0

خصوصیات دوران 5 تا 5.5 سالگی کودک

 
fatemeh_75
fatemeh_75
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 10557
محل سکونت : اصفهان

خصوصیات دوران 5 تا 5.5 سالگی کودک

 

خصوصیات دوران 5 تا 5.5 سالگی کودک – قسمت اول

 

خصوصیات دوران 5 تا 5.5 سالگی کودک – قسمت اول


دوران 5 سالگی کودک
در 5 سالگی شما با موجودی رو به رو هستید که گفته شده ، بهترین ایام زندگی کودک و بهترین وقتی است که پدر و مادر با فرزند خود دارند ، همان گونه که 2 سال و 6 ماهگی ، بدترین ایام است. کودک 5 ساله را فرشتگانی می دانیم که در این جهان و با ما زندگی میکنند. بهترین ایام زندگی شان را پشت سر می گذارند و غالبا خاطرات این ایام برایشان بهترین است.
در 5 سالگی تولد اجتماعی کودک ( Social birth ) صورت می گیرد و می دانیم که تولد سلولی نه ماه قبل از آمدنشان به این جهان است. تولد زیستی نیز در وقت تولد است. تولد یک سالگی آنها را تولد روانی می نامیم.
اما 5 سالگی تولد اجتماعی است . به این معنا که کودک توان این را پیدا میکند که خودش را جای دیگران بگذارد. حس و احساس و نظر دیگران را درک کند. حالات و نیازهای آن ها را تشخیص دهد و در ارتباطش با دیگران از نوعی اصول اخلاقی و انسانی در دوران کودکی بهره مند شود و آن را به نوعی در عمل مورد استفاده قرار دهد.
این خود را جای دیگران گذاشتن سبب میشود که برخی از اقوات نگرانی او درباره ی دیگران، بیش از حد مسائل و مشکلاتی باشد که آنها دارند و غالب اوقات غصه ی او میتواند قصه ی زندگی دیگران باشد.
به همین جهت است که در این گونه موارد باید او را کمک کرد و به او آموخت کاری را که میتواند باید انجام دهد ، اما برای آنچه که از عهده ی او ساخته نیست ، نباید خودش را ناراحت کند بلکه آرام باشد و بپذیرد و در عین حال به این نکته توجه داشته باشد که دیگری یا دیگران علاوه بر این که مسئولیت خودشان را دارند ، دوستان و عزیزانی دارند که آن ها را کمک میکنند.
بنابراین نباید درد و رنجی را که ممکن است ، خود را برای خویشتن به وجود بیاورند را تشدید و تقویت کرد. زیرا بسیار مایل هستند که با حسن نیت ، زندگی را برای همه به بهترین صورت ممکن تغییر دهند.
آنچه که اهمیت دارد این است که در این دوران فرزند ما آماده ی ((همکاری )) و (( یاری)) و (( کمک و مهربانی )) است. به طوری که غالب اوقات میتواند از حق و سهم خودش بگذرد. حق خودش و دیگران را تشخیص می دهد. سهم خود و دیگران را متوجه است.
نوبت را رعایت می کند و رعایت حال دیگران برای او صفتی بسیار برجسته و با ارزش است. حتی تا آنجا پیش می رود که نظر دیگران را به نظر خودش ترجیح می دهد و معمولا اگر فرصتی به او داده شود رای اکثریت را به عنوان نظر درست می فهمد و می پذیرد و برمبنای آن عمل میکند ( گرچه خودش احتمالا نظر دیگری داشته است).
به خاطر همین است که در ارتباط با دیگران نه تنها بچه ها ، که بزرگسالان هم ، او را دوست دارند . این رعایت قوانین را با انعطاف و توانایی سازگاری انجام می دهد که او را از مرحله ی خشک و سختگیر بودنی که در سنین بعدی ممکن است پیدا شود ؛ دور نگه می دارد و ضمنا در انتخاب کلمات و جملات نهایت کوشش را دارد.
زبانی شیرین و کلامی مهربان و خوب دارد. مبادی آداب است. آداب و ادب اجتماعی را رعایت می کند. برخوردش با بزرگسالان به طوری است که معمولا از او انتظار می رود ، که فرزند خوب باید آن را رعایت کند. به سمت طرح مسائل و حل مشکلات خودش می رود.
آن را میتواند به راحتی مطرح کند و از آنجایی که خوشحال و شاد است آن را با خشم و اخم در میان نمی گذارد و به دنبال راه حل است و به خاطر خوش بین و امیدوار بودنش است که غالب اوقات میتواند با دیگران کنار بیاید.
همیشه می خواهد کاری انجام دهد و کمکی بکند و راهنمای کسی باشد. در این گونه موارد مخصوصا با پدربزرگ و مادربزرگ و عزیزان دیگر ، رابطه ای بسیار خوبی دارد . وقتی که به میهمانی یا سراغ آنها می آید ، مدتی وقت را با آنها صرف می کند . گرچه ممکن است که گوشه ی چشمی به بازی بچه های دیگر داشته باشد ، اما متوجه است که باید دقایقی را با وجود این که احتمالا ترجیح او نیست ، به خاطر دیگران صبر کند و بگذراند.
میل بسیار به آموختن دارد ، بنابراین کوشش میکند که در زمینه های مختلف بیاموزد. برای انجام کارها اجازه می گیرد و منتظر فرصتی می شود تا اجازه بگیرد. به والدین خودش بسیار نزدیک است ، ولی به دنبال مادر و ستایشگر مادر است.
مخصوصا اگر دختر باشد و همانند سازی را با مادر انجام داده باشد ، حضور و وجود مادر را به عنوان بزرگترین نعمت خدا و جهان می داند. با دیگران خوشحال و راحت است. ولی در حالی که با دیگران است ، به یاد پدر و مادر است و ممکن است که به آنها تلفن کند یا انتظار تلفنی را داشته باشد .
در حالی که بچه های 3 یا 4 ساله هنگام بازی با دیگران ، فراموش می کنند که اصلا پدری و مادری داشتند و اگر از آنها بخواهید که پای تلفن بیایند و با پدر و مادر صحبت کنند ، احتمالا تمایل و علاقه ای جز در موارد استثنایی نخواهند داشت. در حالی که فرزند 5 ساله ی ما مایل است که گزارش بدهد. از حال خودش ، شما را با خبر کند و از حال خوب شما هم مطلع شده و خوشحال شود.
از خودش خوشش می آید و احساس خوبی نسبت به خودش دارد. ایامی را به صورت آشکار و پنهان جلوی آینه می گذراند. برخی از اوقات لباس های مختلف را امتحان می کند. ای بسا لباس پدر و مادر را بر تن می کند. مایل است که مانند آنها باشد. بنابراین در این زمینه پنهانی ، برای خود بازی ها و کارهایی دارد.
به آرایش و لباس خودش اهمیت می دهد. انتخاب رنگ و لباس برایش اهمیت دارد . نظر دیگران را پرس و جو میکند. وقت ورود به مهمانی منتظر می شود که از تصمیم خودش و درست و خوب بودن آن باخبر شود.
(( آداب معاشرت را می داند . مخصوصا فرصت مناسبی در 5 سالگی پیدا می شود که ما آداب ارتباط با دیگران ، آداب غذا، تلفن کردن و بقیه کارها را به وی بیاموزیم)) . اشتیاقی که در جهت آموختن این کارها دارد فقط از آنِ این دوران است و قبل از آن نه مفید است و نه به آن علاقه مند ، ولی هم اکنون مایل است که طریقه ی به کار گرفتن درست قاشق یا چنگال یا کارد را بیاموزد.
چگونه باید از ظرفی که مشترک است غذای خودش را بردارد: (( آیا باید حرکت کند؟ ، آیا باید درخواست کند؟ و آن را به چه صورتی انجام بدهد؟)) یا منتظر فرصت مناسب باشد . زیرا به وقت و اهمیت آن ، تا حد زیادی توجه دارد.

چهارشنبه 24 آبان 1396  7:57 AM
تشکرات از این پست
zahra_53
fatemeh_75
fatemeh_75
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 10557
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:خصوصیات دوران 5 تا 5.5 سالگی کودک

خصوصیات دوران 5 تا 5.5 سالگی کودک – قسمت دوم


معمولا از اعتماد و اطمینانی به خودش و دیگران برخوردار است . از ثبات و قراری برخوردار است که به شما هم آرامشی می دهد. میل به سازگاری و به نوعی همکاری او با دیگران ، برخی از اوقات او را وادار به قبول و تعهد کارهایی می کند که فراسوی توان او هست.
انتقاد کوچک ، توصیه و برخی از اوقات اگر اشتباهش را به او گوشزد کنید ، در حالی که متوجه هست ( اگر در مقابل دیگران و کنار دیگران نباشد ) به راحتی می پذیرد ، حتی میتواند سپاسگزار باشد و آن را انجام دهد.
مسئولیت را در زندگی تا حد زیادی می پذیرد و مایل است که برای دیگران کاری انجام بدهد. این جاست که برخی از اوقات می توان از آنها خواست که فقط از دور مواظب و مراقب چیزها یا حتی بچه های کوچک باشند ، بدون آنکه مسئولیتی و یا وظیفه ای را از آنها خواست.
برای اولین بار فرصت ان را پیدا میکنند که دیگران را شریک و سهیم بدانند. میدانیم که شریک و سهیم کردن دیگران در آنچه که متعلق به کودک است ، تا 3 سالگی نباید انجام شود.
یعنی کودک آنچه را که متعلق به خودش هست را جزء وجود خودش می داند و آن را مانند چشمش یا دستش میداند که به هیچ وجه نه میتواند ، نه می خواهد ، نه دوست دارد و نه حتی از نظر او ممکن است که با دیگران شریک و سهیم بشود.
حدود 4 سالگی توان این را پیدا میکند که آنچه که از آنِ او نیست ، ولی اجازه ی استفاده از آن را دارد ، با دیگران شریک شود. به همین جهت است که کودک میتواند در محیط آموزشی ، آن زمانی که تعداد اسباب بازی ها یا وسایل کم است در 4 سالگی به بعد ، نوبتش را رعایت و با دیگران شریک و سهیم باشد ، در حالی که قبل از آن باید به تعداد بچه ها اسباب بازی باشد.
اما در 5 سالگی علاقه ی او حتی به شریک و سهیم کردن آنچه که دارد و در اختیار گذاشتن غذای خودش با دیگری ، با رغبت و میل به این امید که لذتی که او می برد دیگران نیز ببرند ، بیشتر می شود و برخی از اوقات کودک را در حد تعارف و اصرار قرار می دهد. بنابراین کودک 5 ساله ظرفیت و توان این را دارد که با دیگران شریک و سهیم شود.
حضور خواهر و برادر را دیگر مانند گذشته به عنوان خطری یا ضرری متوجه خودش نمی بیند. حتی میتواند از پدر و مادرش بخواهد که توجهی به خواهر و یا برادر کوچک تر و یا بزرگتر کنند و از این بابت احساس بدی را نخواهد داشت. آماده است که در برخی از کارها اول و در نوبت بعد ، آخر باشد و این وضعیت را می فهمد و می پذیرد.
برای اولین بار آهسته آهسته موضوع اسباب بازی را به همبازی می رساند و همبازی را به دوستی . یعنی آمادگی آن را پیدا میکند که فقط به خاطر بازی ، به دیگران نزدیک نشود بلکه علایقی و تمایلاتی به دیگران نیز پیدا میکند و همبازی های ویژه ای پیدا می کند ، که همیشه کوشش میکند که در آغاز با آنها باشد و اگر نبودند به دنبال دیگران می رود که زمینه ای را برای دوستی و آنچه که تا قبل از معمولا 6 سالگی اتفاق نمی افتد را فراهم می کند.
در نتیجه میتواند برای خودش همبازی هایی را به عنوان دوست ، داشته باشد و تمایلش را برای ارتباط دائمی با آنها نشان می دهد.
موجودی است که مرتب و منظم است. مخصوصا فرصت بسیار خوبی پیدا می شود که نظم و ترتیبی را که درست می دانیم و دوست داریم ، به او بیاموزیم. اتاق و آنچه را که از آنِ اوست  ، میتواند به صورتی تمیز و پاکیزه و مرتب و منظم نگه دارد. احساس افتخار از موفقیت های خودش و اعضای خانواده اش می کند و درباره ی آن صحبت می کند. مایل است که کارها را تا به آخر انجام دهد و همه چیز را پشت سر بگذارد.
پیروی کردن و رهبری در کودک 5 ساله : اما مایه ی بسیار مهمی که در این سن میتواند داشته باشد و آن را پرورش دهد ، از یک طرف پیروی کردن در جایی که باید ، می باشد و از طرفی موضوع رهبری . کودک 5 ساله استعداد خودش را در جهت رهبری که بعدا میتواند نقشی از نظر ارتباطات اجتماعی اش داشته باشد ، فراهم میکند.
معلوم است که در این زمینه عامل اصلی رهبر ی، به میزان هوش او بستگی دارد که اگر پسر و دختر باهوشی باشد، توان این رهبری را دارد. توانایی کلامی او و چگونگی ارتباط و سخن گفتنش ( میزان لغاتی که احتمالا باید از 2500 لغت گذشته باشد ) ، به او کمک میکند تا بتواند این نقش را به خوبی ایفا کند.
معمولا جثه و بدن او ، همراه با توانایی های فیزیکی و شاید بتوان گفت توانایی ورزشی او میتواند به او کمک کند. خلاقیتی که برخی از اوقات میتواند از خودش نشان دهد و راه حل ها را ارائه دهد ، شجاعتی که در انتخاب و یا داوطلب شدن درباره ی موارد مشکل و یا مبهم دارد ، تحمل مخالف و مخالفت را و مخصوصا قبول اشتباه و شکست ، به او میتواند فرصت دهد که رهبری برجسته شود.
بدون تردید توانایی او در ارزیابی واقعیت و قضاوت درست در این زمینه و تصمیم گیری مبتنی بر آن ، نقش بسیار مهمی دارد . کودکی که در محیط خانوادگی مناسبی بوده ، در خانواده ای که مشورت اساس کار بوده و خواهران و برادرانی داشته ، چه کوچک تر و چه بزرگتر ، از آنها آموخته و میتواند خودش را در جایگاه و پایگاه دیگران قرار دهد ، همه و همه به او کمک میکند تا بتواند با بیان احساس و نظرش و نه کنترل و فروخوردن خشمش ، ارتباط لازم را با دیگران برقرار کند.
بنابراین سن 5 سالگی به برخی از بچه ها فرصت این را می دهد که نقشی در جهت رهبری در زندگی اجتماعی خودشان تجربه کنند و از آن به بعد در حالی که پیروان خوبی هستند ، رهبران برجسته ای نیز میشوند.

آفتاب آمد دلیل آفتاب     گر دلیلت باید از وی رخ متاب

چهارشنبه 24 آبان 1396  7:57 AM
تشکرات از این پست
zahra_53
fatemeh_75
fatemeh_75
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 10557
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:خصوصیات دوران 5 تا 5.5 سالگی کودک

 

خصوصیات دوران 5 تا 5.5 سالگی کودک – قسمت سوم

 

0


دوران 5 سال و 6 ماهگی کودک
اما متاسفانه دوران 5 سالگی کودک بعد از چند ماهی به آخر می رسد ، و از 5 سال و 6 ماهگی به بعد به مدت حدود 8 یا 9 ماه دوباره فرزند ما درگیر مسائل و مشکلات تازه ای می شود :
در این دوران زندگی برای کودک سخت و مشکل می شود. کارهایی را که قبلا به راحتی انجام می داد مثلا (( حمام می رفت )) و یا احتمالا (( لباس خود را بر تن می کرد)) یا (( اتاقش را مرتب می کرد )) به یکباره کارهایِ مشکلِ وقت بری خواهد بود که برای انجام آن انرژی بسیاری را باید صرف کند و چنین تمایلی هم ندارد.
او به نوعی خسته به نظر می رسد و مایل به کوشش برای انجام برخی از کارهای مشکل نیست.
غالب اوقات برخلاف گذشته که مایل بود با دیگران باشد ، تمایل بسیاری دارد که با خودش باشد و بنابراین ایام (( انزوا )) یا (( گوشه گیری )) را دوباره و به نوعی تجربه می کند.
در حالی که مایل به (( فهمیدن )) و (( دانستن )) است ولی غالب اوقات این فهمیدن و دانستن ناشی از (( شک و نگرانی )) او و نداشتن (( اعتماد و اطمینان )) است. بنابراین بسیاری از پرسش ها در مسیری حرکت میکند که فقط می خواهد خاطرِ خودش را تا حدودی آسوده کند و با این شک و دودلی و نگرانی برخورد کند.
برخلاف گذشته آن قدرها به دور پدر و مادر نمی چرخد ، مگر این که پسر بچه ای باشد که به دلایل حالات احساسی و عاطفی که زمینه ی فیزیکی و جسمی و جنسی دارد ، خود را به مادر آن هم فقط در مواردی نزدیک کند.
یا اگر دختر بچه ای است ، به پدر پناه می برد و احساس می کند که از این طریق شاید بتواند امنیت و آرامش موقتی پیدا کند.
انتظار بسیار زیادی دارد و توقعات او برخی از اوقات غیرقابل اجراست . به طوری که هم اکنون و در جا ، آنچه را که احتیاج دارد ، میخواهد .
درست مانند حدود 2 سالگی که با مفهوم مکان و زمان و شرایط ، خودش را ناآشنا می بیند و از آن خبری ندارد، همچنین با آنها بیگانه می شود. موجودی است که به جای پاسخ دادن به شرایط ، حالت واکنشی یا رفتار نامناسب دارد.
غالب اوقات به دلیل شک و تردید و نگرانی از اشتباه و شکست انتخاب برای او بسیار مشکل است. (( حتی در رستوران با نظر دیگران غذایی را انتخاب می کند اما بعد نظرش را عوض می کند و بعد از اینکه غذای خودش را می بیند احتمالا مایل به تغییر و تعویض آن است.))
به بیان دیگر کسی است که دچار اشکال در انتخاب و اختیار امور ، در زندگی است و ریشه ی آن علاوه بر ترس از شکست و اشتباه ، این است که در بسیاری از موارد همه چیز را می خواهد.
یعنی برای او نخواستن غذایی در رستوران ، احساس بدی دارد و متوجه نیست که بیش از یک غذا را نه میتواند سفارش دهد و نه امکان خوردنش را دارد. سفارش دهد و نه امکان خوردنش را دارد. به همین علت اگر او را آزاد بگذاریم ، ای بسا غذاهای مختلف را می خواهد یا به مقدار زیادی غذا در بشقاب خودش می ریزد در حالی که شاید کمی از آن را هم نتواند مصرف کند.
انتقاد را اصلا نمی فهمد و نمی پذیرد . هر گونه توصیه یا نظری را نوعی پیام بد و منفی تلقی می کند و نسبت به آن واکنش نشان می دهد و خوشحال نخواهد بود. باور او این است که همیشه حق با اوست و نظر او درست است و یا حق اوست که باید رعایت شود و دیگران حق او را پایمال می کنند. بنابراین برای اثبات این که چه چیزی واقعا از آنِ اوست ، برخی از اوقات حاضر به آزار و اذیت خود و دیگران می شود.
حتما باید در بازی ها برنده شود. بنابراین در این زمینه مهارت های خودش را افزایش می دهد. درباره ی آن ها از قبل می اندیشد. احتمالا کمی توطئه می کند. احتمالا پنهان کاری ، دروغ ، فریب و مخصوصا تقلب در او بسیار فراوان است.
اگر با پدر و مادر حتی بازی می کند مایل است که برنده شود و اگر بازنده شود میتواند کاملا خود و دیگران را اذیت کند و اگر در حال بازنده شدن بود ، دست به هر دروغی و تقلبی می زند و آشکارا با آنچه که واقعیت است ، مخالفت می کند ، به همین دلیل بداخلاق و اهل قهر است.
برخی از اوقات میتواند برای مدتی نسبتا طولانی خودش را از غذا و نوشیدنی محروم کند. اگر با او به پارکی رفتید ، به گوشه ای می رود و پشت درختی خودش را پنهان می کند. جواب کسی را نمی دهد ، و در حالی که ممکن است گریه نکند ، قیافه غمگینی دارد و تا آخر روز هم چنان میتواند ادامه پیدا کند)).
برخی از اوقات مخصوصا پسر به دلایلی و دختر به علل و عوامل دیگری با مادر رفتار بدی دارد. نسبت به پدر هم چنان میتواند خاموش ، بی اعتنا و یا کمی مطیع باشد ، اما حالت برخوردش با مادر حتی تا حد زیادی تهاجمی است.
برخی از اوقات حتی قصد و نیست خودش را برای زدن مادر و یا آسیب رساندن به او و یا آسیب به چیزی که از آنِ اوست ، نشان می دهد. به همین علت است که میتواند کودکی پرخاشگر و اهل جنگ باشد . در این زمینه از این که آسیبی ببیند ، اهمیتی نمی دهد ، زیرا بیشتر دیگران را بد می داند و دیگران هستند که به او آسیب می زنند.
از این که دیگران را با برچسبی و یا نامی بخواند ، ابایی ندارد. لغات زشتی را میتواند به کار ببرد.میتواند به یک فردی که چاق یا لاغر یا کوتاه یا بزرگ است ، آن را به صورت بدی ابراز کند و دیگران را به نوعی آزار دهد.
میلی به تخریب و شکستن و برهم زدن دارد. برخی از اوقات می تواند اسباب بازی های خودش را مخصوصا اسباب بازی بسیار مورد علاقه ی خودش را بشکند و دور بیندازد. برخی از اوقات این حال بد و منفی را تا آنجا می برد ، که تاثیرات فیزیکی در بدن او دارد.
به طوری که بسیاری از بچه های 5.5 تا 6 ساله ای که احساس خوبی نسبت به خودشان ندارند ، برخی از اوقات گرفتار سردردهایی میشوند که مقدمه ی سردردها یا میگرن های آینده است. برخی از اوقات مشکلات تنفسی پیدا میکندند که با نوعی حالت های آسم یا آلرژی هایی همراه است .
برخی از اوقات جهار هاضمه ی آنها به خوبی کار نمی کند ، بنابراین مشکلاتی در جهت هضم غذا و دفع غذا دارند و شما با کسی رو به رو می شوید که علائم اولیه ی بیماری های ( Psychosomatic ) یا روان تنی را در این ایام نشان می دهد.
زیرا در درون احساس بدی راجع به خودش و روابطش با دیگران دارد و متاسفانه دیگران را هم بد می داند که در چنین دنیایی فشاری را تحمل می کند و این فشار به صورت اخلال و اختلالات مختلف در بدن او خودش را نشان می دهد.
منبع : کتاب پرورش ، تعلیم و تربیت 3 تا 7 سالگی

آفتاب آمد دلیل آفتاب     گر دلیلت باید از وی رخ متاب

چهارشنبه 24 آبان 1396  7:58 AM
تشکرات از این پست
zahra_53
دسترسی سریع به انجمن ها