0

داستان جالب «راننده تاکسی»

 
zahra_53
zahra_53
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 28735
محل سکونت : اصفهان

داستان جالب «راننده تاکسی»



داستانهای جذاب,سرگرمی

 

 

چرچیل(نخست وزیر اسبق بریتانیا) روزي سوار تاکسی شده بود و به دفتر هنگامی که به آن جا رسید به راننده گفت آقا لطفاً نیم ساعت صبر کنید تا من برگردم.

 

راننده گفت: "نه آقا! من می خواهم سریعاً به خانه بروم تا سخنرانی چرچیل را از رادیو گوش دهم" .

 

چرچیل از علاقه ي این فرد به خودش خوشحال و ذوق زده شد و یک اسکناس ده پوندي به او داد.

 

راننده با دیدن اسکناس گفت: "گور باباي چرچیل! اگر بخواهید, تا فردا هم این جا منتظر می مانم!

 

منبع:qomefarda.ir



   http://bayanbox.ir/view/4901804249511124488/talar-koodak.gif

 

 

اصفهان نگین فیروزه ای جهان

سه شنبه 5 بهمن 1395  1:50 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها