0

ذخيره الهي

 
salamat595
salamat595
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1391 
تعداد پست ها : 19536
محل سکونت : مازندران

ذخيره الهي

(بَقيّةُ اللّهِ خَيرٌ لَكُمْ اِنْ كُنتُم مُؤمِنينَ وَما اَنا عَلَيكُمْ بِحَفيظ)؛
ذخيره خدا براي شما بهتر است اگر مؤمن باشيد و من نگهبان شما نيستم .

تفسير آيه
اين آيه در ادامه آياتي است كه درباره گفتوگوي شعيب (علیه السلام) با قومش در رابطه با چگونگي معامله و مسائل مادي است.در پايان به آنان گوشزد مي كند كه ثروت فراواني كه از راه نادرست به دست آيد، مفيد نبوده و هنگام نياز، به كار نمي آيد؛ بلكه مال حلال براي شما بهتر است. اين در صورتي است كه ايمان داشته باشيد؛ زيرا اين مال باقي بوده و بركات الهي را براي شما به همراه خواهد داشت. درك اين واقعيت و كسب بركات، وقتي است كه شما به خداوند ايمان داشته باشيد.

تأويل آيه
در روايات متعدد مصداق كامل و تمام بقية اللّه حضرت مهدي(علیه السلام) معرفي شده و اين لفظ به آن جناب تأويل گشته است. صدوق(ره) در روايتي از امام باقر(علیه السلام) نقل مي كند:
اَلقائُمُ مِنّا منصُورٌ بِالرُّعبِ، مؤيَّدٌ بِالنَّصرِ، تُطوي لَهُ الاَرضُ وَتَظهَرُ لَهُ الكُنُوزُ يَبْلُغُ سُلطانُهُ المَشرِقَ والمَغرِبَ وَيُظهِرُاللّهُ عَزَّوَجَلَّ بِه دينَهُ عَلي الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوكَرِهَ المُشرِكُونَ، فَلا يَبقي فِي الاَرضِ خرابٌ اِلا قَدْ عُمِرَ، وَيَنزِلُ روحُ اللّهِ عِيسَي بنُ مَريَم(عليها السلام)فَيُصَلّي خلفَهُ. قالَ قُلتُ: يَابنَ رَسُولِ اللّه مَتي يَخرُجُ قائِمُكُمْ، قالَ: اِذا تَشَبَهَ الرِّجالُ بِالنِساءِ وَالنِساءُ بالرّجالِ، وَأكتَفي الرِجالُ بِالرّجالِ والنِساءُ بِالنِّساءِ وَرَكِبَ ذَواتُ الفُرُوجِ السُّروجَ وَقُبِلَتْ شَهاداتُ الزُورِ وَرُدَّتْ شَهاداتُ العُدُولِ واستَخَفَّ الناسُ بِالدِّماءِ وارتِكابِ الزِنا وَأكلِ الرِّبا واتُّقِي الاَشرارُ مَخافَةَ اَلسِنَتِهِم وَخُروجَ السُفِياني مِنَ الشامِ واليَمانِي مِنَ اليَمنِ وخَسف البِيداء وَقَتلَ غُلام مِن آلِ مُحَمد بينَ الرُّكنِ والمَقامِ اِسمُهُ مُحمدُ بن الحَسَنِ النَفسُ الزَكِيّةُ وجائَتْ صَيحَةٌ مِنَ السَّماءِ بِانَّ الحَقَّ فِيهِ وَفِي شِيعَتِه، فَعِندَ ذلِكَ خُرُوجُ قائِمِنا. فَاِذا خَرَجَ أسنَدَ ظَهرَهُ اِلَي الكَعبَةِ وَاجتَمَعَ اِلَيه ثَلاثُمِأة وَثُلاثَةَ عَشَرَ رَجُلا وَاولُ ما يَنطِقُ بِهِ هَذِه الايَةِ بَقية اللّه خَيرٌ لَكُمْ اِنْ كُنْتُم مُؤمِنينَ ثُمَّ يَقُولُ: انَا بَقيَّةُ اللّهِ فِي اَرضِه وَخَليفَتُه وَحُجَّتُه عَلَيكُمْ فَلا يسلمُ عَلَيهِ مُسلِمٌ اِلا قال: اَلسَلامُ عَلَيكَ يا بَقيَّة اللّه فِي أرضِه... ؛[2]
قائم ما ياري شده به رعب و ترس است (ترس از او در دل دشمنان قرار مي گيرد) و به نصرت و پيروزي مدد گرفته. زمين براي او درنورديده شود و گنج ها براي او ظاهر مي شود و سلطنت و حكومتش شرق و غرب عالم را فرا گيرد و خداي متعال به واسطه او دينش را بر همه اديان چيره گرداند؛ گرچه مشركان را ناخوش آيد و در زمين ويرانه اي نماند، جز آنكه آباد گردد و روح اللّه عيسي بن مريم فرود آيد و پشت سر او نماز گزارد. راوي گويد: گفتم: اي پسر رسول خدا! قائم شما كي خروج مي كند؟ فرمود: آن گاه كه مردان خود را شبيه به زنان كنند و زنان، خود را مشابه مردان نمايند و مردان به مردان بسنده كنند و زنان به زنان، و زنان بر زين ها سوار شوند و شهادت هاي دروغ پذيرفته شود و شهادت هاي عادلان مردود گردد و مردم خون ريزي و ارتكاب زنا و رباخواري را سبك شمارند و از اشرار به خاطر زبان شان پرهيز شود و سفياني از شام خروج كند و يماني از يمن، و در بيداء خسفي واقع شود و جواني از آل محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) ـ كه نامش محمد بن حسن، نفس زكيه است ـ بين ركن و مقام كشته شود و صيحه اي از آسمان بيايد و بگويد: حق با او و شيعيان او است. در اين هنگام است كه قائم ما خروج مي كند و چون ظهور كند به خانه كعبه تكيه زند و 313 مرد به دور او اجتماع كنند و نخستين سخن او اين آيه از قرآن است: (بَقيَةُ اللّه خَيرٌ لَكُم اِنْ كُنتُم مُؤمِنين). سپس مي گويد: منم بقية اللّه در زمين و منم خليفه خداوند و حجت او بر شما و هر درود فرستنده اي، به او چنين سلام گويد: السلامُ عليكَ يا بَقيةَ اللّه فِي أرضِه .
امام باقر(علیه السلام) ضمن بيان برخي از ويژگي هاي دوران ظهور و بعضي از علايم ظهور، به محل قيام حضرت مهدي(علیه السلام) (مكه) اشاره دارد و چگونگي سلام دادن اصحاب و مردم را به آن حضرت بازگو مي كند. در اين زمان خود امام مهدي(علیه السلام) ابتدا به معرفي جايگاه خويش مي پردازد. كليني(ره) در روايتي نقل مي كند:
عمر بن زاهر عن ابي عبداللّه(علیه السلام) قالَ: سَألَهُ رَجُلٌ عَنْ القائِمِ يُسلَمْ عَلَيهِ بِاِمْرَةِ المؤمِنينَ قال: لا ذاكَ اِسمٌ سَمَّي اللّهُ بِه اَميرَالمُؤمِنينَ(علیه السلام) لَمْ يُسَمُّ به اَحَدٌ قَبْلَهُ وَلايَتَسَمّي بِهِ بَعدَهُ اِلاّ كافِرٌ. قُلتُ: جُعِلْتُ فِداكَ كَيْفَ يُسْلَمُ عَلَيه، قالَ: يَقُولُونَ: السَلامُ علَيكَ يا بَقِيَةَ اللّهِ. ثُمَّ قَرَأ: بَقيَةُ اللّهِ خَيرٌ لَكُم اِن كُنتُم مُؤمِنينَ ؛[3]
شخصي از امام صادق(علیه السلام) پرسيد: آيا به قائم به (لفظ) اميرالمؤمنين سلام گفته مي شود؟ حضرت فرمود: نه اين اسمي است كه خدا به اين اسم امام علي(علیه السلام) را ناميده است. كسي قبل از او به اين ناميده نشد و بعد از او نيز ناميده نمي شود، مگر كافر.
گفتم: فداي شما بشوم! چگونه بر او سلام گفته مي شود؟ حضرت فرمود: مي گويند: السَلامُ عَلَيكَ يا بَقِيَةَ اللّهِ . سپس حضرت اين آيه را خواند: (بَقيَةُ اللّه خيرٌ لَكُمْ اِن كُنتُم مُؤمِنين).

بقية اللّه كيست؟
با توجه به لغت و كاربرد آن (به خصوص در آيه شريفه)، مي توان گفت كه بقية اللّه ؛ يعني، هر شيء مفيد و نافعي كه از طرف خدا (به عنوان موهبت) براي آدمي ذخيره مي شود و مايه خير و سعادت و فلاح او مي گردد. چون حضرت مهدي(علیه السلام) آخرين پيشوا و بزرگ ترين رهبر انقلابي است، پس يكي از روشن ترين مصاديق بقية اللّه مي باشد و از همه به اين لقب شايسته تر است. به ويژه كه او تنها باقي مانده از سلسله پيامبران و امامان است و خداوند به واسطه او به مؤمنان عزت مي دهد و دشمنان را خوار و ذليل مي كند: اَيْنَ مُعزُّ الاولِياءِ وَمُذِلّ الاَعداءِ و بناهاي شرك و نفاق را منهدم مي كند: اَينَ هادِمُ اَبنِيَةِ الشِّركِ وَالنِّفاقِ و دين را احيا مي كند: اَينَ مُحيِي مَعالِم الدِّينِ وَاَهلِه .[4]

چند نكته
1. انسان در برخورد با پيشوايان بايد سعي كند از چهارچوب دين و دستورات ائمه(علیهم السلام) خارج نشود و آنچه كه آنان مي گويند، انجام دهد. امام صادق(علیه السلام) در اين روايت به پرسشگر يادآور مي شود كه حتي براي سلام نيز نبايد فقط به فكر و عقل خود بسنده كرد؛ بلكه بايد مقررات ديني را رعايت نمود. اگر خداوند بر اساس مصالحي نام و يا وصفي را به شخصي اختصاص داده، بايد حريم آن حفظ شود.
2. هر چيزي كه رنگ الهي پيدا كند، براي انسان خير و رستگاري به همراه دارد. جامعه نيز ـ كه شأني از شئون زندگي انساني است ـ علاوه بر قانون، نياز به مجري و حاكم دارد. يك پيشواي، الهي، قطعاً سعادت آدمي را نيز در آن جامعه، به ارمغان مي آورد.

______________________
[1]. هود/ 86.
[2]. كمال الدين و تمام النعمة، ج 1، ب 32، ح 16. اين روايت در كتاب هاي متعددي ذكر شده است؛ ر.ك: معجم احاديث الامام المهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، ج 5، ص 176.
[3]. كافي، ج 1، ح 2، ص 411. اين روايت در كتاب هاي متعددي ذكر شده است؛ ر.ك: معجم احاديث امام مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، ج 5، ص 176.
[4]. سيد بن طاوس، الاقبال، ص 297.

یک شنبه 21 آبان 1396  10:24 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها