0

دوست نماها(6)

 
ravabet_rasekhoon
ravabet_rasekhoon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1392 
تعداد پست ها : 8846
محل سکونت : اصفهان

دوست نماها(6)

صفحه 50
توضیح یک اشتباه
برخی (1) که قدم راسخ در ولایت ندارند، تصور کرده اند منظور از رسیدن به حضور رسول خدا و استغفار وی، این است که پیامبر از حقّ خود بگذرد; زیرا منافقان کسانی بودند که به خود پیامبر ظلم کرده و «حق الناس»(حقوق پیغمبر) در گردن آنها بود. بنابراین، تأثیر استغفار برای پیامبر مقام خاصی نیست، بلکه تمام مردم با او در این قسمت یک سان هستند و هر کس به کسی ستم کرد باید از او حلّیت بطلبد. ولی این فرد از یک نکته غفلت ورزیده که اگر منظور از رسیدن به حضور پیامبر این بود که پیامبر شخصاً از حقوق خود بگذرد باید چنین بفرماید:«تعالوا یغفر لکم رسول اللّه أو یعفو عنکم; بیایید پیامبر شما را ببخشد». در صورتی که متن آیه «یستغفر» است و فرق دو لفظ بر شخص بصیر پوشیده نیست. شرط تأثیر استغفار
صریح قرآن این است که خدا از گناه شرک نمی گذرد چنان که فرموده: (إِنَّ اللّهَ لا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَیَغْفِرُ مَادُونَ ذَلِکَ).(2) «خداوند از شرک نمی گذرد و کمتر آن را می بخشد». بنابراین، شرک گناهی است غیر قابل بخشش و مانع از بخشیده شدن گناهان دیگر است. علت این که استغفار پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) درباره منافقان مؤثر نیست، همان «مشرک
------------------
1 . مؤلف کتاب تفسیر آیات مشکله قرآن(ص 196). نگارنده در کتاب تفسیر صحیح آیات مشکله قرآن(ص 50ـ 60) ـ که در بررسی کتاب نامبرده نوشته است ـ به طور مبسوط در این باره سخن گفته است.
2 . نساء(4) آیه 48.
------------------ صفحه 51
بودن» آنهاست و شرک جرمی است غیر قابل عفو و قلب مشرک را تاریکی فرا گرفته که هیچ گونه شایستگی برای بخشش ندارد. این حقیقت در یکی از آیات به طور روشن گفته شده است، آن جا که می فرماید: (إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِینَ مَرَّةً فَلَنْ یَغْفِرَ اللّهُ لَهُمْ ذلِکَ بِأَنَّهُمْ کَفَرُوا بِاللّهِ وَرَسُولِهِ).(1) «هرگاه هفتاد بار برای آنها طلب آمرزش نمایی خداوند آنان را نخواهد بخشید، زیرا آنان به خدا و رسول او کافرند». اکنون که سخن به «شفاعت» کشیده شد، برای روشن کردن اذهان، قدری در مورد شفاعت بحث می کنیم، اگر چه حقّ چنین بحث، با این مختصر ادا نمی گردد. گاهی تصور می شود که شفاعت نوعی«پارتی بازی» و وسیله تراشی برای به هم زدن قوانین است و نتیجه آن، به دست آوردن موقعیت ها، بدون شایستگی لازم است. به طور اجمال باید توجه نمود که، شفاعت از اصول مسلم اسلام است و هر کس که آشنایی مختصری با قرآن و احادیث اسلامی و عقاید مسلمانان جهان در تمام اعصار و قرون داشته باشد می داند که نوید شفاعت به افرادی که شایستگی شفاعت را دارند، مطلبی است قطعی و آن چنان نیست که بتوان درباره آن شک و تردید به خود راه داد. پیش از آن که در مورد آیات وارده درباره شفاعت سخن بگوییم، لازم است تا حدودی حقیقت شفاعت و حدود و شرایط آن را بیان کنیم تا شفاعت واقعی از شفاعت «قلابی» ـ که گروهی آن را دستاویز خود قرار داده اند ـ تمیز داده شود.
------------------
1 . توبه(9) آیه 80.
------------------ صفحه 52
معنای لغوی و اصطلاحی شفاعت
شفاعت در لغت، به معنای «ضمیمه کردن چیزی به چیز دیگر و جفت نمودن آن» است و در اصطلاح مذهبی، یعنی کمک اولیای خدا (پیامبران، امامان و مردم صالح و درست کار) به افرادی که در طول زندگی، مرتکب لغزش هایی شده اند. البته کمک به نجات افراد گنه کار، دو صورت دارد: یک شکل آن، به اصطلاح پارتی بازی و ظلم و ستم و تبعیض نارواست و شکل دیگر آن، یک نوع درس تربیت، روزنه امید و وسیله تکامل. اگر به افرادی بدون هیچ گونه شایستگی بی جهت کمک شود و بر دیگران مقدم شوند، این کار نوعی تبعیض ناروا و تشویق مردم به گناه و تأمین دادن به آنها در برابر جنایات است. این همان شفاعت غلط و ناروایی است که باید گفت جنایت کاران و گنه کاران را جسور و جری می سازد و امید به چنین شفاعت پنداری، سبب می شود افراد مجرم از انجام دادن هیچ جنایتی کوتاهی نکنند. مسلماً هدف آیات، این نوع شفاعت نیست که عقل و خرد آن را محکوم می کند. ولی اگر بعضی از گنه کاران، به دلیل پیوندهای معنوی که با خدا داشتند و به سبب ارتباط ایمانی که با اولیای پروردگار برقرار ساخته بودند، مورد کمک شفیعان در روز رستاخیز قرار گیرند، در این صورت نوید شفاعت نه تنها موجب تشویق و مستلزم تبعیض ناروا نیست، بلکه عین عدالت و وسیله تربیت و بازگشت افراد گنه کار از نیمه راه است. توضیح این که، همان طور که قرآن مجید بیان می کند: شفاعت اولیای خدا منوط به اذن پروردگار جهان است و تا اجازه خدا نباشد هیچ کس نمی تواند شفاعت نماید. ناگفته پیداست که اذن خدا بی جهت و بدون حکمت نخواهد بود و اذن خدا
------------------ صفحه 53
شامل حال کسانی می شود که برای عفو و اغماض شایستگی دارند و اگر در طول زندگی، لغزش و گناهی داشتند، به مرحله پرده دری و طغیان نرسیده و اگر رابطه خود را در بعضی از جهات ضعیف کرده اند، به کلی آن را از بین نبرده اند. این چنین افراد که پیوندهای گوناگون خود را با حق و حقیقت نگسسته اند، مشمول و شایسته شفاعت می شوند. نوید شفاعت با این شرط، خود هشداری است به افرادی که گاهی مرتکب گناه می شوند تا به هوش باشند و هر چه زودتر از ادامه گناه بازگردند و همه پیوندها را نگسلند و پرده ها را ندرند و از شعاع شفاعت دور نگردند، که در غیر این صورت، راه نجاتی برای آنان نخواهد بود. همین احساس و توجه، در بازگشت افراد گنه کار به راه حق و تجدید نظر در برنامه های غلط تأثیر می گذارد و در حقیقت روزنه امیدی برای پاک ساختن برنامه زندگی از نقاط تاریک محسوب می شود. تجربه نشان داده است که اگر روزنه امیدی به روی افراد مجرم گشوده شود و احساس نمایند اگر در برنامه غلط و ناروای خود، تجدید نظر کنند راه نجاتی برای آنها هست، در این صورت بسیاری از آنان از بیراهه به راه باز می گردند. در قوانین جزایی و کیفری جهان، قانونی به نام «عفو زندانیان و مجرمان بزرگ و محکومان به حبس ابد» وجود دارد. نکته آن این است که روزنه امیدی برای این افراد باز شود تا در برنامه زندگی خود، تجدید نظر نمایند. اگر این روزنه نبود، علت نداشت که در آن محیط آرام بنشینند و دست به جنایت نزنند; زیرا بالاتر از سیاهی(زندان ابد) رنگی نیست. شفاعت درباره افراد لایق و شایسته ، جز روزنه امید برای امکان تجدید حیات دینی و اخلاقی چیز دیگری نیست و مخصوص کسانی است که روابط خود را با خدا
------------------ صفحه 54
و اولیای دین حفظ کرده اند، ولی کسی که دارای اعمال نیک نبوده و از ایمان به خدا بهره نداشته باشد و عمری را در گناه و فساد به سر برده است، هرگز مشمول شفاعت نخواهد شد. فرق این دو طایفه را می توان در ضمن مثالی مجسم ساخت: فرض کنید سربازانی مأمور گشودن دژی برفراز کوهی باشند و گشودن آن دژ، در حفظ کشور آنان از تجاوز خارجی فوق العاده مؤثر است. فرمانده ماهر و ورزیده، وسایل لازم بالا روی و گشودن دژ را در اختیار آنان می گذارد و فرمان بالا رفتن را صادر می نماید. آن گروه از سربازان بی انضباط و ترسو که گوش به فرمان فرمانده نداده و در پایین کوه می مانند، هیچ گاه مشمول حمایت او نمی گردند; امّا آن گروه دیگری که فداکارند و به سرعت از کوه بالا می روند، اگر در میان آنان افرادی ضعیف و ناتوان باشند و در بعضی از گذرگاه ها بلغزند، یا صعود و بالا رفتن به تنهایی در بعضی از نقاط حساس کوه، برای آنها مشکل باشد، فرمانده دل سوز مراقب حال آنها بوده و در نقاط حساس به آنها کمک کرده و از لغزشگاه عبور می دهد. این نوع مراقبت و کمک، یک نوع شفاعت از آن افرادی است که در مسیر هدف گام برمی دارند و هیچ اشکال ندارد که فرمانده دل سوز، پیش از صعود به کوه، این مطلب را اعلام کند و بگوید: اگر شما در نقاط حساسی از صعود باز بمانید از کمک های بی دریغ من محروم نخواهید ماند و من با تمام قوا کوشش می کنم که شما را در این هدف کمک کنم. یک چنین اعلام قبلی، افراد را برای کار دل گرم کرده و نور امید را در دل آنان پدید می آورد و بر قدرت و پایداری آنان می افزاید و در حقیقت نوعی تربیت و وسیله تکامل است. آیا اگر شفاعت یک نوع کمک به نجات افراد در زمینه های مساعد باشد،
------------------ صفحه 55
مستلزم «تبعیض ناروا» ست و یا ترجیح بدون دلیل و تشویق به گناه و پارتی بازی به حساب می آید؟ قرآن و مسأله شفاعت
آیا مربوط به شفاعت را می توان به سه دسته تقسیم نمود: 1. آیاتی که شفاعت را نفی می نماید; مانند: (وَاتَّقُوا یَوماً لا تَجْزِی نَفْسٌ عَنْ نَفْس شَیْئاً وَلا یُقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَةٌ وَلا یُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ وَلاَ هُمْ یُنْصَرُونَ).(1) «از آن روز بترسید که کسی به جای کسی مجازات نمی شود، نه شفاعت پذیرفته می شود و نه غرامت و بدلی قبول خواهد شد و آنان یاری نمی شوند». 2. آیاتی که شفاعت را از آن خدا دانسته و آن را به ذات خدا منحصر می داند; مانند: (مَا لَکُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِیّ وَلا شَفِیع).(2) «برای شما (در روز رستاخیز) یار و شفاعت کننده ای جز خدا نیست». 3. آیاتی که به وجود شفیعانی که به اذن پروردگار شفاعت می کنند صریحاً اعتراف می کند و پذیرش شفاعت آنها را به اذن خدا محدود می سازد; مانند: (مَنْ ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِندَهُ إِلاّ بِإِذْنِهِ).(3) «کیست که در پیشگاه خداوند بدون اذن او شفاعت کند».
------------------
1 . بقره(2) آیه 48. و قریب به همین مضمون، آیات دیگری در قرآن آمده است. ر.ک: بقره(2)آیه های 123 و 254; مدثر(74) آیه 48. 2 . سجده(32) آیه 4. ر.ک: انعام(6) آیه 51 و 70; زمر(39) آیه 44; غافر(40) آیه 18. 3 . بقره(2) آیه 255.

دوشنبه 10 آبان 1395  10:41 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh rozgol mosadegh farnaz_s geograf_reza saeed690 mojdeh1 mansoor67 mosabeghat_ravabet omiddeymi1368 majnon313 emamedavazdah abas1387 feridoun3 ghiyase65
دسترسی سریع به انجمن ها