پاسخ به:مشاعره علوی
دلداده راه ولایم رهرو راه مرتضایم در آستان خسرو دین گدایم من گدایم ماه شبم علی مولا تاب وتبم علی مولا نعره مستانه می زنم ذکر لبم علی مولا
اگر نه عالم و عادل مرا نمی شاید ستایمش که علی عالی و علی اعلاست
تبـریک در این عیـد مؤیـد شده واجب امری است مؤکد که به احمد شده واجب
به سالروز امامت به جشن عید غدیر که اشک شوق به چشمان عاشقان پیداست
تا شد به روي دست نبي (ص) مرتضي (ع) بلند شد رايت جلال خدا برملا بلند
بشنيد چون كه نغمه «يا ايهاالرسول» گرديد منبري همه از پشتهها بلند
دستي به هوا رفت و دو پيمانه به هم خورد در لحظه «مي» نظم دو تا شانه به هم خورد
دستور رسيد از ته مجلس به تسلسل پيمانه «مي» تا سر ميخانه به هم خورد
اصفهان نگین فیروزه ای جهان
در حقیقت شد مسلمان هر كه با اخلاص داد دست بیعت با على، مانند سلمان در غدیر
رفت بالا دست خورشيد غدير شد امام و متداي ما، امير
عشق، بيعت كرد با نور خدا شد عدالت، سرور و مولاي ما
انبیاء نیز نرفتند چنین تا معراج
اوصیاء نیز نرفتند تو اما رفتی
به یقین دست خدا دست پیمبر هم هست
پس تو با دست خودت این همه بالا رفتی
یک پرده از حُسن تو جنّاتُ النّعیم است
دستت تجلّیگاه رحمان و رحیم است
نام تو معراج تمام انبیا بود
یک گوشه از مصداق آن طور کلیم است
فراز مأذانه ها ای جماعت گمراه چه می کنید شما بی صدا سخن کوتاه حرام باد اذان موذنی که نگفت دوبار أشهَدُ أنا عَلی ، وَلیُ الله
تكميل شد شريعت پاك محمدي چونان كه گشت دين خدا را لوا بلند
اي مظهر صفات خداوند لايزال وي از تو آسمان ولايت به پا بلند
دین خود را کن مکمل با ولاى مرتضى خوف تا کى باید از فرمان و اعلام غدیر
روزی كه علی ذكر لب مردم بود یك فتنه خفته بین مردم گم بود هر چند محرّم آید از راه ، ولی آغاز محّرم از غدیر خُم بود
دل من مجنون وشیدا غریق دریای شعف شد فرمانروای کل هستی شه نجف شد شه نجف شد
دوست دارش ای خدا دوست علی
دشمنی کن دشمنانش را ولی
محمد رجب زاده