مالک اشتر در عصر جاهلیت متولد گشت ولی روز تولد وی معلوم نیست زیرا واضح است که در زمان جاهلیت به موضوع تاریخ نویسی و نگارش واقعه اهتمام نداشتند و این موضوع به خوبی روشن نیست که آیا مالک اشتر، پیش از بعثت پیامبر متولد شده یا بعد از بعثت آن حضرت دیده به جهان گشوده است.
مالک اشتر از خاندان بزرگ و معروف یمن که در سراسر حجاز و جزیره العرب به نام بودند، به نام قوم مذحج و خاندان نخع برخاست و پس از آنکه با گروهی از افراد طایفه اش به نبرد با رومیان رفتند، سرانجام کوفه را به عنوان مسکن انتخاب نمودند. مالک با آن ظرفیت و لیاقت و کمال و پاکی ای که داشت، رئیس و سرپرست طایفه خود گردید و این دودمان اصیل در کوفه و عراق نیز مشهور و معروف به خوبی و شجاعت بود.
مالک اشتر از دیدگاه دیگران
۱ـ پیامبر گرامی اسلام (ص) مالک اشتر را مومن می خواند. در حضور پیامبر (ص) از مالک اشتر نام برده شد. پیامبر فرمود: انه المومن حقا. پیامبر در جای دیگر در جریان دفن کردن ابوذر در ربذه فرمود: افراد صالح و مومنی در آن سرزمین می آیند که ابوذر را دفن کنند که بعد از سالیان و هنگام وفات ابوذر، دخترش در آن بیابان مالک اشتر و تعدادی از همراهان را می بیند که مالک اشتر بر ابوذر نماز خواند و او را دفن کردند.
۲ـ ابی ابی الحدید در شرح نهج البلاغه می نویسد: زنده باد مادری که همچون اشتری فرزندی بزاد. اگر کسی سوگند یاد کند که در تمامی عرب و عجم، خداوندی مردی به دلاوری اشتر جز استادش علی بن ابی طالب(ع) نیافریده است، گمان ندارم در سوگندش گنهکار باشد. چه گویم درباره کسی که زندگی اش اهل شام را منهزم ساخت و مرگش اهل عراق را درهم شکست.
۳ـ ابن شهر آشوب وقتی که می خواهد از مالک تعریف کند، او را این گونه تصویر می کند: مالک از برجسته ترین اصحاب و بهترین تابعان بود و یکی از دلدادگان به حق. مالک زمان رسول خدا(ص) را به خاطر داشت و شاهد دوره خلافت ۲۵ ساله نخستین بوده است.
مالک اشتر از نگاه امیر مومنان علی (ع)
در بیانی علی (ع) نسبت مالک به خود را نسبت خویش به پیامبر می داند، یعنی همان گونه که علی (ع) برای پیامبر برادر، جانشین، وصی، وزیر و دیگر عبارات بوده است، مالک نیز چنین است. حال در اینجا به صورت فهرست وار برخی از اوصاف را که علی (ع) درباره مالک اشتر فرموده اند، بیان می کنیم:
۱ـ در روزهای ترسنان و ایام خطر به خواب نمی رود و هوشیار است.
۲ـ از دشمنان به هنگام بیم و هراس، نمی ترسد و فرار نمی کند.
۳ـ او شمشیری از شمشیرهای خداست که تیزی و برندگی آن کند نمی شود.
۴ـ بر بدکاران و ستم پیشگان از آتش سخت تر است.
۵ـ قدرت مهار کردن دشمن را به طور کامل دارد.
۶ـ از کسانی نیست که بیم سستی و لغزیدن در او باشد.
۷ـ از کسانی نیست در جایی که باید شتاب و سرعت داشته باشد، کندی کند یا در حالی که باید کندی و تاملی کند، سرعت به خرج دهد.
۸ـ مالک از برای من چنان بود که من برای رسول خدا (ص) بودم.
شهادت مالک اشتر
به نقل تاریخ، بعد از اینکه حضرت علی (ع) مالک اشتر را به حکومت مصر منصوب کردند وقتی این خبر به معاویه رسید پیغام داد برای یکی از مالکان روستاهای بین راه مصر، که مالک اشتر را مسموم کن تا من خراج بیست سال را از تو نگیرم.
وقتی مالک به آنجا رسید، دهقان که فهمیده بود او عسل را زیاد دوست دارد، مقداری عسل مسموم برای مالک، هدیه آورد و قدری هم از اوصاف و فوائد عسل، حرف زد. او شربتی از آن عسل زهرآلود را خورد که هنوز کاملا از گلوی او پائین نرفته بود که در همان بین راه از دنیا رحلت نمود. بعضی گفته اند که شهادتش در “قلزم” واقع شد و نافع، غلام عثمان او را مسموم کرد.
امیرالمؤمنین علیه السلام از شهادت مالک بسیار متأثر گردید و فرمود: خدا مالک را رحمت کند. او برای من آن چنان بود که من برای پیامبر خدا بودم.