يكم: محتواي اخباري
بيشترين مطالبي كه به عنوان محتواي اخباري در روايات نداي آسماني مطرح شده، معرفي حضرت مهدي علیه السلام به نام و نسب است و پس از آن، بر حق بودن حضرت علي علیه السلام و پيروانشان و بيان امامت و امارت صاحب الزمان علیه السلام است. در اينجا به بيان برخي از موارد آن ميپردازيم.
1. معرفي حضرت مهدي علیه السلام به نام و نسب
بيش از بيست حديث، محتواي نداي آسماني را شناساندن حضرت مهدي علیه السلام به نام و نسب بيان ميكند. اين احاديث با متنهاي:
«باسم القائم و اسم ابيه»،[1] «باسم صاحب الامر و اسم ابيه»،[2] «باسم رجل و ابيه»،[3] «باسمه و اسم ابيه و امه»،[4] «فلان بن فلان القائم بالحق»،[5] «ينادي باسمه»،[6] «باسمه و اسم ابيه»،[7] «ينادي باسم رجل من ولد ابي طالب»،[8] «فلان بن فلان هو الامام باسمه»،[9] « ان المهدي من آل محمد فلان بن فلان باسمه و اسم ابيه»،[10] «ينادي باسم القائم»،[11] «إن فلان بن فلان قائم آل محمد»،[12] «إن القائم صلوات الله عليه ينادي اسمه»،[13] «فيه ينادي باسم صاحبكم و اسم ابيه»،[14] «إن فلاناً هو الامير»،[15] «إن الامر لفلان بن فلان»،[16] «باسم القائم»،[17] «ينادي باسمه و كنيته و نسبه»[18] و «باسم صاحب الامر»[19] از پيشوايان معصوم ugdil علیهم السلام نقل شدهاند و از ميان آنها سند پنج حديث معتبر است، ولي به دليل كثرت روايات در اين مورد نيازي به بحث سندي نيست و نداي به اسم و نسب حضرت مهدي علیه السلام ، امري مسلّم محسوب ميشود.
2. بيان امارت و حكومت براي حضرت مهدي علیه السلام
از ميان احاديث نداي آسماني، هفت روايت، بخشي از محتواي نداي آسماني را بيان امارت براي صاحب الزمان علیه السلام معرفي ميكنند. اين روايات با واژههاي:
«ولي الامر خير امة محمد»،[20] «هذا المهدي خليفة الله»،[21] «إن وليكم فلان بن فلان القائم بالحق»،[22] «فلان بن فلان هو الامام»،[23] «إن فلاناً هو الامير»،[24] «به يعرف صاحب هذا الامر»[25] و «إن الامر لفلان بن فلان»[26] بر اين مطلب دلالت دارند.
از ميان اينها، احاديث پنجم، ششم و هفتم ـ كه سه عبارت آخري از آنها نقل شده است ـ از جهت سند معتبر هستند. بيان امارت حضرت مهدي علیه السلام در اين احاديث با واژههاي «ولي امر»، «خليفة الله»، «وليكم»، «امام»، «امير»، «صاحب الامر» و «الأمر لفلان» آمده است. و ميتوان اين مطلب را پذيرفت، يعني در نداي آسماني، اشارهاي به بيان امارت حضرت ميشود.
3. معرفي اهل حق و رهبر آنان به جهانيان
ده حديث، محتواي نداي آسماني را بيان حقانيت حضرت علي علیه السلام يا حضرت مهدي علیه السلام و پيروانشان ميشمارند. اين روايات با عبارتهاي:
«الا إن الحق مع علي و شيعته»،[27] «بأن الحق فيه و في شيعته»،[28] «إن الحق في علي و شيعته»،[29] «إن علياً و شيعته هم الفائزون»،[30] «ألا إن الحق في علي بن ابي طالب7 و شيعته»،[31] «بأن الحق مع علي و شيعته»[32] و «ألا إن حجة الله قد ظهر… فإن الحق معه و فيه»[33] نقل شدهاند.
از ميان اين ده روايت، شش حديث از جهت سند معتبر هستند كه عبارتهاي: سوم، چهارم، پنجم، ششم و هفتم از آنها نقل شدهاند. اين روايات، محتواي ندا را حقانيت حضرت علي علیه السلام و پيروانشان و حقانيت حضرت مهدي علیه السلام معرفي ميكنند تا به اين وسيله، پيروان حق از صدر اسلام و جايگاه حضرت مهدي علیه السلام به عنوان پرچمدار حق در آخر الزمان به همگان شناسانده شوند.
4. معرفي توصيفي حضرت مهدي علیه السلام
از ميان احاديث، چند روايت، بخشي از محتواي نداي آسماني را معرفي توصيفي حضرت مهدي علیه السلام دانسته و با لقبهاي ارزشمند از او ياد ميكنند. اين روايات با واژههاي: «خير امة محمد»،[34] «القائم بالحق»،[35] «قائم آل محمد»،[36] «حجة الله»،[37] امام عصر علیه السلام را ميستايند كه نشانه برتري و قيام بر حق كردن و از دودمان پيامبر گرامي اسلام و حجت خدا بودن ايشان است.
5. خبر دادن از ظهور حضرت مهدي علیه السلام
اين مطلب در حديث معتبري از حسين بن خالد از امام رضا علیه السلام با عبارت ذيل آمده است:
ألا إن حجة الله قد ظهر عند بيت الله فاتبعوه فإن الحق معه و فيه؛ آگاه باشيد حجت خدا، كنار خانه خدا ظاهر شده است، از او پيروي كنيد؛ همانا حق با او و در وجود اوست.[38]
6. خبر از پايان حكومت جباران
ر روايتي از حذيفه از پيامبر گرامي اسلام آمده است: «اذا كان عند خروج القائم ينادي مناد من السماء ايها الناس قطع عنكم مدة الجبارين».[39] كه خبر از پايان حكومت جباران و گردنكشان ميدهد. اين روايت از جهت سند، ضعيف، و از منابع عامه، نقل شده است.[40]
دوم: محتواي انشايي
مطالب دستوري نداي آسماني كه توسط جبرئيل امين علیه السلام اعلان ميشود، چيست؟ در اين قسمت به بيان آنچه از روايات نداي آسماني در اين مورد استفاده ميشود، ميپردازيم.
1. دستور رفتن به مكه
در حديثي كه از حذيفه از رسول خدا صلی الله و علیه و آله و سلم نقل شده، اين مطلب در محتواي ندا با عبارت «فالحقوا بمكة»[41] بيان شده است؛ ولي حديث از جهت سند، ضعيف، و از منابع عامه نقل شده است.
در روايت ديگري از ابوبصير از امام محمد باقر علیه السلام ، اين مطلب به عنوان محتواي ندا مطرح نشده است، ولي خود امام باقر علیه السلام دستور به رفتن ميدهد. در اين حديث آمده است:
فاذا نادي فالنفير النفير فوالله لكأني انظر اليه بين الركن و المقام…؛ وقتي ندا داده شد كوچ كنيد، كوچ كنيد. به خدا قسم، گويا او را ميان ركن و مقام مينگرم.[42
اين حديث نيز از جهت سند، ضعيف است؛ ولي يكي از وظايف مؤمنان براي ياري حضرت مهدي علیه السلام رفتن به سوي مركز قيام است و آن، جايي جز شهر مكه و بيت الله الحرام نيست.
2. دستور به پيروي از حضرت مهدي علیه السلام
سه حديث، اين مطلب را بخشي از محتواي نداي آسماني با عبارتهاي «فاتبعوه»[43] و «فاسمعوا له و اطيعوه»[44] معرفي ميكنند. از ميان اينها، تنها يك روايت ـ كه از حسين بن خالد از امام علي بن موسي الرضا علیه السلام نقل شده است ـ از جهت سند، معتبر است كه عبارت اول، مشترك ميان اين حديث و روايتي است كه از پيامبر گرامي اسلام نقل شده است. در اين احاديث، از مردم خواسته شده تا از دستورات امام مهدي علیه السلام ، اطاعت و از او پيروي كنند.
3. دستور قيام به حضرت مهدي علیه السلام
تنها يك حديث ـ كه از ابوبصير از امام جعفر صادق علیه السلام نقل شده است ـ محتواي ندا را متوجه حضرت مهدي علیه السلام ميداند؛ نه مردم. و در آن آمده است: «ينادي باسم القائم يا فلان بن فلان قم»[45] و به حضرت مهدي علیه السلام دستور قيام ميدهد. اين روايت از جهت سند، ضعيف است، ولي شايد اشاره به دستور خداوند به امام زمان علیه السلام براي قيام داشته باشد و با آن، اذن ظهور حضرت داده شود و ربطي به نداي آسماني ندارد؛ مانند رواياتي كه بر نداي شمشير حضرت در هنگام ظهور دلالت دارند كه ميگويد: «قم يا ولي الله فاقتل اعداء الله»[46] يا نداي عَلَم حضرت كه ميگويد: «فناداه العلم اخرج يا ولي الله فاقتل اعداء الله»[47] كه مخاطب در اين موارد، خود حضرت مهدي علیه السلام است.
4. بازداشتن از قتل و خونريزي
سه روايت كه از جهت مضمون با يكديگر مشابه هستند و هر سه از عبدالله بن سنان از امام جعفر صادق علیه السلام نقل شدهاند و در كتاب الغيبة نعماني پشت سر هم آمده است، بازداشتن از قتل و خونريزي را به عنوان محتواي نداي آسماني آوردهاند.
متن يكي از اين روايات:
يقول: إنه ينادي باسم صاحب الامر مناد من السماء، ألا إن الامر لفلان بن فلان ففيم القتال؟؛[48] فرمود: همانا منادي ندا ميدهد به اسم صاحب الامر از آسمان كه آگاه باشيد اي فلان بن فلان است، پس براي چه جنگ ميكنيد؟
اين حديث و يكي از دو حديث ديگر از جهت سند، معتبر هستند و به نظر ميرسد يك روايت با سه نقل متفاوت باشند. اين احاديث علاوه بر مطلب ياد شده بر جنگ و خونريزي در هنگام اعلان ندا از آسمان دلالت ميكنند.
___________________________________
[1] . «الغيبة نعماني»، ص186، باب10، حد29، و باب 14، حد15.
[2] . «الغيبة نعماني»، ص262، باب14، حد13.
[3] . «المحجة»، ص160.
[4] . «تفسير العياشي»، ج1، ص244، حد147.
[5] . «تأويل الآيات الظاهرة»، ج2، ص732.
[6] . «تأويل الآيات الظاهرة»، ج1، ص386.
[7] . «كمال الدين و تمام النعمة»، ج1، ص597، باب32، حد7.
[8] . «الكافي»، ج8، ص178، حد255.
[9] . «كمال الدين و تمام النعمة»، ج2، ص555، باب57، حد4.
[10] . «الغيبة نعماني»، ص272، باب14، حد27.
[11] . «الارشاد»، ج2، ص379؛ «اعلام الوري»، ص459.
[12] . «الغيبة نعماني»، ص301، باب16، حد6.
[13] . «الغيبة شيخ طوسي»، ص452، حد458.
[14] . «بحار الانوار»، ج52، ص272، باب25، حد165.
[15] . «الغيبة نعماني»، ص272، باب14، حد28.
[16] . «الغيبة نعماني»، ص275، باب14، حد33 و 34 و 35.
[17] . «الغيبة نعماني»، ص271، باب14، حد25 و ص270 حد23.
[18] . «بحار الانوار»، ج53، ص1.
[19] . «تفسير القمي»، ج2، ص118.
[20] . «الاختصاص»، ص208.
[21] . «كفاية الاثر»، ص147.
[22] . «تأويل الآيات الظاهرة»، ج2، ص 732.
[23] . «كمال الدين و تمام النعمة»، ج2، ص555، باب57، حد4.
[24] . «الغيبة نعماني»، ص272، باب14، حد28.
[25] . «الغيبة نعماني»، ص 266، باب14، حد16.
[26] . «الغيبة نعماني»، ص275، باب14، حد33 و 34 و 35.
[27] . «الارشاد»، ج2، ص371؛ «كشف الغمة»، ج2، ص459.
[28] . «كمال الدين و تمام النعمة»، ج1، ص603، باب32، حد16.
[29] . «كمال الدين و تمام النعمة»، ج2، ص558، باب57، حد14؛ «الغيبة شيخ طوسي»، ص 435، حد425و ص454 حد461؛ «الخرائج و الجرائح»، ج3، ص1161
[30] . «الغيبة نعماني»، ص272، باب14، حد28؛ «الكافي»، ج8، ص258.
[31] . «الغيبة نعماني»، ص267، باب14، حد19.
[32] . «اثبات الهداة»، ج3، ص570، باب32، فصل44، حد686؛ «تراثنا»، سال چهارم، ش دوم، ص216، حد 18.
[33] . «كمال الدين و تمام النعمة»، ج2، ص60، باب35، حد5.
[34] . «الاختصاص»، ص208؛ «بحار الانوار»، ج52، ص 304، باب26، حد73.
[35] . «تأويل الآيات الظاهرة»، ج2، ص732؛ «البرهان»، ج4، ص400.
[36] . «الغيبة نعماني»، ص301، باب16، حد6؛ «بحار الانوار»، ج52، ص119، باب21، حد48.
[37] . «كمال الدين و تمام النعمة»، ج2، ص60، باب35، حد5؛ «بحار الانوار»، ج52، ص321،
اب27، حد29.
[38] . «كمال الدين و تمام النعمة»، ج2، ص60، باب 35، حد5.
[39] . «الاختصاص»، ص208.
[40] . «السنن الواردة في الفتن»، باب ثالث، ص61؛ «عقد الدرر في اخبار المنتظر»، جزء 1، ص7 و ص19.
[41] . «الاختصاص»، ص208؛ «السنن الواردة في الفتن»، باب ثالث، ص61.
[42] . «الغيبة نعماني»، ص270، باب14، حد22؛ «بحار الانوار»، ج52، ص235، باب25، حد103.
[43] . «كمال الدين و تمام النعمة»، ج2، ص60، باب35، حد5؛ «كفاية الاثر»، ص147
[44] . «الغيبة نعماني»، ص301، باب16، حد6؛ «بحار الانوار»، ج52، ص119، باب 21، حد48.
[45] . «الغيبة نعماني»، ص287، باب14، حد64؛ «بحار الانوار»، ج52، ص246، باب25، حد126.
[46] . «كفاية الاثر»، ص266؛ «بحار الانوار»، ج36، ص409 و ج52، ص 303، باب26، حد72.
[47] . «كمال الدين و تمام النعمة»، ج1، ص498، باب24، حد11؛ «عيون الاخبار»، ج1، ص631.
[48] . «الغيبة نعماني»، ص275، باب14، حد33 و 34 و 35.