0

كودك و مذهب

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

كودك و مذهب

 

كودك و مذهب

از شگفتی های دنیای كودكان ، دنیای مذهب ، ایمانو اعتقادآنهاست .كودكفطرتی خدا آشنا دارد ومبانی بسیاری از باورهای مذهبی در اندرون اوهست كه با اندك تذكری از والدین و مربیان و با یافتن مصداقهاییدر جهان خارج می كوشد آن را بپذیرد و خود را با آن تطابق دهد .

شك نیست كه معنی و مفهوم مذهب و تعالیم آن بسیار،و در بر گیرندهیهمه جوانب حیات انسان است . ولی كودك از مذهب آن چیزی را می پذیرد كه متناسب با خواسته های او و مبتنی بر مشاهدات ، تجارب و یافته های شخصی اوست .

به تدریج كه رشد كودك بیشتر می شود و آگاهی هایی پیدا می كند دامنه ارتباط او با مذهب بیشتر شده و موجبات پیدایش حالاتی در كودك می شودكه می توان آن را حالات مذهبی خواند. حالاتی كه تجلیات آن حتی در سنینهفت یا هشت سالگیهم دیده می شود و در مواردی هم حتی در سنین كمتر .

 

آغاز پیدایش حس مذهبی

نوع برخورد والدین و مربیان با كودك در پیدایش تظاهرات مذهبی در كودك نقش دارد. در رابطه با پیدایش حس مذهبی بررسی های روانكاوان نشان می دهند كهپیدایش حس مذهبی مربوط به ماه های قبل از چهار سالگی است و حتی در برخی از كودكان از حدود سنیندو – سهسالگی هم دیده شده است . بههمراه رشد و افزایش سن ، این احساس علنی می شود آن چنان كه درشش سالگی می توان بهعیان،تظاهرات مذهبی و علاقه به انجام دادن رفتار را در كودك دید .

مذهب در سنین مختلف برای كودكان معانی مختلف دارد ولی دنیای آنها از حدودشش سالگی دنیای عشق و محبت ، احترام به خدا ، ستایش و نیایش او ، احساس شرمساری در صورت تخلف از دستور خداست و حتی این امر در قیافه او هم پیدا است . از حدودهشت سالگی به بعد شوق مذهبی او بیشتر ، به مسائل مذهبی علاقهمندتر و بهعبارت دیگر متدین تر می شود .

تلقی كودك از خدا

از حدود چهار سالگی كنجكاوی سراسر وجود كودك را فرا گرفته و سبب می شود كه با حقایقی درباره جهان آشنا شود . این آشنایی ها خود منجر به مبدأ جویی و قبول خدا خواهد شد و این مرحله،سن طبیعی برای پذیرش خداوند است . كودك در این سن این احساس را دارد كه هیچ چیز بدون علت پدید نمی آید و چنین احساس می تواند اساس همه داوری های او باشد .

كودك چهار ساله به والدین خود وصل است . پدر خود را بزرگ و مهم می داند و تلقی او از خدا این است كه او هم چون پدر او،ولی بزرگتر است . او حتی خداوند را چون عضوی از اعضای خانواده خود بهحساب می آورد و سؤالات او این طرز فكر را نشان می دهد . او ممكن است عكسی زیبا ولی عجیب و غریب را عكس خدا تصور كند و به آن صورت معبودی بدهد و البته چنین توصیفی غالب اوقات او را راضی می كند .

مفهوم خدا و صفات او تا حدودششسالگی هنوز امری  ریشه دار نیست ولی از حدودهفتسالگی خدا را مقامی قدرتمند می شناسد كه ارزشی بالاتر از ارزش والدین دارد و می خواهد با دستورات او آشنا شود . صفات خدا تا حدودی برای او آشناست لیكن جنبه هایی چون ازلی و ابدی بودن برای او نامفهوم است و هم باید دانست كه او هنوز با جنبه های محسوس آشناست نه با مسائل مجرد و ذهنی .

ارتباط كودك با خدا

بررسی ها نشان می دهندكهكودك از حدودسهسالگی علاقه ای بسیار به دعا و سرودهای مذهبی دارد و از تكرار آن بهویژه اگر همراه با آوازهای جمعی باشد بسیار لذت می برد . بهتدریج از حدودششسالگی ارتباطش با خدا بهصورت حرف زدن و درخواست كردن است و این نكته را هم بگوییم كه نوع درخواستهای او صورت مادی دارد ، مثل خوردنیها ، اسباب بازی ها ، لباس و ... هر چند كه سن او بیشتر می شود توقع او از خدا هم زیادتر خواهد شد .

آروزهای محال

از شگفتی های دنیای كودكان دعاهایی است كه در آن توقعات و درخواست های غیر قابل تحقق بهچشم می خورد.مثلاً یكی از آرزوهای او این است كه خدا را ببیند ، در كنار او بنشیند ، با او حرف بزند ، دوست او شود،با او به آسمانها پرواز كند و ....

 

تلقی او از مرگ

تصور كودك در باره خود این است كه همواره زنده خواهد بود.ذكر این نكته ضروری است كه عقاید و افكار كودك در زمینه مرگ بسیار محدود است و به زحمت می تواند از شنیدن خبر مرگ كسی در یابد كه بر سر او چه آمده است مگر آنكه خود صحنه مرگ و دفن او را ببیند .

كودكان سه ساله به زحمت می توانند معنی مردن را بفهمند.پیدایش عقاید خاص درباره مرگ مربوط می شود به حدود پس از پنج سالگی.در این سن است كه مثلاً در رابطه با مرگ پدر یا مادرخویش احساساتی از او بروز می كند . تصور مرگ معمولاً برای بزرگسالان است و او حساب می كند كه افراد باید پیر شوند و بمیرند . اندیشهیعمومیت مرگ و این كه گاهی كودكان و جوانان را شامل می شود برای او غم انگیز است .

تلقی از بهشت و جهنم

این كه بهشت چیست و جهنمكجاست،كودك از آن آگاهی ندارد . صرفاً بر اساس شنیده ها این تلقی وجود دارد كه مثلاً بهشت ، باغ زیبایی است و در آن انواع خوردنی ها از شكلات و میوه و اسباب بازی و كودكان خردسال وجود دارند . در آنجا می توان تاب بازی كرد ، دوچرخه و سه چرخه سوار شد ، می توان دوید ، جهید و حیاط آن وسیعو پر از درخت است . می توان در آنجا قایم باشك بازی كرد و حتی مخفی شد ، آن چنان كه نتوانند او را پیدا كنند !!!

از دوزخ و جهنم تصوری جز مقداری آتش بر روی هم انباشته ندارد . هرگز گمان نمی كند كه او هم روزی در این آتش خواهد افتاد . حتی این گمان را دارد كه می توان بهصورتی از آن طفره رفت ، می توان خود را از آن خلاص كرد ، و یا سوزش آن را به گونه ای متحمل شد و ... ..

در عین حال شوق لقای بهشت و زندگی در آن محیط باصفا و گریز از آتش دوزخ دقایقی از اوقات او را بهخود مشغول خواهد داشت . بهخاطر بهشت حاضر استكه حرف پدر و مادر را گوش كند. اگر دریابد كه عدم اطاعت از مادر سبب ورود به جهنم خواهد شد از آن می گریزد.

شما می توانید در قسمت بعدی مطالبی را درباره پرسش های مذهبی كودكان مشاهده نمایید.

چهارشنبه 9 اسفند 1396  11:05 AM
تشکرات از این پست
zahra_53 ravabet_rasekhoon
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:كودك و مذهب

نقش خانواده در پرورش احساس مذهبی در كودكان

 

 

پاسخ به:كودك و مذهب


در قسمت قبل ، مطلب مربوط به روشهای پرورش احساس مذهبی ، بخصوص نماز در كودكان و نوجوانان را مطرح نمودیم اینك می خوانیم ...

غالب رفتارهای انسان بر اساس یادگیری است و اولین و مهمترین پایگاه یادگیری ، كانون خانواده است . زیرا خمیرمایه شخصیت انسان در خانواده تكوین می یابد و نگرشها ، رغبتها ، رفتارهای خوشایند و ناخوشایند نسبت به پدیده های مختلف ، از خانه سرچشمه می گیرد. حضرت علی (ع) می فرمایند : « صفحه دل نوجوان همچون زمین مستعدی است كه هیچ گیاهی در آن نروییده و آماده هر نوع بذرافشانی است» .

در واقع آنچه كه مطلوب است ، در نهاد فرزندان وجود دارد و این رسالت پیامبرگونه اولیاء است كه با باغبانی خود بذر وجود آنان را شكوفا كنند.

گزل ، روان شناس معروف می گوید : كودك در حدود 5 - 6 سالگی نسخه كوچك جوانی است كه بعداً خواهد شد . البته او هرگز نمی خواهد منكر تأثیر تربیت دردوره جوانی شود ، بلكه می خواهد بر نقش و اهمیت حیاتی تربیت در خانواده تأكید كند.

به نظر وی بسیاری از رفتارهایی را كه در نوجوانان و جوانان مشاهده می كنیم ، نظیر كمرویی ، گوشه گیری ، پرخاشگری ، بی رغبتی نسبت به نماز و روزه و یا بر عكس  شادابی و سرزندگی ، فعالیت و سازندگی ، اقامه نماز و اهمیت دادن به احكام مذهبی ، غالباً متأثر از تجارب تربیتی كودك قبل از ورود به مدرسه است .

كودكان تشنه یادگیری هستند ، و نیاز به دانستن و پی بردن به راز هستی نیازی فطری است. به هر صورت آنها ، به طور مستقیم و غیر مستقیم ، آگاهانه و یا ناآگاهانه می آموزند كه همه جا مدرسه و كلاس درس است و همه كس می تواند معلم و مربی باشد .

این كه همه كودكان بالفطره كنجكاو و كاوشگر هستند ، خود نشانی است از نیاز آنها به دانستن ، فهمیدن و پی بردن به علتها و معلولها . همه ی وجود كودكان مملو از سؤال است ، سؤال از چرایی ها و چگونگی ها ، اما همیشه و همه كودكان سؤالاتشان را به زبان نمی آورند . بسیاری از سؤالات كودكان را باید در سیما و چشمان نظاره گرشان جستجو نمود. به بیان دیگر حقیقت بین بودن حكم می كند كه همواره به گونه ای باشیم كه نگاه ما ، سخن ما و رفتار ما پاسخی باشد به سؤال و نیاز نهفته فرزندانمان و سرمشقی برای چگونه زیستنشان .

كودكان ما پیوسته می آموزند و نسبت به هر چیزی كه فرا می گیرند احساس تازه ای پیدا می كنند. باید تلاش كنیم كه آموخته های آنها با تجارب خوشایند و دوست داشتنی توأم باشد. وقتی كه انسان از موضوع یا مسئله ای كه با آن مواجه شده است ، احساس خرسندی و خشنودی كند ، آن موضوع یا مسئله را با راحتی ، رضامندی و رغبت به خاطر سپرده ، دیرتر فراموش می كند.

هنگامی كه كودكان بارها و بارها مشاهده می كنند كه والدینشان مثلاً با وجود حزن و اندوه و گرفتاری و مشكلی كه دارند وقتی وضو می گیرند خشمشان  فروكش می كند ، چهره ای متبسم و مهربان می یابند و آن گاه كه به نماز می ایستند ، آنچنان كه گویی گمشده شان را یافته اند ، آرام و با صلابت ، متین و مطمئن و استوار با خدای خود سخن می گویند ، و نوبتی دیگر هدف از حیات و معاد را ترسیم می نمایند و برای ماندن بر صراط حق دعا می كنند؛ در روانشان احساسی بسیار لطیف و خوشایند جلوه گر می گردد و به نماز و نمازگزار ، مكان و حالت نماز علاقه مند می شوند . این است كه انسان باید لطیف ترین و عارفانه ترین حالت و زیباترین صورت را در نماز داشته باشد.

 

چهارشنبه 9 اسفند 1396  11:06 AM
تشکرات از این پست
zahra_53 ravabet_rasekhoon
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:كودك و مذهب

لذات مذهبی كودكان 

 

پاسخ به:كودك و مذهب

مذهب اقناع كننده روح و فطرت سلیم كودك است و مسائل اصیل مذهب همانهایی هستند كه فطرت كودك با آنها آشناست . او بههنگامی كه می شنود آدمی باید پاك و امین باشد آن را از دل و جان می پذیرد . به هنگامی كه به او می گویند جهان خدایی دارد و این همه پدیده ها را خدا آفریده،می پذیرد و بر او سنگین نمی آید .

اعمال و رفتار مذهبی برای كودك سنگین نیستند و انجام عبادات برای او حالت اقناع و ارضایی پدید می آورند . اگر كودك نماز بخواند گمان دارد كه وظیفه ای را ادا كرده ، و اگر روزه بگیرد حساب می كند كه این كار برای او ضروری بوده و در عین تحمل خستگی و یا گرسنگی و تشنگی در راه مذهب از آن نگران نیست .

او می خواهد برایش داستانهایی درباره خدا ،‌ بهشت و داستانهایی از بزرگواری های اولیای مذهب بگویند . دوست دارد با خدا حرف بزند ، با او ارتباط برقرار كند ، زودتر به بهشت برسد و در زندگی رؤیایی آن آرام گیرد و این امر به هنگامی كه با تخیلات كودك در هم آمیخته شوند آثاری فوق العاده بر جای می گذارند .

البته این نكته هم قابل ذكر است كه او در عین لذت روحی و معنوی از عبادات بهدنبال نقشه است . دوست دارد حاصل عبادت او در همان ساعت روشن شودو مثلاً  پدر و مادرش او را بپذیرند و نیكو تشویقش كنند و یا در غذا و لباس و در عرصه یزندگی،او را بیشتر مورد توجه قرار دهند .

 

كودك و محافل مذهبی

بچه ها دوست دارند در محافل مذهبی رشد یابند،در بین جمع باشندواعمال و رفتار گروهی را در مذهب ببینند . سرودهای دسته جمعی ، شعرها ، دعاها ، آوازها ، مرثیه خواندن های جمعی ، نماز جماعت و دیگر اموری از این قبیل برای طفل بسیار لذتبخش است .

شك نیست كه این آمدو شدها  و این مشاركت ها برای كودكان خوب و ارزنده است ولی بدان شرط كه اولاً مسائلی در حدود درك و لمس كودك در آن باشد ، ثانیاً طفل در آن خسته و وامانده نشود كه كارش در فرجام به سرخوردگی برسد و ثالثاً پس از پایان مراسم لذتی مادی یا معنوی ، چون غذا و شربتی ، یا تشویق و تأییدی برای طفل حاصل آید.

 

ضرورت تربیت دینی كودكان

تربیت دینی كودكان امری ضروری و لازم است و این ضرورت لااقل از دو دید فردی و اجتماعی قابل رسیدگی است. تربیت مذهبی كنترلی برای اخلاق ، ضابطه ای برای حیات فردی و اجتماعی وبرای رشد معنویت و آرمان گرایی است . مذهب می تواند تقویت كنندهیجنبه فرا خود یا وجدان اخلاقی طفل باشد ، زمینه را برای وسعت بخشیدن اطلاعات او فراهم آوردو حجاب های شك و تردید در سایه آن دریده می شود و انسان به مراحلی از لحاظ رشد می رسد كه در سایه استدلال عقلی میسر نیست .

اگر تربیت مذهبی اندیشهایدرست استوار باشد موجب رشد و پیشرفت می شود ، فرد را از سقوط می رهاند ، برای زحمات كودك پاداشی از درون تهیه می شود ، آلودگی ها در او روی به كاهش می گذارد ، اضطراب و وسوسه ها كه مخصوصاً در سنین نوجوانی و جوانی عارض فرد می شود،از میان می رود و آرامش نسبی برای او حاصل می آید .

در جنبه اجتماعی

مذهب عامل انس و الفت است ، زمینه را برای انسان دوستی ، همدردیو استحكام بخشیدن به روابط فراهم می آورد. كودكان را از همان آغاز تحت ضابطه ای قرار می دهد كه در آن نسبت به دیگرانبا دید عواطف انسانی بنگرند .

مذهب عامل كنترلی برای فرد است كه در اجتماعی خود را از ایذاء و شرارتها دور نگه دارد، اذیت و آزارش به دیگران نرسد ، مردم از دست و زبان شرورش در امان باشندو در حب و بغض های اجتماعی خدا را فراموش نكند .

اگر باور داریم كه دین برای خانواده ، اقتصاد، سیاست ، آموزش و پرورش ، آداب حیات ، تعیین برنامه حیات اجتماعی در عرصه ملی و بین المللی،دستورات و تعالیمی دارد باید قبول كنیم كه تربیت دینی كودكان امری فوق العاده ضروری است و اگر والدین بدانند كه فرزندشان مسئول چه شكست ها ، صدمه ها و عقوبت ها برای افراد جامعهاست در نزد خود و اجتماع از این همه بی تفاوتی و بی توجهی نسبت به سرنوشت نسل شرمنده خواهند شد و كوشش خواهند كرد كه رنگ و روح مذهب را به فرزندان القاء كنند .

آمادگی برای پذیرش

ما معتقدیمنسبت بهدیگر سنین،قبول مذهبی در كودك فراهم تر است،از آن بابت كه فطرت او سالم تر و دست نخورده تر است و مطالب دینی و تربیت و آداب آن را بهتر می تواند به ذهن بسپارد .

مذهب از نظر ما رنگ خدایی برای افراد دارد و قرائنی در دست است كه نشان می دهد ریشه آن در اعماق وجود و روان و فطرت همه انسانها ست . جستجوها و كنكاش های كودك درباره علل و مبادی جریانات و پدیده ها وسیله ای مؤثر برای طفل است كه ذهن او را به كار اندازد و نشانه ای است از آمادگی او برای پذیرش خدا،و مربی می تواند با استفاده از این زمینه قلب كودك را با فروغ ایمان روشنی ببخشد .

از حدود هفت سال دوم و بهویژه از حدودده سالگی كودك احساس می كند كه خواستار سعادتی بی نهایت است كه نمی داند چیست و سعی دارد با تردید و كنجكاوی آن را بهدست آورد . او همچنین جهت اخذ و كسب معنویت و حمایت مذهب بیشتر بهخدا روی می آورد و این خواستاری و ارضاء آن در تأمین آرامش روانی كه ضروری حیات اوست نقش فوق العاده ای دارد .

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 9 اسفند 1396  11:07 AM
تشکرات از این پست
zahra_53 ravabet_rasekhoon
دسترسی سریع به انجمن ها