القاب آن حضرت بسيار است، از جمله:
1- «مهدي»: که مشهورترين لقب آن حضرت است و به معني هدايت شده از سوي خداست. امام صادق (عليه السلام) در ضمن حديثي فرمودهاند:
«آن حضرت را مهدي گويند: زيرا او مردم را به امري که گم کردهاند، هدايت ميکند.»[3]
2- «القائم»: به معني قيام کننده به حق، رسول خدا صلّياللهعليهوآلهسلّم فرمودند:
«از اين جهت، قائم را قائم ناميدهاند که پس از فراموش شدن نامش قيام ميکند.»[4]
3- «بقية الله»: يعني بازماندهي الهي. امام باقر (عليه السلام) ميفرمايند:
«امام زمان (عليه السلام) هنگامي که ظهور ميکنند ميفرمايند: من بقية الله در زمين و خليفهي خدا و حجّت او بر شما هستم. پس هيچ مسلماني بر او سلام نميکند، مگر اينکه چنين ميگويد: «السَّلامُ عَلَيکَ يا بَقيَّة اللهِ فِي أرضِه».[5] امام عصر (عليه السلام) به اين دليل به اين لقب مشهور شدند که ايشان آخرين حجّت خدا و ذخيرهي الهي براي عالم هستند.»
4- «منتقم»: يعني انتقام گيرنده. امام صادق (عليه السلام) ميفرمايند:
«... هرگاه، قائم قيام کند، براي خدا و رسول او و همهي ما خاندان پيغمبر، انتقام خواهد گرفت.»[6]
همچنين پيامبر اکرم صلّياللهعليهوآلهسلّم در خطبهي غدير فرمودند:
«اوست که خونبهاي تمام اولياي حق را ميگيرد.»[7]
5- «منصور»: به معني ياري شده. پيامبر اکرم صلّياللهعليهوآلهسلّم فرمودند:
«پسر نهمين از فرزندان حسين که قائم اهلبيت من و مهدي امّت من است و ... و با نصرت خدا مؤيّد و با ياري ملائکه منصور ميگردد.»[8]
در دعاي ندبه نيز آمده است:
«أينَ المَنصورُ عَلی مَنِ اعتَدَی عَليه و افتَرَی»؛ «کجاست آن ياري شده و پيروز بر تجاوزگران و دروغگويان؟»
همچنين در زيارت عاشورا دعا ميکنيم که:
«أن يَرزُقَني طَلَب ثارِکَ مَعَ أمامٍ منصورٍ»؛ «روزيمان کن تا با امام منصور از اهلبيت(عليهم السلام) خونخواه تو باشيم.»
6- «منتظَر»: از امام جواد (عليه السلام) پرسيدند: چرا وي را منتظَر گويند؟ فرمودند:
«زيرا وي براي مدّتي طولاني غيبت مينمايد و علاقهمندان به وي منتظر ظهورش خواهند بود؛ و آنها که ترديد دارند انکار ميکنند.»[9]
7- «حجة الله»: در زيارت آل ياسين اين گونه به امام سلام ميدهيم:
«السَّلامُ عليکَ يا حُجّةَ الله و دليلَ إِرَادَتِه»؛ «سلام بر تو اي حجت خدا و دليل و راهنماي افراد به سوي او.»
حجّت، در لغت به معني دليل، برهان و راهنما است.[10] راغب اصفهاني نيز حجّت را اين گونه معنا کرده است: راهنمايي آشکار به راه مستقيم و آنچه که به وسيلهي آن ميتوان به درستي يکي از دو مخالف پي برد.[11]
امامان معصوم(عليهم السلام) هر کدام، حجّت و راهنماي زمان خود بودهاند، امام زمان (عليه السلام) نيز حجّت خداوند بر خلق هستند چنانچه در توقيعي در جواب اسحاق بن يعقوب، ايشان خودشان را اين گونه معرفي ميکنند:
«أمَّا الحَوَادِثُ واقِعَةُ فَارجِعُوا فيها إلی رُوَاةِ أحَاديثِنا فَإِنَّهُم حُجَّتي عليکُم و أنَا حجّةُ الله عَلَيهِم»؛ «در حوادث و مشکلاتي که برايتان رخ ميدهد، به راويان احاديث ما مراجعه کنيد، زيرا آنان حجّت من بر شما هستند و من حجّت خداوند بر ايشانم.»[12]
______________________________
[1]. ر.ک صافی گلپايگانی، منتخب الأثر، ص 184-182 / علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 51، ص 38، 15، 5، 2 .
[2]. حياة الإمام، باقر شريف القريشی، محمد المهدی (عليه السلام)، ص 527 .
[3]. حر عاملی، اثباة الهداة، ج 7، ص 110 .
[4]. معانی الأخبار، ص 65 .
[5]. محمّد تقی اصفهانی، مکيال المکارم، ج 1، ص 156 برگرفته از کمال الدين و تمام النعمة، ج2 ، ص 384 .
[6]. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 376 .
[7]. محمّد تقی اصفهانی، مکيال المکارم، ج 1، ص 76 برگرفته از احتجاج طوسی، ج 1، ص 80 .
[8]. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 379، ح 187 .
[9]. شيخ صدوق، کمال الدين و تمام النعمة، ص 378 .
[10]. ابن منظور، لسان العرب، ج 3، ص 53 .
[11]. راغب، مفردات، ص 107 .
[12]. علامه إربلی، کشف الغمّة، ج 2، ص 531 .