0

منتظر شهادت بابا بوديم

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

منتظر شهادت بابا بوديم

89/10/18 - 15:30
شماره:8910181201
نسخه چاپي ارسال به دوستان
فرزند سردار شهيد كاظمي در گفت‌وگو با فارس:
منتظر شهادت بابا بوديم

خبرگزاري فارس: فرزند ارشد شهيد كاظمي با بيان اينكه اين اواخر منتظر شهادت بابا بوديم، گفت: انتظار شهادت بابا را داشتيم ولي منتظر «فرزند شهيد» شدن نبوديم؛ در عالم بچگي‌ خودم تصور شهادت بابا را داشتم اما فكر اينكه بعد از بابا چه مي‌شود را نه.

محمد مهدي كاظمي فرزند ارشد سردار شهيد احمد كاظمي است؛ او خود را فرزند كربلاي 5 مي‌داند و شهيد كاظمي را نه تنها يك پدر مهربان كه رفيق تنهايي‌ها و راهنماي امين زندگي‌اش؛ وي در گفت‌وگو با خبرنگار ايثار و شهادت باشگاه خبري فارس «توانا» اظهار داشت: وقتي به دنيا آمدم، پدرم در جنگ بود؛ حتي خبر تولد مرا هم در عمليات بوده كه مي‌شنود؛ نبودن او و مشغله‌هايش باعث شد تا رابطه زيادي با هم نداشته باشيم؛ آنقدر كه وقتي او را مي‌ديدم به جاي بابا به او عمو مي‌گفتم.

كاظمي ادامه داد: شناخت من از بابا به روزهاي بعد از جنگ برمي‌گردد؛ وقتي كه در سال 79 او فرمانده نيروي هوايي سپاه شد و ما به تهران آمديم؛ اگر چه حجم كارهاي او باز هم زياد بود، اما بيشتر از سابق در خانه بود؛ دوران بعد از جنك نقطه عطف احساس بابا داشتن براي من و برادرم بود؛ ولي بايد اعتراف كنم كه دوري از او براي ما يك عادت شده بود.

فرزند ارشد شهيد كاظمي با بيان اينكه پدرم را تا زمان شهادتش نشناختم،‌ افزود: بعد از شهادت بابا بود كه فهميدم او چه شخصيت بزرگي است؛ چون او هيچ وقت درباره كارها و فعاليتش در خانه صحبت نمي‌كرد و اگر از او سؤالي هم مي‌كرديم، جواب‌هاي سربالا مي‌داد.

*مي‌گفت «تو كه بچه بودي انگشتم را گاز گرفتي و كنده شد»

وي با بيان خاطره‌اي از شهيد كاظمي اظهار داشت: يادم هست هر وقت درباره انگشتش كه قطع‌ شده بود،‌ سؤال مي‌كرديم مي‌گفت «تو كه بچه بودي انگشتم را گاز گرفتي و كنده شد» و من بعد از شهادت بابا از زبان آقا رشيد شنيدم كه در عمليات خيبر انگشت بابا تير مي‌خورد و از پوست آويزان مي‌شود؛ اما او اعتنايي نمي‌كند و انگشتش را مي‌كند و به طرف ديگري مي‌اندازد و به كارش ادامه مي‌دهد.

كاظمي گفت: هر چه بيشتر او را مي‌شناسم، سرم را با افتخار بالاتر مي‌گيرم و به داشتن چنين پدري بر خود مي‌بالم؛‌ دوست دارم طوري زندگي كنم كه بعد از من فرزندانم به من افتخار كنند.

*پدرم خود را سرباز مقام معظم رهبري مي‌دانست

فرزند شهيد كاظمي، اخلاص و عشق به ولايت را از ويژگي‌هاي بارز پدرش خواند و ادامه داد: پدرم خود را سرباز مقام معظم رهبري مي‌دانست و تمام تلاشش را مي‌كرد كه امر آقا را به بهترين شكل اجرا كند؛ از طرف ديگر او انسان‌شناسي‌ خاصي داشت؛ افراد را بعد از يك برخورد كوتاه مي‌شناخت و هميشه به ما توصيه مي‌كرد تجربه‌هاي مرا تجربه نكنيد.

وي بيان داشت: من واقعاً‌ دوست داشتم كه به پدرم خدمت كنم؛ دلم مي‌خواست هميشه كنارش باشم؛ جدا از آن ارتباط پدر و پسري و حتي شده به عنوان راننده‌اش به او نزديك باشم؛ ولي اين فرصت‌ هيچگاه محيا نشد، به جز همان آواخر حياتش كه هفته بسيج بود و چون مي‌دانست من علاقه دارم، مرا با خودش به يكي از برنامه‌هايي برد كه مي‌خواست در آن سخنراني كند.

*اين اواخر منتظر شهادت بابا بوديم

كاظمي با بيان اينكه اين اواخر منتظر شهادت بابا بوديم، گفت: انتظار شهادت بابا را داشتيم ولي منتظر «فرزند شهيد» شدن نبوديم چون درك اين موضوع برايم سخت بود؛ توي عالم بچگي‌ خودم تصور شهادت بابا را داشتم اما فكر اينكه بعد از بابا چه مي‌شود را نه.

وي افزود: بابا موضوع شهادتش را بارها در خانه هم مطرح كرده بود و هميشه به مادرم مي‌گفت «اگر تو راضي باشي، من حتماً‌ شهيد مي‌شوم»؛ مادرم براي من تعريف كرد به شهادت پدرت راضي نمي‌شدم كه بار آخر به من گفت «اگر راضي شوي و من شهيد شوم، به فاطمه زهرا (س) قسم مي‌خورم هميشه كنارتان باشم» و واقعاً‌ هم اين اتفاق افتاده است و حضور معنوي او را در زندگي و كارهايمان احساس مي‌كنيم؛ حتي در برنامه‌اي كه مي‌خواستيم براي سالگرد شهادتش بگيريم، به شيوه‌هاي مختلف و حتي در خواب برخي از دوستان آمده بود و ابراز كرده بود كه نگران كار ما است.

فرزند شهيد كاظمي اظهار داشت: ارتباطم با پدر بعد از شهادت كمرنگ كه نشده هيچ، بيشتر هم شده است؛ و حالا هم در همه كارها با او مشورت مي‌كنم به خصوص در موضوع ازدواجم؛ بعد از شهادتش اولين توصيه‌اي كه به من كرد اين بود كه گفت «محمد همه چيز را با مادرت مشورت كن».

*فرزندان شهدا بعد از پدرانشان بايد نخستين پشتيبانان ولايت فقيه باشند

كاظمي گفت: خط مشي‌ ما را بابا تا ابد ترسيم كرده و آن اين است كه سرباز مقام معظم رهبري باشيم و در صراط مستقيم و پشت سر ولايت فقيه حركت كنيم؛ در حوادث بعد از انتخابات سال گذشته خيلي‌ از دوستان، خواب بابا را ديده بودند كه بسيار در تلاش و فعاليت است و حتي به يكي از دوستان گفته بود «اگر من بودم مي‌دانستم چه كار كنم»؛ چون او بسيار دغدغه انقلاب و امام و رهبر را داشت و حتي بعد از شهادت هم توجه او نسبت به اين ماجرا قطع نشده است.

وي افزود: تصور من اين است كه يك فرزند شهيد بايد دومين نفر بعد از پدرش در تبعيت از ولايت و نخستين نفري باشد كه راه پدرش را ادامه مي‌دهد.

 
 
شنبه 18 دی 1389  7:48 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها