
.........................هیزم
در حالات علامه شیخ مهدی مازندرانی آمده است: این بزرگوار گاهی که در خودش احساس غفلت میکرده به اتفاق پسر و خادمش به خارج شهر و بیابان میرفته است. آنگاه شیخ به پسر و خادمش میگفته آیا لازم است دستور مرا اجرا کنید یا نه؟ پس از اینکه میگفتند آری، میفرمود:
من هیزم جمع میکنم شما هم هیزم جمع کنید. آنگاه هیزمها را آتش میزد و میگفت: مرا کشان کشان به سوی آتش ببرید و بگویید: ای پیر گنهکار! خیال کن روز قیامت برپا شده است تا بلکه سوزش آتش مرا بیدار کند. .
منبع: آیتالله دستغیب، قلب قرآن، ص 144 و 145 .