پاسخ به:مشاعره علوی
باز هم مستيم، از جام غدير باده مينوشيم با نام امير
اصفهان نگین فیروزه ای جهان
روز خندق را همان روز الستم میکنی خون فرقم را تو میریزی و مستم میکنی
غزال خوش صدا توئی ، راسخون
شیرین تر از عسل توئی ، راسخون
بین تموم سایتهای اینترنت
نگین بی بدل توئی ، راسخون
یا محمّد حکم، حکم خالق یکتاست بلّغ یا محمّد جای ابلاغت در این صحراست بلّغ یا محمّد آفرینش بی علی تنهاست بلّغ یا محمّد این علی نوح و جهان دریاست بلّغ
غدیر عید همه عمر با على بودن غدیر آینه دار على ولى الله ست غدیر حاصل تبلیغ انبیا همه عمر غدیر نقش ولاى على به سینه ماست
تا صورت پیوند جهان بود، علی بود
تا نقش زمین بود و زمان بود، علی بود
در آن خجسته غدیر تو دید دشمن و دوست
كه آفتاب برد آفتاب بر سر دست
(مرحوم نصراله مردانی)
تابیده بر دل نور هدایت عید غدیر و عید ولایت
تمامی ذرات هستی پیش پای آقام حقیرند حاتم وسلیمان تو درگاش فقیرند فقیرند بدر الدجا علی مولا شمس الضحا علی مولا دست تو در دست مصطفا دست خدا علی مولا
تا بجوشد آبت از بالا و پست *
السلام اي غدير! مَهبَط عشق! مقصد دولت مسلّط عشق!
السلام اي غدير! مقصد يار! وي گلافشان ز موجموج بهار!
روی دستای پیمبر رفته بالا دست حیدر آسمون داره می ریزه به زمین شراب کوثر
روشنايي بجو، كه تاريكي تيه گمراهي است باور كن مصطفي، آن كه ماه كامل ماست هم ستاره عليست، آري چون،
علي (ع) آيينه خداوند است عشق از او، انعكاس مييابد
دخترانه تو را بغل کردم
پدری دختری سخن گفتیم
مانند روز آخر زهرا شدی پدر
قالب تهی مکن که نبینم عزای تو
وَ علی باشد و آن گاه ولی اش بشود
وارث آن همه اوصاف جلی اش بشود