اموات انقدر محتاج خیرات از این دتیا هستند حتی به اندازه استخوانی که جلوی سگ انداخته میشه ...
محدث قمی در مفاتیح نوشته است امیر وحاکم خراسان را در خواب دیدند گفت: آن استخوان و آن آشغالی که جلو سگ و گربه می ریزید به نیت من بریزید که من به همان ها هم احتیاج دارم. می گوید استخوانی که جلو سگ می اندازی نیت کنید ثوابش برای من بیاید. آنجا آدم می فهمد که دریک ذره کار خیر چه قدر منفعت خوابیده است.