0

اگه یه شب

 
aminsky
aminsky
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : تیر 1388 
تعداد پست ها : 936
محل سکونت : خوزستان

اگه یه شب

اگه یه شب خوابت نرفت

 

خستگی ها یادت نرفت

 

بیدار نشستی تا سحر

 

خیره شدی به قفل در

 

اگه دیدی که ساعتم خوابیده و راه نمی ره

 

پنجره های غم زده فقط شبا نشون می دن

 

بدون که نفرین منه آتیش به جونت می زنه

 

خنجرالتماس من به استخونت می زنه

 

می گیره از چشای نازه تو لذت خواب راحتا

 

تا صبح باید نگاه کنی عقربه های ساعتا

 

اگه روزای بی کسی تنها نشستی با دلت

 

گشتی پی خیال من با اون خیال باطلت

 

دیدی که دست روزگار گرفته دستما

 

نمی تونی گریه کنی مرگ نگاه خستما

 

بدون که نفرین منه

 

" بر روی بالشـی که از مــرگ پرنده ها پـر است

نمی تـوان خواب پــرواز را دیـد "

 

AmInO

شنبه 18 دی 1389  11:11 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها