0

لطيف هاي خنده دار!!

 
vbolandi
vbolandi
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 421
محل سکونت : تبریز

لطيف هاي خنده دار!!

طلبكار: داداش اين پول ما چي شد؟

بدهكار: مي خواستي قبل از آمدنت يه زنگ بزني.

طلبكار: اگر مي زدم پولم را آماده مي كردي؟

بدهكار: نه فرار مي كردم!

***

آقاي دكتر براي موهاي سفيد چي تجويز مي كنيد؟

پزشك: احترام بسيار.

***

قاضي: چرا دست توي جيب اين آقا كردي؟

سارق: فكر كردم جيب خودم است!

قاضي: پس چرا پول ها را برداشتي؟

سارق: جناب قاضي اختيار جيبم را هم ندارم؟

 

لطيفه ها از ليلا عليزاده

مجله ي كيهان بچه ها-شماره 2712

 

منبع:

http://www.rasekhoon.net/weblog/webeslami/index.aspx

سه شنبه 21 دی 1389  9:04 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
vbolandi
vbolandi
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 421
محل سکونت : تبریز

پاسخ به:لطيف هاي خنده دار!!

ساعت صحيح

ديوانه اي از يك عابر ساعت را پرسيد و عابر هم جوابش را داد. مرد ديوانه در حالي كه خنده ي مسخره آميزي مي كرد با خودش گفت:«عجب مردم ديوانه اي هستند، از اول شب تا حالا از ده نفر ساعت را پرسيده ام دو نفرشان مثل هم جواب نداده اند!!»

چند تا برادر؟

نادر:«احمد تو چند تا برادر داري؟»

احمد:«يكي»

نادر:«چرا دروغ مي گويي؟ من از خواهرت پرسيدم كه چند تا برادر داري،گفت دوتا!»

كار زياد

رييس اداره يكي از كارمندان تنبل خود را صدا زد و به او گفت:

 

«آقا جان فكر بكن، جواد آقا چند برابر تو كار مي كند.»

كارمند جواب داد:«نمي دانم چه كار كنم، من هزار مرتبه به او گفتم كه خودش را اين قدر خسته نكند، ولي گوش نمي دهد!!»

سه شنبه 21 دی 1389  9:05 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها