من كه ميفهمم
نادر : ایشون یه دلیل برا من بیاره چرا باید تو این موقعیت پاشیم بریم خارج؟
سیمین : تو یه دلیل بیار چرا باید بمونیم؟
نادر : من هزار تا دلیل برات میارم.
سیمین : یکیشو بگو.
نادر : یکیش پدرم ، من پدرمو نمیتونم ول کنم، بازم بگم؛
سیمین : ولی زنتو میتونی ول کنی!
نادر : من کی تورو ول کردم ؟ تو منو کشوندی دادگاه، تو برای من دادخواست طلاق فرستادی!
سیمین : اون میفهمه که تو پسرشی؟
نادر : من که میفهمم اون پدرمه...
جدايي نادر از سيمين