0

شکار گرگ

 
mty1378
mty1378
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1394 
تعداد پست ها : 7386
محل سکونت : اصفهان

شکار گرگ

در قُطب شمال گُرگ ها را اینگونه شکار میکنند،  روی تیغه ای بُرَنده مقداری خون میریزند و آن را در قالب یخی قرار داده و در طبیعت رها میکنند.  گرگ آن را می بیند و به طمع خون لیس میزند.  یخ روی تیغه کم کم آب می شود و تیغه ی تیز، زبان سرد و بی حس شده ی گُرگ را می بُرد.  گٌرگ خون بیشتری را می بیند. و به تَصّور و خیال اینکه شکار و طعمه خوبی پیدا کرده.  بیشتر و بیشتر لیس میزند.  اما نمیداند یا نمیخواهد بداند که با آن حرص وصف ناشدنی و شهوت سیری ناپذیر ،دارد خون خودش را می خورد،  آنقدر ازآن گُرگ زبان بسته خون میرود تا بدست خودش کشته می شود،  نه گلوله ای شلیک میشود و نه حتی نیزه ای پرتاب،!! امّا گُرگ با آن همه #غرورش# سرنگون میشَود.

 شکست ها و نِگرانی هایت را رَها کن ،
 خاطراتت را نمی گویَم دور بریز امّا قٰاب نکن بر دیوارِ دلت... در جاده ی زندگی ، نگاهَت به عقب باشد" زَمینْ میخوری/زَخْمْ بر میداری/ و دَرد میکشی، نه از بی مهری کسی دلگیر شو،  و نه به مُحَبَتِ بیش از حَدِ کسی دلگَرم... بخاطر آنچه که از تو گرفته شده دلسرد مباش" تو چه می دانی؟؟ شاید..... روزی....ساعتی......آرزوی نداشتنش را میکردی!  تَنْهٰا اعتماد کن و خود را به او بسپار...... هیچ کس آنقدر قوی نیست که ساعت ها برعکس نفس بکشد.  در آینده لبخند بزن....
این همان جاییست که باید باشی!  هیچکس تو نخواهد شد

سه شنبه 25 آبان 1395  1:44 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها