
علت هاي مختلفي مي تواند داشته باشد كه به برخی از آنها اشاره مي نمائيم
داشتن ذهنيت منفي نسبت به دستورات ديني مثلاً دلت پاک باشد کافی است و نیازی به عمل نیست.
عدم آگاهي از اهميت نماز
عدم آگاهي از آثار و بركات دنيوي و اخروي نماز
عدم آگاهي از پيامدهاي منفي دنيوي و اخروي ترک نماز
بلد نبودن نماز (انسان نسبت به انجام عملی که خوب نمی تواند انجام دهد بی رغبت است)
پرورش در محيطي كه براي نماز ارزشي قائل نبوده اند.
نماز نمی خوانند تا مورد تمسخر و سرزنش ديگران قرار نگیرند.
اميد بي جا به رحمت الهي (خدا کریم است و اگر نماز نخوانیم می بخشد)
برداشت سطحي از دين (تصور مي كنند تنها ايمان به خدا و چهارده معصوم (عليهم السلام ) براي نجاتشان كفايت مي كند و لو اينكه مرتكب گناه شده و نماز را بجا نياورند.)
تصور غلط از مفاهيم ديني مانند شفاعت. (تصور می کنند كه با ترك واجبات مانند نماز و انجام معاصي همچنان شفاعت شامل آنها مي شود.)
اطلاع از عملكرد منفي برخي مسئولين و افراد نماز خوان. (نسبت به متدينين بي اعتماد شده، نماز را بي اثر دانسته و با خود می گويد اگر نماز فايده داشت، اينان گمراه نمي شدند.)
تجربه هاى تلخ از نماز يا محيط مذهبى (مثلاً در كودكي و نوجواني با اشتياق به مسجد بيايد اما در مسجد با برخورد ناروا مواجه مى شود. اين رويداد ممكن است تا هميشه عامل جدايى و حتى نفرت وى از نماز گردد.)
تهاجم فرهنگي دشمنان به وسيلة شبهه در اعتقادات ديني. (مثلاً اگر نماز تشکر از خداوند است ما نماز نمی خوانیم و با زبان تشکر از خداوند می کنیم)
گسترش فساد و فحشا در جامعه و شنيدني ها و ديدني ها و لذت هاي نامشروع ، باعث مي شود جوان نسبت به نماز بي رغبت شود. (موسیقی حرام، عکس های مبتذل و...)
- قرآن می فرماید: مومن واقعي از سرزنش هيچ ملامتگرى هراسى ندارد. «لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِم» «مائدة : 54»