0

حکایت نابینا و شخص فضول

 
ma1393
ma1393
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : شهریور 1393 
تعداد پست ها : 1942
محل سکونت : اصفهان

حکایت نابینا و شخص فضول

 

حکایت نابینا و شخص فضول

 
حکایت نابینا و شخص فضول

نابینایی در شب تاریک سبویی بر دوش و چراغی در دست داشت و به راهی می رفت. شخصی فضول به او رسید و خطاب به وی گفت: ای نادان شب و روز پیش تو یکسان است و روشنی و تاریکی برابر. چرا با خود چراغ حمل می کنی؟

 

نابینا گفت: این چراغ را برای این برداشته ام تا یک نفر کوردلی چون تو تنه نزند و سبوی مرا نشکند!

 

 

 

چهارشنبه 25 مرداد 1396  5:15 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها