0

اشعار دفاع مقدس

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار دفاع مقدس

 

 اشك و دعا  

 

 نرجي نوروزيان 
 
 

شبِ سنگر، شبِ اشك و دعا بود
چراغ سينه‌ها، نور خدا بود
فقط رنگ شهادت جلوه‌گر بود
و طوفاني زآتش بي‌اثر بود
نداي « يا علي » تا مي‌سرودند
دل هر ذره‌اي را مي‌ربودند
صفاي آينه در چشم‌هاشان
و تنها عشق مولا رهنماشان
عزيز بي‌سر و بي‌تن كجايي !
بهار آشناي من كجايي؟

منبع: ماهنامه سبزسرخ

 
 
جمعه 17 دی 1389  2:29 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار دفاع مقدس

 

 اشك‌هاي سرخ 

 

 ابوالقاسم حسينجاني  
زندگينامه
 
 

براي سيد مرتضي آويني، راوي فتح و هنرمند شهادت
مردي از تبار لاله‌ها
به درك ارتفاع عشق
مي‌رسد
واژه‌هاي داغ را بياوريد
چارق و عصاي من كجاست؟
راه را
چگونه مي‌شود نرفت؟!
عاشقي، غريبه نيست
كربلاي پنج تن
به گوش مي‌رسد
اي بقيه‌ي خدا
به داد اشك‌هاي سرخ ما، برس!

منبع: كتاب حماسه هاي هميشه جلد1

 
 
جمعه 17 دی 1389  2:30 PM
تشکرات از این پست
g_golshani_rasekhoon
g_golshani_rasekhoon
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آبان 1389 
تعداد پست ها : 1087
محل سکونت : آذربايجان غربي

پاسخ به:اشعار دفاع مقدس

 

   افسوس رفت...   

 

   بابك طيبي       

افسوس رفت و گريه ما هيچ اثر نداشت
ديوانه‌اي كه از همه عالم خبر نداشت
از دل مگو كه شورش صحراي كربلا
از سر مپرس، ظهر من از صبح سر نداشت
در پيچ و تاب درد چنان كوه استوار
از انحناي زخم خيال سفر نداشت
چون جنگ مي‌وزيد به اسباب خواب- يال
ميدان از او قلندري آشفته‌تر نداشت
ما هم سري تعارف شمشير كرده‌ايم
دستي به ناز آه... برآورد و برنداشت
با آبشار فاتحه مادر چه مي‌نمود
اين استخوان له شده را هم اگر نداشت

 

منبع: مجله عاشورائيان

 

جمعه 17 دی 1389  2:30 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار دفاع مقدس

 

 الهي 

 

 سيده زينب نجفي_شهيدآبادنوشهر 
 
 

الهي به آنان كه پرپر شدند
پر از زخم‌هاي مكرر شدند
به آنان كه همت‌مثال آمدند
به شوق حريم يار آمدند
به آنان‌كه چون پرده بالا زدند
قدم در حريم تماشا زدند
به آنان كه مست ولا مي‌شدند
بلا در بلا كربلا مي‌شدند
به آنان كه كارون‌خروش آمدند
و مانند كارون به جوش آمدند
به آنان كه رفتند تا ما شوند
و آيينه‌داران فردا شوند
به آنان كه زخمي‌ترين بوده‌اند
شهيدان ميدان مين بوده‌اند
به آنان كه چون كربلايي شدند
پر از لحظه‌هاي خدايي شدند
از آنان كه تنها پلاكي به جاست
كمي استخوان، مشت خاكي به جاست
به روزي كه چون نام خيبر گرفت
غريبانه از ما برادر گرفت
به رمزي كه چون نام زهرا گرفت
به پهلوي ما درد مأوا گرفت
كه دل‌هاي ما را به دريا رسان
كه خورشيد را در شب ما رسان

منبع: ماهنامه سبزسرخ

 
 
جمعه 17 دی 1389  2:31 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار دفاع مقدس

 

 انتظار  

 

 فرزانه فتحي 
 
 

رفت و برنگشت و اين رسم روزگار ماند
چشم جاده ها هنوز، محو در غبار ماند
اين همه شب است و باز، اين همه حضور تلخ
فصل‌هاي محكم خالي از بهار ماند
تو همان كه رفته‌اي، من همان كه مانده ام
خواهش دوباره‌ات، پشت يك حصار ماند
دست مهربان تو، سمت آن طرفتر است
يك كبوتر غريب، باز بي‌قرار ماند
گرچه تكه‌تكه است و دلي شكسته است
خوب شد كه لااقل از تو يادگار ماند
سال‌ها گذشت و هيچ، باورت نمي‌شود
چشم‌هاي من هنوز پاي انتظار ماند

منبع: ماهنامه سبزسرخ

 
 
جمعه 17 دی 1389  2:33 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار دفاع مقدس

 

 اي بسيجي‌هاي كوچك سال!  

 

 محمدحسين جعفريان  
زندگينامه
 
 

ابر تا بارانتان رانده است، اي بسيجي‌هاي كوچك سال!
مرگ در آغازتان مانده است، اي بسيجي‌هاي كوچك‌سال!
در نگاه برفي‌ام انگار، بذر نخل و آتش و خون را
بار ديگر باد افشانده است، اي بسيجي‌هاي كوچك‌سال!
داغمرگ گفتگوهاتان، ردپايي آرزوهاتان
بر غرور آسمان مانده است، اي بسيجي‌هاي كوچك‌سال!
خسته و غمگين و زهرآلود، شاعري با يادتان هر شب در سكوتم بغض تركانده‌ست، اي بسيجي‌هاي كوچك‌سال!
....تندري باران يكريزي.....پنجره..... مردي كه پيشاني
بر لبان شيشه چسبانده است....:«اي بسيجي‌هاي كوچك سال»
گرچه پايان شما را شهر، در طلوع رخوتش خوانده‌ست
مرگ در آغازتان مانده‌ست، اي بسيجي‌هاي كوچك‌سال!

منبع: كتاب حماسه هاي هميشه جلد1

 
 
جمعه 17 دی 1389  8:29 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار دفاع مقدس

 

 اي رؤياي باراني!  

 

 رجب افشنگ  
زندگينامه
 
 

اي رؤياي باراني آخرين سوار گمشده
در دشتستان ابري بغض !
شبي بر درگاه شكسته‌ي خاطرم
رؤياي سوخته‌ات را
با آخرين ستاره‌ي التماس، گريستم.
با آخرين ماهياني كه
سرود اشك‌هاي خويش را
در درياي گمشده‌ي نگاهم مي‌جستند.
در ساحل سپيد كدامين ترانه
گلوي خونين تو را بسرايم
تا پرچم فريادم
از نسيم رويايت
دوباره جان گيرد؟

منبع: كتاب حماسه هاي هميشه جلد1

 
 
جمعه 17 دی 1389  8:30 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار دفاع مقدس

 

 اي شهيد  

 

 محمدحسن ارباب بي‌كس  
زندگينامه
 
 

اي روشناي خانه اميد، اي شهيد
اي معني حماسه جاويد، اي شهيد
چشم ستارگان فلك از تو روشن است
اي برتر از سراچه خورشيد اي شهيد
« زهره » به نام توست غزلخوان آسمان
با ياد توست مشعل « ناهيد » اي شهيد
« قد قامت الصلاه » به خون تو سكه زد
در گستراي ساحت تحميد اي شهيد
تيغ سحر زجوهره خونت آبدار
گشت و شكست لشكر ترديد، اي شهيد
آئينه‌دار خون تو اند آسمانيان
رنگين‌كمان به شوق تو خنديد اي شهيد
ايمن شدند دين و وطن تا به رستخيز
فارغ شدند زآفت تهديد، اي شهيد
در فتنه‌خيز حادثه‌ها جان پناه ماست
بانگي كه در گلوي تو پيچيد، اي شهيد
صرافي جهان زتو گر نقد جان گرفت
جام شهادتش به تو بخشيد، اي شهيد
نام تو گشت جوهر گفتار عارفان
« عارف » زبان گشوده به تأكيد، اي شهيد

منبع: كتاب حماسه هاي هميشه جلد1

 
 
جمعه 17 دی 1389  8:31 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار دفاع مقدس

 

 اي عقابان آهنين بال  

 

 سيمين بهبهايي  
زندگينامه


پاره دلي تقديم به رزمندگان دلير وطنم
ما نمي‌خواستيم اما هست
جنگ، اين دوزخ شرزا هست
گفته بودم كه «هان مبادا جنگ»
ديدم اكنون كه آن «مبادا» هست
خصم چون ساز كجمداري كرد
كي دگر فرصت مدارا هست؟
اين وطن جان ماست، با دشمن
مسپاريد، جان ما تا هست
آتش افزارتان به نام ايزد
آتش افروز و آتش‌افزا هست
خود گرفتم نبود، گو كه مباد
چنگ و دندان و سنگ خارا هست
دست يازيد! تا توان باقي‌ست
پاي داريد، تا كه يارا هست
اي عقابان آهنين پر و بال
خود ز پروازتان چه پروا هست؟
گر، به آبشخوري نياز شماست
آبگير سپهر مينا هست
رايتان گر شكار بحر و بر است
بره و ماهي‌اش مهيا هست
گر گياهينه خوردتان بايد
توشه از خوشه ثريا هست
اي سمندروشان! خطا گفتم
آتش است آنچه‌تان گوارا هست
كوه آتشفشان جسته ز جا
دارد آن خشم و كين كه با يا هست
بر سر دشمنان فرو باريد
هر بلا كز فرود و بالا هست
ما نمي‌خواستيم جنگ و ستيز
خواست، اهريمن و دريغا هست
لانه‌ي اهرمن نشايد داشت
خانه تا جلوه‌گاه مزدا هست
«آشنا» را به غير نفروشيم
عقلمان راهبر به سودا هست
نزل بيگانگان نشايد كرد
گرچه در خانه، خوان يغما هست
نام ايران بود شناسه من
اين چنينم، جهان،‌ شناسا هست
زنده و مرده‌ام بدين خاك است
غير از اينم كجا پذيرا هست؟
استخوان پدر نهان اينجاست
تن مادر، به گور، تنها هست
خانه طفليم، دبستانم
يادگاران خاطر آرا هست
«همت‌آباد» و «باغ ملي» و «ارگ»
دايه و بازي و تماشا هست
و آن نقاره كه مي‌زدند به شام
باز در گوش من به غوغا هست
و آنكه اول كلام عشق، سرود
گرچه اكنون دگرنه برنا هست
«طوس» و آن «مشهد» شريف امام
اشك خامش، زبان گويا، هست
دل كه همچون كبوتران به طواف
در طپش بود و نيز حالا هست
و آنگه آرامگاه «فردوسي»
آن عظيم عزيز والا، هست
درد بسيار آن جذامي كور
شرم ناچيزي هدايا هست
شهر شيراز و موسم گل سرخ
«سعدي» و «حافظ» و «مصلي» هست
شب و «كارون» و آسماني صاف
كه در او هرستاره پيدا هست
«طبرستان» و بيشه‌ها انبوه
كوه و آئينه‌اش ز دريا، هست
خيل ياران- اگرچه رفته بسي
بيشتر مانده پاي بر جا، هست
اي وطن، با تو بسته‌ام عهدي
جانم از آن توس، تن تا هست
شعر و شور و سرورم اينجا هست
اي عزيزان، اميد فتح شماست
در دلم هيچ اگر تمنا هست
شب اگر و همناك و تاريك است
روشني‌هاي صبح فردا هست
خصم اگر با نشان بو لهبي است
با شما آيت «سيصلي» هست

منبع: كتاب حماسه هاي هميشه جلد1

 
 
جمعه 17 دی 1389  8:31 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار دفاع مقدس

 

 اي كاش مي ‌شد... 

 

 روح الله طباطبايي 
 
 

اي كاش مي‌شد بياري از او نشاني، شلمچه
يا لااقل خاطراتي از او بخواني، شلمچه
چشم انتظاري چه سخت است اي كاش او زنده باشد
ما را از اين شك و تريد كي مي‌رهاني، شلمچه؟
چيزي بگو از نبردش از ذكر «امن يجيب»
از او كه چيزي نمانده جز استخواني، شلمچه
پاهايش افتاده بر خاك از او فقط چفيه مانده
پاهاي او يادگاري است از جان‌فشاني، شلمچه
اين پيكر يك بسيجي است كافتاده بي‌سر در اين‌جا
حيف است نام بزرگ او را نداني، شلمچه
نام بزرگش شهيد است فرقي ندارد كه او كيست
جان داده در راه قرآن، مرد جواني، شلمچه
اي وادي استقامت اي كربلاي شهيدان
بر صفحه قلب‌ها جان تو جاوداني، شلمچه
بايد به سوي خدا رفت اين آخرين حرفشان بود
هر شب وصاياي او را بايد بخواني، شلمچه

منبع: ماهنامه وصال

 
 
جمعه 17 دی 1389  8:32 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار دفاع مقدس

 

 اي كبوتر 

 

 سيدحبيب حبيب پور 
زندگينامه
 
 

اي پرستوي رها! برگشته‌اي
اي غريبه! آشنا برگشته‌اي
باز بستي سوي دشت عاشقي
باز هم در شهر ما برگشته‌اي
وه! چه شوري داشتي روز سفر
از چه اينك بي صدا برگشته‌اي
سال ها در انتظارت بوده‌ايم
اي عزيز باوفا برگشته‌اي
آمدي تا بغضهامان بشكفد
مثل باغ لاله‌ها برگشته‌اي!
خوش رسيدي، مهلتي تا بوسمت
تو كه از دشت بلا برگشته‌اي
باز هم برخيز و تكبيري بگو
اي كه از باغ خدا برگشته‌اي
اشك، غربت، گريه، غم، اندوه و من
در ميان خانه تا برگشته‌اي
پرچم لبيك در دست تو بود
از چه با دست جدا برگشته‌اي
استخوانت بوي اكبر مي‌دهد
تو مگر از كربلا برگشته‌اي

منبع: كتاب حماسه هاي هميشه جلد1

 
 
جمعه 17 دی 1389  8:33 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار دفاع مقدس

 

 اي مردترين  

 

 سعيد بيابانكي  
زندگينامه
 
 

جاده مانده است و من و اين سر باقي مانده
رمقي نيست در اين پيكر باقي مانده
نخل‌ها بي‌سر و شط از گل و باران خالي
هيچ‌كس نيست در اين سنگر باقي مانده
تويي آن آتش سوزنده‌ي خاموش شده
منم اين سردي خاكستر باقي مانده
گرچه دست و دل و چشمم همه آوار شده
باز شرمنده‌ام از اين سر باقي مانده
روز و شب، گرم عزاداري شب بوهاييم
من و اين باغچه‌ي پرپر باقي مانده
پيشكش باد، به يكرنگي‌ات اي مردترين
آخرين بيت در اين دفتر باقي مانده
تا ابد، مردترين باش و علمدار بمان
با توام، اي يل نام آور باقي مانده

منبع: كتاب حماسه هاي هميشه جلد1

 
 
جمعه 17 دی 1389  8:33 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار دفاع مقدس

 

 ايستگاه 

 

 حسن بهرامي  
زندگينامه
 

برف، غربت ريل‌ها را سپيد مي‌كند
ستون‌هاي مه كوپه‌هاي تاريك
و ترن‌هايي كه تو را هرگز نخواهند آورد
آخرين سوت در رؤياي سوزنبانان مي‌تركد
ايستگاه پلك‌هاي پيريش را به هم مي‌فشارد
و نگاهم به دنبال عطر چمدانت
در رفت و آمد گيج مسافران، گم مي‌شود

منبع: كتاب حماسه هاي هميشه جلد1

 
 
جمعه 17 دی 1389  8:34 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار دفاع مقدس

 

 اين دل من 

 

 مفيد اسماعيلي سراجي 
 

شب است و ناله دارد اين دل من
تب چند ساله دارد اين دل من
ميان اين همه گل‌هاي پرپر
غم آلاله دارد اين دل من
ره كاشانه جويد، اين دل من
شه فرزانه جويد اين دل من
براي پر زدن تا طاق نيلي
پر پروانه جويد اين دل من

منبع: ماهنامه سبزسرخ

 
 
جمعه 17 دی 1389  8:34 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار دفاع مقدس

 

 با اولين بهار 

 

 منصوره عرب سرهنگي 
زندگينامه
 
 

با اولين بهار مي‌آيم سراغتان
اي سمت چشم‌هاي خدا كوچه باغتان
آيينه مي‌شوم كه تماشايتان كنم
خورشيد مي‌شوم كه بسوزم به داغتان
منظومه‌هاي سرخ زمين! رخصتي دهيد
اين شاه تيره را، بروم با چراغتان
من سال‌هاست چلّه‌نشين جوانه‌ام
با اوّلين بهار مي‌آيم سراغتان

منبع: كتاب حماسه هاي هميشه جلد2

 
 
جمعه 17 دی 1389  8:35 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها