0

رشد نوپایان

 
fatemeh_75
fatemeh_75
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 10557
محل سکونت : اصفهان

رشد نوپایان

 

رشد نوپایان – بخش اول

 

رشد نوپایان – بخش اول

 



چگونه به رشد نوپایان کمک کنیم ؟
برای پدر و مادر خوب بودن لازم‌است‌که والدین به اصول تربیتی درست کودک مسلح و مسلط شوند ، زیرا‌ لازم است‌که کودکان به درستی در مقاطع مختلف سنی راه حل گوناگون رشدی را پشت سر گذاشته و پیوسته عزت نفس و اعتماد به نفس‌خود را تقویت کنند ، چه در غیر این صورت نمیتوانند ارتباطاتی کارآمد با سایرین برقرار سازند.
والدین به فرزندان خود اعتماد نداشته و هر کاری را پیشاپیش برایشان انجام می دهند و مانع از خودباوری و شکل گیری توانایی های سودمند آنها میشوند ؛ به زبان ساده تر گه گاهی مادر در رابطه با مسائل مختلف باید متوسل به تعارض و وانمود کردن شود.
 به این معنی که آگاهانه شکست و ناتوانی در برابر کودک را بپذیرد تا خودباوری کودک پیوسته تقویت و تعمیق شود.
عشق و نفرت :
واژه های عشق و نفرت در مقطع سنی نوپایی گویایی و رسایی محسوسی دارند. زیرا زمانی که اوضاع و احوال بر وفق مراد کودک است او پیوسته عبارت (( دوستت دارم )) را بر زبان آورده و به این وسیله مراتب عشق و محبت‌خود را نسبت به شما می نمایاند ، لیکن اگر کودک احساس خوشحالی و خوش دلی نکند ، به واژه (( نفرت )) متوسل شده و این امر حاکی از این است که کودک رضایت خاطر از موقعیت خود ندارد.
همین طور ، زمانی کودک کلماتی چون عشق و محبت را بر زبان می آورد که احساس استقلال و خودباوری کرده و با او بسان یک بچه ی ناتوان رفتار نمی کنید. از سویی دیگر توقعات و انتظارات نامعقول شما نیز او را در قطب نفرت و بیزاری می افکند چون فراتر از توانایی های حقیقی او از وی توقع دارید.
بنابراین شایسته است‌که انتظارات و رفتارهای والدین معقول و مقبول باشد ، چه در غیر این صورت هدف اصلی یعنی خودباوری و اعتماد به نفس کودک حاصل نمیشود.
باری ، کلماتی از این دست گویایی محسوسی دارند و لازم است‌که والدین بیش از پیش هوشیاری و موقعیت شناسی‌خود را تقویت کنند.
از سویی دیگر زمانی که کودک ابراز انزجار می کند ، این امر به این مفهوم نیست که دنیا به پایان رسیده است ، چون به محض دستیابی به خشنودی و خوش دلی فورا جنبه بی آلایش و بی غل و غش‌خود را نمایانده و به این واسطه والدین خود را از عشق سیراب میسازد.
نکته ی دیگری که قابل یادآوری است این که ،لازم است کودک جهت رشد و خودباوری گه گاهی سرخوردگی و ناکامی را تجربه کند ، زیرا این تجارب حامل و حاوی درس های بزرگی برای کودک هستند.
فرضا کودک به این واسطه درمی یابد که با نمود یافتن ناتوانی خاص ، دنیا به پایان نرسیده و بر سرش آوار نمیشود. بنابراین میتواند درس های سازگاری را آموخته و با کسب اعتماد به نفس پیش برنده و کارساز مشکلات بزرگ زندگی را برطرف نماید.
تجربه کردن غم و غصه
دیدن چشم های اشکبار نوپایان تحمل ناپذیر است لذا به این علت اکثر مادرها تلاش می کنند که گریه ی کودک را متوقف نمایند. لیکن واقعیت این است که کودکان نیز بسان بزرگسالان محتاج تجربه کردن غم و اندوه هستند. فرضا زمانی که دستور توقف گریستن او را می دهید ، در واقع میتوان گفت که از درک احساسات ناآشکار او ناتوان هستید ، چون در این حالت کودک کیفیات زیر را احساس می کند :
1 . از این که می گرید ، مرتکب اشتباهی قابل سرزنش شده است.
2 . به خاطر مسئله یا چیز بی اهمیتی گریستن آغاز کرده است.
3 . دستور شما حالی از این است تا مادامی که خوشحال و شادمان نباشد دوستش ندارید. چنانچه در هنگام گریستن کودک به عباراتی چون : (( بس کن دیگه )) و (( چه الم شنگه ای به خاطر هیچ و پوچ راه انداخته ای )) متوسل شوید ، در این صورت بی توجهی خود نسبت به احساس او را نشان می دهید و این در حالی است‌که عباراتی چون : (( باید ناراحت شده باشی )) و یا (( مسئله مهمی است ، این طور نیست؟)) گویای همدلی و همسویی شما با کودک است
.

آفتاب آمد دلیل آفتاب     گر دلیلت باید از وی رخ متاب

یک شنبه 21 آبان 1396  4:25 PM
تشکرات از این پست
zahra_53 nezarat_ravabet
fatemeh_75
fatemeh_75
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 10557
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:رشد نوپایان

 

رشد نوپایان – بخش دوم

 

 


کوتاه سخن این که ، جهت دست یافتن به شخصیتی سالم و نرمال لازم است‌که گه گاهی کودکان بسان بزرگسالان غم و ناراحتی را تجربه کنند ، چون این امر و این احساس در بردارنده ی درس هایی بزرگ و کارآمد است.
از جمله این درس ها آن که ، کودک درمی یابد احساسات ناخوشایند توان از پا درآوردن انسان را ندارند. به علاوه این امر سبب میشود که کودک به مهارت های مشکل گشایی و خودپذیری آراسته شود.
از سویی دیگر زمانی که کودک در این موقعیت های آزار دهنده متوجه حسن نیست والدین خود میشود ، به تدریج گفتگو و تبادل نظر را جایگزین جیغ کشیدن ها و فریاد زدن های خود می سازد ، مشروط بر آن که مادر حسن نیت داشته و احساسات ماورائی مسئله ای را جز به جز شرح داده و آن ها را برای کودک بشکافد .
این امر سبب میشود ک کودک به تدریج تعقل را جایگزین احساسات و هیجانات سرکش نماید . به علاوه باید توجه داشت که تربیت درست یک کودک مستلزم اعمال فرایندی بلندمدت است.
بنابراین لازم‌است‌که در این خصوص والدین با دل و جان سرمایه گذاری های لازمه را به عمل آوردند ، چون در برابر سرنوشت و آینده ی کودک مسئول هستند. به زبان ساده تر باید حقوق انسانی کودک مراعات شود. پس همدلی و متانت جزء ضروری این راه بلند و پر پیچ و خم می باشد.
نکته ای که باید به آن توجه شود این‌است‌که در صورت محروم کردن کودک از تجربه کردن غم و اندوه ، او نمیتواند شادی و خوشحالی وسیع الطیف و عمیق را تجربه کند و چنانچه فردی از شادی و نشاط محروم شود ، در آن صورت اصلی ترین رکن زندگی خود را از کف داده است. لذا تجربه کردن غم و اندوه برای رشد و شکوفایی کودک بسیار ضروری می باشد.
نه گفتن کودک
چنانچه توجه کرده باشید ، متوجه شده اید که پرکاربردترین واژه در بین کودکان کلمه (( نه )) است. کودکان در هنگام موافق بودن یا چیزی باز هم ترجیح می دهند که کلمه (( نه )) را بر زبان آورند. باید توجه داشت که این حربه و مسئله گویایی و رسایی محسوسی دارد ، چون به این واسطه کودک خواهان ابراز وجود بوده و استقلال عمل خود را می نمایاند.
واقعیت این‌است که‌مادران جهت کنترل و مهار کودکان از این کلمه ی منفی استفاده می کنند. از سویی دیگر کلمه (( مامان )) نیز کاربردی این چنینی دارد. اکنون سوال این است‌که‌مفاهیم و محدودیت ها در این موقعیت ایفاگر چه نقش هایی میتوانند باشند؟
باری ، از جمله دلایل (( نه گفتن کودک )) میتوان به موارد زیر اشاره کرد :
1 . توقعات و انتظارات شما فراتر از توانایی های حقیقی اوست بنابراین درمانده و مستاصل شده است.
2 . شما مانع از انجام کار دلخواهش شده اید.
3 . چون متوقعش ساخته اید به این علت از دست شما عصبانی می باشد ، بنابراین متوسل به لجاجت و کج خلقی می شود.
شایسته‌است‌که در صورت در اشتباه بودن فورا اشتباه خود را برطرف سازید ، چون در غیر این صورت ممکن است‌که لجاجت او به جاهای باریک و خطرناک بکشد ، بنابراین شایسته‌است که‌عاقلانه و معقول با وی رفتار کنید.
از سویی دیگر توقع ما از بزرگسالان در قبال این نوع لجاجت خاص این‌است‌که‌حتی المقدور (( نه )) را به (( بله )) تبدیل کرده و خود را هم سطح و هم فکر کودک سازند . برای مثال در واقع منظور از اعمال زیر چیست؟
1 . زمانی که کاملا غرق در کار شستن بوده و او شلوارتان را گرفته و می کشد.
2 . او اصرار دارد که در گرم ترین روز کت به تن کرده و چکمه بپوشد.
3 . زمانی که به تازگی از کارهای روزمره فارغ شده و مشغول شیردادن نوزاد و نورسیده میشوید.
واقعیت این است که‌درخواست های این چنینی کودک را به اشکال مختلف میتوان پاسخ داد. یکی از این اشکال آن است‌که بی درنگ و قاطعانه دماغ کودک را سوزانده و به وی (( نه )) بگوییم. روشن‌است‌که هر عملی عکس العملی دارد و او نیز مناسب پاسخ دریافتی از خود واکنش نشان می دهد. به زبان دیگر ، این نوع جواب دادن او به سوی لجاجت و بددلی و نفرت سوق می دهد.
منبع : کتاب چگونه الم شنگه ی کودکان را مهار کنیم؟

آفتاب آمد دلیل آفتاب     گر دلیلت باید از وی رخ متاب

یک شنبه 21 آبان 1396  4:26 PM
تشکرات از این پست
zahra_53
دسترسی سریع به انجمن ها