0

داستانی زیبا

 
mty1378
mty1378
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1394 
تعداد پست ها : 7386
محل سکونت : اصفهان

داستانی زیبا


🍉در  رستوراني در استراليا، گروهي ماهيگير دور هم جمع شده و در حال خوردن قهوه و گپ زدن بودند. درست در لحظه‌ای كه يكي از ماهيگيران با دستش در حال نشان دادن ماهی بزرگی بود كه از تورشان در رفته بود، پيشخدمتی از كنار او گذشت و ضربه دست او باعث شد كه قهوه داخل ليوان به ديوار سفيد رستوران پاشيده شود و لكه سياه آن شروع به پايين آمدن از روی ديوار كند.
پيشخدمت با ديدن منظره بی درنگ دستمالی از پيشبند خود بيرون كشيد و به تميز كردن آن پرداخت، اما لكه سياه قهوه از روی ديوار زدوده نشد.

🍉در آن لحظه، مردی از پشت يكی از ميزهای رستوران بلند شد و به سمت لكه سياه رفت.
🍉او يك مداد شمعی از جيب خود درآورد و در حالی كه همه به او خيره شده بودند، شروع به كشيدن طرحی روی لكه سياه كرد.
🍉چند دقيقه‌ای نگذشته بود كه تصوير زيبايی از يك گوزن با شاخ‌های بلند روی آن ديوار نقش بست.
اين هنرمند فرزانه كسی جز « ادوين لندسر » نبود.
لندسر در زمان خود از پيشگامان نقاشی حيوانات در انگليس بود.

مرتكب اشتباه شدن در زندگی همه ما وجود دارد، اما در زندگی هستند كسانی كه اشتباه را با آغوش باز می پذيرند، آن را تغيير مي‌دهند و به چيزی دلپذير تبديل  میکنند

 

یک شنبه 30 آبان 1395  1:00 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها