0

نهج الفصاحه حدیث ٣٠٠١ تا ٣١٠٠

 
salamat595
salamat595
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1391 
تعداد پست ها : 19536
محل سکونت : مازندران

نهج الفصاحه حدیث ٣٠٠١ تا ٣١٠٠

3001 _ من زهد في الدّنيا علّمه اللَّه بلا تعلّم و جعله بصيرا.

هر كه از دنيا بگذرد خدايش بدون تعلم علم آموزد و بصيرت دهد.

3002 _ من ساء خلقه عذّب نفسه و من كبر همّه سقم بدنه و من لا مى الرّجال ذهبت كرامته و سقطت مروّته.

هر كه خويش بد باشد خويشتن را معذب دارد و هر كه غمش بسيار شود تنش رنجور گردد و هر كه با مردم منازعه كند كرامتش برود و جوانمرديش نابود شود.

3003 _ من سأل من غير فقر فكأنّما يأكل الخمر.

هر كه فقير نباشد و سؤال كند گوئى شراب خورده است.

3004 _ من دفع غضبه دفع اللَّه عنه عذابه و من حفظ لسانه ستر اللَّه عورته.

هر كه غضب خويش باز دارد خدا عذاب خويش از وى باز دارد و هر كه زبان خويش نگه دارد خدا عيب وى بپوشاند.

3005 _ من دفن ثلاثة من الولد حرّم اللَّه عليه النّار.

هر كه سه اولاد بخاك بسپارد خدا آتش جهنم را بر او حرام كند.

3006 _ من دلّ على خير فله مثل أجر فاعله.

هر كه به نيكى راهبر شود پاداش نكوكار دارد.

3007 _ من ذبّ عن عرض أخيه بالغيبة كان حقّا على اللَّه أن يقيه من النّار.

هر كه در غياب برادرش از آبروى وى دفاع كند بر خدا واجب است كه او را از جهنم مصون دارد.

3008 _ من ذكر إمرأ بما ليس فيه ليعيبه حبسه اللَّه في نار جهنّم حتّى يأتي بنفاذ ما قال.

هر كه بعيب جوئى كسى را بصفتى كه در او نيست ياد كند خدا او را در آتش جهنم محبوس دارد تا گفته خويش را مجرى دارد.

3009 _ من ذكر رجلا بما فيه فقد اغتابه.

هر كه مردى را بصفتى كه در او هست ياد كند غيبت وى كرده است.

3010 _ من رأى منكم منكرا فليغيّره بيده فإن لم يستطع فبلسانه فإن لم يستطع فبقلبه و ذلك أضعف الإيمان.

هر كس از شما ناشايسته اى بيند بدست خويش مانع آن شود و اگر نتواند بزبان و اگر نتواند بدل مانع شود كه حد اقل ايمان همين است.

3011 _ من رأى باللَّه بغير اللَّه فقد برى ء من اللَّه.

هر كه بكار خدا براى غير خدا ريا كند از خدا بيزارى جسته است.

3012 _ من ربّى صغيرا حتّى يقول: لا إله إلّا اللَّه لم يحاسبه اللَّه.

هر كه طفلى را تربيت كند تا لا اله الا اللَّه گويد خدا از او حساب نخواهد.

3013 _ من رحم و لو ذبيحة عصفور رحمه اللَّه يوم القيمة.

هر كه رحم كند و گر چه نسبت در باره سر بريدن بچه گنجشكى باشد خدا در روز قيامت او را رحم كند.

3014 _ من ردّ عن عرض أخيه ردّ اللَّه عن وجهه النّار.

هر كه از آبروى برادر خويش دفاع كند خدا آتش را از چهره وى باز دارد.

3015 _ من رزق تقى فقد رزق خير الدّنيا و الآخرة.

هر كه را تقوى داده اند خير دنيا و آخرت داده اند.

3016 _ من رزقه اللَّه امرأة صالحة فقد أعانه على شطر دينه فليتّق اللَّه في الشّطر الباقي.

هر كه را خدا زنى پارسا داده وى را بر نصف دين خويش يارى كرده و بايد در باره نصف ديگر آن از خدا بترسد.

3017 _ من رضي من اللَّه باليسير في الرّزق رضى اللَّه منه بالقليل من العمل.

هر كه از خدا بروزى اندك راضى شود خدا از او بعمل اندك راضى شود.

3018 _ من رفع حجرا عن الطّريق كتبت له حسنة.

هر كه سنگى از راه بردارد عمل نيكى براى وى ثبت كند.

3019 _ من زنى بأمة لم يرها تزني جلّده اللَّه يوم القيمة بسوط من نار.

هر كه با كنيزى كه زناكارى وى نديده زنا كند روز قيامت خدا وى را بتازيانه آتشين تازيانه زند

3020 _ من ستر أخاه المسلم في الدّنيا فلم يفضحه ستره اللَّه يوم القيمة.

هر كه در دنيا راز برادر مسلمان خويش بپوشد و او را رسوا نكند خدا روز قيامت راز وى بپوشاند.

3021 _ من سرّه أن يكون أقوى النّاس فليتوكّل على اللَّه.

هر كه دوست دارد از همه مردم نيرومندتر باشد بخدا توكل كند.

3022 _ من سرّه أن يسلم فليلزم الصّمت.

هر كه دوست دارد سالم ماند خاموشى گزيند.

3023 _ من سرّه أن يستجيب اللَّه له عند الشّدائد و الكرب فليكثّر الدّعاء في الرّخاء.

هر كه دوست دارد خدا هنگام سختى و مصيبت دعاى وى اجابت كند هنگام گشايش دعا بسيار كند.

3024 _ من سعى بالنّاس فهو بغير رشده أو فيه شي ء منه.

هر كه بد مردم گويد از عقل به دور است يا خللى در او هست.

3025 _ من سكن البادية جفا.

هر كه در صحرا سكونت گيرد خشن شود.

3026 _ من سلك طريقا يلتمس فيه علما سهّل اللَّه له طريقا إلى الجنّة.

هر كه به جستجوى علم راهى سپرد خدا براى وى راهى سوى بهشت بگشايد.

3027 _ من شرب الخمر أتي عطشان يوم القيمة.

هر كه شراب نوشد روز قيامت تشنه بيارندش.

3028 _ من شرب خمرا خرج نور الإيمان من جوفه.

هر كه شراب نوشد نور ايمان از ضميرش برود.

3029 _ من شهد شهادة يستباح بها مال امرئ مسلم أو يسفك بها دم فقد أوجب النّار.

هر كه شهادتى دهد كه بسبب آن مال مرد مسلمانى را بخورند يا خونى بريزند مستحق جهنمست.

3030 _ من ضارّ ضارّ اللَّه به و من شاقّ شاقّ اللَّه عليه.

هر كه زيان بكسان رساند خدا زيانش رساند و هر كه سختگيرى كند خدا با وى سخت گيرد.

3031 _ من ضرب مملوكه ظالما أقيد منه يوم القيامة.

هر كه مملوك خويش را بستم بزند روز قيامت از او تقاص كنند.

3032 _ من ضرب بسوط ظلما أقتصّ منه يوم القيامة.

هر كه بستم تازيانه زند روز قيامت از او تقاص كنند.

3033 _ من ضمّ يتيما له أو لغيره حتّى يغنيه اللَّه عنه وجبت له الجنّة.

هر كه يتيم خويش يا يتيم ديگرى را نگه دارد تا خدايش از رعايت او بى نياز كند بهشت بر او واجبست

3034 _ من كرامة المؤمن على اللَّه تعالى نقاء ثوبه و رضاه باليسير.

از لوازم حرمت مؤمن نزد خدا است كه جامه اش پاكيزه باشد و باندك خشنود گردد.

3035 _ من موجبات المغفرة إطعام المسلم السّغبان.

غذا دادن مسلمان گرسنه از موجبات آمرزيده شدن است.

3036 _ من أذى المسلمين في طرقهم وجبت عليه لعنتهم.

هر كه مسلمانان را در راههايشان آزار كند لعنت وى بر ايشان واجب است.

3037 _ من أذى مسلما فقد أذاني و من أذاني فقد أذى اللَّه.

هر كه مسلمانى را آزار كند مرا آزار كرده و هر كه مرا آزار كند خدا را آزار كرده است.

3038 _ من آوى ضالّة فهو ضالّ ما لم يعرّفها.

هر كه گمشده اى را جا دهد مادام كه وجود آن را اعلام نكند گم راه است.

3039 _ من ابتاع طعاما فلا يبعه حتّى يستوفيه.

هر كه غذا ميفروشد نفروشد يا كامل بفروشد.

3040 _ من أفضل العمل إدخال السّرور على المؤمن تقضي عنه دينا، تقضي له حاجة، تنفّس له كربة.

از بهترين عملها خوشحال كردن مؤمن است يعنى دين وى را ادا كنى، حاجتى از او بر آورى يا محنتى از او بر طرف كنى.

3041 _ من تمام التّحيّة الأخذ باليد. 

كمال درود گفتن دست گرفتن است.

3042 _ من حسن عبادة المرء حسن ظنّه.

از جمله عبادت نكوى مرد خوش گمان بودن او بخداست.

3043 _ من سعادة المرء حسن الخلق و من شقاوته سوء الخلق.

نيكخوئى نيكبختى مرد است و بدخوئى بدبختى است.

3044 _ من سعادة المرء أن يشبه أباه

از لوازم نيكبختى مرد آنست كه مانند پدر خويش باشد.

3045 _ من شكر النّعمة إفشاؤها.

از لوازم شكر نعمت داشتن نمودار كردن آنست.

3046 _ من فقه الرّجل رفقه في معيشته.

مدارا در معاش از دانش مرد است.

3047 _ من فقه الرّجل أن يصلح معيشته و ليس من حبّ الدّنيا طلب ما يصلحك.

اصلاح معيشت از دانش مرد است و جستجوى چيزى كه معاش تو را بصلاح آرد دنياپرستى نيست.

3048 _ من انقطع رجاؤه ممّا فات استراح بدنه و من رضى بما قسمه اللَّه قرّت عينه.

هر كه از نابود شده اميد ببرد راحت شود و هر كه بقسمت خدا راضى شود آسوده گردد.

3049 _ من خاف النّاس لسانه فهو من أهل النّار.

هر كه از زبانش بترسند از اهل جهنمست.

3050 _ من لم تنتفع بدينه و لا دنياه فلا خير لك في مجالسته و من لم يوجب لك فلا توجب له و لا كرامة.

هر كه از دين يا دنياى او سودى نبرى در مجالست او خيرى نيست.

3051 _ من أحسن فيما بينه و بين اللَّه كفاه اللَّه ما بينه و بين النّاس و من أصلح سريرته أصلح اللَّه علانيته و من عمل لآخرته كفاه اللَّه دنياه.

هر كه روابط خويش با خدا نيكو دارد خدا روابط او را با مردم به صلاح آرد و هر كه پنهان خويش اصلاح كند خدا عيان او را بصلاح آرد و هر كه براى آخرت خويش كار كند خدا دنياى وى را كفايت كند.

3052 _ من تنفعه ينفعك و من لا يعدّ الصّبر لنوائب الدّهر يعجز و من قرّض النّاس قرّضوه و من تركهم لم يتركوه

هر كه را سود دهى سودت دهد و هر كه در حوادث دنيا صبورى نكند عاجز ماند هر كه بد مردم گويد بدش گويند و هر كه آنها را رها كند رهايش نكنند.

3053 _ من أراد السّلامة فليحفظ ما جرى به لسانه و ليخرس ما انطوى عليه جنانه و ليحسن عمله و ليقصّر أمله.

هر كه سلامت خواهد مراقب گفتار خويش باشد و از آنچه در دل دارد چيزى بزبان نيارد عمل نيك كند و آرزو كوتاه دارد.

3054 _ من تواضع للَّه رفعه اللَّه و من تكبّر وضعه اللَّه.

هر كه براى خدا فروتنى كند خدايش رفعت دهد و هر كه تكبر كند خدا او را پست كند.

3055 _ من أذاع فاحشة كان كمبتديها و من عيّر مؤمنا بشي ء لم يمت حتّى يركبه.

هر كه عمل بدى را شايع كند چون عامل آنست و هر كه مؤمنى را بكارى عيب كند نميرد تا مرتكب آن شود.

3056 _ من استولى عليه الضّجر رحلت عنه الرّاحة.

هر كه ملامت بر او چيره شود راحت از او دور شود.

3057 _ من حرم الرّفق فقد حرم الخير كلّه.

هر كه از مدارا بى نصيب باشد از همه خوبيها بى نصيب مانده است.

3058 _ من عمل على غير علم كان ما يفسد أكثر ممّا يصلح.

هر كه بى علم عمل كند بيش از آنچه اصلاح ميكند افساد خواهد كرد.

3059 _ من رزق حسن صورة و حسن خلق و زوجة صالحة و سخاء فقد أعطي حظّه من خير الدّنيا و الآخرة.

هر كه را صورت نيك و سيرت نيك و جفت پارسا و سخاوتى دادند بهره او را از خير دنيا و آخرت داده اند.

3060 _ من يزرع خيرا يحصد زعبة و من يزرع شرّا يحصد ندامة

هر كه نيكى كارد سود برد و هر كه بدى كارد پشيمانى درود.

3061 _ من لا أدب له لا عقل له.

هر كه ادب ندارد عقل ندارد

3062 _ من طلب شيئا و جدّ وجد.

هر كه چيزى بجويد و بكوشد بيايد.

3063 _ من لا يرحم لا يرحم.

هر كه رحم نكند رحمش نكنند

3064 _ من أراد اللَّه به خيرا رزقه اللَّه خليلا صالحا.

هر كه خدا خير او خواهد دوستى شايسته نصيب وى كند.

3065 _ من يدم قرع الباب يوشك أن يفتح له.

هر كه بكوفتن در ادامه دهد بر او بگشايند.

3066 _ ملعون ذو الوجهين ملعون ذو اللّسانين.

دو رو ملعون است دو زبان ملعون است.

3067 _ من البرّ أن تصل صديق أبيك

از جمله نكوئى اينست كه با دوست پدر خويش دوستى كنى

3068 _ من الصّدقة أن تسّلّم على النّاس و أنت طلق الوجه.

از جمله صدقه اينست كه بمردم سلام كنى و گشاده رو باشى.

3069 _ من الصّدقة أن يعلّم الرّجل العلم فيعمل به و يعلّمه.

از جمله صدقه اينست كه مرد علم آموزد و بدان عمل كند و تعليم دهد.

3070 _ من المروّة أن ينصت الأخ لأخيه إذا حدّثه و من حسن المماشاة أن يقف الأخ لأخيه إذا أنقطع شسع نعله.

از لوازم جوانمردى اينست كه برادر بگفتار برادر خويش وقتى با او سخن ميكند، گوش فرا دارد و از نيك رفتارى اينست كه برادر با برادر خويش وقتى بند كفش وى بريده (و رفتن نتواند) توقف كند.

3071 _ من أسوء النّاس من أذهب آخرته بدنيا غيره.

از جمله بدترين مردم كسيست كه آخرت خويش را بدنياى ديگرى تلف كند.

3072 _ من أشراط السّاعة الفحش و التّفحّش و قطيعة الرّحم و تخوين الأمين و ايتمان الخائن.

از علايم قيامت بد گوئى و بد كارى و بريدن خويشان و خائن شمردن امين و امين پنداشتن خائن است.

3073 _ من أفضل الشّفاعة أن تشفع بين اثنين في النّكاح.

از جمله بهترين وساطت وساطت ميان دو كس در كار زناشوئى است

3074 _ موت الغريب شهادة.

مرگ غريب، شهادت است.

3075 _ موضع الصّلوة من الدّين كموضع الرّأس من الجسد.

مقام نماز نسبت بدين چون مقام سر نسبت بتن است.

3076 _ المجاهد من جاهد نفسه في طاعة اللَّه.

مجاهد آنست كه در كار اطاعت خدا با ضمير خويش جهاد كند.

3077 _ المرء على دين خليله.

مرد بر روش دوست خويشتن است.

3078 _ المرء كثير بأخيه.

مرد ببرادر خويش نيرو ميگيرد.

3079 _ المسبّان ما قالا فهو على البادي ما لم يعتد المظلوم.

گناه دو ناسزا گو بر كسى است كه آغاز كرد بشرط آنكه مظلوم تجاوز نكند.

3080 _ المسلم من سلم المسلمون من لسانه و يده.

مسلمان كسى است كه مسلمان از دست و زبانش در امان باشد.

3081 _ المسلم أخو المسلم لا يظلمه و لا يسلمه.

مسلمان برادر مسلمانست بدو ستمش نكند و تسليمش نكند.

3082 _ المسلمون يد واحدة على من سواهم.

مسلمانان بر ضد غير مسلمانان همسخنند.

3083 _ المسجد بيت كلّ تقىّ.

مسجد خانه هر پرهيزكار است

3084 _ المعدة بيت الدّاء و الحمية رأس كلّ دواء.

معده خانه مرض است و پرهيز سر آمد دواهاست.

3085 _ المؤمن من أمنه النّاس على أنفسهم و أموالهم و دمائهم.

مؤمن آنست كه مردم او را بر جان و مال و خون خويش امين شمرند.

3086 _ المؤمن للمؤمن كالبنيان يشدّ بعضه بعضا.

مؤمن نسبت بمؤمن چون بناست كه قسمتى از آن قسمت ديگر را محكم كند.

3087 _ المؤمن غرّ كريم و الفاجر خبّ لئيم.

مؤمن شريف و كريم است و فاجر فريبكار و فرومايه است.

3088 _ المؤمن يوم القيمة في ظلّ صدقته.

مؤمن روز قيامت در سايه صدقه خويش است.

3089 _ المؤمن كيّس فطن حذر.

مؤمن هوشيار و دقيق و محتاط است.

3090 _ المؤمن يسير المئونة.

مؤمن كم حاجتست.

3090 _ المؤذّنون أطول النّاس أعناقا يوم القيمة.

موذنان روز قيامت از همه مردم گردن فرازترند.

3091 _ الموت كفّارة لكلّ مسلم و مسلمة.

مرگ براى هر فرد مسلمان و هر زن مسلمانى كفاره گناهانست.

3092 _ المهاجر من هجر ما نهى اللَّه عنه.

مهاجر آنست كه از هر چه خدا نهى كرده دورى كند.

3093 _ المرء مع من أحبّ و له ما اكتسب.

مرد در صف دوستان خويش است و نتيجه اعمالش بدو ميرسد.

3094 _ المستشار مؤتمن فإن شاء أشار و إن شاء سكت فإن أشار فليشر بما لو نزل به فعله.

كسى كه با وى مشورت كنند امانتدار است اگر خواهد رأى دهد و اگر خواهد خاموش ماند و اگر داد همان گويد كه اگر خود او بود ميكرد.

3095 _ المشاورة حصن من النّدامة و أمن من الملامة.

مشورت حصار ندامت است و ايمنى از ملامت.

3096 _ المؤمن أخوا المؤمن لا يدع نصيحته على كلّ حال.

مؤمن برادر مؤمنست و به هر حال از خير خواهى او چشم نپوشد.

3097 _ المؤمن هيّن ليّن حتّى تخاله من اللّيّن أحمق.

مؤمن نرمخو و ملايمست تا آنجا كه از نرمخوئى احمقش پندارى.

3098 _ المؤمن منفعة إن ماشيته نفعك و إن شاورته نفعك و إن شاركته نفعك و كلّ شي ء من أمره منفعة.

مؤمن مايه سود است اگر همراهش شوى سودت دهد و اگر با وى مشورت كنى سودت دهد و اگر شريكش شوى سودت دهد و همه كار وى مايه سود است.

3099 _ المؤمنون هيّنون ليّنون كالحمل الألف إن قيد إنقاد و إذا أنيخ على صخرة إستناخ.

مؤمنان نرمخو و ملايمند چون شتر دست آموز كه اگر بكشندش برود و اگر بر سنگى به خوابانندش بخوابد.

3100 _ المتعبّد بغير فقه كالحمار في الطّاحون.

كسى كه بى دانش عبادت كند چون الاغ آسياست.

دوشنبه 15 آبان 1396  8:35 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها