خلاصهای از فداکاریها و ایثار حضرت خدیجه(س) برای مسلمانان
خدیجه بنت خویلد، زنی با اصالت و نسب شریف و از خانواده ای ثروتمند بود که طبق نقل برخی تاریخ نویسان، پیش از پیامبر دو شوهر کرده بود که پس از مرگ ایشان، ثروت آنها نیز به ثروت خودش افزوده شده بود. گفته اند زنی هوشمند بود که با تدبیر و آشنایی با امر تجارت، مالش را به عنوان مضاربه به ثروتمندان سرشناس می داد و بردگان بسیاری در کار تجارت داشت با چهارصد غلام و کنیز که فقط در خانه اش خدمت می کردند.
هر روز نیز بر ثروتش افزوده می شد، چنان که گویند هشتاد هزار شتر، کاروانهای متعدد او را با کالای فراوان به مراکز اقتصادی آن روز مانند یمن و مصر و شام می بردند. تمام این ثروت صرف گسترش اسلام و حمایت از پیامبر خاتم شد. چنان که حضرتش می فرماید: هیچ ثروتی هرگز مرا آن گونه سود نبخشید که ثروت خدیجه به من سود بخشید.(1)
مصارف اموال خدیجه عمدتا در این موارد بود: آزادی بدهکاران و بردگان، کمک به مستمندان و یتیمان، رسیدگی به مسلمانانی که هجرت می کردند و مشرکان اموالشان را مصادره می نمودند، و خرید آذوقه و ملزومات هنگام محاصره شدید سه ساله در شعب ابی طالب. حتی این جمله به پیامبر نسبت داده شده که: «اسلام جز به شمشیر علی و ثروت خدیجه برپا نشد.»(2)
خدیجه پیش از ازدواج با پیامبر و تشرف به دین اسلام، خود نیز به مستمندان و فقرا رسیدگی می کرد و پیامبر در روایتی از زمان نوجوانی و جوانی سخن میگوید که به نمایندگی از خدیجه به تجارت می پرداخت: «من کارفرمایی بهتر از خدیجه ندیدم. هر وقت من و دوستم پس از کار نزد او می رفتیم، غذایی گوارا برای ما آماده کرده و به ما هدیه می نمود.»(3)
ایمان خدیجه به ظهور اسلام
خدیجه طبق پیشگویی های پسرعموی خود، ورقه بن نوفل که دانشمندی مسیحی بود، و در پی رویاهای صادقه اش مدام در جستجوی پیامبری بود که پیروان عیسی (ع) و موسی (ع) خبر از خاتمیتش می دادند.
ازدواج با یتیمی تهی دست، سنت شکنی عظیم
حمایت عاطفی خدیجه از یتیمی چون پیامبر (ص) برای ازدواج و انتخاب باطن به جای ظاهر و فقری عزتمند به جای ثروتی غرورانگیز، در آن روزگار شکستن قالبها بود. انتخاب ارزشها به جای این سنتهای غلط، هنری بود که تنها از خدیجه برمی آمد.
مردان ثروتمند و مال اندوز قریش مدام در پی خواستگاری او بودند و زنان به مال و ثروت و جاه و مقامش حسرت می بردند، اما خدیجه کسی را برای همسری برگزید که حتی پدرش به خاطر تهی دستی او با ازدواجشان مخالفت کرد. با این کار، سرزنش مردم نادان را به جان خرید که حتی به همین علت، حاضر نشدند هنگام وضع حمل فاطمه زهرا (س) به او کمک کنند و به تنهایی در مقابل تمامی جهالت ایستاد.
عزم راسخ در حمایت از رهبر
ایستادگی و تحمل مشکلات در راه حمایت از رهبر امت، ویژگی خاصی است که در زندگی درخشان چهار بانوی بزرگی که از آن ها به عنوان برترین زنان جهان یاد شده است، به چشم می خورد. آسیه در راه موسی (ع)، مریم در راه عیسی (ع)، خدیجه در راه محمد (ص)، و فاطمه (س) در راه دفاع از ولایت علی (ع).
قناعت و مناعت طبع و تحمل مصائب
با وجود آن که صرف مال در راه اسلام، چیزی از ثروت و مکنت گذشته برایش باقی نگذاشته بود، اما قانع بود و سازگار و لحظه ای منت مکنتش را بر دوش پیامبر نگذاشت. خدیجه در تمام سالهای زندگی اش با پیامبر، شریک غمهای شوهر و تسلی بخش او در امر رسالت بود و ایثار و مقاومتش در برابر سرزنش و کنایه های دوست و دشمن در پاسداری از پیامبر مثال زدنی است.
سه سال در محاصره شدید اقتصادی قرار گرفت و شدائدی را تحمل کرد که پیش از آن به واسطه رفاهش هرگز در آن شرایط قرار نگرفته بود. با این وجود هرگز لب به شکوه و گلایه نگشود و به دلیل تحمل همین مصائب در شعب ابی طالب، عمر با برکتش کوتاه گردید و همسر یگانه و دختر دردانه اش را با غمی سترگ و جانکاه تنها گذاشت. شهادت تدریجی او قلب پیامبر را مالامال از اندوه کرد. چنان که به واسطه رحلت او و عموی بزرگوار پیامبر، ابوطالب، آن سال «عام الحزن» نام گرفت. تنها نکته ای که اندکی رسول اکرم (ص) را آرامش می بخشید، این بود که خدیجه فاطمه (س) را به یادگار گذاشت، و ابوطالب علی (ع) را.
یاد مدام پیامبر از خدیجه
روزی عایشه به آن حضرت عرض کرد: چرا تا نام خدیجه برده می شود گریه می کنید؟ آیا برای پیرزنی سالخورده که سالها از مرگ او گذشته باید گریست؟ خداوند همسری جوانتر و بهتر از او را به شما عطا کرده است!پیامبر روی از عایشه برگرداند و متغیر فرمود: «هرگز چنان نیست. او هنگامی که همه مرا تکذیب می کردید، تصدیق کرد، و هنگامی که کافر بودید او به من ایمان آورد و ثروتش را به من بخشید، و برای من فرزندانی آورد، در حالی که شما نازا هستید.»(4)
و همچنین فرمود: «بهشت مشتاق چهار زن است، مریم دختر عمران، آسیه دختر مزاحم و همسر فرعون که همسر پیامبر در بهشت است، خدیجه دختر خویلد همسر رسول خدا (ص) در دنیا و آخرت، و فاطمه دختر محمد (ص).» (5)
پیامبر هماره به یاد خدیجه بود و از او سخن می گفت. بسیاری اوقات به دوستان خدیجه کمک می کرد و آنان را عزیز و گرامی می داشت و پی در پی از بزرگواری خدیجه و حمایت او در اوایل بعثت گفت و گو می کرد.
پی نوشت:
1. بحار، ج19، ص 63 .
2. فاطمه الزهرا و تفی محمد، از سلیمان کتانی، ص 112.
3. بحار، ج16، ص 9 و 10.
4. بحار، ج 16، ص 8 و کشف الغمه، ج 2، ص 72.
5. بحار، ج 43، ص53.
زهره شریعتی، ماهنامه فرهنگ پویا شماره 1