همین که در میان پیشوایان معصوم ما، تنها یک بانو وجود دارد که همردیف و هم تراز با آنان در جایگاه عصمت و علم ایستاده است، کافی است تا در خودمان اندیشه کنیم که جایگاه آن بانو تا به کجاست؟ بانویی که امام حسن عسکری(علیه السلام، پیشوای یازدهم دربارة ایشان فرمودند: «ما حجّتهای خداوند بر مردمیم و فاطمه(سلام الله علیها) حجّت بر ماست.»(1) گویی که گفته باشند که راه و روش آن دخت دردانهی رسول خدا(ص)، تنها راه و الگویی است که برای پیشوایان معصوم قابل تصور است. بانویی که به «امالائمه» ملقب شده است و حضرت مهدی موعود(عج) دربارهشان فرمودند: «دختر رسول خدا(ص) اسوهی نیکی برای من است.»(2)
اسم و نسب
فاطمه(س) نُه اسم نزد خداوند متعال دارد: فاطمه، صدیقه، مبارکه، طاهره، زکیّه، راضیه، مرضیه، محدّثه و زهرا. و کنیهی ایشان امّ ابیهاست و نبیّ اکرم ایشان را «برترین بانوی جهانیان» میخواندند. همچنان ایشان را «بتول» نیز مینامیدند. از امام صادق(ع) دربارهی معنای بتول سؤال شد. ایشان فرمودند: «بتول زنی است که خون حیض نمیبیند. همانا حیض برای دختران انبیاء ناپسند است.» و همچنین از ایشان نقل شده است که فرمودند: «همانا مسیر مادران امامان، مسیر فاطمه(س) است و همگی از حیض مبرّا هستند.»(3)
روایت شده است که ایشان هجده سال زیستند و در زمان اقامت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) هشت سال در مکّه اقامت داشتند. پس از آن همراه با پدر خود به مدینه مهاجرت کردند و یک سال بعد، پیامبر اکرم(ص)، به امر خداوند متعال ایشان را به ازدواج امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(ع) در آوردند در حالی که ایشان نُه ساله بودند.(4)
رسول خدا(ص) حضرت زهرا(س) را بسیار در آغوش میگرفت و میبوسید و این روش ایشان در نظر برخی همسران ایشان ناگوار میآمد. روزی ایشان به آنان فرمودند:
«همانا هنگامی که به آسمان عروج کردم جبرئیل(ع) دست مرا گرفت و مرا داخل بهشتی برد که در آنجا از خرما [و در برخی روایت سیبی] خوردم که از آن نطفهی فاطمه(س) در صلب من قرار داده شد و هنگامی که به زمین هبوط کردم این نطفه را در رحم خدیجه(س) قرار دادم و از آن، فاطمه(س) متولّد شد. پس فاطمه، حوریهای انسانگونه است که از او بوی بهشت به مشام من میرسد.»(5)
از امام باقر(ع) روایت شد که از امیرمؤمنان علی(ع) پرسیدند: «برای چه آن بانو را فاطمه نامیدند؟» حضرت علی(ع) فرمودند: «چرا که ایشان و پیروان ایشان را خداوند از آتش جهنّم دور کرده است.» (فطم به معنای بریدن و فاطمه از این ریشه است)(6)
دربارة پدر حضرت زهرا(س)، نیازمند گفتن هیچ کلامی نیستیم جز آنکه پدر ایشان، برترین مخلوقات و برترین انسان پا گذاشته بر زمین است و اشرف انبیاء و مرسلین. جایگاه حضرت فاطمه(س) نزد پدرشان تا حدی بود که میفرمودند: «فاطمه پاره جگر من است. هرکس او را به خشم آورد، مرا خشمگین ساخته است.»(7)
روایت شده است که محبوب ترین زن نزد رسول اکرم(ص)، فاطمه(س) بود و محبوبترین مرد، علی(ع).(8)
این جایگاه بلند حضرت فاطمه(س) نزد رسول خدا(ص)، حکایت از ارجمندی جایگاه آن بانو نزد خداوند متعال دارد. چرا که رسول خدا، کسی را دوست میداشت که خداوند دوست داشت. حضرت زهرا(س)، محبوب و برگزیده خداوند متعال بود. همانطور که رسول اکرم(ص) فرمودند:«همانا خداوند از خشم فاطمه به خشم میآید و با رضایتش راضی میشود.»(9)
آن بانو چنین جایگاهی دارند که از رسول خدا(ص) میفرمودند: «نخستین شخصی که به بهشت داخل میشود، فاطمه است.»(10)
ابوهریره از نبیّ اکرم(ص) نقل میکند: «هنگامی که روز قیامت میشود، خلایق در پیشگاه خداوند گرد میآیند. پس منادیای از پشت پرده ندا میدهد: «ای مردم! چشمها را بپوشانید و سرها را فروبیندازید که همانا فاطمه(س) دخت محمّد(ص) میخواهد از صراط گذر کند.»(11)
دربارهی مقام حضرت خدیجه(س) مادر گرانقدر حضرت زهرا(س) همین نکته کافی است که بگوییم ایشان نخستین زن هدایت شده به اسلام بودند(12) و خداوند به رسول اکرم(ص) درباره ایشان میفرمودند:
«ای محمد! از من به خدیجه سلام فرست و او را به خانهای در بهشت بشارت ده که هرگز پیش از او کسی بدان وارد نشده است.»(13)
مقام علمی حضرت زهرا(س)
حضرت فاطمه(س)، از جایگاه علمیای همتراز با اهل بیت (ع) برخوردار بود. یکی از القاب ایشان «محدثه» است. محدثه، به معنای شنوندهی سخن از ملائک است.
به محمّد بن ابی بکر گفته شد: «چگونه میگویی که به زهرا(س) الهام میشده است؟ در حالی که پیش از آن به غیر از رسولان و انبیاء به کسی وحی نشده است.» او پاسخ داد: «چگونه چنین میگویی در حالی که مریم(س)، نبی نبود و ملائکه با او سخن میگفتند. او محدّثه بود. مادر موسی بن عمران نیز محدّثه بود؛ در حالی که نبی نبود. ساره، همسر ابراهیم نیز ملائکه را در آن هنگام که او را به اسحاق و از نسل او یعقوب بشارت دادند، به چشم دید. فاطمه(س) دختر رسول خدا(ص) نیز محدّثه بود در حالی که نبی نبود.»(14)
امام صادق(ع) میفرمودند: «همانا فاطمه را محدّثه نام نهادند چرا که ملائکه به ایشان فرود میآمدند و ایشان را همچون مریم، دختر عمران مخاطب قرار میدادند و میگفتند: ای فاطمه! خداوند تو را برگزید و پاک گرداند و تو را به عنوان برترین زن جهانیان انتخاب کرد. ای فاطمه! برای پروردگارت قنوت بگیر، سجده کن و همراه با رکوع کنندگان، رکوع نما.» پس فرشتگان با او و او با فرشتگان سخن میگفتند...»(15)
مقام علمی حضرت زهرا(س) تا جایی است «مصحف» آن بانو از منابع علمی اهل بیت(ع) محسوب میشود. در روایتی طولانی از ابابصیر روایت شده است که حضرت صادق(ع) فرمودند:
«و مصحف فاطمه(س) نزد ماست و تو چه میدانی که مصحف فاطمه(س) چیست؟» ابوبصیر پرسید: «مصحف چیست؟»
حضرت فرمودند: «مصحف همانند قرآن شماست امّا سه برابر آن و به خدا قسم کلمه ای از قرآن شما در آن نیست.»(16)
حمّاد بن عثمان نیز میگوید: شنیدم که امام صادق(ع) میفرمودند: «همانا خداوند متعال، هنگامی که روح نبیّ اکرم(ص) را قبض نمود،فاطمه(س) از وفات ایشان بسیار اندوهگین شد و این حالت را کسی نمیدانست جز خداوند عزّ و جل. بنابراین فرشتهای را برای تسلای ایشان فرو فرستاد و او با فاطمه(س) سخن میگفت. آن حضرت به امیرمؤمنان این موضوع را اطّلاع داد و حضرت به ایشان فرمودند: هنگامی که او را احساس کردی و صدایش را شنیدی، سخنانش را به من بگو تا من نیز آن را بدانم.» پس از آن امیرمؤمنان آنچه را که میشنید در مصحف ثبت میکرد.»
آنگاه امام صادق(ع) فرمودند: «در این کتاب چیزی از حلال و حرام نیامده است بلکه دربارهی علوم هستی سخن گفته شده است.»(17)
فعالیتهای سیاسی
از آنجایی که در اسلام مبارزات تن به تن از دوش زنان برداشته شده است، قیام حضرت زهرا(ع) برای امر خداوند متعال به فعّالیتهای علمی در دفاع از ولایت، رسالت و امامت محدود گشت. ایشان در منزل خویش برای زنان کلاس تفسیر قرآن برگذار میکردند و در روزهایی که مردم وعده و قولهای خود را به رسول خدا(ص) دربارهی امر امامت امیرمؤمنان علی بن ابیطالب(ع) فراموش کرده بودند، به مسجد و در میان مردم آمدند و خطابههایی بلند و رسا دربارهی حقّ رسول خدا و امام علی(ع) بر آنان خواندند و حقّ را به ایشان گوشزد کردند.
از جمله حقوقی که متعلّق به ایشان بود و دربارهاش با ابوبکر در برابر مردم احتجاج کردند، فدک بودند. ایشان در بخشی از سخنانشان فرمودند:
«ای مردم! بدانید من فاطمه هستم و پدرم محمد است. آغاز و انجام سخن من بر حق است. آنچه می گویم ناروا نیست و آنچه انجام دهم بر ظلم و ناروا تکیه ندارد. پیامبری از خود شما مردم برای هدایت شما آمد که رنجهای شما بر او گران و او بر شما امیدوار و بر مؤمنان مهربان و رحمت آور بود... اینک این کتاب بین من و شما حکم می کند و تنها قضاوت کننده میان حق و باطل است. قرآن می فرماید: [زکریا به خداوند فرمود]: «پروردگارا فرزندی به من عطا کن، که از من و آل یعقوب ارث برد.» [در جای دیگر می فرماید]: «سلیمان از داود ارث برد.» خداوند تمامی سهمها و قسمتهای ارث را [در قرآن] بیان فرموده است و بهره مرد و زن را به تفصیل ذکر نموده است؛ تا بهانه ای برای اهل باطل باقی نمانده و مجال گمان و شبهه برای احدی تا قیامت پدید نیاید.»(18)
پینوشتها:
1. بحرانى اصفهانى، عبد الله بن نور الله، «عوالم العلوم و المعارف والأحوال من الآيات و الأخبار و الأقوال» (مستدرك سيدة النساء إلى الإمام الجواد)، قم، چاپ اول، 1413 ق. ج11-قسم-2-فاطمة؛ ص1030.
2. طوسى، محمّد بن الحسن، «الغيبة (للطوسي)»، كتاب الغيبة للحجة، قم، چاپ اول، 1411ق. ص286.
3. بعض من العلماء، «مجموعة نفيسة في تاريخ الأئمة»، البيروت، چاپ اول، 1422ق / 2002م.، ص79.
4. همان، ص80.
5. ابن شهر آشوب مازندرانى، محمّد بن على، «مناقب آل أبي طالب»، قم، چاپ اول، 1379 ق.، ج3، ص334.
6. همان، ج3، ص329.
7. صحیح بخاری، باب 12: مناقب قرابة رسول الله، ومنقبة فاطمة بنت النبي. حدیث رقم 3509.
8. ابن شهر آشوب مازندرانى، محمّد بن على، «مناقب آل أبي طالب»، ج3، ص331.
9. همان، ج3، ص325.
10. همان، ج3، ص326.
11. همان، ج3، ص329.
12. لاحظ الصحیح من السیرة (1 / 245) (الشطری)
13. سنن الترمذی 5 / 659، وذکر قریبا منه فی کنز العمّال 13 / 690، وذکره القندوزی الحنفی فی ینابیع المودّة ص174، والخوارزمی فی مقتل الحسین ص26، وهو فی صحیح البخاری ج5 ص47 48 وصحیح مسلم باب فضائلها(الشطری).
14. ابن بابويه، محمّد بن على، «علل الشرائع»، قم، چاپ اول، 1966م.، ج1، ص182.
15. همان،ج1، ص183.
16. كلينى، محمّد بن يعقوب، «الكافي» (ط - الإسلامية)، تهران، چاپ رابع، 1407 ق.، ج1، ص239.
17. همان، ج1 ؛ ص240
18. طبرسى، احمد بن على، «الإحتجاج على أهل اللجاج»، المشهد المقدّس، چاپ اول، 1403 ق. ج1، ص100-102