0

کارآفرینی ناخواسته

 
takround
takround
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1392 
تعداد پست ها : 5906
محل سکونت : خراسان رضوی

کارآفرینی ناخواسته

 

✏️سال‌ها پیش بازرگانی که در هواپیما کنار ما نشسته بود، خاطره‌ای برای ما تعریف کرد و توضیح داد چگونه هنگامی که در میانه دهه ۱۹۷۰، پس از دریافت مدرک کارشناسی ارشد خود در رشته مدیریت بازرگانی در ایالات متحده، به هند بازگشته بود، عموی وی، او را بیرون برده بود تا یک درس واقعی کارآفرینی به او بیاموزد. صبح خیلی زود او به همراه عموی خود به سوی بورس اوراق بهادار بمبئی به راه افتادند. اما به جای رفتن به برج مدرنی که مرکز خرید و فروش سهام بود، عموی بازرگان از او خواست چهار زنی را مشاهده کند که در پیاده‌رو خیابان روبروی ساختمان بورس نشسته بودند.

✏️بازرگان مشتاق و عمویش برای چند لحظه به تماشای آنها ایستادند. زنان تقریباً هیچ کاری انجام نمی‌دادند. اما گه‌گاه، زمانی که رفت‌وآمد کمتر می‌شد، از جای برخاسته، چیزی را از جاده برداشته و آن را می‌ساییدند و پیش از اینکه به جای خود بازگردند، آنها را درون کیسه‌های پلاستیکی که در کنارشان قرار داشت، می‌انداختند. پس از اینکه چند بار این فرایند تکرار شد، عمو از او پرسید آیا الگوی کسب‌وکار این زنان را فهمیدی؟ او اعتراف کرد که گیج شده است.

✏️بنابراین عمو مجبور شد توضیح دهد: این زنان هر روز صبح پیش از برآمدن آفتاب به ساحل می‌روند و شن و ماسه مرطوب دریا را گرد‌آوری می‌کنند. آنها سپس ماسه‌ها را در کف خیابان، پیش از اینکه رفت‌وآمد واقعی آغاز شود، پخش می‌کنند. هنگامی که خودروها از روی شن و ماسه‌ها ‌رد می‌شوند، گرمای چرخ‌ها آنها را خشک می‌کند. اکنون تمام کاری که لازم است انجام دهند این است که ماسه‌های خشک‌شده را میان کهنه‌ای بپیچند. این زن‌ها با نه یا ده بار گرد‌آوری، به مقدار کافی ماسه خشک دارند تا به زاغه‌های‌شان ببرند و آنها را در بسته‌های کوچکی که از روزنامه‌های دورریخته تهیه کرده‌اند، به فروش برسانند. زنان محلی از ماسه خشک برای شست‌وشوی ظرف‌های‌ خود استفاده می‌کنند.

✏️عمو این کار را یک کارآفرینی واقعی به حساب می‌آورد: اگر چیزی ندارید که به‌کار آید، با استفاده از نبوغ خود از هیچ، چیزی به‌وجود آورید.

یک شنبه 15 اسفند 1395  7:37 PM
تشکرات از این پست
ehsan007060
دسترسی سریع به انجمن ها