0

دوست نماها(7)

 
ravabet_rasekhoon
ravabet_rasekhoon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1392 
تعداد پست ها : 8846
محل سکونت : اصفهان

دوست نماها(7)


------------------ صفحه 56
و نیز می فرماید: (یَوْمَئِذ لاَ تَنْفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلاَّ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَرَضِیَ لَهُ قَوْلاً).(1) «روزی که شفاعت سودی نمی بخشد مگر شفاعت کسی که خداوند به او اذن دهد و به گفتار او راضی باشد». این آیات و آیات دیگری که در پاورقی به شماره آنها اشاره نموده ایم صریحاً ثابت می کند که در روز رستاخیز به طور اجمال شفیعانی وجود دارند که به اذن پروردگار درباره گناه کاران، شفاعت می کنند و خداوند نیز شفاعت آنان را می پذیرد. با این آیات صریحی که در قرآن در مورد وجود شفاعت وارد شده است، تکلیف کسانی که درباره آن به خود شک و تردید راه می دهند و یا به طور کلی به انکار آن برمی خیزند روشن است. مقصود از آیاتی که شفاعت را نفی می کنند چیست؟
با در نظر گرفتن عقاید خرافی که عرب بت پرست درباره شفاعت بت ها داشت، هدف دسته نخست از آیات که شفاعت را به کلی نفی می کند، روشن می شود. آنان می گفتند: این بت ها شفیعان ما در درگاه الهی اند و خدا این عقیده خرافی را از آنان در قرآن در سوره های مختلفی نقل کرده است; مانند: (یَقُولُونَ هؤلاءِ شُفَعائُنَا عِنْدَ اللّهِ).(2) «آنان می گفتند: این بت ها شفیعان ما در پیشگاه خدا هستند».
------------------
1 . طه(20) آیه 109. به این مضمون آیات زیادی در قرآن وارد شده است ر.ک: یونس(10) آیه3; انبیاء(21) آیه 28; مریم(19)آیه 87; سبأ(34) آیه 23; زخرف(43) آیه 86; نجم(53) آیه 26. 2 . یونس(10) آیه 18.
------------------ صفحه 57
بسیاری از آیاتی که به طور کلی شفاعت را انکار می کنند مربوط به این نوع از شفاعت است که عرب جاهلی به آن اعتقاد داشت. از این جهت قرآن، هنگامی که از بت پرستان موضوع شفاعت بت ها را نقل می کند فوراً به ردّ آنها پرداخته و آن را از آن خدا می داند; آن جا که می فرماید: (أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللّهِ شُفَعاءَ...* قُلْ للّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِیعاً...).(1) «بلکه آنان جز خدا (بت ها) شفیعانی برای خود اتخاذ کرده اند...(ای پیامبر خدا)بگو: شفاعت همگی از آن خداست و مربوط به اوست...». از این بیان استفاده می شود که هدف آیاتی که شفاعت را انکار می کنند، مربوط به آن نوع از شفاعت صحیح نیست که به حکم دسته سوم از آیات، به اذن خدا انجام می گیرد، بلکه مربوط به شفاعت بت هایی است که نه شایستگی شفاعت کردن را دارند و نه خدا به آنها اذن داده است. هدف برخی از آیات دیگر که به صورت ظاهر شفاعت را نفی می کنند، محکوم کردن خیال های باطل یهود است; زیرا آنان تصور می کردند که چون بعضی از نیاکانشان پیامبر بودند، آنان را ـ هر اندازه هم مجرم باشند ـ شفاعت خواهند کرد. اینان تصور می کردند که برای گناهان می توان «فدا» و «بدل» تهیه نمود، همان طور که در این جهان می توان از طریق رشوه و پارتی و هدایا و تحف، جرایم را از بین برد و افکار داوران را دگرگون ساخت. قرآن مجید برای این که خطّ بطلان بر چنین افکاری بکشد و اعلام نماید که در آن روز هیچ کس حقّ شفاعت و وساطت ندارد و از کسی فدا و بدلی پذیرفته نمی شود و چیزی جز عمل انسان را نمی تواند نجات دهد چنین می فرماید:
------------------
1 . زمر(39) آیه 43.
------------------ صفحه 58
(وَاتَّقُوا یَوْماً لا تَجْزِی نَفْسٌ عَنْ نَفْس شَیْئاً وَلا یُقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَةٌ وَلاَ یُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ وَلا هُمْ یُنْصَرُونَ).(1) «از آن روز بترسید که کسی به جای کسی مجازات نمی گردد و نه شفاعت و نه غرامت و نه بدل پذیرفته نمی شود و نه کسی آنها را یاری می کند». بنابراین، مجموع آیاتی که شفاعت را نفی می کند، با در نظر گرفتن عقاید رایج عرب و یهود درباره شفاعت و به کمک قراینی که در قبل و بعد خود آیات وجود دارد، آن نوع شفاعت را می گویند که عرب بت پرست و یا یهود معتقد بودند و حساب این نوع شفاعت، از شفاعتی که دسته دوم و سوم به طور اجمال ثابت می کنند جداست. آن دسته از آیات (دسته دوم) که شفاعت را از آن خدا می داند با دسته سوم که به وجود شفیعانی که به اذن پروردگار شفاعت خواهند کرد اشاره می کند، کوچک ترین منافاتی ندارد; زیرا شفاعت، اصلاً از آن خداست و دیگران با اذن و اجازه خدا از این حقّ مطلق استفاده می نمایند. خواب راستین
در پایان بی مناسبت نیست که سرگذشت شاعری به نام حاجب را در این جا نقل کنییم: وی از افرادی بود که تصور می کرد شفاعت پیامبران و امامان(علیهم السلام) در هر حالی و به هر کیفیتی شامل همه گنه کاران می شود و باز چنین می اندیشید که، مسأله شفاعت، یک نوع پارتی بازی است و برای آن تشریح شده است که افراد مجرم و
------------------
1 . بقره(2) آیه 48. این آیه، در ضمن وقایع و سرگذشت بنی اسرائل وارد شده است لذا از این نظر، ناظر به عقاید یهود درباره شفاعت خواهد بود.
------------------ صفحه 59
گنه کار، در پرتو آن به هر جنایتی دست بزنند و هر چه بخواهند انجام دهند. از این رو، در قصیده ای که در وصف علی(علیه السلام) سروده بود در آخرین بیت ـ که تخلص شاعر نیز آمده ـ چنین گفته بود: حاجب اگر معامله حشر با علی است *** من ضامنم تو هر چه بخواهی گناه کن شاعریاد شده پس از اتمام قصیده، همان شب در عالم رؤیا با صورت مثالی امیرمؤمنان رو به رو شد. امام(علیه السلام) ضمن پرسش از قصیده او، که شنیده ام قصیده ای درباره من سروده ای، فرمود: آخرین بیت قصیده خود را برای من بخوان. وی همان بیت یاد شده را برای امام(علیه السلام) در عالم رؤیا قرائت کرد. امام(علیه السلام) پس از نکوهش او فرمود:شعر خود را چنین اصلاح کن: حاجب اگر معامله حشر با علی است *** شـرم از رخ علی کـن و کمتر گناه کن حاجب پس از بیدار شدن از اندیشه بد خود پشمان شد و شعر خود را به همان صورت اصلاح کرد. ممکن است برخی گمان کنند این خواب به سان خواب های آشفته است و هیچ نوع حجیتی ندارد و تنها خواب انبیا و اولیا، مانند یوسف صدیق(علیه السلام) و نبی اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم)است که حجت است. بله، این مطلب را ما نیز قبول داریم، امّا گاهی خواب انسان های عادی هم، می تواند واقع نما و روشنگر حقایق باشد; مانند خوابی که هم بندی های حضرت یوسف(علیه السلام) دیدند و برای او تعریف کردند و آن حضرت نیز حقیقت خواب را بیان داشت. هیچ بعید نیست خواب این مرد شاعر نیز از همین رؤیاها راست و صادق باشد. به هر حال، ما نمی خواهیم با خواب استدلال کنیم، بلکه فقط تذکر نکته ای
------------------ صفحه 60
بود که در این جریان وجود داشت. مفاد شعر اوّل همان شفاعت تحریف شده است، در حالی که مضمون شعر دوم شفاعت واقعی است که در بالا تشریح شد.
------------------ صفحه 61

 

6. توطئه خطرناک منافقان

6. توطئه خطرناک منافقان
7. (هُمُ الَّذِینَ یَقُولُونَ لا تُنْفِقُوا عَلی مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللّهِ حَتّی یَنْفَضُّوا وَلِلّهِ خَزائِنُ السَّمواتِ وَالأَرْضِ وَلَکِنَّ الْمُنَافِقینَ لاَ یَفْقَهُونَ). «آنان(منافقان) کسانی هستند که می گونید: بر افرادی که نزد رسول خدا هستند چیزی انفاق نکنید، تا از اطراف او پراکنده شوند با این که خزاین و گنجینه های زمین و آسمان ها از خداست، ولی منافقان نمی فهمند». 8.(یَقُولُونَ لَئِنْ رَجَعْنَا إِلَی الْمَدینَةِ لَیُخْرِجَنَّ الأَعَزُّ مِنْهَا الأَذَلَّ وَلِلّهِ العِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنینَ وَلکِنَّ الْمُنافِقینَ لاَ یَعْلَمُونَ). «آنان می گویند که اگر (از نبرد بنی المصطلق) به مدینه برگردیم باید گروه عزیزها(کسانی که نژاد آنها مدنی است) گروه ذلیل ها (مهاجرانی که به مدینه پناهنده شده اند) را از مدینه اخراج نمایند. بگو: عزت از آن خدا و رسول وی و مؤمنان است، امّا منافقان نمی دانند». محاصره اقتصادی و ترک داد و ستد، از عواملی است که نهضت و جنبش اقلیت هدف دار را خاموش می سازد. متنفذان جامعه که بیداری گروهی را به ضرر
------------------ صفحه 62
خود می دانند، از طریق قطع روابط اقتصادی، اقلیت فشرده و به هم پیوسته را به زانو درآورده ، و آنان را از تعقیب راهی که در پیش گرفته اند، باز می دارند. انقلاب ها و اصلاحات همواره از یک گروه کوچک و ضعیف و تهی دست آغاز می شود و برای به هم زدن این دسته، کافی است که سرمایه داران متنفذ، روابط بازرگانی و اقتصادی و کمک های بلاعوض خود را به آنان قطع نمایند و از این راه گرسنگی و فقر و بیچارگی مصنوعی به وجود آورند که اقلیت تهی دست ناچار شوند از هدف و ایده خود دست بردارند. رجال شرک و مخالفان توحید، در آغاز اسلام از این «تاکتیک» سیاسی به گونه زشت و شدیدی بهره جستند و مسلمانان را با گرسنگی طاقت فرسایی دست به گریبان کرده و آنان را مجبور ساختند سه سال تمام در شعب ابوطالب با بدبختی و گرسنگی و فقر فوق العاده ای زندگی نمایند. سران قریش در آغاز بعثت، برای سرکوب کردن نهضت نیرومند اسلام، قطع نامه ای به دیوار کعبه زده و در آن هر نوع معامله و داد وستدی را با بنی هاشم ممنوع ساختند. در نتیجه این تحریم اقتصادی، همه مردم از ترس و یا از روی میل، روابط تجاری و اقتصادی ـ حتی معاملات جزئی خود ـ را با خانواده پیامبر قطع نموده و آنان را در یک بن بست اقتصادی عجیبی قرار دادند. شب ها، فریاد و صدای کودکان آنها از گرسنگی بلند بود، تا آن که به دلیل مقاومت اعجازآسای بنی هاشم، قطع نامه لغو شد.(1) در بسیاری از کشورها که رهبران آنها با دین و مذهب روابط حسنه ندارند و دین را مانع سرسخت در برابر اغراض خود می دانند، افراد با ایمان را از یک سلسله حقوق اجتماعی و مزایای سیاسی و فرهنگی محروم می کنند تا نسل جدید، به دین و
------------------
1 . سیره ابن هشام، ج1، ص 350.

دوشنبه 10 آبان 1395  10:42 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh majnon313 rozgol omiddeymi1368 amayen aliada mosadegh mojdeh1 mansoor67 zahra_53 fsmuosavi abas1387 feridoun3 ghiyase65
mansoor67
mansoor67
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 3583
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:دوست نماها(7)

گرشفاعت طالبی علــــم علی را کن دلیل       

با علــی باش ونما الگوعبـادت چون خلیل

بهترین الگـــــو مــرام اهلبیت مرتضاست

دورگرزاین آل باشی بی گمان گردی ذلیل

فی البداهه: منصور مقدم 20/8/1395

پنج شنبه 20 آبان 1395  12:33 PM
تشکرات از این پست
zahra_53 nazaninfatemeh kuoroshss ghiyase65
دسترسی سریع به انجمن ها