. یعنی اضطرار در همه مسائل می تواند حکم جدیدی را برای مکلف، رقم زند.

تفاوت های حکم اولی و ثانوی

در تعریف حکم اولی و ثانوی تفاوت اصلی میان این دو حکم بیان شد. اما برای روشن شدن آن می توان این تفاوت ها را این چنین بیان کرد:
   احکام اولی دائمی و تغییر ناپذیرند مگر در صورتی که موضوع آن تغییر کند اما احکام ثانوی ناپایدارند و مادامی که آن حالات و شرایء مثل: اضطرار و اکراه برای مکلف وجود داشته باشد، حکم ثانوی هم وجود دارد. اما بعد از خروج از شرایط ویژه، مکلف باید از حکم اولی متابعت کند.
   احکام اولی بین جاهل و عالم مشترکند. اما احکام ثانوی برای همه مکلفین مشترک نیستند. بلکه اختصاص به مکلفانی دارند که دارای حالات و شرایط خاصی باشند.
   احکام ثانوی در طول احکام اولی هستند، نه در عرض آنها. یعنی از نظر رتبه، حکم ثانوی در مرحله بعد از حکم اولی است، نه این که در یک رتبه قرار داشته باشند.

نتیجه آنکه: همانطور که حکم اولیه یک مساله از جانب خداوند قرار داده شده است، احکام ثانویه ای هم برای شرایط خاص از جانب پروردگار معین گردیده که فقیه بر اساس آن می تواند فتوای موقت و مشروطی را اعلام کند. اما این فتوا تنها برای شرایط خاص است و در دیگر شرایء این حکم اولیه است که باید اجرا گردد.

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 13 اسفند 1396  4:47 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:اعتقاد به حجاب

نقش ریشه های اعتقادی در پایبندی به مساله حجاب

تحولات نوپدید پیرامون مساله حجاب در نگاه اول یک مساله اجتماعی و فرهنگی است اما دقت نظر در این مساله نشان می دهد که تغییر یافتن دیدگاه ها، تمایلات و اعتقادات مردم در جوامع گوناگون بشری نقشی چشم گیر در نحوه پوشش آنها داشته است. بنابراین این تحولات را از یک منظر می توان تحولاتی فرهنگی و اجتماعی و از منظری عمیق تر و دقیق تر تحولاتی فکری و اعتقادی دانست.


حجاب، پوشش، چادر

 

ارتباط عمیق میان لباس و ظاهر انسان ها با اعتقادات و تمایلات آنها

به طور کلی می توان گفت که در پس پرده لباس و ظاهر هر انسانی، عقیده و دیدگاهی وجود دارد که برخی از آنها بسیار هویدا و ساده و برخی دیگر پیچیده و گاهی بسیار مخفی و پنهان است. برخی از این اعتقادات و تمایلات، سطحی و بی مایه و برخی دیگر عمیق و مستدل می باشد. برخی با اعتقادی راسخ ظاهر خود را می آرایند و برخی صرفا به جهت تقلید، مد و یا عشق و علاقه و شیفتگی به فرد یا گروه و یا مرامی خاص، ظاهر خود را سامان می دهند.
در هر صورت هیچ کس نمی تواند این رابطه عمیق را که میان ظاهر انسانها با اعتقادات و تمایلات آنها وجود دارد، منکر شود و مساله پوشش را صرفا یک مساله ظاهری بیانگارد.

با این مقدمه باید گفت که هرگونه تغییر در لباس و پوشش فرد یا جامعه می تواند نشانگر تغییر در گرایشات فکری و تمایلات روحی و روانی آنها باشد. این نکته اساسی در رتبه اول در تغییرات ظاهری یکایک انسانها صادق است. اما اهمیت آن هنگامی بیشتر می شود که شعاع این تغییرات، به بزرگی یک جامعه و یا بالاتر از آن، به گستره فرهنگ عمومی دنیای کنونی باشد.
به بیان دیگر تغییرات ظاهری در بعد اجتماعی نیز معلول ریشه های اعتقادی عموم مردم و باورها و تمایلات فرهنگی آنها است. به همین جهت باید توجه داشت که هر چه این تغییرات ظاهری در ماهیت و شکل و نوع و جنس خود، گسترده تر می شود قطعا در پی تغییراتی اساسی در اعتقادات و تمایلات عمومی مردم به وجود آمده است و هر چه که این تغییرات ظاهری، افراد بیشتری را به سوی خود می کشاند قطعا باید آن را معلول تغییراتی گسترده، عمیق و ریشه ای در افکار، اعتقادات و تمایلات فرهیختگان و عموم مردم آن جامعه دانست.

التقاط در تفکرات دینی و در آمیخته شدن درست و نادرست در کنار یکدیگر است. با ابراز تاسف باید گفت که حجم چشمگیر شبهات اعتقادی که در سالهای اخیر به فکر و اعتقادات عمومی حمله برده است، اعتقادات بسیاری از مردم را به یک کاریکاتور بدقواره از دین مبدل ساخته است.

 

حجاب و ریشه های اعتقادی

همانطور که در اولین شماره از این نوشتار نیز اشاره شد، آغاز وجوب حجاب در میان بانوان مسلمان با ایمان و اعتقاد آنها به پروردگار عالم، پیوند خورده بود و زنان مسلمان به جهت فرمان قرآنی حجاب، خود را موظف به انقیاد و اطاعت از پروردگار می دانستند. چنانکه یکی از همسران پیامبر (صلی الله علیه و آله) می گوید:
«به خدا قسم من برتر از زنان انصار ندیدم. آنها نسبت به کتاب خدا بیشترین پذیرش و تصدیق را داشتند. همین که آیات سوره نور در مورد حجاب و پوشش بانوان نازل شد، مردانشان این آیات را برای همسر و دختر و خواهر و دیگر نزدیکانشان تلاوت کردند. از آن پس حتی یک نفر از بانوان دیده نشد مگر آنکه با روپوش (روسری یا چادر) بیرون می آمد. بنابراین آنها معجر و روسری خود را به جهت پذیرش قول خدا و ایمان به آنچه که در قرآن نازل شده بود، بر سر کردند. صبح فردای آن روز، همگی برای نماز صبح حاضر شدند در حالی که سرهایشان (با روسری یا چادر مشکی) چنان پوشیده بود که گوئی کلاغ روی سرشان نشسته است.»[1]
نشانه دیگر برای اینکه مساله حجاب ریشه ای عمیق در مسائل اعتقادی دارد این است که خداوند آیات حجاب را به زنان با ایمان خطاب کرده است. گویا که پایه و اساس این دستور را اعتقاد و ایمان به پروردگار دانسته است. خداوند در ابتدای آیه 31 سوره نور به پیامبر (صلی الله علیه و آله) می فرماید: «وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ ...» «و به زنان با ايمان بگو: ... »

سپس در ادامه آیه فرامین مرتبط با پوشش بانوان را مطرح می کند: « ... وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا يُبْدينَ زينَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُيُوبِهِنَّ ...» « ... و دامن‏هاى خود را حفظ نمايند و جز آنچه (به طور طبيعى) ظاهر است، زينت‏هاى خود را آشكار نكنند و بايد روسرى خود را بر گردن خود بيفكنند (تا علاوه بر سر، گردن و سينه‏ى آنان نيز پوشيده باشد) ...»

بنابراین اگرچه حجاب بر همه مسلمانان واجب است اما خداوند در ابتدای این آیه زنان با ایمان را مخاطب خاص خود قرار داده و به صورت ضمنی نقش ایمان و اعتقادات قلبی را در مساله حجاب و عفاف گوشزد می نماید.
 

راهکاری ریشه ای برای ترمیم وضعیت موجود

با توجه به آنچه که گفته شد، یکی از دلایل اصلی ناهنجاری های پوشش بانوان در عصر حاضر، سستی و تزلزل در اعتقادات و باورهای آنها است. به همین جهت یکی از اساسی ترین راهکارهای موثر در ترمیم وضعیت موجود نیز بازسازی اعتقادی و استحکام بخشیدن به اعتقادات عموم مردم خصوصا بانوان مسلمان است.

به همین جهت با صراحت باید گفت که هیچ چیز نمی تواند جایگزین نقش بی بدیل گفتگوی صمیمانه اعتقادی و تبلیغ چهره به چهره معارف دین باشد. به راستی اگر از همان سالهای آغازین انقلاب اسلامی حرکتی گسترده و برنامه ریزی شده در این زمینه در میان مدارس دخترانه کشور اسلامی ما شکل می گرفت آیا حقیقتا باز هم با چنین وضعیت اسف باری در زمینه حجاب و عفاف بانوان مواجه بودیم؟ به راستی اگر پیش از هر چیز برنامه ای جامع و گسترده برای ارشاد و راهنمائی مردم از طریق تصحیح اعتقاداتشان سامان می دادیم و عموم مردم را نه به اجبار بلکه با محبت و همدلی در حرکت به سوی حقیقت یاری می کردیم، باز هم با وضعیتی مشابه امروز مواجه بودیم؟

با توجه به آنچه که گفته شد، یکی از دلایل اصلی ناهنجاری های پوشش بانوان در عصر حاضر، سستی و تزلزل در اعتقادات و باورهای آنها است. به همین جهت یکی از اساسی ترین راهکارهای موثر در ترمیم وضعیت موجود نیز بازسازی اعتقادی و استحکام بخشیدن به اعتقادات عموم مردم خصوصا بانوان مسلمان است.

باید توجه داشت که اگرچه اصل اعتقاد و باور به مسائل دینی در اکثر قریب به اتفاق مردم وجود دارد و چراغ توحید در دل عموم مردم جامعه ما روشن است اما کم عمق بودن این اعتقادات سبب کم تاثیر بودن آنها در عرصه عمل به آموزه های دینی شده است. به همین جهت است که از یک سو شاهد شرکت گسترده مردم در مراسم های دینی مثل شب های قدر و ایام محرم هستیم اما از سوی دیگر در عرصه عمل به آموزه های دینی و رعایت آداب و احکام الهی نظیر مساله حجاب با چالشی همه گیر مواجه هستیم. بنابراین گام اول در این زمینه تقویت باور عمومی نسبت به ریشه های اعتقادی و استحکام بخشیدن به تفکرات دینی است.

اما مشکل دیگر در این مساله، التقاط در تفکرات دینی و در آمیخته شدن درست و نادرست در کنار یکدیگر است. با ابراز تاسف باید گفت که حجم چشمگیر شبهات اعتقادی که در سالهای اخیر به فکر و اعتقادات عمومی حمله برده است، اعتقادات بسیاری از مردم را به یک کاریکاتور بدقواره از دین مبدل ساخته است. به همین جهت بخشی از راهکارهای ترمیم وضعیت موجود را باید در تصحیح باورهای کنونی و یا پاسخ گویی به شبهات مختلف اعتقادی اختصاص داد.

به همین جهت در قسمت بعد به برخی از ریشه های اعتقادی گسترش یافته در دنیای امروز که تاثیر فراوانی در فرهنگ برهنگی عصر حاضر داشته، خواهیم پرداخت.
ادامه دارد ....
 


پی نوشت:
[1] ‏عبدالرحمن بن ابی‌‌بکر سیوطی، الدر المنثور فی التفسیر بالماثور (قم: کتابخانه آيت الله العظمی مرعشی نجفی (ره)، ۱۴۰۴)، ج 5، 42.

یک شنبه 13 اسفند 1396  4:48 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:اعتقاد به حجاب

بخش اول: تاثیر لیبرالیسم بر مساله پوشش بانوان

زمینه های اعتقادی برهنگی در دنیای معاصر

برخی از نظریه‌پردازان غربی، با مشاهده‌ی چنین دستاوردهایی، شعار «آزادی زن» را به چالش کشیدند و جنبش زنان را بدترین دشمن زنان نامیدند. سوزان فالودی در این باره می‌گوید: «زنان توسط آزادی خویش به بردگی گرفته شده‌اند. آن‌ها حلقه طلایی استقلال را به چنگ آورده‌اند، اما به قیمت از دست دادن حلقه‌هایی که با اهمیت هستند. همان گونه که بارها گفته و ثابت شده است، جنبش زنان بدترین دشمن خود زنان است.»

 

حجاب، پوشش، چادر


در قسمت پیشین گفته شد که اگرچه تحولات نوپدید پیرامون مساله حجاب در نگاه اول یک مساله اجتماعی و فرهنگی است اما دقت نظر در این مساله نشان می دهد که تغییر یافتن دیدگاه ها، تمایلات و اعتقادات مردم در جوامع گوناگون بشری نقشی چشم گیر در نحوه پوشش آنها داشته است. بنابراین این تحولات را از یک منظر می توان تحولاتی فرهنگی و اجتماعی و از منظری عمیق تر و دقیق تر تحولاتی فکری و اعتقادی دانست.
از این رو باید گفت که میان لباس و ظاهر هر انسانی با اعتقادات و تمایلات او ارتباطی عمیق و ناگسستنی وجود دارد و باور، اعتقاد و ایمان هر انسانی، او را به اعمال و رفتار خاصی وا میدارد که چگونگی و میزان پوشش نیز یکی از آنها است.

«تحولات اعتقادی» دنیای غرب ریشه اصلی برهنگی دنیای معاصر

جستار در حقیقت دنیای معاصر تداعی کننده این سوال است که چرا جامعه بشری با پیشینه قابل قبولی که در مورد پوشش بانوان داشته است، به یک باره به سوی فرهنگ برهنگی تنزل یافته و از فرهنگ پوشش مناسب که در گستره شرق و غرب عالم و در میان اقوام و مذاهب مختلف امری پسندیده به حساب می آمده، دست برداشته است؟
نگاهی گذرا به تحولات قرون اخیر گویای آن است که هیچ تغییر و تحولی در ظاهر مردم بدون پیش زمینه های فکری و اعتقادی نبوده و قبل از هر دگرگونی ظاهری در فرهنگ لباس و پوشش مردم، جنبش ها و یا تحولات فکری و اعتقادی رخ داده است.
به همین جهت باید گفت که اساسا تحولات اجتماعی در مساله حجاب در دنیای معاصر، ریشه در تحولات فکری و اعتقادی دنیای غرب داشته است. تفکراتی که پس از رنسانس نحوه نگرش عموم مردم به «خداوند» و «انسان» و دیگر مخلوقات را تغییر داده و باز تعریفی تازه از یکایک این موضوعات داشته است. بنابراین ریشه یابی این تفکرات اساسی در روشن شدن موضوع بحث موثر خواهد بود.

شعار «آزادی زن» عمدتاً از اواخر سال 1700 میلادی توسط سردمداران جنبش احقاق حقوق زن در غرب مطرح شد و به طور گسترده، اما نه با سرعتی چشمگیر، به تمامی جهان تسری یافت. برهنگی و به مسلخ بردن پوشش آبرومندانه و شرافت مندانه زنان تنها یکی از هزاران پیامد منفی و نامیمونی بود که به بهانه رهائی زنان از ظلم و استبداد و با شعار آزادی بانوان به بار نشست.

باید دانست که در این میان ریشه دواندن سه اعتقاد اساسی یعنی «لیبرالیسم» (آزادی بی قید و بند)، «اومانیسم» (انسان محوری) و «سکولاریزم» (دین زدائی) تاثیر شگرفی در عرصه های مختلف فرهنگی و اجتماعی گذاشته است که مساله پوشش بانوان و نوع تعاملات اجتماعی آنان یکی از مهمترین آنها به حساب می آید. 
 

1ـ تاثیر لیبرالیسم بر موضوع حجاب بانوان در دنیای معاصر

مساله حجاب و پوشش بانوان از زمانی به یک بحث چالشی در دنیای کنونی تبدیل شد که دنیای غرب به سوی آزادی همه جانبه انسان، گرایش پیدا کرد و در همین راستا آزادی زن را در برهنگی و رها شدن از تمامی قید و بندهای فردی و اجتماعی بانوان معرفی نمود. باید توجه داشت که آزادی انسان همانند دیگر موهبت ها و نعمت های الهی یک شمشیر دو لبه است که از یک سو می تواند سعادت و خوشبختی بشر را به ارمغان آورد و از سوی دیگر می تواند انسان را به ورطه نابودی مادی و معنوی بکشاند و خوشبختی فرد و جامعه را به صورت توأمان به مخاطره بیاندازد.
 

بیشتر بخوانیم:
ریشه یابی تاریخی چالش حجاب بانوان در دنیای اسلام
تحولات اجتماعی غرب و تاثیر فزاینده آن بر حجاب بانوان در دنیای اسلام
چرایی رشد فزاینده شبهات نوپدید پیرامون حجاب بانوان
نقش ریشه های اعتقادی در پایبندی به مساله حجاب


به تعبیر قرآن، خداوند انسان را آزاد آفریده است: «إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَ إِمَّا كَفُورًا.» «ما راه را به او نشان داديم، خواه شاكر باشد (و پذيرا گردد) يا ناسپاس!» (سوره انسان، آیه 3). بنابراین اگر آزادی انسان، در مسیر رشد و تکامل او قرار گیرد، او را به قله های خوشبختی منتهی خواهد کرد و اگر در مسیر تباهی و پستی قرار گیرد، او را به دره های حیوانیت و رذالت خواهد کشاند.
به بیان دیگر آزادی یکی از نعمت های فراوانی است که خداوند به انسان ارزانی داشته است. اما در کنار آن، انسان دارائی های دیگری نظیر عقل، همزیستی اجتماعی و کمالات معنوی دارد که باید همه این مسائل را در کنار یکدیگر ببیند و مفهوم آزادی را در سایه آنها معنا بخشد. بنابراین آزادی مطلق و نامعقولی که عقل انسانی و روابط اجتماعی و همچنین کمالات معنوی او را در نظر نگرفته باشد، در حقیقت بند و زندانی برای پیشرفت او خواهد بود.
آزادی در مساله پوشش بانوان نیز نمونه بارزی از این مساله است که پس از رنسانس با چالشی جدی مواجه شده است. گویا دنیای غرب واژه آزادی را با هرزگی، افسار گسیختگی و هرج و مرج برابر دانسته و هنگام بحث از آزادی، خود را پیش از هر چیز، متوجه آزادی جنسی و بی‏بندوباری دانسته است.
ریشه این نگاه پرخطا به آزادی را باید در گذشته اروپا بررسی کرد. چراکه پس از خفقان قرون وسطی در دنیای غرب و حاکمیت مطلق و اقتدارگرایانه کلیسا و اشراف، یک نهضت اجتماعی وسیع به وجود آمد که طرفدار آزادی‌های فردی و رهایی از بند هر گونه تشکیلات اجتماعی و سیاسی بود. در حقیقت مکتب لیبرالیسم که قرائت خاصی از آزادی است به دلیل آنکه در اثر خفقان کلیسا و سیاست های اقتدارگرایانه اشراف به وجود آمده بود، آزادی خود را در سکولاریسم (جدائی دین از سیاست) و اومانیسم (انسان گرائی محض) جستجو کرد و با شتابی فزاینده به سوی دستیابی به آنها حرکت کرد.

ریشه دواندن سه اعتقاد اساسی یعنی «لیبرالیسم» (آزادی بی قید و بند)، «اومانیسم» (انسان محوری) و «سکولاریزم» (دین زدائی) تاثیر شگرفی در عرصه های مختلف فرهنگی و اجتماعی گذاشته است که مساله پوشش بانوان و نوع تعاملات اجتماعی آنان یکی از مهمترین آنها به حساب می آید.

در این میان شعار «آزادی زن» عمدتاً از اواخر سال 1700 میلادی توسط سردمداران جنبش احقاق حقوق زن در غرب مطرح شد و به طور گسترده، اما نه با سرعتی چشمگیر، به تمامی جهان تسری یافت. برهنگی و به مسلخ بردن پوشش آبرومندانه و شرافت مندانه زنان تنها یکی از هزاران پیامد منفی و نامیمونی بود که به بهانه رهائی زنان از ظلم و استبداد و با شعار آزادی بانوان به بار نشست.
رها سازی بانوان از حلقه پرافتخار خانواده، عدم تقید زنان به نظام خانواده، آسان سازی طلاق و جدائی برای بانوان، حق سقط جنین یا قتل کودکان بی گناه متولد نشده در دنیای مدرن، همجنس گرائی، شرکای جنسی متعدد و به طور کلی روابط جنسی آزاد و بدون قید و بند، تنها بخشی از این اقدامات است که به صورت کاملاً قانونی و نظام‌مند در دنیای غرب به وجود آمد که از جمله دستاوردهای مطالبه بدون حد و مرز آزادی زنان در غرب به شمار می‌رود؛ دستاوردهایی که افزایش انواع بیماری‌های روحی و روانی و به ویژه تنهایی و افسردگی را برای بسیاری از جوامعِ به اصطلاح توسعه‌یافته همراه با پیشرفت‌های روزافزون تکنولوژی و رفاه مادی به ارمغان آورد.
برخی از نظریه‌پردازان غربی، با مشاهده‌ی چنین دستاوردهایی، شعار «آزادی زن» را به چالش کشیدند و جنبش زنان را بدترین دشمن زنان نامیدند. سوزان فالودی در این باره می‌گوید: «زنان توسط آزادی خویش به بردگی گرفته شده‌اند. آن‌ها حلقه طلایی استقلال را به چنگ آورده‌اند، اما به قیمت از دست دادن حلقه‌هایی که با اهمیت هستند. همان گونه که بارها گفته و ثابت شده است، جنبش زنان بدترین دشمن خود زنان است.» ‏(راحله کاردوانی، «ره‌آورد آزادی زنان در غرب چیست؟، پایگاه تحلیلی تبیینی برهان، ۸ آذر ۱۳۹۱).
 

حقیقت حجاب، آزادی زنان برای حضور در جامعه

مساله حجاب از منظر غرب گرایان، محدودیت و بندی برای آزادی زنان به حساب می آید. اما نگاه عمیق به این قانون الهی نشان می دهد که آراستگی در نوع پوشش بانوان، نه تنها محدودیتی برای آنها نیست بلکه دقیقا فراهم آوردن آزادی معقول و بایسته برای حضور این قشر ارزشمند انسانی در جامعه است. به بیان دیگر پوشش مناسب بانوان، آزادی بیشتری برای حضور بی دغدغه و کم دردسر آنان را در اجتماع فراهم خواهد آورد و از نگاه جنسی و شهوت آلود به آنها خواهد کاست.
دقت بیشتر در مساله پوشش و برهنگی نشان می دهد که دقیقا به عکس آنچه تصور می شود، این فرهنگ برهنگی است که آزادی زن را تحت الشعاع قرار داده و ارزش او را از یک انسان والا مقام به یک حیوان و برده جنسی تنزل می دهد. برده ای که دیگر آزاد نیست و هیچ اختیاری از خود ندارد و تنها برای مطامع حیوانی دیگران ساخته شده است. روشن است که زن در چنین دیدگاهی حتی اگر به ظاهر حضور پررنگ و لعابی در جامعه داشته باشد هم یک برده به حساب می آید و حضور اجتماعی او نیز بیشتر با اهدافی شهوت پرستانه، آلوده و حتی مادی و تجارت مآبانه همسو خواهد بود. بنابراین حقیقت آن است که برهنگی و رعایت نکردن پوشش مناسب برای بانوان نه تنها آزادی نیست بلکه رویکردی جنسیتی و جنسی و تنزل یافته از هویت زن در نگاه بشر امروز می باشد.
آمارهای رسمی نشان می دهد که حضور بانوان در عرصه های اجتماعی کشورهای غربی بدون در نظر داشتن فرهنگ مناسبی برای پوشش خود، همیشه با چالش های فراوانی رو به رو بوده و قتل و تجاوز و تعدی را به همراه داشته است. چراکه این آزادی نامعقول در عرصه پوشش بانوان بر شهوت و تجاوز گری بی بند و باران افزوده و مسیر تعدی را برای آنان هموارتر کرده است. اما در نقطه مقابل این دیدگاه، آیین ما برای حضور بالنده بانوان در عرصه اجتماع، مشارکت فعال آنان را در سایه پوششی مناسب، پیشنهاد کرده تا شهوت پرستان را از نگاه متجاوزانه دور کند و حریمی امن برای بانوان فراهم آورد.
به بیان دیگر اگرچه تفکر غرب گرا، حجاب را محدودیت زنان انگاشته است اما دقت نظر در پوشش متکاملی که ادیان ابراهیمی خصوصا اسلام عزیز به بانوان پیشنهاد کرده گویای این نکته است که این نوع پوشش تضمین کننده آزادی بیشتر بانوان در عرصه مسائل اجتماعی است.
با اینکه بسیاری از تجاوزات جنسی در غرب از دید پلیس مخفی مانده و یا در اثر شرم و حیا در هیچ کجا ثبت نمی گردد، اما بر اساس گزارش آمار سازمان بین المللی در سالهای گذشته، ‌مشخص شد از میان هر 100 زن جوان حدود 60 درصد تجریه حداقل یکبار تجاوز را دارند که این آمار زنگ خطری برای جوامع غربی و به اصطلاح آزادیخواه است. (مقاله «چند درصد از زنان غربی تجربه تجاوز جنسی را دارند؟»، باشگاه خبرنگاران جوان، 10/2/1393)
این قبیل آمارها به روشنی نشان می دهد که آزادی بانوان به هیچ وجه در سایه پوشش نامناسب و روابط ناهنجار و هرزگی در رفتار آنها، به دست نخواهد آمد بلکه برهنگی بانوان نتیجه ای جز اسارت در بند شهوت و تجاوز دنیاپرستان نخواهد داشت.
ادامه دارد ...

یک شنبه 13 اسفند 1396  4:51 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:اعتقاد به حجاب

تلاش برای برهنه کردن آدم ها، قدمتی دیرینه دارد

گل و دوست داشتن و آزادی خواهی، خیلی حرف های قشنگی هستند اما مشکل اینجاست که همه ی حرف های قشنگ را نمی شود به راحتی باور کرد.

 

بی حجابی

اخیراً می گویند ما شما را دوست داریم! چهارشنبه ها برایتان گل می آوریم. شما هم ما را دوست داشته باشید!

می گویند به صورت خیلی سفید، داریم برای آزادی تلاش می کنیم.

نمی شود باور کرد تلاش برای نهادینه کردن بی حجابی و راه اندازی کمپین و یک غوغای رسانه ای که از سوی دشمنان چندین ساله ی ما حمایت می شود، همه، نشانه هایی از دوست داشتن ماست. 

قرآن کریم در میان آیاتی که به ماجرای آدم و حوا پرداخته است "لباس" را نعمتی معرفی می کند که از جانب خداوند برای انسان نازل شده است. یا بَنی‏ آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَیْكُمْ لِباساً یُواری سَوْآتِكُمْ وَ ریشاً وَ لِباسُ التَّقْوى‏ ذلِكَ خَیْرٌ ذلِكَ مِنْ آیاتِ اللَّهِ لَعَلَّهُمْ یَذَّكَّرُون‏ (اعراف، 26) 

از دو کارکردی که در آیه برای لباس بیان شده است، معلوم می شود که این دو، دو نیاز مهم و فطری هر انسانی است که با لباس برآورده می شود.

ما خانواده داریم؛ فرهنگ اصیل بومی داریم؛ اعتقادات ناب ایمانی و عقلانی داریم. بارها با دلیل ثابت کرده ایم و به تجربه هم دیده ایم که حجاب یا همان پوششی که معیارهای اسلامی دارد، یک ضرورت است برای حفظ همه ی داشته هایمان. حفظ حریم خانواده هایمان. حفظ فرهنگ اصیلمان و حفظ اعتقادات ایمانیمان. 

حالا چطور باور کنیم شما که تیر دشمنی به سمت داشته های قیمتی ما نشانه رفته اید، ما را دوست داشته باشید؟!

اما برای اینکه ثابت کنیم ما شما را دوست داریم، باید یک حقیقت مهم را برایتان بگوییم. شما هموطن مایید؛ خیلی از داشته هایمان را با هم مشترکیم؛ پس خوش بینانه فرض می کنیم که از پشت پرده ی نقشه های شیطان بی خبرید و نادانسته در دایره ی تلاش های شیاطین انس و جن، گرفتار شده اید. 

با مقدمه ای کوتاه، اثبات می کنیم که تلاش علیه حجاب، یک دشمنی تاریخی با انسان است نه یک مبارزه ضد جمهوری اسلامی یا ضد دین اسلام. 

"حجاب" ضد "بد حجابی" است یا ضد "برهنگی" ؟

قطعاً حجاب، فقط چادر و روسری برای پوشاندن موهای خانم ها نیست. به همین دلیل می توان ضد آن را، "برهنگی" دانست. گفته اند می شود پدیده ها را از مخالف هایشان شناخت: تعرف الاشیاء باضدادها؛ پس حجاب را هم می شود از زاویه ی ضدش یعنی "برهنگی" بررسی کرد. 

انسان برهنه به دنیا می آید اما ذاتاً نمی تواند برهنگی را تحمل کند. اگر غیر از این بود، در ماجرای حضرت آدم ابوالبشر علیه السلام، برهنه شدن، آنقدر برای آدم و حوا گران تمام نمی شد.

آدم و حوا علیهماالسلام از اول، ساکن بهشت بودند. حتی اگر به پاکی و عصمت نبوت برای حضرت آدم استناد نکنیم، ذات و فطرت آن ها هنوز دست نخورده و پاک بود و هنوز آلوده ی زندگی دنیایی نشده بودند که غبار غفلت فطرت انسانی پاکشان را بپوشاند. پس می شود گفت که فطرت انسانیه آدم و حوا که همه ی انسان های دیگر نیز با همان فطرت پاک خلق می شوند ( فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتی‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها لا تَبْدیلَ لِخَلْقِ اللَّه‏- روم 30) از برهنگی بیزار است. 

قرآن کریم در میان آیاتی که به ماجرای آدم و حوا پرداخته است "لباس" را نعمتی معرفی می کند که از جانب خداوند برای انسان نازل شده است. یا بَنی‏ آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَیْكُمْ لِباساً یُواری سَوْآتِكُمْ وَ ریشاً وَ لِباسُ التَّقْوى‏ ذلِكَ خَیْرٌ ذلِكَ مِنْ آیاتِ اللَّهِ لَعَلَّهُمْ یَذَّكَّرُون‏ (اعراف، 26) 

از دو کارکردی که در آیه برای لباس بیان شده است، معلوم می شود که این دو، دو نیاز مهم و فطری هر انسانی است که با لباس برآورده می شود.

اول- پوشاندن عیوب (یُواری سَوْآتِكُمْ) 

دوم- زینت و زیبایی (وَ ریشاً).

پس مثل همه ی نیازهای دیگر انسان، اگر در تأمین این نیاز هم خدشه ای به وجود بیاید، انسان را آزرده و مضطرب می کند. اگر لباس را از آدمی بگیرند، از این دو جنبه به روح و شخصیت او ضربه وارد می شود. و ابلیس که از روز اول دشمن قسم خورده ی آدمی است، با نقشه ای فریب کارانه وارد شد و همین ضربه را به آدم علیه السلام زد: "فَدَلاَّهُما بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما وَ طَفِقا یَخْصِفانِ عَلَیْهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّة" ( اعراف، 22) پس از اتفاق ناگوار برهنگی که برای آدم و حوا رخ داد، از متن آیه، اضطراب و سراسیمگی آنها نمایان است. آنجا که می فرماید شروع کردند با برگ های درختان خود را بپوشانند. 

خداوند به فرزندان آدم هشدار می دهد که همان دشمن قسم خورده در کمین شماست که همان بلایی را که بر سر پدرتان آدم آورد، بر سر شما بیاورد. فطرت، همان فطرت است و نیاز، همان نیاز. میل به پوشیدگی، در ذات شماست مبادا از مکر شیطان غافل شوید و او شما را بفریبد و نعمت لباس را از شما بگیرد. (اعراف، 27)

حال، خداوند به فرزندان آدم هشدار می دهد که همان دشمن قسم خورده در کمین شماست که همان بلایی را که بر سر پدرتان آدم آورد، بر سر شما بیاورد. فطرت، همان فطرت است و نیاز، همان نیاز. میل به پوشیدگی، در ذات شماست مبادا از مکر شیطان غافل شوید و او شما را بفریبد و نعمت لباس را از شما بگیرد. "یا بَنی‏ آدَمَ لا یَفْتِنَنَّكُمُ الشَّیْطانُ كَما أَخْرَجَ أَبَوَیْكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ یَنْزِعُ عَنْهُما لِباسَهُما لِیُرِیَهُما سَوْآتِهِما إِنَّهُ یَراكُمْ هُوَ وَ قَبیلُهُ مِنْ حَیْثُ لا تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّیاطینَ أَوْلِیاءَ لِلَّذینَ لا یُؤْمِنُون‏" (اعراف، 27)

طبق این آیه ی شریف، تلاش برای برهنه کردن آدم ها، یکی ازاهداف شیطان است و قدمتی به دیرینگی خلقت انسان دارد. و باز به استناد همین آیه، همیشه و همیشه، یکی از نقشه های استراتژیک شیطان علیه فرزندان آدم، نقشه برای برهنه نمودن آنهاست. 

قرآن کریم در میان آیاتی که به ماجرای آدم و حوا پرداخته است "لباس" را نعمتی معرفی می کند که از جانب خداوند برای انسان نازل شده است. یا بَنی‏ آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَیْكُمْ لِباساً یُواری سَوْآتِكُمْ وَ ریشاً وَ لِباسُ التَّقْوى‏ ذلِكَ خَیْرٌ ذلِكَ مِنْ آیاتِ اللَّهِ لَعَلَّهُمْ یَذَّكَّرُون‏ (اعراف، 26) 

در روزگار ما هم شیاطین انس، مخفی و علنی، برهنگی را رواج می دهند؛ برایش تبلیغ می کنند و هزاران حرف و شعار قشنگ برایش طراحی می کنند.

جامعه ی امروز غرب و اروپا، ثمره ی این شاخه از تلاش های ضدبشری شیطان را، خیلی خوب نمایان کرده است. پیکره ی زخمی نهاد خانواده در غرب، دیگر پوشاندنی و کتمان کردنی نیست. همه ی اینها نشان می دهد که دوستان هموطن ما که به خیال خودشان می خواهند با ترویج بی حجابی و برهنگی، چهارشنبه ها را سفید کنند، خواسته یا ناخواسته، دارند در زمین شیطان بازی می کنند: " إِنَّ فی‏ ذلِكَ لَعِبْرَةً لِأُولِی الْأَبْصار" 

یک شنبه 13 اسفند 1396  4:52 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:اعتقاد به حجاب

خشونت جنسی؛ ارمغان آزادی برای زنان در غرب

یکی از موضوعات و مباحث بسیار مهمی که از دیرباز در جوامع انسانی مورد غفلت و بی مهری قرار داشته، مسئله حقوق زنان است. این قشر از جامعه بشری در طول تاریخ بازیچه تفکر و اندیشه ی کسانی قرار داشته اند که به زن، نه به عنوان یک انسان، بلکه به عنوان یک موجود پست و ابزاری برای اطفای هیجانات شهوانی مردان می نگریستند. هر چند جامعه غرب بعد از دوره رنسانس با شکل گیری برخی جنبش های فمنیستی کوشید جایگاه به تاراج رفته زنان را به آنان برگرداند، ولی نوع جهان بینی و ایدئولوژی که بر فضای فکری جوامع غربی حاکم بود مانع دستیابی به جایگاه والا و مقدس زن در زندگی غربی شد.

 

زن، زنان، زن در ادوار مختلف

 

جایگاه بی مقدار زن در ادوار و تمدن های مختلف

1- زن در تمدن یونان:  هر چند سرزمین یونان در بردارنده درخشان ترین تمدن های باستان به حساب می آمد ولی با این حال در آن روزگار جایگاه زن در همه ابعاد زندگی پست شمرده می شد؛ به طوری که نقل شده است زنان همچون کالایی تجاری در بازارها خرید و فروش می شدند، و بعد از مرگ شوهرانشان، حق زندگی نداشتند.[1]

2- زن در آیین و تمدن هندو: زنان در آئین برهمنی، در بسیاری از امور همدوش با پاریاها «Paria» بودند. پاریاها به کلی مطرود جامعه، و ناپاک، و از همه گونه حقوق انسانی بر کنار بودند. زنان همچون پاریاها حق فرا گرفتن، و قرائت کتب مقدسه وداها و حق مهرورزی، و پرستش الهه را نداشتند.[2]

3- زن در آیین یهود: شهید مطهری در کتاب مسأله حجاب به نقل از سنن ابن داوود جلد اول صفحه 499 وضعیت اسفبار زنان را در آیین یهود این چنین بازگو می کند: انس بن مالک می گوید عادت یهود این بود که همین که زنی حائض می شد او را از منزل بیرون می کردند نه با او غذا می خوردند و نه از ظرف او آب می آشامیدند و نه با او در یک اتاق زندگی می کردند.[3]

در آیین و مکتب اسلامی آزادی به جامعه بشری عرضه شد، که به موجب آن زن به استثمار و بردگی جنسی در نمی آمد، در واقع در این نسخه از آزادی، زن با حفظ قیود و شرایطی صاحب کرامت و منزلت می شد،[8] از آنجا که آیین اسلام به تمام تمایلات موجود در انسان آگاهی و اشراف کامل داشت نمی پسندید که او برهنه و بدون پوشش خاص در جامعه حاضر شود، چرا که می دانست این برهنگی در تضاد جدی با آزادی زن قرار خواهد داشت و موجبات اذیت و آزار او را فراهم خواهد کرد

 

با شعار آزادی با هدف استثمار

هر چند زن در جوامع انسانی و در ادوار تاریخی پیش از رنسانس از منزلت و هویت والای خود برخوردار نشد، ولی در ادوار پسامدرنیسم نیز، که جنبش های فمنیستی با شعارهای دفاع از حقوق زنان و آزادی روی کار آمده بودند، جایگاه زن و منزلت والای او در جامعه غربی در هاله ای از ابهام قرار داشت؛ چرا که متفکران غربی بدون توجه به فطرت و هویت واقعی او[4] نسخه ای را برای هویت بخشی به زن ارائه می دادند که در تضاد جدید با منزلت والای او در جامعه بود.
در واقع متفکران غربی برای ارج نهادن به مقام زن در جامعه، شعار آزادی زنان در جامعه را مطرح و ارائه کردند، شعاری که به موجب آن حضور زن در جامعه، به صورت برهنه و به دور از هر گونه قید و شرطی فراهم می شد، و همین امر موجب شد در دنیا، مدرنیته سیری قهقرایی به قبل صورت گیرد، به طوری که خرید و فروش زنان زیباروی به عنوان بردگان جنسی رواج یافت. در این چنین فضای فکری که زن می بایست آزادانه در جامعه حاضر شود، دیگران راحتر به خود اجازه می دادند که حریم و شخصیت و جایگاه او را به نفع اهداف شوم خود استثمار کنند.
 

بارقه های امید در سال 610 میلادی

حدود 700 سال قبل از بیداری انسانی و پیدایش انقلاب فکری در جوامع غربی آیین و مکتبی در جزیرة العرب پا در عرصه گیتی گذاشت که جهان بینی و ایدئولوژی جدیدی در خصوص هویت جامعه انسانی بخصوص جامعه زنان به عالم معرفی کرد. با پیدایش آیین و مکتب وحیانی اسلام، غبار ذلت و خواری از چهره زن زدوده شد؛ کرامت فراموش شده زن در جهان روشن گشت، و سنت های جاهلی و غیر انسانی که علیه زنان در جامعه رواج داشت برچیده شد و هویت انسانی زن را به همه شناساند. در این آیین از لحاظ ارزشی فرقی میان زن و جنس مرد وجود نداشت.[5] زن نه به عنوان موجودی پست، بلکه به مثابه ریحانه ای خوشبو که نباید از او بیگاری کشید معرفی شد.[6] در این آیین هیچ مردی اجازه نداشت، برای اهداف مادی خود زنان را تحت فشار قرار داده و آنان را آزار دهد.[7] جامعه زنان دارای حقوقی نیکو و مشخص شدند. و مردان وظیفه داشتند که با بهترین شیوه و روش با آنها برخورد کنند.« وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوف؛[نساء، 19] و با آنها بشايستگى رفتار كنيد.»

متفکران غربی برای ارج نهادن به مقام زن در جامعه، شعار آزادی زنان در جامعه را مطرح و ارائه کردند، شعاری که به موجب آن حضور زن در جامعه، به صورت برهنه و به دور از هر گونه قید و شرطی فراهم می شد، و همین امر موجب شد در دنیا، مدرنیته سیری قهقرایی به قبل صورت گیرد، به طوری که خرید و فروش زنان زیباروی به عنوان بردگان جنسی رواج یافت


آزادی در خدمت زن: در آیین و مکتب اسلامی آزادی به جامعه بشری عرضه شد، که به موجب آن زن به استثمار و بردگی جنسی در نمی آمد، در واقع در این نسخه از آزادی، زن با حفظ قیود و شرایطی صاحب کرامت و منزلت می شد،[8] از آنجا که آیین اسلام به تمام تمایلات موجود در انسان آگاهی و اشراف کامل داشت نمی پسندید که او برهنه و بدون پوشش خاص در جامعه حاضر شود، چرا که می دانست این برهنگی در تضاد جدی با آزادی زن قرار خواهد داشت و موجبات اذیت و آزار او را فراهم خواهد کرد،[9] در واقع بر خلاف ایده و راهکار متفکران غربی که برهنگی را برای آزادی زن می پسندیدند، آیین وحیانی اسلام با وضع حجاب و ارزش نهادن به آن زمینه خشونت علیه زنان در جامعه را برچید،«ذلِكَ أَدْنى‏ أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْن».

سخن آخر: در آیین و فرهنگ اسلام زن موجودی آزاد آفرید شده، ولی آزادی که با بندگی حق تعالی در تضاد نباشد، در واقع این بندگی باری تعالی است که به آزادی انسان در حیات مادی معنا و مفهوم می بخشد، بندگی  و عبودیتی که انسان را از استثمار اهریمنان می رهاند.  


پی نوشت:
[1]. یحیی نوری، حقوق و حدود زن در اسلام، تهران، چاپ مصطفوی، بی تا، ص 15.
[2]. یحیی نوری، جاهلیت و اسلام، چ 4، تهران، مرکز مطالعات و تحقیقات اسلامی، 1353 ش، ص 78. به نقل از «زن در تاريخ و انديشه اسلامي»
[3]. شهید مطهری، مسئله حجاب، ص49.
 [4]. «فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّه؛[روم؛30] فطرتى كه خدا مردم را بر آن آفريده است. آفرينش خداى- فطرت توحيد- را دگرگونى نيست،»
[5]. حجرات، آیه 13: « اى مردم، ما شما را از يك مرد و زن بيافريديم،... هر آينه گرامى‏ ترين شما نزد خدا پرهيزگارترين شماست. همانا خدا دانا و آگاه است. »
[6]. نهج‌‌البلاغه(صبحی صالح)، ص۴۰۵. «إِنَّ الْمَرْأَةَ رَیْحَانَةٌ وَ لَیْسَتْ بِقَهْرَمَانَةٍ؛ زیرا زن مانند گل ظریف است، نه پهلوان خشن»
[7]. نساء، آیه19: «اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد! براى شما حلال نيست كه از زنان، از روى اكراه (و ايجاد ناراحتى براى آنها،) ارث ببريد! و آنان را تحت فشار قرار ندهيد كه قسمتى از آنچه را به آنها داده ‏ايد (از مهر)، تملك كنيد»
[8]. اسراء، آیه70: « وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَني‏ آدَمَ؛ و هر آينه فرزندان آدم را گرامى داشتيم،»
[9]. احزاب، 59«اى پيامبر، زنان و دختران خويش و زنان مؤمنان را بگو: چادرهاى خود را بر خويشتن فروپوشند- خود را بپوشانند-. اين نزديكتر است به آنكه شناخته شوند- به صلاح و عفت- و آزارشان ندهند و خدا آمرزگار و مهربان است»

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 13 اسفند 1396  4:52 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:اعتقاد به حجاب

انسان با چند تار مو به جهنم نمی ‌رود!!

 

اینکه وضعیت حجاب در جامعه به این صورت درآمده است و روز به روز کم رنگ تر می ‌شود، به این دلیل است که مسئله حجاب به درستی از همان ابتدا توسط آموزگار دینی به دانش آموزان تعلیم داده نشده است و آموزگار به دانش آموز نگفته است که اگر حجاب را حفظ کنی، حجاب تو را حفظ می‌ کند.

فرآوری: زهرا اجلال- بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان

بی حجابی

به نظر می آید که دلیل هر نقص و کمبود در جامعه را در  ریشه در کم گذاشتن در کارها است و وضعیت حجاب امروز در جامعه نیز  به دلیل کم کاری در این حوزه است. 

جهنم با یک تار مو شروع می شود

چرا باید دختری بگوید، انسان که با چند تار مو به جهنم نمی ‌رود!، درست است شاید انسان با چند تار به جهنم نرود ولی جهنم با یک تار مو شروع می ‌شود. یک چوب کبریت یک جنگل را به آتش نمی ‌کشد ولی به آتش کشیده شدن یک جنگل با یک چوب کبریت شروع می ‌شود.

این عنوان، عنوانی شرعی نیست که حکمی مشخص داشته باشد، بلکه حکمش در هر زمان بسته به مقتضیات زمان و مکان از عمومات شرعی استنباط می‌ گردد. 

اگر حجاب در زمان پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله اجباری نبوده است، احیاناً به دلیل تازه پا بودن اسلام و عدم ثبات اجتماعی، درگیری زیاد در جنگ‌ ها، لزوم تدریجی بودن ابلاغ احکام و اموری از این دست باشد نه به دلیل عدم مشروعیت آن.  

از این عزیزان باید پرسید پس مشکل شما چند تار مو است؟ مثل اینکه بگوییم چراغ قرمز رد کردنش ممنوع است، بعد کسی بگوید فقط سپرم رد شد یا فقط چرخم رد شد. آیا این پذیرفته است؟ این حرف عوامانه است چون وقتی برای چیزی حدی قرار می دهند، بیشتر از آن ایراد دارد. شک نیست که وقتی گناهان جنسی در اجتماع زیاد شود، خانواده که از مهمترین ارکان جامعه است، متزلزل می شود. و وقتی خداوند حکیم حکمی را قرار می دهد حتما حکیمانه است و برای مصلحتی آن را قرار داده است.

دلت پاک باشد، کافی است!

چرا دختری می‌ گوید انسان باید دلش پاک باشد؟! مگر می ‌شود دل انسانی پاک باشد ولی اعمالش پاک نباشد؛ یادمان باشد آن کسی که تو و من را خلق کرده است، اگر فقط دل پاک کافی بود، فقط می ‌گفت: «آمنـــوا» اینکه کنار «آمنـــوا» گفته: «آمَنُـــوا وَ عَمِلُوالصَّالِحـــات» یعنی هم دلت پاک باشد،هم کار و عملت. 

من پاکم، مردان خودشان را حفظ کنند!

دختری می ‌گوید، من که پاکم دیگران خودشان را حفظ کنند!! باید به او گفت، درست است که تو پاکی ولی دیگران با رفتار تو ناپاک می‌شوند و می‌گندند و گندیدن آنها دامن تو را هم خواهد گرفت.

بله درست است که مردان باید با تمام توان خود نگاه خود را حفظ کنند همانطور که در قرآن (سوره نور آیات ۳۰ و ۳۱) ابتدا فرمان غض بصر را به مردان می دهد اما بعد از آن از وجوب حجاب برای بانوان سخن به میان می آورد و این نشان دهنده ی آن است که حتی اگر زنان به وظیفه خود یعنی حجاب عمل نکردند وظیفه ی کنترل نگاه از مردان ساقط نمی شود اما نباید فراموش کرد که این (کنترل نگاه توسط مردان) لازم است اما کافی نیست بلکه حجاب بانوان نیز نیاز است تا هم مرد و هم جامعه را از خطرات احتمالی آینده نجات دهد به علاوه مردان در این صورت قادر به کنترل نگاه نخواهند بود شما می توانید امتحان کنید چند روز را به طور امتحانی در جامعه حضور پیدا کنید و سعی کنید در عین انجام تمام کارهای خود نگاهتان به هیچ خانمی نیفتد!

پوشش یک مسأله شخصی است!!

ممکن است بعضی بگویند که پوشش هر نفر یک مسئله شخصی است و کسی نمی تواند کسی را در این زمینه محدود کند

باید گفت که پوشش نه تنها به خود فرد که به تمام جامعه مربوط می شود، درست مانند این است که شخصی در کشتی اقدام به سوراخ کردن کشتی کند به بهانه این که جای خود اوست! در حالی که این تمام کشتی است که غرق خواهد شد (این مثالی است که پیامبر گرامی اسلام برای توضیح نقش هر فرد در جامعه از ان استفاده کرده است) (در مورد بی حجابی هم شخص بد پوشش به افراد دیگر ضرر می رساند و پاکدامنی آن هارا به خطر می اندازد یا حداقل موجب ایجاد فشار های روحی و آزار مردان می شود) و یا مثل کسی است که گاز سمی منتشر می کند و از مردم می خواهد که اگر از این موضوع ناراحت اند نفس نکشند!

به لحاظ منطقی و حقوق بشری هم که بنگریم قابل توجیه است که بی حجابی در واقع تعدی به حقوق دیگران است دیگرانی که – حتی جدای از مسائل مذهبی و پاک بودن – می خواهند با آرامش زندگی کنند و نمی خواهند مدام در حال سرکوب غریزه ی خود باشند.

چرا باید دختری بگوید، انسان که با چند تار مو به جهنم نمی ‌رود!، درست است شاید انسان با چند تار به جهنم نرود ولی جهنم با یک تار مو شروع می ‌شود. یک چوب کبریت یک جنگل را به آتش نمی ‌کشد ولی به آتش کشیده شدن یک جنگل با یک چوب کبریت شروع می ‌شود.

این گونه پوشش، خاص جاهلیت است!

در شأن نزول آیه 31 نور در روایت حضرت امام باقر (علیه السلام) آمده است: یكی از جوانان مدینه با یكی از زنان مدینه رو به رو شد. در آن زمان زنان روسری خود را به پشت گردن می انداختند. وقتی كه آن زن از كنار این جوان گذشت، به آن زن خیره شد و از پشت سر به او نگاه می كرد. این جوان در پی او راه افتاد و داخل كوچه ای شد و در حال راه رفتن، استخوان یا شی ای که از دیوار بیرون زده بود، به او اصابت كرد و زخمی شد. او پیش خود گفت: باید خدمت پیامبر اسلام (صلی الله و علیه وآله) برسم و داستان را برای او بگویم. آن جوان نزد پیامبر آمد و پیامبر فرمود: چه شده است؟! در این حال جبرئیل نازل شد و این آیه را برای پیامبر آورد. (وسائل الشیعه۷ ج ۱۴، ص ۱۳۸، باب ۱۰۴، ح ۴، تفسیر نمونه، ج ۱۴، ص ۴۳۵)

از این آیه و حدیث، وضع پوشش زنان عرب جاهلی به دست می آید. زنان جاهلی، پیراهنی می پوشیدند كه سینه اش باز می ماند، روسری آنها تنها سر را می پوشانید و ادامه روسری از پشت گوشها به پشت گردن انداخته می شد و در نتیجه گاهی برخی زینت های آنها دیده می شد. آیه شریفه نازل شد و دستور داد كه روسری خود را طوری بپوشند كه گوش، گردن، سینه و زینت های آنها دیده نشود و مسلمانان پس از نزول آیه، به آن عمل كردند. (مسأْله حجاب، چاپ ۵۲، ۱۳۷۹، ص ۱۳۹، تفسیر نمونه، ج ۱۴، ص ۴۴۰)

حجاب در صدر اسلام اجباری نبوده است

در مورد اختلافات در باب اجباری بودن حجاب یا نبودنش از همان ابتدا میان علما باید گفت آن ‌چه باید ملاک ما برای تشخیص قول صحیح از اقوال خطا باشد، ادله ‌ای است که طرفین بر ادعای خود مطرح می ‌کنند.

حجاب، یک عنوان شرعی است، ولی اجباری کردن حجاب در جامعه، یک عنوان شرعی نیست، بلکه عنوانی مربوط به زندگی روزمره است که باید از طریق انطباق قواعد عام شرعی حکمش را در هر زمان به دست آورد. توضیح آنکه، عنوانی همچون «نماز یومیه» یا «سرقت» عناوینی شرعی هستند که حکم اولی وجوب و حکم دومی حرمت است، اما، «خوردن» یا «نگاه کردن»، عنوانی شرعی نیستند که به همین عنوان، مستلزم حکمی از سوی شارع باشند، بلکه باید دید تحت کدامیک از عمومات مندرج می ‌شوند. مثلاً، خوردن گوشت خوک حرام است، اما، خوردن آن ‌چه لازمه حفظ حیات است واجب است. اگر امروزه، در جامعه اسلامی، گذراندن دوره سربازی، اجباری است، نمی ‌توان بر آن خدشه کرد که در صدر اسلام، پیامبر اکرم و ائمه طاهرین، کسی را مجبور به دو سال خدمت نظامی نمی ‌کردند! 

دلیلش آن است که این عنوان، عنوانی شرعی نیست که حکمی مشخص داشته باشد، بلکه حکمش در هر زمان بسته به مقتضیات زمان و مکان از عمومات شرعی استنباط می‌ گردد. 

اگر حجاب در زمان پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله اجباری نبوده است، احیاناً به دلیل تازه پا بودن اسلام و عدم ثبات اجتماعی، درگیری زیاد در جنگ‌ ها، لزوم تدریجی بودن ابلاغ احکام و اموری از این دست باشد نه به دلیل عدم مشروعیت آن.  
منابع:

سایت روزنامه رسالت

سایت حجاب برتر

سایت شهر سؤال

 

یک شنبه 13 اسفند 1396  4:53 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:اعتقاد به حجاب

زنان، عامل آرامش جامعه!

 
 

پوشش زنان عامل افسردگی نیست بلكه پیام آور آرامش روانی هم برای خود زنان محجبه و هم در نگاه كلان برای جامعه اسلامی خواهد بود و پیشگیری از بسیاری بیماریهای هولناك جنسی قرن اخیر در سایه چنین نظام دینی میسر خواهد بود.

فرآوری: حامد رفیعی - بخش نهج البلاغه تبیان
نهج البلاغه و حجاب

حجاب به عنوان عامل بازدارنده انسان از خود آرایی های غیرمنطقی و بی حد و مرز یكی از دستورات ین مبین اسلام است كه حكم آن پس از اتمام نزول احكام اعتقادی و بنیادی دین در مدینه بر پیامبر گرامی اسلام نازل شد . نزول حكم حجاب پس از ریشه دار شدن اعتقادات، نمود تكاملی بودن این فرمان است . اگر پایه ها و بنیادهای اعتقادی بر سنگ بنای محكمی نهاد شده باشد، درك و به كار بردن  حجاب بسیار راحت و سریع صورت خواهد گرفت.

حجاب ضامن بهداشت روانی جامعه

حجاب بهداشت روانی جامعه را به دنبال دارد. اساسا سلامت جامعه بر روی اعتماد متقابل بین دو پیكر اجتماعی استوار است.

علت عمده خودكشی بسیاری از دختران دركشورهای غربی، حكایت از آزردگی آنان از این همه سوء رفتار ناشی از بی بندو باری ها و نبودن حریم بین زن و مرد و شكسته شدن تمامی مرزهای امنیتی حتی از سوی پدرانشان دارد.

پوشش زنان باعث می شود كه جوانان اجتماع نسبت به زن و احساسات درونی او اعتماد كرده و او را شایسته تشكیل كانون به ظاهر كوچك اما گسترده ی خانواده بدانند. از سوی دیگر دختران و زنان جامعه با پوشش صحیح، خویشتن را از آماج نگاه های هرزه حفظ كرده و آرامش و آسایش روانی برای آن ها به وجود خواهد آمد. گزارش هایی كه از بی بندو باری های موجود در غرب و آثار سوء روانی حاصل از آن به گوش می رسد تایید کننده همین نكته است كه پوشش توصیه شده از سوی اسلام، ضامن آرامش روانی، فردی و اجتماعی است.

حضرت علی علیه السلام با توجه به آثار شوم ناشی از عدم پوشش برای حفظ روانی افراد و جامعه، خطاب به امام حسن علیه السلام می فرماید: «(زنان را) در پرده ی حجاب نگاه دار، تا نامحرمان را ننگرند، زیرا كه سخت گیری در پوشش، عامل سلامت و استواری آنان است.» در واقع حضرت، برای ایجاد سلامت روانی زنان و حفظ آن ها از افسردگی اضطراب و كابوس ها كه ناشی از سوء رفتارهای پاره ای از مردان نسبت به آنان است توصیه به پیشگیری فرموده و حجاب را به عنوان عامل مهم كنترل روانی جامعه مطرح می فرماید. این جامع نگری و توجه به تمامی زوایای یك مسئله از یك انسان برجسته آسمانی چون علی بن ابیطالب علیه السلام امری اعجاب انگیز نیست زیرا او فراتر از زمان و مرزها می اندیشد.

آیا حجاب ما آخرالزمانی ست؟

امیرمومنان علیه السلام در فرمایشی به پوشش زنان در آخرالزمان اشاره فرمودند که بسیار به پوششی که غرب برای زن امروز ترویج می کند نزدیک است.

«در آخرالزمان كه بدترین زمانها است، زنان، برهنه آشكار مى شوند، آنان از مرز دین خارج شده اند و در فتنه ها وارد گشته اند و به سوى شهوتها تمایل و شتاب دارند، حرامها را حلال مى كنند و سرانجام در جهنم گرفتار عذاب ابدى خواهند شد.»

از این فرمایشات هشدار دهنده شش مطلب مهم استخراج مى شود:

١- آن زمانى كه زنان رعایت حریم حجاب و عفاف نكنند، بدترین زمانها است.

٢- زنانى كه با آرایش و نمایش از خانه بیرون مى آیند و سنگر عفّت را بشكنند، از دین خارج شده اند و در مقابل دین قرار گرفته اند.

حضرت امیر علیه السلام، برای ایجاد سلامت روانی زنان و حفظ آن ها از افسردگی اضطراب و كابوس ها كه ناشی از سوء رفتارهای پاره ای از مردان نسبت به آنان است توصیه به پیشگیری فرموده و حجاب را به عنوان عامل مهم كنترل روانی جامعه مطرح می فرماید.

٣- این گونه زنان در فتنه ها وارد شده اند و موجب فتنه ها و انحرافها و گناهان خواهند شد.

٤- این گونه زنان گرایش به هوسهاى شهوت انگیز دارند، شهوت پرستى بر آنها حاكم است نه عقل و منطق.

٥- این گونه زنان حرامهاى الهى را حلال كرده و با بى بند و بارى خود، مرزهاى دینى را زیر پا مى گذارند، و موجب افزایش فساد مى شوند.

٦- سرانجام این گونه زنان ، عذاب ابدى دوزخ است.

سخن آخر

آنانكه حریم حجاب و عفّت اسلامى را رعایت نمى كنند، دچار انحرافات فکری و اخلاقی اند، در دنیا زمینه فساد را برای خود و جامعه فراهم می کنند و در آخرت، به عذاب ابدى مى پیوندند.

پوشش زنان عامل افسردگی نیست بلكه پیام آور آرامش روانی هم برای خود زنان محجبه و هم در نگاه كلان برای جامعه اسلامی خواهد بود و پیشگیری از بسیاری بیماریهای هولناك جنسی قرن اخیر در سایه چنین نظام دینی میسر خواهد بود. رویكرد جدید دختران جوان امروز به حجاب، نشانه خستگی روحی آنان از بی بند و باری موجود در جامعه و هتك حرمتها باشد. علت عمده خودكشی بسیاری از دختران دركشورهای غربی، حكایت از آزردگی آنان از این همه سوء رفتار ناشی از بی بندو باری ها و نبودن حریم بین زن و مرد و شكسته شدن تمامی مرزهای امنیتی حتی از سوی پدرانشان دارد.


منابع:
- زن از دیدگاه نهج البلاغه، فاطمه علایی رحمانی.
- ترجمه و تفسیر نهج البلاغه، علامه جعفری (خطبه های ٦٤ تا ٨٠).
- زن از دیدگاه امام علی علیه السلام، علامه جعفری ( گردآوری و تنظیم: محمدرضا جوادی).
- وسائل الشیعه : ١٩/١٤

یک شنبه 13 اسفند 1396  4:53 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:اعتقاد به حجاب

تاثیر اومانیسم بر مساله پوشش بانوان

هرزگی و کامجویی افراطی !

بر اساس تفکر امانیسمی، «تن انسان» یکی از چیزهایی است که می تواند انسان را به اوج لذت و شهوت برساند و او را به هدف نازل خود منتهی کند.

 



نگاهی گذرا به تحولات قرون اخیر دنیای غرب و به تبع آن تحولات گسترش یافته در دیگر نقاط دنیا، گویای آن است که هیچ تغییر و تحولی در ظاهر مردم بدون پیش زمینه های فکری و اعتقادی نبوده و قبل از هر دگرگونی ظاهری در فرهنگ لباس و پوشش مردم، جنبش ها و یا تحولات فکری و اعتقادی رخ داده است. به همین جهت ریشه یابی این تفکرات اساسی در روشن شدن موضوع بحث موثر خواهد بود.
در مقاله پیشین گفته شد که در این میان در سده های اخیر ریشه دواندن سه اعتقاد اساسی یعنی «لیبرالیسم» (آزادی بی قید و بند)، «اومانیسم» (انسان محوری) و «سکولاریزم» (دین زدائی) تاثیر شگرفی در عرصه های مختلف فرهنگی و اجتماعی گذاشته است که مساله پوشش بانوان و نوع تعاملات اجتماعی آنان یکی از مهمترین آنها به حساب می آید. 
 

1ـ تاثیر لیبرالیسم بر موضوع حجاب بانوان در دنیای معاصر

در مقاله پیشین به بررسی دیدگاه لیبرالیسم و تاثیر آن در موضوع پوشش بانوان پرداختیم. اکنون به بررسی دیدگاه سکولاریزم و اومانیسم و شعاع تاثیر آن در موضوع بحث خواهیم پرداخت: 
 

2ـ تاثیر «اومانیسم» (انسان محوری) بر مساله پوشش بانوان

یکی از مهمترین ریشه های اعتقادی، علمی و فلسفی دوران مدرنیته پایبندی به «اومانیسم» می باشد که پس از دوران رنسانس به عنوان یکی از مبانی فکری و فلسفی دنیای غرب در آمده است. اهمیت این دیدگاه فکری تا جایی است که حتی می توان آن را ریشه اصلی لیبرالیسم و سکولاریسم دانست. در حقیقت این دیدگاه ریشه نرم افزاری و اعتقادی دوران تجدد و نوگرایی است.
«اومانیسم» به معنای «انسان محوری» و «بشر گرائی» است که ممکن است در نگاه اول دارای حقیقتی نیکو و جذاب باشد. چراکه این انگاره مفاهیمی همچون نوع‌دوستی و یا صلح و برادری را به ذهن بسیاری متبادر می‌كند. اما باید دانست که اومانیسم با نگاهی انحصاری به انسان، طرز تفكری است كه مفاهیم بشری را تنها هدف تکامل بشر و در مركز توجه خود قرار می‌دهد و بشر را به رویگردانی از خالق خویش فرا می‌خواند. «كرلیس لامنت» از سخن‌پردازان برجسته اومانیسم می‌نویسد:
«اومانیسم معتقد است كه طبیعت سراسر از حقیقت ساخته شده، كه ماده و انرژی اساس جهان است و ماوراء الطبیعه وجود ندارد. غیر واقعی بودن ماوراء الطبیعه به این معناست كه اولاً در سطح بشری، انسان‌ها دارای روح غیر مادی و جاودان نیستند، و ثانیاً در سطح جهانی، عالم صاحب خدای غیر مادی و فناناپذیر نیست.»

اگرچه مکتب اومانیسم مدعی انسان محوری و ارزش نهادن به انسان است اما حقیقت آن است که زن در چنین مکتبی از یک سو ابزاری برای تهییج شهوت و از سوی دیگر نیروی کاری ارزان و کم قیمت است.


چنانچه مشاهده می‌كنیم اومانیسم با الحاد برابر است و اومانیست‌ها خود این حقیقت را پذیرفته‌اند. (1)   
بر اين اساس انسان گرايى (Humanism) در برابر خدا گرايى (Theism) قرار مى‏ گيرد و خواست و هواهاى بشرى جانشين اصول و ارزش‏هاى دينى مى‏ شود. (سير تحول انديشه و تفكر عصر جديد در اروپا، دكتر عليرضا رحيمى بروجردى)
 

تاثیر اومانیسم بر پوشش بانوان

تفکر «اومانیسم» و انسان محوریِ صِرف، انسان را در زندگی مادی این دنیا خلاصه کرده و او را مجبور به شرکت در یک مسابقه مادی گرائی می کند. چراکه با این اعتقاد، فردائی پس از مرگ در انتظار انسان نیست و همه فرصتی که انسان برای بودن دارد همین فاصله کوتاه تولد تا مرگ است. به همین جهت ارزش و اعتبار هر چیز در این نگاه کوته بین، تنها به بهره گیری مادی و لذت بردن صِرف، از دنیای پیرامونی خلاصه می گردد.
 

 


بر اساس این تفکر، «تن انسان» یکی از چیزهایی است که می تواند انسان را به اوج لذت و شهوت برساند و او را به هدف نازل خود منتهی کند.
غلامعلی حداد عادل درباره تاریخچه این دیدگاه و ارتباط آن با مساله پوشش بانوان می نویسد:
«به دنبال رنسانس، سبک تازه ای در ادبیات و هنر اروپا به وجود آمد که در آن «انسان» اصل و محور و مبنای همه چیز بود اما نه انسانی که در خود حقیقتی آسمانی دارد، بلکه انسانی زمینی، مادی و دنیوی. این انسان گرائی که مخصوصا در این دوره در قالب ادبیات و هنر جلوه گر شده بیش از هر چیز در نقاشی و مجسمه سازی آشکار شد. چنانکه انسان را موجودی کاملا این جهانی و جسمانی می بیند و هنر خود را در آن می داند که به تن او بپردازد. این است که ناگهان از زیر تیشه سنگتراشان هنرمند رنسانس، مجسمه های برهنه بیرون می آید که بیش از هر چیز می خواهد این احساس را به بیننده القا کند که انسان همه تن است و هنرمند تنها باید به تن او توجه داشته باشد.» (2)
بنابراین بر اساس این دیدگاه، حقیقتی برتر از عالم مادی در زندگی فرد و جامعه وجود ندارد و برای کامجوئی جسمانی حد و مرزی نیست. روشن است که غریزه جنسی در چنین جامعه ای بیداد می کند و زن کالایی می شود که ارزش آن به اندازه لذت بخشی آن است. زن در چنین دیدگاهی فقط «تن» است و ارزش او به اندازه ارزش تن اوست. در چنین فرهنگی لباس هم وسیله ای برای پوشش تن نیست بلکه برای آرایش آن است تا همواره با تنظیم نسبت میان برهنگی و پوشیدگی حداکثر جلوه و جذابیت را در این جنس و حداکثر اشتیاق را در مردان ایجاد نماید.

روشن است که غریزه جنسی در چنین جامعه ای بیداد می کند و زن کالایی می شود که ارزش آن به اندازه لذت بخشی آن است. زن در چنین دیدگاهی فقط «تن» است و ارزش او به اندازه ارزش تن اوست. در چنین فرهنگی لباس هم وسیله ای برای پوشش تن نیست بلکه برای آرایش آن است تا همواره با تنظیم نسبت میان برهنگی و پوشیدگی حداکثر جلوه و جذابیت را در این جنس و حداکثر اشتیاق را در مردان ایجاد نماید.

 

حجاب، تعالی بخش انسانیت انسان

توجه انحصاری به بُعد زمینی و مادی انسان، بشر را موجودی تک ساحتی و در زمره حیوانات معرفی می کند که اهتمامی فراتر از لذت مادی ندارد. نتیجه عینی انسان محوری در قرون اخیر از بین رفتن ارزشهای اخلاقی از یک سو و تجویز سلطه جویی و طغیان و تجاوز در برابر سایر انسانها بوده است. (3)   
گسترش چنین تفکری، هرزگی و کامجویی افراطی و تجاوز طلبانه را برای نوع بشر به ارمغان آورده که قشر بانوان بیش از هر کسی مغبون و آسیب دیده آن می باشد. در این میان پوششی که با شانیت و جایگاه والای بانوان تناسب داشته باشد، می تواند زن را از یک کالای مصرفی و لذت طلبانه صِرف، به محوری برای تعاملات عاطفی و فعالیت های ارزشمند انسانی مبدل سازد.
در واقع حجاب زن، پرده ای در برابر نگاه سطحی و فرومایه بشر به جنسیت او است تا جنبه هاى مختلف هستى او را بالنده و شؤون والای او را جلوه گر سازد.
اگرچه مکتب اومانیسم مدعی انسان محوری و ارزش نهادن به انسان است اما حقیقت آن است که زن در چنین مکتبی از یک سو ابزاری برای تهییج شهوت و از سوی دیگر نیروی کاری ارزان و کم قیمت است. اما در مقابل این دیدگاه، تفکر قرآن و اهل بیت علیهم السلام است که هویت زن را بسیار فراتر از نگاه ابزاری مادی دانسته است. گویا هیچ تفسیری از زن، دقیقتر و زیباتر از این جمله امیر المومنین علی علیه السلام نیست که می فرماید: «فَإِنَّ الْمَرْأَةَ رَيْحَانَةٌ وَ لَيْسَتْ بِقَهْرَمَانَةٍ» «زن گلى است ظريف نه خادم و كار پرداز.» (4)  
ادامه دارد ...

 پی نوشت :
1- بازخوانی اومانیسم، هارون يحيي، مترجم: باران خردمند، مجله موعود، شماره 63، اردیبهشت 1385.
2- فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، غلامعلی حداد عادل، انتشارات سروش، ص30 .
3- آیت قنبری، نقدی بر لیبرالیسم و اومانیسم، قم، فراز اندیشه ،‌ 1383، ص 46 و 51 و 58 .
4- نهج البلاغة، نامه 31 .


یک شنبه 13 اسفند 1396  4:54 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:اعتقاد به حجاب

اخلاق را رعایت کنیم

هر بی حجابی، بدکاره نیست!

این که این عمل به چوب کردن روسری عملی شنیع و هنجارشکنی است و بر خلاف قانون شرع و جامعه است هیچ حرفی نیست. و هموطنان ما نباید قانون جامعه را ولو اگر با آن مخالف باشند زیر پا بگذارند که بی قانونی مساوی با هرج و مرج است.

 

میدان انقلاب، بی حجابی، چهارشنبه سفید


چند روزی است در پی چهارشنبه های سفید و روسری بر سر چوب کردن برخی، متاسفانه اتفاق دیگری افتاده است که غیر اخلاقی می باشد.

برخی یک قیاس تاریخی در این رابطه انجام داده اند و در شبکه های مجازی دست به دست می چرخد که البته جای تاسف دارد که هر خبری بدون در نظر گرفتن صحت و سقم آن و همچنین اخلاقی و غیر اخلاقی بودن آن در فضای مجازی پخش می شود.
این که این عمل به چوب کردن روسری عملی شنیع و هنجارشکنی است و بر خلاف قانون شرع و جامعه است هیچ حرفی نیست. و هموطنان ما نباید قانون جامعه را ولو اگر با آن مخالف باشند زیر پا بگذارند که بی قانونی مساوی با هرج و مرج است.
 
اما سخنی با کسانی که این قیاس را انجام داده اند.
در شرع مقدس اسلام و سنت الهی حفظ آبروی انسان ها، خصوصا مسلمان از اهمیت بالایی برخوردار است تا جایی که در فرمایش امام صادق علیه السلام آمده که حفظ آبروی و احترام مومن از حفظ کعبه بالاتر است.(1) با دقت به این روایت در می یابیم که حفظ آبروی مسلمان از چه اهمیت بالایی برخوردار است. البته منظور از مومن در اینجا، مومن فقهی است. یعنی کسی که شهادتین را گفته و به خدا و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) ایمان دارند.

برخی یک قیاس تاریخی در این رابطه انجام داده اند و در شبکه های مجازی دست به دست می چرخد که البته جای تاسف دارد که هر خبری بدون در نظر گرفتن صحت و سقم آن و همچنین اخلاقی و غیر اخلاقی بودن آن در فضای مجازی پخش می شود.

پس چگونه اینقدر راحت عملکرد این افراد هنجارشکن را با آنهایی که در صدر اسلام پرچمی سفید بر سر منازل خود می گذاشتند و آمادگی خود را برای هر رابطه ی غیر شرعی اعلام می کردند را به قیاس می کشیم؟

درست است که شاید این افراد از خارج کشور تحریک می شوند و فریب خورده اند و یا شاید اعتقاد خودشان بر عدم حجاب باشد اما هیچ کس با تاکید می گوییم هیچ کس حق ندارد صرف بی حجابی کسی، صفت بدکاره بودن را به آنها بدهد که این عملی کاملا غیر شرعی می باشد.

ما این افراد را بخاطر عمل غیر شرعی بی حجابی و هنجارشکنی مذمت می کنیم ولی خود خیلی راحت تهمت بدکاره بودن را به آنها می زنیم که چه بسا بدتر از گناه آنها است.
در احکام اسلام عزیز آنقدر به آبرو و حیثیت افراد اهمیت می دهد که برای هر چیزی شهادت دو نفر کافیست اما در مورد عمل شنیع زنا چهار شاهد نیاز است و حتی بالاتر از آن در فقه این تعبیر آمده است که کسی که شهادت می دهد باید به گونه ای دیده باشد که گویا میله سرمه در سرمه دان است. این نهایت توجه به آبروی یک فرد است که کسی نتواند به راحتی با آبروی فردی بازی کند. و با این شروط ، کمتر کسی می تواند در این مورد شهادت بدهد.
یکی از مهمترین ثمره شهادت چهار شاهد برای اثبات زنا، حفظ شخصیت و آبروی افراد، جلوگیری از تهمت و بالا بردن حسن ظن به افراد در جامعه است، در حالی که اگر در مورد این عمل قبیح و شنیع، این مقدار سختگیری نمی شد، ناموس مردم در دست بی اخلاق ها ملعبه می گرديد و به راحتی به یکدیگر، تهمت ناموسی می زدند؛ اين حكم سخت برای اثبات، برای محفوظ ماندن آبرو و نواميس مردم است. حال برخی دوستان به راحتی این قیاس را انجام داده اند و در واقع تهمتی به این خانم های بی حجاب زده اند.
امیدواریم روزی برسد که اخلاق و احکام واقعی اسلام در جامعه اجرا شود و بی اخلاقی از بین مسلمانان رخت بربندد.

پی نوشت:
1- « المؤمنُ اعظمُ حرمه من الکعبه»، خصال، ص 27 .

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 13 اسفند 1396  4:55 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها