بسمه تعالی
مفهوم شناسی تربیت
تربیت در لغت، به معنای پرورش دادن است که در آن نمو و زیادتی ملاحظه شده است. راغب می گوید: ربّ در اصل به معنای تربیت است و ربّ به طور مطلق فقط بر خداوند اطلاق می گردد که متکفّل اصلاح موجودات است.
در قرآن کریم، مشتقّات تربیت چندین بار به کار رفته است، از جمله:
الف) « وَمِنْ آیاتِهِ أَنَّكَ تَرَى الْأَرْضَ خَاشِعَةً فَإِذَا أَنْزَلْنَا عَلَیهَا الْمَاءَ اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ إِنَّ الَّذِی أَحْیاهَا لَمُحْیی الْمَوْتَى إِنَّهُ عَلَى كُلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ»[1]
و از [دیگر] نشانههای او این است که تو زمین را فسرده میبینی و چون باران بر آن فروریزیم به جنبش درآید و بردمد آری همان کسی که آن را زندگی بخشید قطعا زندهکننده مردگان است در حقیقت او بر هر چیزی تواناست
ب) «وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّیانِی صَغِیرًا»[2]
و از سر مهربانی بال فروتنی بر آنان بگستر و بگو پروردگارا آن دو را رحمت کن چنانکه مرا در خردی پروردند
«بگو خدایا والدینم را مورد رحمت خود قرار ده همان طوری که آنان مرا در کودکی مورد لطف و رحمت خویش قرار دادند.»
بعضی از محققان می گویند: ربّ در جمله «ربّیانی» از مادّه ربو است نه از ماده ربب چون معنای تربیت، در نوع مواردی که به کار رفته عبارت است از نموّ و زیادت جسمانی و پرورش مادّی؛ و تربیت و سوق دادن به کمال و سعادت معنوی در اغلب موارد ملاحظه نشده است، البتّه تربیت به مفهوم عامّ آن همه مراتب نشو و نما و زیادتی را - اعم از مادی و معنوی - شامل می شود. بنابراین واژه «تربیت»، - با توجه به ریشه آن - به معنای فراهم آوردن موجبات فزونی و پرورش است. علاوه بر این، تربیت به معنای تهذیب و از بین بردن صفات ناپسند اخلاقی نیز به کار رفته است. با این نگرش که تهذیب اخلاقی مایه فزونی مقام و منزلت معنوی است و از این حیث می توان تهذیب را نیز تربیت دانست.
اما در خصوص معنی و مفهوم اصطلاحی تربیت، اتفاق نظر وجود ندارد. هر مکتبی بر اساس مبانی فلسفی خود تعریف ویژه ای از آن ارائه داده است که به طور کلی آن ها را در سه دسته می توان طبقه بندی کرد.
1- بعضی از دانشمندان معتقدند که باید قسمتی از اخلاقیات در وجود بشر تکوین پیدا کند و فضایل به صورت خوی و ملکه و عادت درآید به گونه ای که حتی در عالم خواب هم ضد آن اخلاق از او صادر نشود. چنانچه از آیة الله حائری «ره» نقل شده است که فرمود: «من حتی در عالم خواب هم اگر زن نامحرم را ببینم چشم از او فرو می بندم.»
بر اساس این باور، تربیت نوعی عادت است. باید صفات و ملکات اخلاقی را به صورت عادت در بیاوریم و کاری کنیم که مردم به کارهای خوب عادت کنند. مثلاً عادت کنند که نماز بخوانند و راستگو باشند، کارهای بد انجام ندهند و...
2- عده دیگر از دانشمندان بر این باورند که انسان ها را به هیچ چیز خوب یا بد نباید عادت داد؛ زیرا عادت مطلقا بد است؛ چون همین که چیزی عادت شد بر انسان حکومت می کند و انسان با او مأنوس می شود و لذا نمی تواند آن را ترک کند. کاری را که انجام می دهد نه از روی عقل و اراده اخلاقی است و نه از روی تشخیص بلکه به حکم عادت انجام می دهد و اگر انجام ندهد مریض می شود.
البته این نکته را نباید از نظر دور داشت که تربیت از حیث قلمرو و حوزه کاری در دو معنی بکار رفته است که عبارتند از:
الف) تربیت خاص و رسمی:
از تربیت در این معنی فرایند ویژه ای همچون انتقال اندیشه و ایجاد صفات معین در محدوده خاصی مورد نظر است که معمولاً در مراکز و محیط های آموزشی همچون مدرسه و دانشگاه صورت می گیرد.
ب) تربیت عام یا غیر رسمی:
این معنی از تربیت زمینه ساز نگرش ها و روش های تحول بخشی است که در تمام مراحل و دوران زندگی جریان دارد و سر منشأ تحول و تأثیر آن خود فرد یا عوامل بیرون از وجود اوست. تربیت انبیاء و اولیاء الهی را می توان جزء این دسته قرار داد. چنین تربیتی از جنبه وسعت، مرزهای زمان و مکان را در می نوردد و از جنبه ژرفانگری و همخوانی فطری بر مخاطبش تأثیری بس عمیق می گذارد.
تربیت از منظر عالمان
و اما تعریف تربیت را اززبان چند صاحب نظر اين علم (يا فن) بيان مى داريم.بديهى است كه اين صاحبنظران باتو جه به ديدگاه خاص خود به تعريف موضوع پرداخته اند:
1-افلاطون (427- 346 ق. م)گويد: تعليم و تربيت عبارت است از كشف استعدادهاي طبيعى و شكوفا ساختن آنها.
2-ارسطو (384- 322 ق. م)گويد:تعليم و تربيت مجموعه اى از اعمال است كه به وسيله خانواده يا دولت براي ايجاد فضايل اخلاقى و مدنى در افراد صورت مى گيرد.
3-فارابى (260- 339 ق. م) گويد: تعليم و تربيت عبارت است از هدايت فرد به وسيله ي فيلسوف و حكيم براي عضويت در مدينه ي فاضله به منظور دستيابى به سعادت و كمال اول در اين دنيا و كمال نهايى در آخرت.
4-بوعلى سينا (373 يا 363-428 هـ . ق)گويد:تعليم و تربيت عبارت است از برنامه ريزى و فعاليت محاسبه شده در جهت رشد كودک، سلامت خانواده و تدبير شؤون اجتماعى، براى وصول انسان به كمال دنيوي و سعادت جاويدان الهى.
5-از آراى تربيتى غزالى (450- 505 هـ . ق)استفاده مى شود كه تعليم و تربيت درديدگاه ايشان عبارت است از نوعى تدبير نفس و باطن از طريق اعتدال بخشى تدريجى به قوا و تمايلات به وسيله ي معرفت، رياضت و استمرار، براى نيل به انس و قرب الهى.
6-در ديدگاه استاد شهيد مرتضى مطهرى، تعليم، پرورش و استقلال نيروى فكرىدادن و زنده كردن قوه ابتكار متعلم است و تربيت، پرورش دادن و به فعليت درآوردن استعدادهاي درونى كه بالقوه در يك شىء موجود است؛ از اين رو، كاربرد واژه تربيت فقط در مورد جانداران صحيح است؛ زيرا غير جانداران را نمى توان به مفهوم واقعى پرورش داد آن طور كه يك گياه يا حيوان و يا يك انسان را پرورش مى دهند. از همين جامعلوم مى شود كه تربيت بايد تابع و پيرو فطرت، طبيعت و سرشت شىء باشد.اگر بنا باشد يك شىء شكوفا شود بايد كوشيد تا همان استعدادهايى که در آن هست بروز كند. بنابراين، تربيت در انسان به معناي پرورش دادن استعدادهاى او است و اين استعدادها در انسان عبارتند از: استعداد عقلى (علمى و حقيقت جويى) ، استعداد اخلاقى (وجدان اخلاقى)، بعد دينى (حس تقديس و پرستش)، بعد هنرى و ذوقى يا بعدزيبايى و استعداد خلاقيت، ابتكار و ابداع.
تربیت از منظر اسلام
انسان موجودی است مشحون از قابلیت ها و توانایی های نهفته درونی که باید در جریان تربیت آشکار گشته و به ظهور برسد. از سوی دیگر بسیاری از خلقیات و صفات نیکو باید از طرق مختلف در وجود وی ایجاد شده و به کمالش برساند. به فرموده شهید مطهری: تربیت عبارت است از پرورش دادن؛ یعنی استعدادهای درونی را که بالقوه در یک شی ء موجود است به فعلیت در آوردن و پروردن و لهذا تربیت فقط در مورد جاندارها یعنی گیاه، حیوان و انسان صادق است و اگر در مورد غیر جاندار این کلمه را به کار ببریم مجازا به کار برده ایم نه این که به مفهوم واقعی آن شی ء را پرورش داده ایم...
این پرورش دادن ها به معنی شکوفا کردن استعدادهای درونی آن موجودهاست و از همین جا معلوم می شود که تربیت باید تابع و پیرو فطرت باشد؛ یعنی تابع و پیرو طبیعت و سرشت شی ء باشد. اگر بنا باشد یک شی ء شکوفا بشود باید کوشش کرد همان استعدادی که در آن هست بروز و ظهور کند، اما اگر استعدادی در یک شی ء نیست، بدیهی است چیزی که نیست و وجود ندارد نمی شود آن را پرورش داد. مثلاً استعداد درس خواندن در یک حیوان وجود ندارد به همین جهت ما نمی توانیم به یک حیوان مثلاً ریاضیات یاد بدهیم که مسائل حساب و هندسه را حل کند؛ زیرا استعدادی که در او وجود ندارد نمی شود پرورش داد.
امام راحل «ره» در این زمینه می فرماید:
«اساس عالم بر تربیت انسان است. انسان عصاره همه موجودات است و فشرده تمام عالم است و انبیاء آمده اند برای این که این عصاره بالقوه را بالفعل کنند و انسان یک موجود الهی بشود که این موجود الهی تمام صفات حق تعالی در اوست و جلوه گاه نور مقدس حق تعالی است».
بنابراین تربیت از دیدگاه اسلام پرورش استعداد و به فعلیت در آوردن آن است. (نظریه سوم)
اما معنای نخست تربیت که بیشتر بر محور عادت دور می زند از نظر اسلام به طور مطلق پذیرفته نیست؛ چرا که عادت دو قسم است:
1- عادت انفعالی: که انسان تحت تأثیر عوامل خارجی و بدون اراده و از روی عادت کاری را انجام دهد. چنین عادتی سخت منفور اسلام است و برای این که مسلمانی در احکام دین دچار این گونه عادت نشود در صدر بسیاری از افعال نیت را به عنوان رکن آن قرار داده است. تا هر انسان مسلمانی که به آن اقدام می کند از روی توجه و اراده باشد. اما اگر کسی از روی عادت اقدام به کاری کند اسلام ارزشی برای آن قایل نیست، چنانچه امام صادق (علیه السلام) فرمود: «لا تنظروا الی طول رکوع الرجل و سجوده فان ذلک شی ءٌ اعتاده فلو تَرَکَهُ استوحش لذلک ولکن انظروا الی صدق حدیثه و اداء امانته».
«به طول رکوع و سجود فرد نگاه نکنید که آن چیزی است که عادت کرده است و اگر آن را ترک کند وحشت می کند، بلکه به راستی در گفتار و اداء امانت او بنگرید.»
چنین عادتی در حقیقت ارزش اخلاقی یک کار را از بین می برد و نمی تواند ملاک انسانیت و ایمان باشد.
2- عادت فعلی: و آن این است که انسان بدون آن که تحت تأثیر عوامل خارجی قرار گرفته باشد با اراده و اختیار خودش به انجام کاری اقدام نماید؟ از آن جا که این کار را مکرر انجام داده است می تواند به آسانی انجام دهد. هنرها و فنون از این گونه عادت ها است. نقش عادت این موارد آسان تر کردن کار است و بس.
چنین عادتی نه تنها مورد تأیید اسلام است که از دید عقلی نیز از آن ناگزیریم؛ زیرا بسیاری از کارها را انسان نمی تواند یکباره انجام دهد بلکه به مرور و تدریج باید با آن خو گرفته و عادت کند. مثل نوشتن ما که نیاز به تمرین دارد. علمای اخلاق نیز که تأکید می کنند باید فضایل به صورت خوی و ملکه در آید منظورشان همین نوع عادت است. پس از نظر اسلام تربیت به معنی پرورش است، نه عادت.
منابع
- مجله شمیم یاس اسفند 1385، شماره 48، تربیت از دیدگاه اسلام. به نقل از سایت پایگاه اطلاع رسانی حوزه((hawzah.net
- مقاله کلیات ومفهوم تعلیم وتربیت، به نقل از سایت راسخون( (rasekhoon.net