0

.ღ خــلوت با خــدا... ღ.

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:.ღ خــلوت با خــدا... ღ.

 

خدا!!
کاشکی اون وقتایی که براتو گریه می کنم و تنهام 
وتورو صدا میزنم 
تو هم من صدا بزنی و
بگی تعال:بیا ،بیا تو بغلم
منو توبغلت جابدی و فقط وفقط به حرفای دلم گوش کنی و
بگی الا بذکر الله تطمئن القلوب :هرموقع دلت گرفت فقط بیا پیش خودم
تا بهت آرامش بدم من های های گریه کنم
که چرا تورو زود تر پیدا نکرده بودم 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

سه شنبه 12 بهمن 1395  4:56 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:.ღ خــلوت با خــدا... ღ.

 

سلام خداجون فقط دوستمون شهلا را شفا بده حالت خوب شد اطلاع بده خوشحال شيم 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

سه شنبه 12 بهمن 1395  4:57 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:.ღ خــلوت با خــدا... ღ.

وقتی قلب‌هایمان‌ کوچک‌تر از غصه‌هایمان‌ میشود
وقتی نمیتوانیم‌ اشک‌هایمان‌ را پشت‌ پلک‌هایمان‌ مخفی کنیم‌
و بغض‌هایمان‌ پشت‌ سر هم‌ میشکند
پاسخ به:.ღ خــلوت با خــدا... ღ.

وقتی احساس‌ میکنیم
بدبختیها بیشتر از سهم‌مان‌ است‌
و رنج‌ها بیشتر از صبرمان؛

وقتی امیدها ته‌ میکشد
و انتظارها به‌ سر نمیرسد
وقتی طاقتمان‌ تمام‌ میشود
و تحملمان‌ هیــــــــچ ...



آن‌ وقت‌ است‌ که‌ مطمئنیم‌ به‌ تو احتیاج‌ داریم
و مطمئنیم‌ که‌ تو
فقط‌ تویی که‌ کمکمان‌ میکنی ...


آن‌ وقت‌ است‌ که‌ تو را صدا میکنیم
و تو را میخوانیم
آن‌ وقت‌ است‌ که‌ تو را آه‌ میکشیم
تو را گریه‌ میکنیم
و تو را نفس‌ میکشیم 

پاسخ به:.ღ خــلوت با خــدا... ღ.


وقتی تو جواب‌ میدهی،
دانه‌دانه‌ اشک‌هایمان‌ را پاک‌ میکنی
و یکی یکی غصه‌ها را از دلمان‌ برمیداری
گره‌ تک‌تک‌ بغض‌هایمان‌ را باز میکنی
و دل‌ شکسته‌مان‌ را بند میزنی
سنگینی ها را برمیداری
و جایش‌ سبکی میگذاری و راحتی؛
بیشتر از تلاشمان‌ خوشبختی میدهی
و بیشتر از حجم لب‌هایمان، لبخند

خواب‌هایمان‌ را تعبیر میکنی
و دعاهایمان‌ را مستجاب‌
آرزوهایمان‌ را برآورده می کنی؛
قهرها را آشتی میدهی
و سخت‌ها را آسان
تلخ‌ها را شیرین‌ میکنی
و دردها را درمان
ناامیدی ها، همه امید میشود
و سیاهی‌ها سفید سفید ...

خداوندا !
تنها تو را صدا میکنیم
و فقط تو را می خوانیم ...

پاسخ به:.ღ خــلوت با خــدا... ღ.پاسخ به:.ღ خــلوت با خــدا... ღ.پاسخ به:.ღ خــلوت با خــدا... ღ.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

سه شنبه 12 بهمن 1395  4:57 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:.ღ خــلوت با خــدا... ღ.

 

سلام عزیزم. نیازی نیس من اینجا چیزی بهت بگم فقط میگم ببخش که تورو همیشه شبیه یه دختر هم سن خودم ، کنار خودم می بینم ، آخه خیلی دوست دارم. اگه چیزی غیر ازاین تصورت کنم کم میارم تو زندگی ، خودت که کنار من بودی ، دیدی چه شرایطی داشتم . البته ازت ممنونم که این شرایط رو واسم ایجاد کردی تا روحم ساکن نمونه. اینم بگم که هر ثانیه که تصورت میکنم کنار خودم ، فقط عشقمون یادم میاد. اینکه چقدر همدیگرو دوس داریم. البته میدونم تو بیشتر. فقط این عشقه که هر ثانیه یادم میاد ، باعث میشه راهم گم نشه. عزیزم نرسه روزی که تورو نداشته باشم. 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

سه شنبه 12 بهمن 1395  4:58 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:.ღ خــلوت با خــدا... ღ.

خداوندا...

نگذار که از تو فقط نامت را بدانم و 
نگذار که از تو فقط مشق کردن اسمت را به یاد داشته باشم

هــــمواره در من جـــــــــــاری بـــــاش 
همانگونه که خون در رگهایم جاریست



خداوندا 

از تو می خواهم که هرگز در بیابان هولناک زندگی تـ ـ ـ ـ ـنها و بی یاورم رهایم نسازی

از تو می خواهم که در کوره راه پر پیچ و خم زندگی تنهایم نگردانی که 

هـــــــمواره محتاج 
وجودت هستم
 ...

 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

سه شنبه 12 بهمن 1395  4:58 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:.ღ خــلوت با خــدا... ღ.

 

کاش می شد پرواز کرد و اومد پبشت خدا
کاش می شد صبورتر بود.
کاش می شد همه جای زندگی تو باشی و توباشی خدا
کاش می شد آقا امام زمان دوسم داشته باشه.
کاش می شد 1 شب مهمون حضور آقا شد
کاش می شد همیشه ....
خدایاااا دلم می خوادت.. خدایاااا بیا تا همیشه باسه هم باشیم.
خدا جونم بیا همه چیز من شو. 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

سه شنبه 12 بهمن 1395  4:58 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:.ღ خــلوت با خــدا... ღ.

 

سلام خداي مهربونم
هر چه قدر كه با گناهام ازت دور ميشم وبا خجالت نهفته تو وجودم ميخام دورتر شم ازت تا بيشتر خجالت نكشم،هر چه قدر اين نفس سركشم مي خواهد من و ازت دور كنه....
بازم آغوشت و برام باز ميكني... واي كه چه قدر من حقيرم ، و تو بزرگ...پاسخ به:.ღ خــلوت با خــدا... ღ. 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

سه شنبه 12 بهمن 1395  4:59 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:.ღ خــلوت با خــدا... ღ.

 

گنجشک با خدا قهر بود…….روزها گذشت و گنجشگ با خدا هیچ نگفت . فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت: می آید ؛ من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی هستم که دردهایش را در خود نگاه میدارد …..
و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست. فرشتگان چشم به لب هایش دوختند، گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود : با من بگو از آن چه سنگینی سینه توست.

گنجشک گفت : لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی کسی  ام. تو همان را هم از من گرفتی. این طوفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی؟ لانه محقرم کجای دنیا را گرفت ه بود؟ و سنگینی بغضی راه کلامش بست.
سکوتی در عرش طنین انداخت فرشتگان همه سر به زیر انداختند. خدا گفت:ماری در راه لانه ات بود. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آن گاه تو از کمین مار پر گشودی.
گنجشگ خیره در خدائیِ خدا مانده بود.
خدا گفت: و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی! اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود. ناگاه چیزی درونش فرو ریخت 

 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

سه شنبه 12 بهمن 1395  4:59 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:.ღ خــلوت با خــدا... ღ.

 

بسم الله الرحمن الرحيم

سلامي گرم به پروردگارم كه جز او كسي نيست.
چي بگم!
دلم خيلي برات تنگ شده..پاسخ به:.ღ خــلوت با خــدا... ღ.
منو در پناه خودت حفظ كن!
آره!مي بيني معبودم؟كسي نيست مگر لطف خودت

تسليمم به رضاي تو! 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

سه شنبه 12 بهمن 1395  4:59 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:.ღ خــلوت با خــدا... ღ.

خدايا: حد محبت به خودت و اهل بيت را در وجودمان به سوي بي نهايت ميل بده

 


خدايا: كارهاي نيكمان را ضرب كن، اعمال زشتمان را كم كن و محبت به ديگرانمان را تقسيم كن

 


خدايا: نمودار زندگيمان را هميشه تابع درجه سه اي قرار بده كه همواره صعودي باشد


و خدايا: مرگمان را همچون جمع دو عدد يك، آسان گردان

.ღ خــلوت با خــدا... ღ.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

سه شنبه 12 بهمن 1395  4:59 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:.ღ خــلوت با خــدا... ღ.

پروردگارا

به من آرامش ده

تا بپذيرم آنچه را كه نميتوانم تغيير دهم

دليري ده

تا تغيير دهم آن چه را كه ميتوانم تغيير دهم

بينش ده

تا تفاوت اين دو را بدانم

مرا فهم ده

تا متوقع نباشم ،دنيا و مردم آن مطابق ميل من رفتار كنند

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

سه شنبه 12 بهمن 1395  5:00 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:.ღ خــلوت با خــدا... ღ.

 

بنام خدا.
سلام.
حرف خدا:
بیا از غم شکایت کن.که من همدرد تو هستم
بیا و شکوه از دل کن که من دل را به خود بستم.
جدایی را حکایت کن که من دل را از آن شستم
اگر از زخم دل پرسی برایش مرحمی بستم.

بیا و بندۀ ای خوب باش که من خالق تو هستم.
بیا و بندۀ من باش که من از آن تو هستم.
بیا دلگیر نباش از خود که من دلداده ات هستم.
بیا ای بندۀ نازم که من همراه تو هستم. 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

سه شنبه 12 بهمن 1395  5:00 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:.ღ خــلوت با خــدا... ღ.

كاش ميشد خيلي راحت حرف زد تمام حرفهايي كه يه عمر بر قلب كوچكت 

سنگيني ميكنند 

تمام چيزهايي كه يه عمر روح تو را اذيت كردند 

خدايا ميدونم در همين ۲۵ سال زندگيم فقط تورو اذيت كردم راستش تو تنها كسي 

بودي كه هميشه داشتم 

تو تنها كسي بودي كه كه هميشه پيشم بودي و هرگز تنهام نگذاشتي 


خدايا تو همه دارايي مني همه وجودم ازت ممنونم به خاطر اينكه هميشه دوستم 

داشتي حتي وقت هايي كه بد بودم حتي وقتهايي كه ناسپاس بودم حتي وقتهاي 

كه من فراموشت كردم وقتهايي كه گناه كردم و تو دم نزدي خدايا دلم ميخواد تا 

جون دارم فرياد بزنم خدايا من تنها تورو دارم تنهام نذار خدايا خيلي تنهام از اين ادما 

دلگيرم 

برخی اذيتم كردند هيچ وقت به معناي واقعي دوستم نداشتند هر وقت هم كه واژه 

دوست داشتن به كار بردند دروغ گفتند براي دروغ گفتنشون هزار دليل داشتند ولي 

حيف كه من هيچ وقت با اينها بد نبودم من با اينها بد نبودم ولي اينها با من بد بودند با 

اينا مهربان بودم با من نامهربان بودند 

خدايا من معامله را غلط كردم من دلي را نشكستم اگر شکستم من رو ببخشند 

ولي هر لحظه دلم شكست داغون شدم و دم نزدم كاش انقدر كه با اينها مهربان 

بودم با تو مهربان بودم مهربان خداي من منو ببخش 

من همه ادم هارو صميمانه با همه وجودم دوست داشتم نه دروغي بود نه ريايي 

پس چرا شكستند مرا پس چرا هيچ وقت تشكري نكردند و دستم را با مهرباني 

نگرفتند 

به رنج اينان رنجور و به خوش هايشان دلخوش بودم به غمشان غمگين به شاديشان 

شاد بودم 

خدايا خودت هميشه شاهدم بودي شاهد همه چيز من ازحنده هايم تا شاديهايم 

خدايا ميدونم هميشه دوستم داشتي و هميشه به يادم بودي ميخواهم فراموشم 

نكني ميخواهم تنهام نذاري بيشتر از هميشه امروز محتاج توام.. 
.ღ خــلوت با خــدا... ღ.
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

سه شنبه 12 بهمن 1395  5:00 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:.ღ خــلوت با خــدا... ღ.

 

مهرآفرینا! 

سجاده ام را به سمت قبله نیاز می گشایم 

تا ذره ذره وجودم را به معراج 

نگاهت، پرواز دهم

می ایستم به قامت دربرابرت تاعظمتت راسپاس گویم 

به رکوع می روم تا بزرگی ات را به یاد بیاورم 

و به سجده می افتم تا بر بندگی ام مهر عشق بزنم…

چه آرامش پایان ناپذیری در نگاه توست

چه لحظه های مهرافروزی در ذکر یادت…

پروردگارا! دستان دعایم را 

به عرش الهیت برسان ،

دلم را به حلاوت دوستیت 

و چشمان باران زده ام رابه دیدارت

نورانی گردان ... 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

سه شنبه 12 بهمن 1395  5:01 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:.ღ خــلوت با خــدا... ღ.

درد و دل با خداوند مهربان


گفتم : خدای من ، دقایقی بود در زندگانیم که هوس می کردم سر سنگینم را که پر از دغدغه دیروز بود و

هراس فردا بر شانه های صبورت بگذارم ، آرام برایت بگویم و بگریم ، در آن لحظات شانه های تو کجا بود ؟

گفت: عزیز تر از هر چه هست ، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگی که در تمام لحظات بودنت بر من تکیه کرده

بودی ، من آنی خود را از تو دریغ نکرده ام که تو اینگونه هستی . من همچون عاشقی که به معشوق
 

خویش می نگرد ، با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم گفتم : پس چرا راضی شدی من

برای آن همه دلتنگی ، اینگونه زار بگریم ؟

گفت : عزیزتر از هر چه هست ، اشک تنها قطره ای است که قبل از آنکه فرود آید عروج می کند

،اشکهایت به من رسید و من یکی یکی بر زنگارهای روحت ریختم تا باز هم از جنس نور باشی و از حوالی
 

آسمان ، چرا که تنها اینگونه می شود تا همیشه شاد بود .گفتم : آخر آن چه سنگ بزرگی بود که بر سر

راهم گذاشته بودی ؟

گفت : بارها صدایت کردم ، آرام گفتم از این راه نرو که به جایی نمی رسی ، تو هرگز گوش نکردی و آن

سنگ بزرگ فریاد بلند من بود که عزیز از هر چه هست از این راه نرو که به ناکجاآباد هم نخواهی رسید .
 

گفتم : پس چرا آن همه درد در دلم انباشتی ؟

گفت : روزیت دادم تا صدایم کنی ، چیزی نگفتی ، پناهت دادم تا صدایم کنی ، چیزی نگفتی ، بارها گل

برایت فرستادم ، کلامی نگفتی ، می خواستم برایم بگویی آخر تو بنده ی من بودی چاره ای نبود جز نزول
 

درد که تو تنها اینگونه شد که صدایم کردی .

گفتم : پس چرا همان بار اول که صدایت کردم درد را از دلم نراندی ؟

گفت : اول بار که گفتی خدا آنچنان به شوق آمدم که حیفم آمد بار دگر خدای تو را نشنوم ، تو باز گفتی

خدا و من مشتاق تر برای شنیدن خدایی دیگر ، من می دانستم تو بعد از علاج درد بر خدا گفتن اصرار
 

نمی کنی وگر نه همان بار اول شفایت می دادم . 

گفتم : مهربانترین خدا ، دوست دارمت ...

گفت : عزیز تر از هر چه هست من دوست تر دارمت ...

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

سه شنبه 12 بهمن 1395  5:01 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها