0

مگس وزوزو

 
ali_81
ali_81
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1388 
تعداد پست ها : 10633
محل سکونت : اصفهان

مگس وزوزو

 

مگس وزوزو حوصلش سر رفته بود در به در دنبال یه گوش می گشت تا بره نزدیکش و وزز وزز کنه. آخه مگس ها خیلی دوست دارند آواز وزوز وزوزشون و نزدیک گوش آدما بخونن.

 

مگس وزوز

اگه یه گوش برای وز وز پیدا نکنن خیلی بدبخت می شن. 

مگس وزوزو نشسته بود و غصه می خورد که یه دفعه دید یکی داره می خوابه و گوششو برای وزوز آماده می کنه.

مگس وزوزو خوشحال از جا پرید و اومد جلوی سوراخ گوش و شروع کرد به وز وز کردن.

از این گوش به اون گوش ، از اون گوش به این گوش می پرید و آواز مگسی می خوند :
وزززززززززززززززززززز وزززززززززززززززززززز  وزززززززززززززززززززز وزززززززززززززززززز   وزززززززززززززززززززز

آدم بیچاره، داشت دیوونه می شد. هرچی مگس رو می پروند فایده نداشت.

مگسه یه خورده می رفت عقب و دوباره میومد جلو گوشش و کنسرت آوازشو شروع می کرد.

چه قدرم از صدای خودش خوشش می یومد. انقدر وز وز کرد تا خسته شد.


رفت روی گل فرش نشست تا یه خورده کثیف کاری کنه خستگیش در بره ، هی دستاشو به هم مالید.

هی پاهاشو به هم  سایید تا حواسش پرت شد و هیچی ندید.


یه دفعه یه مگس کش شَتَرَق خورد روی سرش و پَشَقِش کرد روی زمین . مگس وزوزو آخرین وزوزش رو کرد و مرد.

مگس وزوزو که کشته شد آقاهه با خیال راحت گرفت خوابید.

اما هنوز خوابش نبرده بود که یه مگس دیگه اومد جلو گوششو گفت :  وزززززززززززززززززززز وزززززززززززززززززززززز وززززززززززززززززززززز وززززززززززززز

مگس وزوز

 نویسنده: انسیه نوش آبادی

سه شنبه 11 آبان 1395  11:52 AM
تشکرات از این پست
zahra_53
دسترسی سریع به انجمن ها