0

سوره 2. بقره آيه 243

 
ehsanrostami
ehsanrostami
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1394 
تعداد پست ها : 13263
محل سکونت : کرمانشاه

سوره 2. بقره آيه 243

آيه سوره 2. بقره آيه 243  
 
أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيَرِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُواْ ثُمَّ أَحْيهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَ لَكِنَّ أَكْثَرَ الْنَّاسِ لَا يَشْكُرُونَ‏
 
ترجمه سوره 2. بقره آيه 243  
 
آیا ندیدى كسانى را كه از ترس مرگ از خانه‏هاى خود فرار كردند، در حالى كه هزاران نفر بودند، پس خداوند به آنها گفت: بمیرید (و آنها مردند،) سپس آنان را زنده كرد (تا درس عبرتى براى آیندگان باشند؟) همانا خداوند نسبت به مردم احسان مى‏كند، ولى بیشتر مردم سپاس نمى‏گذارند.
 
نکته ها سوره 2. بقره آيه 243  
 
در شأن نزول این آیه آمده است كه در یكى از شهرهاى شام كه حدود هفتاد هزار خانوار جمعیّت داشت، بیمارى طاعون پیدا شد و با سرعتى عجیب مردم را یكى پس از دیگرى از بین مى‏برد. در این میان عده‏اى از مردم [655] كه توانایى و امكانات كوچ داشتند، به امید اینكه از مرگ نجات پیدا كنند از شهر خارج شدند،پروردگار، آنها را در همان بیابان به همان بیمارى نابود ساخت.
از برخى روایات استفاده مى‏شود كه اصل بیمارى مزبور در آن شهر، به عنوان مجازات بود. زیرا وقتى رهبر و پیشواى آنان از آنها خواست كه خود را براى مبارزه و جهاد آماده كرده و از شهر خارج شوند، آنها به بهانه اینكه در منطقه جنگى مرض طاعون شایع است، از رفتن به میدان جنگ خوددارى كردند و خداوند آنها را به همان چیزى كه بهانه فرار از جنگ قرار داده بودند، مبتلا ساخت.
در برخى تفاسیر و روایات [656] آمده است: وقتى حِزقیل نبى، یكى از پیامبران بنى اسرائیل، از آنجا عبور مى‏كرد از خداوند درخواست كرد كه آنها را زنده كند. خداوند دعاى او را اجابت كرد و آنها را مجدّداً زنده نمود و به زندگى باز گشتند. البته این الطاف الهى، هشدار و درس عبرتى براى آیندگان تاریخ است كه انسان بفهمد و شكرگزار خداوند باشد.
صاحب تفسیر المنار، مرگ و حیات در آیه را به شكلى سمبولیك معنا كرده و آن را كنایه از بدست آوردن استقلال و از دست دادن آن دانسته است.
صاحب تفسیر المیزان، ضمن انتقاد شدید از این طرز تفكّر مى‏فرماید: باید به ظاهر آیات معتقد بود وگرنه لازم مى‏آید تمام معجزات وامور خارق العاده را توجیه یا تأویل نمائیم.
ازآنجا كه شكر، تنها به زبان نیست، بلكه حقیقت شكر آن است كه نعمت‏هاى الهى را در جاى خود مصرف كنیم، لذا اكثر مردم شكرگزار واقعى نیستند.
در آیه اگر مى‏فرمود: «اكثرهم لایشكرون» معنا این بود كه اكثر آن مردم اهل شكر نبودند، ولى قرآن سیماى اكثر مردم در تمام اعصار را بیان مى‏كند، نه گروهى خاصّ را. «اكثر النّاس لایشكرون»
شیعه، به رجعت و زنده شدن گروهى از افراد قبل از قیامت، اعتقاد دارد و علاوه بر صدها حدیث، از آیاتى همچون این آیه، امكان وقوع آن را استفاده مى‏كند.
655) بگفته صاحب تفسیر تبیان )ج‏2، ص‏282) تعدادشان از ده هزار بیشتر بوده است، زیرا عرب به بیش از ده هزار »اُلوف« وبه كمتر از آن »آلاف« مى‏گوید.
656) كافى، ج‏8، ص‏198.
 
پيام ها سوره 2. بقره آيه 243  
 
1- به تاریخ بنگریم و از آن درس بگیریم. «ألَم تَرَ...»
2- در بیان تاریخ، آنچه مهم است عوامل عزّت و سقوط است، نه نام افراد و قبایل و مناطق. «الّذین خَرجوا من دیارهم»
3- آنجا كه اراده خداوند باشد، فرار كارساز نیست. «قال لهم اللّه موتوا»
4- خداوند در همین دنیا بارها مردگان را زنده كرده است. «ثم احیاهم»
5 - فراز و نشیب‏ها، مرگ و میرها، زاد و ولدها و زنده‏شدن‏هاى مجدّد، همه نمونه‏هایى از الطاف وفضل الهى است. «انّ اللّه لذو فضل»
جمعه 15 اردیبهشت 1396  12:53 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها