مفهوم وجود، یعنی هستی، به لحاظ عقلی و تصور فکری چهار قسم تصور دارد:
اول: جهت تقییدیه و جهت تعلیلیه داشته باشد.
دوم: تنها جهت تعلیلیه داشته باشد.
سوم: فقط جهت تقییدیه داشته باشد.
چهارم: جهت تقییدیه و جهت تعلیلیه نداشته باشد.
البته چیزی که مشمول مفهوم موجود باشد و فقط جهت تقییدیه داشته باشد لاغیر، ورای عالم تصور و در عالم خارج وجود نداشته تا مصداق مفهوم موجود باشد. امثلۀ اقسام سه گانه در ضمن بیان مثال معلوم خواهد شد. اگر تمام این سلسلۀ نظام وجودات ممکنۀ دار تحقق را به ذهن آورده و ماهیات و حدود وجودات را در دار التجزیة العقلیه از موجودات گرفته و در یک سلسله منظم نماییم و صرف الوجود مجرد از ماهیات را در دستۀ دیگری در مقابل ماهیات روبه روی هم قرار دهیم، ماهیات من حیث هی هی چیزی نبوده؛ نه موجود و نه معدوم می باشند و مفهوم هستی بر آنها صدق نمی کند. و اما وجودات چون بالفرض وجودات ممکنه اند، علة العلل و مبدأ المبادی لازم داشته تا خلعت وجودی موجودات از او باشد. ادامه http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_88403/%D8%AA%D9%82%D8%B1%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%AA_%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C_%D8%B3_/_%D8%AC_2_/%D8%AA%D9%82%D8%B1%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%AA_%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C_%D8%B3_%D8%B4%D8%B1%D8%AD_%D9%85%D9%86%D8%B8%D9%88%D9%85%D9%87_2_