0

حکایت سر بی کلاه

 
ma1393
ma1393
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : شهریور 1393 
تعداد پست ها : 1942
محل سکونت : اصفهان

حکایت سر بی کلاه

 

حکایت سر بی کلاه

 

 

 

 
حکایت سر بی کلاه

کچلی از حمام بیرون آمد، کلاهش دزدیده بودند. با حمامی ماجرا می کرد، گفت: تو این جا آمدی، کلاه نداشتی.

 

گفت: ای مسلمانان این سر از آن سرهاست که بی کلاه به راه توان برد؟

 

شنبه 25 آذر 1396  11:28 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها