این منم پروردگار مهربانت خالقت اینک صدایم کن با قطره اشکی
به پیش آور دودست خالیت را با زبان بسته ات کار ندارم
لیک غوغای دل بشکسته ات را شنیده ام
غریب این زمین خاکی ام آیا عزیزم حاجتی داری؟
بگو جز من هیچ کس نمی فهمد به نجوایی صدایم کن بدان آغوش من باز است