0

پدر و مادر

 
mty1378
mty1378
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1394 
تعداد پست ها : 7386
محل سکونت : اصفهان

پدر و مادر

وقتی پشت سر پدرت از پله ها پایین می روی و می‌بینی چقدر آهسته می رود
تازه می‌فهمی چقدر پیر شده !

وقتی مادر بعد از غذا پنهانی مشتی دارو را می‌خورد ، می‌فهمی چقدر درد دارد اما چیزی نمی گوید...

در ۱۰ سالگی : مامان، بابا عاشقتونم

در ۱۵ سالگی: ولم کنین

در ۲۰ سالگی: مامان و بابا همیشه میرن رو اعصابم

در ۲۵ سالگی: باید از این خونه بزنم بیرون

در ۳۰ سالگی: حق با شما بود

در ۳۵ سالگی: میخوام برم خونه پدر و مادرم

در ۴۰ سالگی: نمیخوام پدر و مادرم رو از دست بدم!

در ۶۰ سالگی: من حاضرم همه زندگیم رو بدم تا پدر و مادرم الان اینجا باشن ...

و این رسم زندگی است...


 چه آرامشی دارد قدردان زحمات پدر و مادر بودن و هیچ زمانی دیر نیست
حتی همین الان...

 

دوشنبه 24 آبان 1395  7:30 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها