0

چگونه می توان فرد دین گریز را راهنمایی نمود؟

 
taha_h
taha_h
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : تیر 1394 
تعداد پست ها : 5282
محل سکونت : تهران

چگونه می توان فرد دین گریز را راهنمایی نمود؟

پرسش
 
من یک دوستی دارم که از دین دور شده است و در حال گمراهی است. او قبلاً یک دختر خوش قلب و با تقوا بود و شاید هم هنوز چنین باشد، ولی نیاز به کمک خاصی دارد. گاهی من احساس تقصیر می کنم و می بینیم که مادر او دارد رنج می برد. آیا می توانید اعمال خاصی برای وی پیشنهاد کنید؟
 
 
پاسخ اجمالی
 

بهترین راهکاری که می توان به چنین افرادی ارائه نمود از این قرار است:

 

یک. به او بفهمانیم آیا این همه نعمت که خداوند به ما داده از خلقت خود انسان گرفته تا نعمت های دیگر که در اختیار ما است دلیل بر علاقه و محبت خداوند به ما است. پس چرا از خداوند باید گریزان باشیم؟ اگر خداوند روزی این نعمت ها را از ما دریغ دارد، آیا خودمان و یا فرد دیگری توان بر گرداندن و خلق چنین نعمت هایی را دارد؟ علاوه هدف خداوند متعال از فرستادن پیامبران و دین، مگر چیزی جز رسیدن انسان به سعادت و خوشبختی است؟ از نظر روان شناسان مسلم و قطعی است که اکثر بیماری های روانی و اختلالات روحی، از جمله ضعف اراده در میان افراد غیر مذهبی و کسانی که گرایش به امور و معنوی ندارند دیده می شود. آلیکسس کارل نویسنده کتاب انسان موجود نا شناخته در مقاله ای می نویسد: "انسان با دعا و نماز می تواند در خود نیرویی فوق العاده تولید کند. در حرفه پزشکی خودم افراد ناامیدی را دیدم که با نیروی دعا از بیماری نجات یافته اند. از راه دعا بشر می تواند نیروی محدود خود را با متوسل شدن به منبع نامحدود افزایش دهد".[1] نتیجه این که، آیا عاقلانه است انسان از سعادت و خوشبختی خود فرار کند؟ و آیا فرار از سعادت همان سقوط و گرفتاری نخواهد بود؟

 

دو. اگر عامل دین گریزی او آلوده شدن روح و روان به معاصی و گناهان است، باید از راه هایی که علمای اخلاق بیان نمودند؛ مانند مشارطه، مراقبه و محاسبه روح خود را تطهیر کند؛ یعنی با خودش شرط کند که گناه نکند و مراقبت در کارها داشته باشد و کارهای خود را محاسبه کند و با حسابرسی به کارها در پی کم کردن خطاها و سرانجام ترک آنها باشد؛ زیرا کسی که از راه معصیت خدا به دنبال کاری باشد آنچه را از دست می دهد بیشتر از چیزی است که به دست می آورد و به چیزی که از آن می گریخت زودتر گرفتار می شود.[2]

 

سه. اگر علت دین گریزی او محیط زندگی، رفیق و دوست ناباب هستد با فکر کردن و عاقلانه تصمیم گرفتن بداند که رفیقی که انسان را از خدا دور کند، خیر و صلاح او را نمی خواهد.

 

چهار. اگر دین گریزی شخصی به این خاطر است که دستورات دین را سخت و محدود کننده می داند، باید گفت دین به صلاح و خیر ما حرف می زند و چون ما حکمت دستورات را نمی دانیم آنها را سخت و محدود می بینیم؛ مثل نهی پدر و مادر، فرزند را از بازی خطرناک، گر چه این نهی برای بچه محدود کننده و سخت به نظر می رسد، ولی در واقع به نفع و صلاح او است.

 

پنج. اگر به خاطر لجاجت و تلافی رفتار اطرافیان از دین بیرون رفته، باید اطرافیان با ایجاد رابطه عاطفی و تشویق او را به دین دعوت کنند و از قطع رابطه و یا رابطه از روی خشونت و آمرانه پرهیز کنند.

 

 

برای اطلاع بیشتر به این منابع مراجعه بفرمایید:

 

1. تنهایی، لذت و عشق، ظهیری، علی اصغر.

2. پرسشها و پاسخها، نهاد نمایندگی ولی فقیه، ج 9.

3. امام خمینی، چهل حدیث.

4. میزان الحکمة.

5. حکمتها و اندرزها، مطهری، مرتضی.

 

 

 


[1]  به نقل از کتاب تنهایی لذت و عشق، ص 22.

[2]  میزان الحکمة، ج 4، ص 1884 ح 6553.

 

 

 

 

 

منبع: http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa1020

پنج شنبه 4 آذر 1395  7:05 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها