0

عدل الهی در حق بانوان

 
baseirat
baseirat
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آذر 1396 
تعداد پست ها : 530

عدل الهی در حق بانوان

با سلام و احترام در این تایپک مباحثی که شائبه تبعیض علیه بانوان را دارد مطرح خواهد شد. ان شالله نسبت به پرسش های مخاطبین نیز پاسخ داده خواهد شد.

شنبه 25 آذر 1396  2:00 PM
تشکرات از این پست
baseirat
baseirat
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آذر 1396 
تعداد پست ها : 530

پاسخ به:عدل الهی در حق بانوان

اختیارات بانوان در حق طلاق

اختیارات بانوان در حق طلاق

دین مبین اسلام، آئین والایی است که پاسداری از حرمت و کرامت تمامی خلق الله، خصوصا بانوان را سرلوحه کار خود قرار داده است. زیرا که آفرینش اشرف الهی را شایسته و لایق فضائل والا و مستحق پاداش‌های عظیم می‌داند، چنان‌که در آیه 35 سوره احزاب تمام فضائل والا را بدون تبعیض و علی السویه، هم برای بانوان و هم برای آقایان برشمرده و فرموده است: «إِنَّ الْمُسْلِمينَ وَ الْمُسْلِماتِ وَ الْمُؤْمِنينَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْقانِتينَ وَ الْقانِتاتِ وَ الصَّادِقينَ وَ الصَّادِقاتِ وَ الصَّابِرينَ وَ الصَّابِراتِ وَ الْخاشِعينَ وَ الْخاشِعاتِ وَ الْمُتَصَدِّقينَ وَ الْمُتَصَدِّقاتِ وَ الصَّائِمينَ وَ الصَّائِماتِ وَ الْحافِظينَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحافِظاتِ وَ الذَّاكِرينَ اللَّهَ كَثيراً وَ الذَّاكِراتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظيماً[احزاب/ 35]به قطع، مردان مسلمان و زنان مسلمان، مردان با ايمان و زنان با ايمان، مردان مطيع فرمان خدا و زنان مطيع فرمان خدا، مردان راست‌گو و زنان راست‌گو، مردان صابر و شكيبا و زنان صابر و شكيبا، مردان با خشوع و زنان با خشوع، مردان انفاق كننده و زنان انفاق كننده، مردان روزه‌‏دار و زنان روزه‏‌دار، مردان پاك‌دامن و زنان پاك‌دامن و مردانى كه بسيار به ياد خدا هستند و زنانى كه بسيار ياد خدا مى‏‌كنند، خداوند براى همه آنان مغفرت و پاداش عظيمى آماده کرده است».

آیه فوق، تنها یک نمونه از آیات و روایاتی اسلامی است که بر حرمت، کرامت و ارزش والا و برابر بانوان با مردان تاکید دارد، بدون این‌که تبعیضی را بر علیه بانوان در بحث ارزش و کرامت انسانی قائل باشد، اما با این همه باز مشاهده می‌شود که برخی افراد نا آگاه و جریان‌های معاند و استکباری، سعی می‌کنند با مطرح کردن برخی ادعاهای بی‌اساس و  واهی، شائبه‌ای از تبعیض علیه بانوان در اسلام را مطرح کنند.

از این مباحث کور و نابخرادانه معاندان این است که به شکل واهی ادعا کرده و تهمت می‌زنند: «اسلام حق طلاق را از زنان گرفته است» این ادعا کاملا واهی و بی‌اساس است، زیرا دین مبین اسلام با احکام و قوانین حکیمانه اختیارات کاملا منطقی و راه‌بردی را برای بانوان در حق طلاق قرار داده، از جمله آن‌ها وکالت در حق طلاق برای بانوان است.
احکام و قوانین حکیمانه اسلام بر پایه شروط ضمن عقد، از ابتدای عقد ازدواج حق طلاق را به صورت یک حق تفویضی برای بانوان در نظر می‌گیرد، به این شکل که بانوان می‌توانند از شوهران بخواهند تا به آنان وکالت بلاعزل دهند و بانوان خود بتوانند در هر زمانی که بخواهند از جانب شوهر اقدام به طلاق کنند. پس بانوان می‌تواند ضمن عقد ازدواج، وكالت بر طلاق از جانب شوهر را شرط كنند.

بسياری از فقهای بزرگ اماميه اين راه حل را مشروع دانسته‌اند، در اين‌جا نظر حضرت امام خمينی(رحمه‌الله‌علیه) بسنده می‌كنيم: «وكيل كردن در طلاق، جايز است؛ چه مرد غائب باشد و چه حاضر، بلكه می‌توان خود زن را وكيل در طلاق قرار داد. حال چه زن، خود مستقيماً طلاق بدهد، يا اينكه ديگری (شخص سوم) را وكيل در طلاق قرار دهد، وكيل قرار دادن شخص سوم در طلاق می‌تواند از جانب زن باشد يا از جانب شوهر.»[1]

هم چنين در پاسخ استفتائی كه از محضر ايشان شده بود چنين فرمودند: «برای زنان محترم، شارع مقدس راه سهل معين فرموده است تا خودشان زمام طلاق را به دست گيرند، به اين معنا كه ضمن عقد و نكاح، اگر شرط كنند كه وكيل باشند در طلاق به صورت مطلق، يعنی هر موقع كه دلشان خواست طلاق بگيرند يا به صورت مشروط، يعنی اگر مرد بدرفتاری كرد يا مثلاً زن ديگری گرفت، زن وكيل باشد كه خود را طلاق دهد، ديگر هيچ اشكالی برای خانم‌ها پيش نمی‌آيد و می‌توانند خود را طلاق دهند.»[2]

و بر مبنای همین شرایط ضمن عقد در جمهوری اسلامی ایران دفترچه‌های ازدواج كه در دفاتر ازدواج ثبت می‌شوند، حداقل دوازده بند وجود دارد كه در صورت امضا از سوی شوهر، زن اين اختيار را خواهد داشت كه پس از حصول اين شرايط، خو در دادگاه‌های خانواده حاضر شده و تقاضای طلاق کند.
با این روند حق طلاق برای غالب بانوان در حکومت اسلامی لحاظ می‌شود، بر فرض محال اگر در یک مورد خاص اين شرط پيش بيني نشد، باز در فقه اماميه، راه‌هايی برای طلاق گرفتن زن در نظر گرفته شده است که به چند مورد اشاره می‌شود:
1. توافق به طلاق، با بخشش مال: اگر زن از شوهر كراهت داشت، می‌تواند با بخشيدن مقداری مال، از وی طلاق بگيرد. اين طلاق، در اصطلاح فقهی، طلاق خلع نام دارد.[3]
2. غيبت طولانی شوهر: اگر شوهر به مدت طولانی غايب و يا مفقود الاثر باشد، زن می‌تواند با مراجعه به دادگاه، تقاضای طلاق كند؛ در اين صورت با رعايت ضوابط شرعی، حاكم شرع وی را طلاق می‌دهد.[4]
3. عجز يا امتناع شوهر از دادن نفقه: اگر شوهر از دادن نفقه زن عاجز شود، يا عليرغم قدرت، امتناع ورزد؛ زن می‌تواند با مراجعه به دادگاه، تقاضای طلاق کند، كه در اين صورت حاكم با رعايت ضوابط شرعی وی را طلاق می‌دهد.[5]
4. عسر و حرج: اگر زندگی زناشويی به علت سوء رفتار و سوء معاشرت شوهر يا عدم انجام ساير تكاليفی كه بر عهده دارد، برای زن سخت شود، در اين‌جا نیز زن می‌تواند با مراجعه به دادگاه، تقاضای طلاق كند. برخی فقها گفته‌اند كه هرگاه شوهر از انجام هر يك از وظايف و تكاليف شرعی خويش نسبت به همسر سر باز زند هر چند به مرحله عسر و حرج نیز نرسد حاكم شرعی می‌تواند وی را مجبور كند كه يا آن وظايف و تكاليف را انجام دهد يا زن را طلاق دهد.[6] و اگر سر باز زد خود حاكم اجرای طلاق می‌كند.[7]

اما نکته مهمی که باید در نظر داشت این است که این‌که اسلام ابتدا حق طلاق را به مرد داده و پس از آن حق طلاق را طی فرآیندی برای زن در لحاظ می کند، به این دلیل است که اگر حق طلاق بدون طی هیچ‌گونه روندی به زن داده می‌شد، چه بسا که با کوچک‌ترین اختلاف سلیقه و ناسازگاری، زن به سرعت از مرد خود جدا می‌شد و بعد از مدتی کوتاه از تصمیم خود پشیمان می‌شد، که دیگر پیشیمانی سود به حالش نداشت، زیرا احساسات زن بسیار زیاد است و موارد بسیاری پیش می‌آید که آنان نسنجیده و بر اساس همان احساسات تصمیم می‌گیرند. لذا اختیارات بانوان در حق طلاق طی روندی صورت می‌گیرد تا صدمات به حداقل برسد.

در نتیحه: دین مبین اسلام با تمهیدات حکیمانه‌ای بحث اختیارات بانوان در حق طلاق، را به صورت کاملا راه‌بردی و مدبرانه لحاظ کرده که از این طرق صدمات و آسیب‌های ناشی از طلاق‌های احساسی و زودگذر به حد اقل برسد؛ بنابراین دیگر بحث معاندان در عدم حق طلاق برای بانوان در اسلام و یا تبعیض علیه بانوان، در بحث حق طلاق، هیچ موضوعیتی ندارد.

_________________________________________
پی‌نوشت
[1]. تحرير الوسيله (کتاب الوکاله)، موسوي خميني، سيد روح الله، ج2، ص42، مساله 12.
[2]. صحيفه نور، موسوي خميني، سيد روح الله، ج10، ص78.
[3]. موسوي خميني، سيد روح الله، تحرير الوسيله (کتاب خلع و مبارات)، ج2، ص349 مساله 1. قانون مدني، ماده 1146.
[4]. موسوي خميني، سيد روح الله، تحرير الوسيله (کتاب طلاق ـ القول في عدة الوفاة)، ج2، ص341، مساله 11. قانون مدني ماده 1029.
[5]. آيت الله حکيم، منهاج الصالحين، ج2، ص322ـ323، مساله 1469. قانون مدني، ماده 1129.
[6]. ميرزاي قمي، جامع الشتات (کتاب الصواعق)، ص508. قانون مدني، ماده 1130.
[7]. موسوي خميني، سيد روح الله، صحيفه نور، ج10، ص87.

شنبه 25 آذر 1396  2:02 PM
تشکرات از این پست
baseirat
baseirat
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آذر 1396 
تعداد پست ها : 530

پاسخ به:عدل الهی در حق بانوان

چرا ارث زن نصف ارث مرد است.

قوانین ارث

دین اسلام، با نگرشی دقیق به واقعیات در تمام زمینه‌ها، عدالت را بر پایه مصالح و مسئولیت‌های حقیقی بنا نهاده است، از جمله این‌که مصالح و وظایف حقیقی را نمی‌توان با تساوی به انجام رساند. چه‌بسا، رعایت تساوی، بی‌عدالتی‌های بسیاری را رقم بزند، بر همین مبنا هر چند زن و مرد در آئین عدالت محور اسلام کرامت و ارزش انسانی یکسانی دارند، اما از حیث اقتصادی وظایف متفاوتی دارند. این وظایف بر مبنای قدرت جسمی و روحی زن و مرد تقسیم‌بندی شده، زیرا زن به‌ اندازه مرد، تاب تنش‌های اقتصادی را ندارد، چه اینکه بانوان برای به دنیا آوردن فرزند علاوه بر بارداری، بعد از زایمان نیز باید به شیردهی و مواظبت از کودک خود بپردازند، دوران بارداری و شیردهی زمان و انرژی زیادی را از زن می‌گیرد، هرچند این کار، فی‌نفسه، کاری بزرگ و ارزشمند است، اما کار اقتصادی نبوده و هیچ درآمد اقتصادی را برای زن به همراه ندارد، به همین دلیل مرد تکالیف و مسئولیت‌های مالی بیش‌تری داشته و هزینه و مخارجی را باید در این زمینه متحمل شود، مرد باید علاوه بر مخارج خود، مخارج زندگی همسر و فرزندان خود را نیز تأمین کند. تا زن، فارغ از دغدغه‌های مالی، به مسئولیت‌هایش در قبال خانه و فرزندان برسد.

علی‌رغم این همه دقت، نظر احکام اسلامی که منطبق بر واقعیات است، برخی با مطرح کردن این موضوع که: «چرا ارث زن نصف ارث مرد است؟» می‌خواهند شائبه‌ای از بی‌عدالتی و تبعیض علیه بانوان و کم‌ارزشی آن‌ها را در دین اسلام مطرح کنند.

این در حالی است در دین مبین اسلام، هیچ تبعیضی علیه بانوان صورت نپذیرفته و نسبت به کرامت انسانی مرد و زن تاکید شده چنانکه قرآن کریم می‌فرماید: «يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ [حجرات/ 13] اى مردم! ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را تيره‏‌ها و قبيله‌‏ها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد(اين‌ها ملاك امتياز نيست) گرامى‌‏ترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست».
علاوه بر این‌که طرح بحث: «ارث زن نصف ارث مرد است؟» از بنیان فاقد عمومیت و کلیت است، زیرا در مواردی ارث زن نه تنها نصف مرد نيست، بلكه گاهی مساوی و گاهی هم بيشتر و دو برابر مرد است.[1]

اما در برخی موارد که سهم الارث مرد بیشتر از زن است، به دلیل حکمت‌های متعددی است، هم‌چنانکه در مقدمه اشاره شد، نفقه زن بر عهده مرد واجب است؛ یعنی مرد علاوه بر این‌که باید مخارج خود را تأمین کند، موظف است هزینه زندگی زن و فرزندان را هم تأمین کند. از سوی دیگر، مرد باید مهریه را به زن پرداخت کند، در واقع می‌توان ادعا کرد که آن‌چه زن از ارث و مهریه نصیبش می‌شود، پس انداز اوست، زیرا در زندگی خانوادگی هیچ وظیفه‌ی مالی متوجه زن نیست؛ درحالی‌که سهم الارث مرد، صرف مخارج زندگی خود، همسر و فرزندانش می‌شود.

علاوه بر این، در شرع اسلام، تکالیفی بر عهده مرد گذاشته شده است که مستلزم صرف مال است؛ مانند هزینه‌هایی که مرد باید در راه جهاد بپردازد، یا اگر  یکی از بستگانش، به‌صورت خطایی مرتکب قتل یا جرحی شود، مرد در پرداخت دیه مقتول، مسئولیت دارد؛ درحالی‌که زن هیچ مسئولیتی در این زمینه‌ها ندارد. در حدیثی امام صادق(علیه‌السلام) نیز به این موارد اشاره کرده و می‌فرمایند: «مرد تکالیف بیشتر و مسئولیت‌های سنگین‌تری بر دوش دارد. مرد باید به جهاد برود و مخارجی را در این زمینه متحمل شود، مرد باید علاوه بر مخارج خود، مخارج زندگی همسر خود را نیز تأمین کند. مرد در ردیف عاقله است و باید در جنایت خطایی بستگان خود، با پرداخت مال، کمک کند؛ در‌حالی که زن چنین وظایفی را ندارد».[۲]

پس هر چند در برخی موارد ارث مرد دو برابر ارث زن است، اما با دقت بیشتر، روشن می‌شود که از یک نظر، بهرمندی زنان بیش از مردان است و این به خاطر حمایتی است که اسلام از حقوق زن کرده است و مسئولیت‌های مالی که اسلام بر عهده مردان گذاشته، در عمل، نیمی از درآمد مردان را در اختیار زنان قرار می‌دهد، زیرا که مرد باید هزینه زندگی همسر خود را طبق نیازمندی او از مسکن، پوشاک و خوراک و سایر لوازم بپردازد و هزینه زندگی خود و فرزندان نیز بر عهده اوست. حتی اگر شأن زن و موقعیت او اقتضا کند تا خدمت‌کاری را استخدام نماید و خودش هم توان مالی پرداخت مزد او را داشته باشد، باز هم پرداخت حقوق و مزد خدمت‌کار بر عهده مرد است. [3]

علاوه بر مطالب فوق، احکام و قوانین اسلامی به همه وارثان این اجازه را می‌دهد که با استفاده از احکام مربوط به «وصیت»  هر کسی از بازماندگان از جمله زن یا هر یک از دختران و ... را که می‌خواهد در زمان حیاط خود از ماترک و ارثیه بیشتری بهرمند سازد.

در نتیجه: زیاد بودن ارث در برخی موارد برای ایجاد تعادل با مسئولیت مالی است، که لازمه توازن میان بهرمندی زن در راستای وظایف مالی مرد است؛ علاوه بر اینکه وارث نیز می‌تواند با احکام «وصیت» هر یک از بازماندگان از جمله زن یا دختران را در زمان حیاط خود از ماترک بیشتری بهره‌مند سازد.

_______________________________________
پی‌نوشت
[1]. الف) مورد تساوی، مانند اين كه متوفی پدر، مادر و دو دختر دارد. پدر يك ششم و مادر يك ششم و دختران هر كدام يك سوّم می‌برند. ب)اگر متوفی برادران و خواهران مادری دارد، ماترك بالسويه بين آن‌ها تقسيم می‌شود.(مادة 922 قانون.مدنی) ج) اگر متوفی دايی، خاله، جد و جدة مادری داشته باشد، موروث به طور مساوی بين آن‌ها تقسيم می‌شود.(مادة 933 ق.م) د) در صورت اجتماع عموها و عمه‌های مادری و انحصار ورثه به آن‌ها، تركه بين آن ها بالسويه تقسيم می‌شود. (مادة 931 ق.م) و) اگر متوفی دو خواهر امّی، دو برادر ابوينی و زوج داشته باشد، در اين فرض خواهرها دو برابر برادرها ارث می‌برند. ن) اگر وارثان پدر و مادر و شوهر باشند. مادر يك سوم می‌برد و پدر يك ششم و يك دوم هم به شوهر می‌رسد. پس مادر دو برابر پدر ارث برده است. برای مطالعه بیشتر به سلسلة الينابيع الفقهيه، كتاب المواريث، ج 22، المراة فی الفكر الاسلامی، ج 2، ص 133 ـ 134.  زن در آئينه جلال و جمال، ایت الله جوادی آملی، ص 404. مراجعه کنید.
[2]. تهذیب الاحکام، شیخ طوسی، دارالکتب الاسلامیه، ج ۹، ص ۲۷۴. 
[3]. حقوق زن در اسلام و خانواده، مریم ساوجی، چاپ ۱۳۷۱، ص ۱۱۳، .

شنبه 25 آذر 1396  2:04 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها