0

بیانات رهبری با موضوع هنر هنرمندان انقلابی(11)

 
55mm66
55mm66
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : بهمن 1393 
تعداد پست ها : 227

بیانات رهبری با موضوع هنر هنرمندان انقلابی(11)

هنر انقلابی


رشد ادبیات انقلاب، خیلی بیشتر از رشد ادبیات معمولی ما در این دهها سال گذشته است که بنده آشنا هستم؛ خیلی خوب رشد کرد. الآن داستانهایی که این بچه‏های انقلابی‏ ما در همین حوزه‏ی هنری‏ می‏نویسند، از خیلی از آثار نسل گذشته بهتر است. یک نسل از هنرمندان‏ و ادبای ما به‏خاطر اینکه با انقلاب بد بودند، خودشان را از تاریخ رو به رشد آینده منقطع کردند؛ جداری کشیدند و نگذاشتند که تبادل و تعاطی‏یی انجام بگیرد؛ به پیشرفت کار کمک نکردند و متوقف ماندند؛ درعین‏حال این جوانان ما رشدشان بسیار خوب بوده است؛ شعرشان هم همین‏طور است. الآن همین بچه‏های انقلابی‏ ما شعرهایی می‏گویند که از بسیاری از اشعار شعرای گذشته‏یی که متأسفانه معروف هم بودند، بهتر است. من همان وقت قبل از انقلاب هم تعجب می‏کردم که چرا این آقایان معروف هستند؛ الآن هم وقتی‏که مجدداً نگاه می‏کنم، باز تعجبم به حال خودش باقی است! برای من شکی باقی نمی‏ماند که دست‏هایی کمک می‏کردند تا این‏ها رواج پیدا کنند و در دست و بال افرادی که به این چیزها علاقه‏مند بودند، بیفتند؛ و الّا کارشان از لحاظ ادبی و هنری ارزشی ندارد؛ این جوانان ما از بعضی از آن‏ها خیلی بهترند.انصافاً شعر انقلابی دارد در ایران رشد پیدا می‏کند. انقلاب افقهای جدیدی را در مقابل چشم ما باز کرد و حقایقی را نشان داد و واقعاً شعر را از آن حالت ذهنی و تخیلیِ محض و غیر واقعی خارج کرد. حافظ که آن غزلیات را می‏گفت «دوش دیدم که ملائک درِ میخانه زدند»، یا «دوش می‏آمد و رخساره برافروخته بود» غزلیاتش واقعی بود؛ تخیلی نبود. بنده اکثر غزلیات حافظ را عرفانی می‏دانم؛ یعنی حقیقتاً او دوش دیده بود که ملائک درِ میخانه زدند. او مکاشفه و درکی داشت و حقیقتی را می‏دید که آن حقیقت با زبانهای معمولی اصلًا قابل گفتن نیست. در زبان معمولی، هر تعبیری را به کار ببرند، نمی‏تواند عظمت آن مفاهیم و حقایق را بیان کند، یا حتّی به آن اشاره‏ای بکند. اشعاری که امام می‏سرود، با توجه به همین مفاهیم و حقایق بود. امام خمینی، یک فقیهِ ورعِ مقدسِ آن‏طوری، می‏بینید که از خال لب و از کمان ابرو و امثال این واژه‏ها حرف می‏زد؛ این‏ها اشعار واقعی است؛ اما این چیزی که در زمان ما از شعر حافظ تقلید می‏شود، پنداری است؛ چون شاعر اصلًا درک و حس نکرده و دارد به تقلید از شعر او شعر می‏گوید ببینید کار تصنعی و تقلیدی، چقدر بد از آب درمی‏آید در حالی که بعد از انقلاب، سوژه‏ها و مفاهیم و مضمونهای شعری، عیناً واقعی شد؛ یعنی افراد به جبهه و میدان مبارزه و میدان انقلاب رفتند و جوانان و پدران و مادران حماسه آفریدند و به مسأله‏ی شهادت توجه خاصی شد؛ این‏ها اصلًا افق جدیدی را باز کرد که هم مفاهیم و تعبیرات شعری در آن هست، و هم مطالب واقعی است؛ این‏ها را شاعر حس کرده، لمس کرده و احساسات واقعی خودش را در قالب شعر ریخته است؛ این می‏شود شعر واقعی؛ یعنی صرفاً نظم لفظ نیست؛ واقعاً شعر است؛ لذا شعر رشد کرده است. حتّی در قصه هم که ما متأسفانه عقبیم آن وقت هم عقب بودیم، الآن هم همین‏طور باز حالا بهتر از گذشته است؛ از این‏ها و از این خاطره‏های خوبی که می‏نویسند، خیلی باید استفاده کرد.۱۳۷۰/۱۲/۰۵

بیانات در دیدار اعضای گروه ادب و هنر صدای جمهوری اسلامی ایران‌
هنر انقلابی

 

هنر انقلابی


افراد بااستعداد و جوانان انقلابی را بنشانید و از آنها جدی بخواهید که بیایند مناظر به‌یادماندنی انقلاب را در فیلمنامه‌های بسیار هنرمندانه و انسانی و حاکی از اوج درک و فهم نویسنده - که انسان گاهی در بعضی از فیلمنامه‌های خارجی، این معنا را مشاهده می‌کند - تصویر کنند؛ بعد آنها را به سلک نمایش بکشید و نشان بدهید. خلأ فیلمهای خارجی را در این‌جا پُر کنید؛ به نظر من این تکلیف اصلی است.
 در مقوله‌ی ادب و هنر، یکی از کارهایی که امروز تلویزیون متعهد است، برجسته کردن چهره‌های اسلامیِ معاصرِ کارآمد است؛ من این را دارم اول‌بار به شما می‌گویم که دنبالش باشید. الان شما ملاحظه کنید، در این مجموعه‌ی نظام - بیرون از کادرهای اصلی نظام و یا در داخل این کادرها - چهره‌هایی که در داخل کادرهای اصلیند، غالباً مطرحند؛ خبرشان گفته می‌شود، مسائلشان گفته می‌شود؛ اما در میان چهره‌های درجه‌ی دو و درجه‌ی سه - آنهایی که از کادرهای اصلی خارجند - آدمهای باشعور، دارای استعدادها و لیاقتهای بالا، هوشمند در ادبیات و در هنر و در علم و در مسائل اجتماعی داریم؛ اینها را مطرح کنید. تلویزیون یکی از کارهایش باید این باشد که اینها را مطرح کند.
 امروز در عالم فرهنگ و هنر، شبکه‌ی نامرئیِ در سایه‌یی در داخل کشور فعال است، که هرکس این شبکه را نبیند، به نظر من باید در بینایی خودش شک کند. این شبکه در همه جا هم نفوذ دارد - یک جاهایی بیشتر، یک جاهایی کمتر - و تصمیمش بر این است که به ارزشهای اسلام و انقلاب هجوم بیاورد. این شبکه در جهت همان سیاستهایی که اشاره کردم در سطح جهان فعال است، در داخل کشور دارد کار می‌کند؛ انصافاً کار سازماندهی شده و خوب و دقیقی هم می‌کند. آنها الان بر روی ضایع کردن، یا لااقل مسکوت گذاشتن چهره‌های خوب ما در شعر و در ادبیات و در هنر و در علم متمرکز شده‌اند؛ اما شما اینها را پیدا کنید و مطرحشان نمایید. من هیچ وجهی برای زنده کردن شخصیتی نمی‌یابم، جز این‌که گفته می‌شود می‌خواهیم دل عده‌یی را به دست بیاوریم! چرا باید این کار را بکنیم؟! چهره‌های خودی را بیاورید، مطرح کنید.۱۳۷۰/۱۱/۰۷

بیانات در دیدار مدیران شبکه‌ی دوم سیما
هنر انقلابی
 

هنر انقلابی


تحلیلی که از صف‌آرایی فرهنگی بین ما و دشمن ارائه کردید، کاملاً هوشمندانه و منطبق با واقعیت و درحقیقت تصویر روشنی بود از آنچه که هر کسی می‌تواند با اندک دقتی آن را ببیند. از این‌که شما جوانان مسلمان و انقلابی و هنرمند توانستید این موقعیت را این‌طور هوشمندانه و ظریف دریابید و در مقابل آنچه که هست، یک موضع انتخاب بکنید، خیلی خوشحالم؛ این خیلی خوب و خیلی مهم است. اصل هم همین است که انسان موضعی داشته باشد.۱۳۷۰/۰۹/۰۴

بیانات در دیدار جمعی از هنرمندان
هنر انقلابی

هنر انقلابی


اگر شما الان می‌بینید که از بچه‌مسلمانها به بی‌هنری، به تعصب، به دگم بودن، به پُرتوقع بودن و از این قبیل چیزها انتقاد می‌شود، این جزیی از طرح حمله است. ما وقتی بدانیم که این جزیی از طرح حمله است، طبیعی است که خودمان را در مقابل این حمله مصونیتی خواهیم بخشید.
 در دوران مبارزات طولانی در آن سالهای اختناق - که شماها در دنیای مخصوص آخوندی و طلبگی ماها نبودید - یکی از کارهایی که معمول بود، این بود که روحانیون مبارز را به بی‌سوادی رمی کنند؛ در صورتی که اینها از خیلی از آنها باسوادتر بودند! ما در مشهد مسجدی به نام مسجد کرامت داشتیم، که اجتماع عظیمی از جوانان و نوجوانان در آن‌جا گرد می‌آمدند. من یک وقت در آن‌جا در خلال صحبت، به یکی از این حرفهایی که درباره‌ی ما گفته شده بود، اشاره می‌کردم، این شعر - که ظاهراً متعلق به میرزا حبیب است - به زبانم آمد:
زین علم که رسمی است پی بحث و جدل نیز
افزون ز تو چندین ورق باطله داریم‌
 بعد گفتم اگر نوشته‌های علمی و نوشته‌های فقه و اصولیم را به سر هر کدامتان بزنم، سرتان می‌شکند؛ این‌قدر زیاد است!ببینید، یک وقت هست که من احساس می‌کنم که ای داد، من سرگرم مبارزه شدم، آنها درس را خواندند و بردند و من ماندم. اگر این احساس وارد ذهن من شد، این خوره است؛ این همان حل سیاسی است - یعنی در مبارزه حل شده است - باید مواظب بود که این پیش نیاید.
 وقتی او به شما می‌گوید اصلاً نمی‌فهمید که هنر چیست، اگر هم به زبان نمی‌شود گفت، باید در دل گفت که آره تو بمیری، خودتی! می‌فهمم که قضیه چیست. نخیر، تو هم می‌دانی که من هنرمندم و اهل هنرم و هنر پیش من است. اصلاً هنر اصیل پیش شماست. من این را به صورت شعار نمی‌گویم؛ این استدلال من است؛ این یک امر منطقی است.۱۳۷۰/۰۹/۰۴

بیانات در دیدار جمعی از هنرمندان
هنر انقلابی
 

 پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی

دوشنبه 21 فروردین 1396  10:55 AM
تشکرات از این پست
rozgol emamedavazdah feridoun3 zahra_53 mansoor67 majnon313 SABOORI mty1378 zinab84 omiddeymi1368
دسترسی سریع به انجمن ها