0

.ღ خــلوت با خــدا... ღ.

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:.ღ خــلوت با خــدا... ღ.

اللهم فرغ قلبی لمحبتک و ارزقنا توفیق طاعتک و بعد معصیتک
خدایا قلب مارا از محبت غیر از خودت فارغ ساز و توفیق انجام طاعت و دوری از معصیتت را به ما عطا فرما
اللهم عَرِّفنی نَفسَک فانّک اِن لَم تُعَرِّفنی نَفسَک لَم اَعرِف رَسولَک
خدایا نفسم را به من بشناسان که اگر نشناسم نفسم را رسولم را نمی شناسم
اَللّهُمَّ عَرِّفنی رَسولَک فَاِنَّک اِن لَم تُعَرِّفنی رَسولَک لَم اَعرِف حُجَّتَک
خدایا رسولم را به من بشناسان که اگر رسولم را نشناسم حجت فی ارضت را نمی شناسم
فَاِنَّک اِن لَم تُعَرِّفنی حُجَّتَک ضَلَلتُ عَن دینی
خدایا حجتت را به من بشناسان که اگر حجتت را نشناسی از دینم گمراه می شوم.
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

سه شنبه 12 بهمن 1395  5:33 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:.ღ خــلوت با خــدا... ღ.

 

خدای خوب من
چند روزی است که خجالت میکشم از خانه بیرون روم .
تمام لباس هایم کهنه و پاره شده . دیگر حتی پینه ها نمیتوانند آبروداری کنند.
خدای خوب من 
پاهایم برهنه است و قدرت خرید کفش نو ندارم .
تمام تلاشم را میکنم تا شاید لایق آن شوم که دستم را دوباره بگیری و لباس تقوایم را نو کنی و کفشی نو برای پیمودن مسیر کمال به من عطا کنی .
آخر شنیده ام که گفته ای :

« خداوند به هر کس بخواهد بی حساب عطا می کند »

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

سه شنبه 12 بهمن 1395  5:34 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:.ღ خــلوت با خــدا... ღ.

 

منم زیبا که زیبا بنده ام را دوست میدارم تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید
ترا در بیکران دنیای تنهایان رهایت من نخواهم کرد
رها کن غیر من را آشتی کن با خدای خود تو غیر از من چه میجویی؟
تو با هر کس به غیر از من چه میگویی؟
تو راه بندگی طی کن عزیز من، خدایی خوب میدانم
تو دعوت کن مرا با خود به اشکی،
یا خدایی میهمانم کن که من چشمان اشک آلوده ات را دوست میدارم
طلب کن خالق خود را، بجو ما را تو خواهی یافت
که عاشق میشوی بر ما و عاشق میشوم بر تو که وصل عاشق و معشوق هم، آهسته میگویم، خدایی عالمی دارد
تویی زیباتر از خورشید زیبایم،
تویی والاترین مهمان دنیایم که دنیا بی تو چیزی چون تورا کم داشت
وقتی تو را من آفریدم بر خودم احسنت میگفتم مگر آیا کسی هم با خدایش قهر میگردد؟
هزاران توبه ات را گرچه بشکستی؛ ببینم من تورا از درگهم راندم؟ که میترساندت از من؟
رها کن آن خدای دور؟! آن نامهربان معبود. آن مخلوق خود را
این منم پروردگار مهربانت. خالقت. اینک صدایم کن مرا. با قطره ی اشکی
به پیش آور دو دست خالی خود را.
با زبان بسته ات کاری ندارم لیک غوغای دل بشکسته ات را من شنیدم
غریب این زمین خاکی ام. آیا عزیزم حاجتی داری؟
بگو جز من کس دیگر نمیفهمد. به نجوایی صدایم کن.
بدان آغوش من باز است قسم بر عاشقان پاک با ایمان
قسم بر اسبهای خسته در میدان تو را در بهترین اوقات آوردم
قسم بر عصر روشن، تکیه کن بر من
قسم بر روز، هنگامی که عالم را بگیرد نور
قسم بر اختران روشن اما دور، رهایت من نخواهم کرد
برای درک آغوشم، شروع کن، یک قدم با تو تمام گامهای مانده اش با من
تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید
ترا در بیکران دنیای تنهایان.
رهایت من نخواهم کرد.

سهراب سپهری

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

سه شنبه 12 بهمن 1395  5:35 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:.ღ خــلوت با خــدا... ღ.

خطا از من است، می دانم.

از من که سالهاست گفته ام "ایاک نعبد"

اما به دیگران هم دلسپرده ام

از من که سالهاست گفته ام " ایاک نستعین"

اما به دیگران هم تکیه کرده ام

اما رهایم نکن

بیش از همیشه دلتنگم

به اندازه ی تمام روزهای نبودنم

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

سه شنبه 12 بهمن 1395  5:36 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:.ღ خــلوت با خــدا... ღ.

خدایا تو خود میدانی انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است

چه زجر میکشد آن کس که انسان است و از احساس سرشار است.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

سه شنبه 12 بهمن 1395  5:36 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:.ღ خــلوت با خــدا... ღ.

الهی

در جلال، رحمانی ، در کمال، سبحانی

نه محتاج زمانی و نه آرزومند مکانی

نه کَس به تو ماند و نه به کَس مانی

پیداست که در میان جانی، بلکه زنده به چیزی است که تو آنی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

سه شنبه 12 بهمن 1395  5:36 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:.ღ خــلوت با خــدا... ღ.

پروردگارا

یاری ام ده ، تا بدون اینکه از ایمان افراد بپرسم

و بدون اینکه بدردم بخورند، همدل و همدردشان باشم .

زیرا در سودای هر انسانی " روح تو " خانه گزیده

 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

سه شنبه 12 بهمن 1395  5:37 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:.ღ خــلوت با خــدا... ღ.

الهی

در شگفتم از آنکه کوه را می شکافد تا به معدن جواهر دست یابد

ولی خویش را نمیکاود تا به مخزن حقائق برسد

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

سه شنبه 12 بهمن 1395  5:37 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:.ღ خــلوت با خــدا... ღ.

خدایا 

خوش به حال آنکه قلبش مال توست

حال و روزش هر نفس، احوال توست

خوش به حال آنکه چشمانش تویی

آرزوهایش همه آمال توست

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

سه شنبه 12 بهمن 1395  5:38 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:.ღ خــلوت با خــدا... ღ.

گفتم: خدای من، دقایقی بود در زندگانیم که هوس می کردم سر سنگینم را که پر از دغدغه ی دیروز بود و هراس فردا، بر شانه های صبورت بگذارم، آرام برایت بگویم و بگریم، در آن لحظات شانه های تو کجا بود؟ گفت: عزیزتر از هر چه هست، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگی، که در تمام لحظات بودنت برمن تکیه کرده بودی،
من آنی خود را از تو دریغ نکرده ام که تو اینگونه هستی، 
من همچون عاشقی که به معشوق خویش می نگرد، 
با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم 
گفتم: خدای من، دقایقی بود در زندگانیم که هوس می کردم سر سنگینم را که پر از دغدغه ی دیروز بود و هراس فردا، بر شانه های صبورت بگذارم، آرام برایت بگویم و بگریم، در آن لحظات شانه های تو کجا بود؟ گفت: عزیزتر از هر چه هست، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگی، که در تمام لحظات بودنت برمن تکیه کرده بودی،
من آنی خود را از تو دریغ نکرده ام که تو اینگونه هستی، 
من همچون عاشقی که به معشوق خویش می نگرد، 
با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم 
گفتم: پس چرا راضی شدی من برای آن همه دلتنگی، اینگونه زار بگریم؟ 
گفت: عزیزتر از هر چه هست، 
اشک تنها قطره ای است که قبل از آنکه فرود آید 
عروج می کند، اشکهایت به من رسید و من یکی یکی بر زنگارهای روحت ریختم تا باز هم از جنس نور باشی و از حوالی آسمان 
چرا که تنها اینگونه می شود تا همیشه شاد بود 
گفتم: آخر آن چه سنگ بزرگی بود که بر سر راهم گذاشته بودی؟ 
گفت: بارها صدایت کردم، 
آرام گفتم: از این راه نرو که به جایی نمی رسی، 
توهرگز گوش نکردی و آن سنگ بزرگ فریاد 
بلند من بود که عزیزتر از هر چه هست از این راه نرو که به ناکجاآباد هم نخواهی رسید 
گفتم: پس چرا آن همه درد در دلم انباشتی؟ 
گفت: روزیت دادم تا صدایم کنی، چیزی نگفتی، 
پناهت دادم تا صدایم کنی، چیزی نگفتی، 
بارها گل برایت فرستادم، کلامی نگفتی، 
می خواستم برایم بگویی و حرف بزنی. 
آخر تو بنده ی من بودی چاره ای نبود جز نزول درد که تنها اینگونه شد تو صدایم کردی 
گفتم: پس چرا همان بار اول که صدایت کردم درد را از دلم نراندی؟ 
گفت: اول بار که گفتی خدا آن چنان به شوق آمدم که حیفم آمد بار دگر خدای تو را نشنوم، 
تو باز گفتی خدا و من مشتاق تر برای شنیدن خدایی دیگر، 
من می دانستم تو بعد از علاج درد بر خدا گفتن اصرار نمی کنی 
وگرنه همان بار اول شفایت می دادم. 
گفتم: مهربانترین خدا، دوست دارمت 
گفت: عزیزتر از هر چه هست من دوست تر دارمت ...

 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

سه شنبه 12 بهمن 1395  5:38 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:.ღ خــلوت با خــدا... ღ.

 

مهربانا!
چگونه با این همه سنگینی گناه ،دستم را رو به آسمانت دراز کنم و خواسته ام را بر زبان بیاورم؟چگونه؟
شرمسارم معبود مهربانم...
یا ستار العیوب دستم بگیر!

 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

سه شنبه 12 بهمن 1395  11:10 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:.ღ خــلوت با خــدا... ღ.

بیخودی پرسه زدیم، صبحمان شب بشود

بیخودی حرص زدیم،سهممان کم نشود

ما خدا را با خود، سر دعوا بردیم و قسمها خوردیم

ما به هم بد کردیم، ما به هم بد گفتیم

ما حقیقت هارا، زیر پا له کردیم

...و چقدرحظ بردیم، که زرنگی کردیم

روی هرحادثه ای، حرفی از مهر زدیم

از تو من میپرسم ، ما که راگول زدیم؟؟؟

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

سه شنبه 12 بهمن 1395  11:11 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:.ღ خــلوت با خــدا... ღ.

توبه بر لب ، سبحه بر کف ، دل پر از شوق گناه

معصیت را خنده می آید ز استغفار ما . . .

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

سه شنبه 12 بهمن 1395  11:11 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:.ღ خــلوت با خــدا... ღ.

یارب تو کریمی و کریمی کرم است 

عاصی ز چه رو برون ز باغ ارم است

با گریه اگر ببخشی ام نیست کرم 

با معصیتم اگر ببخشی کرم است . . .

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

سه شنبه 12 بهمن 1395  11:11 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:.ღ خــلوت با خــدا... ღ.

 

سلام خدای مهربون...

خدایا ما اینقدر که حرص و جوش می زنیم واسه ازدواجمون... اونم امری مستحب...پاسخ به:.ღ خــلوت با خــدا... ღ.

کاش یه خورده واسه واجبات و محرمات اینجوری حرص و جوش می خوردیم...پاسخ به:.ღ خــلوت با خــدا... ღ.

خدایا عنایتی کن مثل شهدا حواسم جمع باشه...

خدایا دستمو بزار تو دست شهدا...

شهدا
تنها رفقایی هستند که هیچ وقت نامردی نمی کنن...
رفقایی قابل اعتماد هستند...


اللهم انی اعوذ بک من نفس یا تشبع
خدایا پناه می برم به تو از نفسی که از دنیا سیری ندارد...پاسخ به:.ღ خــلوت با خــدا... ღ. 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

سه شنبه 12 بهمن 1395  11:11 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها