0

باور

 
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

باور

در داستانی ساختگی نقل است نیمه شبی چند دوست به قایق‌سواری رفتند و مدت زیادی پارو زدند. سپیده که زد با هم درگفتگو برآمدند که  چقدر راه رفته‌ایم؟ تمام شب را پارو زده‌ایم! باید مسیري خیلی طولانی را پیموده باشیم... اما نور خورشید که دور و برشان را روشن کرد،  دیدند درست در همان جایی هستند که شب پیش بودند. آنان تمام شب را پارو زده بودند، ولی یادشان رفته بود طناب قایق را از ساحل باز کنند! در اقیانوﺱ بی پایان هستی، انسانی که قایقش را از این ساحل باز نکرده باشد هر چقدر هم که رنج ببرد، به هیچ کجا نخواهد رسید!

قایق تو به کجا بسته شده است؟
 به بدنت؟
 به افکارت؟
به عواطفت؟
 به گذشته ات؟
 به ترس‌ ها و نگرانی‌هایت؟
 ترس طناب است.
نومیدی طناب است.
باورهای اشتباه طناب است.

• مهم نیست چقدر عبادت کنی؛ به رحمتِ خدا که ایمان نداشته باشی، به طناب بسته ای.
• مهم نیست چقدر تلاش کنی، به روزی بیکران خدا ایمان نداشته باشی، همچنان فقیر خواهی بود. 
•مهم نیست چقدر درس خوانده ای، همین که باور درست نداشته باشی، نمی‌توانی پول در بیاوری. 
•‌مهم نیست چقدر سن و سال داشته باشی، باورهایت که ایراد داشته باشد، همچنان پیشرفت نخواهی کرد.
 
خیلی چیزهای ظاهرا مهم، آنقدرها هم مهم نیستند. باورهای غلط، نومیدی و ترس طناب‌هایی هستند که هرچقدر تلاش کنی، بدون باز کردنشان از خودت حرکت نمی کنی. باید باور داشته باشی که خدا برایت خوشبختی، سلامتی، ثروت، خوشحالی و عاقبت بخيري می خواهد. اگر هنوز باور نداری، تمام عمر هم که تلاش کنی، نه معشوقت را می یابی، نه ثروت می آفرینی، نه زندگی عالی می‌سازی و نه آنچه که عالی ترین است می شود. تلاش زمانی جواب می دهد که باورهای عالی داشته باشی.

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

شنبه 9 دی 1396  4:07 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها