0

داستانهای پیامبر اکرم (ص): نوجوان دانا

 
salamat595
salamat595
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1391 
تعداد پست ها : 19536
محل سکونت : مازندران

داستانهای پیامبر اکرم (ص): نوجوان دانا

 

إرشاد القلوب: حكايت شده است كه نوجوانى كه هنوز به سنّ بلوغ نرسيده بود، به پيامبر صلى اللّه عليه و آله سلام كرد و از خوش‏حالىِ ديدن ايشان، چهره‏ اش گشاده گشت و لبخند زد. پيامبر صلى اللّه عليه و آله به او فرمود:" اى جوان! مرا دوست دارى؟".

گفت: اى پيامبر خدا! به خدا سوگند، آرى! فرمود:" همچون چشمانت؟".

گفت: بيشتر.

فرمود:" همچون پدرت؟".

گفت: بيشتر.

فرمود:" همچون مادرت؟".

گفت: بيشتر.

فرمود:" همچون خودت؟".

گفت: اى پيامبر خدا! به خدا سوگند، بيشتر.

فرمود:" همچون پروردگارت؟".

گفت: خدا را، خدا را، خدا را، اى پيامبر خدا! كه اين مقام، نه براى توست و نه ديگرى. در حقيقت، تو را براى دوستىِ خدا، دوست مى‏ دارم.

در اين هنگام، پيامبر صلى اللّه عليه و آله به همراهان خود روى كرد و فرمود:

" اين گونه باشيد. خدا را به سبب احسان و نيكى ‏اش به شما، دوست بداريد و مرا براى دوستى خدا، دوست بداريد".


منبع: حكمت نامه پيامبر اعظم صلى الله عليه و آله و سلم،محمدى رى شهرى و همكاران‏، دارالحدیث، قم: 1386، صص 319-320.

سه شنبه 10 مرداد 1396  9:30 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها