0

نسناس چگونه موجودی است؟

 
taha_h
taha_h
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : تیر 1394 
تعداد پست ها : 5282
محل سکونت : تهران

نسناس چگونه موجودی است؟

درباره چیستی و ماهیت «نسناس» دیدگاه های مختلفی بیان شده است:

 

1. نسناس حیوان و موجودی موهوم است که آن را به شکل انسان تصور مى‏ کنند، و در زبان متداول به معناى نوعى میمون است. [1]

 

2. مخلوقاتی که از جهتی شبیه به انسان بودند و از جهت دیگری با آن فرق داشتند، و از نسل بنی آدم نبوده اند. [2] لذا براساس برخی روایات و دیدگاه برخی از مفسّران، پیش از آفرینش آدم (ع)، موجوداتی به نام «نسناس» در زمین زندگی می کرده اند که بسیار مرتکب فساد و قتل و خونریزی می شده اند. به همین جهت، پس از آنکه خداوند فرمود: «من در روى زمین، جانشینى [نماینده‏اى‏] قرار خواهم داد»، فرشتگان گفتند: «پروردگارا! آیا کسى را در آن قرار مى‏دهى که فساد و خونریزى کند؟!». [3] بنابراین، پرونده سوء پیشینه این مخلوقات، سبب بدگمانى فرشتگان نسبت به انسان شد، و او را به نسناس قیاس کردند. [4]

 

گفتنی است که در برخی از روایات درباره نسل پیش از آفرینش آدم (ع)، نام «نسناس» ذکر شده و در برخی دیگر فقط به این گروه از موجودات پیش از خلقت آدم (ع) به صورت کلّی و بدون نام خاصّی اشاره شده است. [5] در این جا، به دو روایت اکتفا می شود:

 

حضرت امام علی (ع) فرمود: «همانا [هنگامی که] خداى تبارک و تعالى دوست داشت تا موجودى را با قدرت بیکرانش بیافریند، در زمانى بود که از آفرینش جنّ و نسناس هفت هزار سال گذشته بود». [6] این حدیث، زمان آفرینش گروهی از موجودات به نام «نسناس» را پیش از آفرینش آدمیان معرفى مى ‏نماید.

 

امام محمدباقر (ع) در پاسخ به پرسش جابر بن یزید جعفی در این زمینه فرمودند: «گویا تو گمان می ‌کنی خداوند تنها این عالم را آفریده است و گمان می ‌کنی خداوند غیر از شما بشر دیگری نیافریده است. به خدا سوگند خداوند هزار هزار عالم آفریده است و هزار هزار آدم و تو در آخرین این عالم و از آخرین این آدم‌ ها هستی». [7] ، [8] در این حدیث، فقط اشاره به موجوداتی پیش از انسان هایی از نسل حضرت آدم (ع) اشاره شده و نامی از نسناس نیامده است.

 

3. با استناد به حدیثی، [9] نسناس، نوعى از انسان ها و از نسل بنی آدم بودند که به جهت مسخ دارای یک دست و یک پا بوده و مانند حیوانات می چریدند . [10] طبق این معنا، می توان گفت که، مصداقی از نسناس، در قوم عاد وجود داشتند و منافاتی با موجودات پیش از خلقت حضرت آدم (ع) ندارد؛ چرا که بنابر برخی از روایات، گروهی از انسان ها به دلیل انجام گناهان زیاد و تقویت جنبه های حیوانی و دوری از جنبه های ملکوتی، از مصادیق نسناس و آیه «إِنْ هُمْ إِلَّا کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِیلًا»، [11] دانسته شده اند. [12]

 

 
 
 
 

[1] . بستانی، فؤاد افرام، فرهنگ ابجدی عربی – فارسی، مترجم: مهیار، رضا، ص 912، واژه «النَّسْنَاس»، انتشارات اسلامی، تهران، چاپ دوم، 1375ش.

[2] . فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، ج 7، ص 200، انتشارات هجرت، قم، چاپ دوم، 1410 ق؛ طریحی، فخر الدین، مجمع البحرین، ج 4، ص 111، کتابفروشی مرتضوی، تهران، چاپ سوم، 1375 ش.

[3] . بقره، 30.

[4] . ر.ک: بلاغى نجفى، محمد جواد، آلاء الرحمن فى تفسیر القرآن، تحقیق: واحد تحقیقات اسلامى، ج 1، ص 83، بنیاد بعثت‏، چاپ اول، قم، 1420 ق؛ طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 1، ص 119، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ پنجم، 1417 ق؛ فیض کاشانی، ملا محسن، تفسیر الصافی، ج 1، ص 106، انتشارات الصدر، تهران، چاپ دوم، 1415 ق؛ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 1، ص 174، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ اول، 1374 ش.

[5] . ر.ک: نمایه های «نسل انسان های غارنشین»، سؤال 636 (سایت: 695) ؛ «آدم هشتمین نسل از انسان»، سؤال 5901 (سایت: 6471) .

[6] . شیخ صدوق، محمد بن علی، علل الشرائع، ج 1، ص 104، نشر کتاب فروشی داوری، قم، چاپ اول، 1385ش.

[7] . شیخ صدوق، محمد بن علی، خصال، محقق و مصحح: غفاری، علی اکبر، ج 2، ص 652، جامعه مدرسین، قم، چاپ اول، 1362ش.

[8] برگرفته از پاسخ 6618.

[9] . حدیث این گونه است: « دسته‏اى از قوم عاد که در اثر مخالفت با پیامبر خود، خداوند آنها را مسح نموده و به صورت نسناس در آورد که هر کدام از آنها داراى یک دست و یک پا بودند و از یک طرف بدن مانند پرنده چنگ به زمین می زدند و مانند چهار پایان می چریدند»؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج 24، ص 96، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ دوم، 1403ق.

[10] . مجمع البحرین، ج 4، ص 111؛ حسینی زبیدی، محمد مرتضی، تاج العروس من جواهر القاموس، ج 9، ص 11، دارالفکر، بیروت، چاپ اول، 1414ق.

[11] . فرقان، 44: «آنان فقط همچون چهارپایانند، بلکه گمراهترند».

[12] . ر.ک: کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ، محقق و مصحح: غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج 8، ص 244 و 245، دارالکتب الاسلامیة، تهران، چاپ چهارم، 1407ق؛ طیب، سید عبد الحسین، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج 1، ص 388، انتشارات اسلام، تهران، چاپ دوم، 1378 ش؛ محقق سبزوارى، هادی المضلین، ص 256 و 257، نشر انجمن آثار و مفاخر فرهنگى، تهران، چاپ اول، 1383ش.

 

 

 

 

 

منبع: http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa20649

شنبه 20 آذر 1395  8:56 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها