0

اشك مهتاب

 
savin125125
savin125125
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : تیر 1388 
تعداد پست ها : 5409
محل سکونت : بوشهر

اشك مهتاب

 

به من گفتی که دل دریا کن ای دوست
همه دریا از آن مـا کن ای دوست
دلــم دریا شد و دادم بـه دستت
مکش دریا به خون پروا کن ای دوست
مکش دریا به خون پروا کن ای دوست

کنار چشمه ای بودیم در خواب
تو بـا جامی ربـودی ماه از آب
چو نوشیدیم از آن جـام گـــوارا
تو نیلوفر شدی من اشک مهتاب
تو نیلوفر شدی  من اشک مهتاب

تن بیشه پـر از مهتــاب امشب
پلنـگ کوه ها در خواب امشب
به هر شاخی دلی سامان گرفته
دل من در تنم بی تاب امشب
دل من در تنم بی تاب امشب

 

 

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک  اللهم العنهم جمیعا
چهارشنبه 15 دی 1389  1:42 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها